The Mist

The Mist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Mist S01E06 HDTV x264-SVA
The Mist S01E06 HDTV x264-SVA
The Mist S01E06 720p HDTV x264-SVA
The Mist S01E06 REPACK 720p HDTV x264-SVA
A Commentary by ImLoSeR
► ImLoSeR | LiLMeDiA.TV

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
Published on: 2017-07-29
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

...این اولین بار نیست که طبیعت زنده می‌شه

اون زن داره یه خدای دروغین رو تو کلیسای تو پرستش می‌کنه

میلگرد رفته تو کبد برادرت

من نمی‌کشمت. دیوونه‌ای؟

خیلی متأسفم

اون اومد،‌ به من نگاه کرد و رفت

من نمی‌خوام دیگه با اون افراد باشم

برای چی اون کار رو کردی، احمق، هان؟

تو کی هستی؟ - فکر کردم این اتاق «برایان هانت»ـه -

من «برایان هانت» هستم

می‌دونی کی این بلا رو سرت آورد؟ - جونا دیکسون -

به کسی دل نبند

اونا فقط برای صلاح خودشون ازت سوءاستفاده می‌کنن

میا؟

«ترجمه و زیرنویس از: «حسیــن گنجـــی «ImLoSeR»

اینجا چیکار می‌کنی؟

تو کی هستی؟

من دوستت هستم

یادت نمیاد؟

می‌دونی من کی هستم؟

البته که می‌دونم

همه چی روبه‌راهه، رفیق؟

به من بگو کی هستم

!بهم بگو من کی هستم

اونا...پیدات می‌کنن - کی؟ -

خیلی خب

کوین

برادرت کجاست؟

این اتفاق چطوری رخ داد؟

مگه مهمه؟

می‌تونه مهم باشه - اون مُرده دیگه -

این همه‌ی چیزیه که باید بدونی

دکتر بیلی

ببخشید

،ما یه مریض دیگه رو از دست دادیم

اون زنی که اونجاست

اومد که تو اتاق ۲۲۷ دنبال همسرش بگرده

شما آخرین نفری بودین که دیدینش

باشه، تو بمون. من میرم

چی شده؟

چیزی نیست که تو نگرانش باشی

خیلی ضایع دروغ می‌گی

چیزی نیست. همه چی روبه‌راهه همه‌چی تحت کنترله

فقط می‌خوام اگه خبرایی هست، بیشتر مواظب باشم

چیزی نیست که لازم باشه مواظب باشی

...موضوع اینه که ...ما یه چندتا مریض داشتیم که

.یهو ناپدید شده‌اند

ناپدید؟ یعنی از داخل بیمارستان؟

آره، ولی ممکنه خودشون از بیمارستان رفته باشن

،در حال حاضر ما به سختی دچار کمبود نیرو هستیم

.و خیلی سخته که دنبالشون بگردیم

ما از اینجا میریم

چی؟ الان؟ نمی‌تونیم بریم

برایان هنوز خیلی اوضاش بهم ریخته‌ست

اون میا رو داره. چیزیش نمی‌شه

خیلی خب. یه کاری هست که اول باید انجام بدم

باشه

می‌تونستم کاری انجام بدم

می‌تونستم نگه‌ش دارم و از مواظبت کنم

کاری از دستت بر نمیومد

،اون موجود تو کتابفروشی

اون رو گرفت و من رو نگرفت. چرا؟

چرا اون رو می‌خواست ولی من رو نه؟

الکس

بخاطر اینه که مشکلی دارم، مگه نه؟

یالا

بریم

کجا؟

سفر علمی

...یادمه چقدر «لیزا» دوست داشت بیاد اینجا

«و همینطور «جی

ولی فکر می‌کنم «جی» بیشتر برای شیرینی میومد اینجا تا گوش کردن موعظه

چی می‌خوای بگی، پدر؟

می‌خواستم همین رو ازت بپرسم

...یادمه، درست مثل دیروز بود

وقتی که ازم خواستی که پیش تو و «لیزا» بمونم

باعث افتخار بود ازم خواستی که لحظات آخر «لیزا» کنارش باشم

،خوشحالم که بعد از اینکه فوت کرد، کنارت بودم

«برای تو و «جی

ما قدردان این کار تو هستیم

لیزا تا آخرین لحظه به خداوند وفادار بود

،می‌دونست که داره می‌میره

.با این وجود از خدا متنفر نشد

بخاطر زندگی‌ای که خداوند بهش داده بود، عاشقش بود

خواهش می‌کنم با گوش دادن به «ناتالی» ناامیدش نکن

پدر، به کمکت نیاز داریم

،دوباره داره راجع به «بهار سیاه» صحبت می‌کنه

.و اونا هم دارن گوش می‌کنن

پدر

سلام - سلام -

ما داریم میریم

،خیلی باحال بود

.می‌دونی، کاری که کردیم

چی، اینکه من تا خوردی کتکت زدم؟

آره، خیلی باحال بود

این اطراف می‌بینمت

آره، می‌بینمت

نه. نه، نه،‌ نه،‌ نه، نه

ماشین کجاست؟

آدرین؟

!بهت سوئیچ رو داردم،‌آدرین - !ولی من ندارمشون -

من...من قسم می‌خورم که ...تا وقتی که...من...من

کدوم گوری هستن؟ - !میا -

میا باید برداشته باششون

ماشین نیستش - چش شده؟ -

میا برداشتش! می‌دونستی؟

نه، هیچی بهم نگفت

برای چی بهش اعتماد کردم؟

کجا داری میری؟

باید یه ماشین سالم دیگه پیدا کنیم - من میام -

...نه! فقط

فقط...برمی‌گردم

همینجا بمون

یالا! بهم نشون بده

!یه لحظه

اون رنگ ارغوانی رو امتحان کردی؟

!از ارغوانی خوشم نمیاد

از ژاکته اصلاً خوشم نمیاد

من عاشقشم

،اگه اون موجود داخل مه، دنبال من نیست

.می‌تونم برم دنبال کمک

نه - می‌تونم بابا رو پیدا کنم -

الکس

دلم براش تنگ شده

می‌دونم

تو اومدی یا خانم دیوونه حرف بزنی

...خب

در حال حاظر خیلی دیوونه‌بازی تو زندگیم ندارم

چی شده؟

...همم

دارم به این فکر می‌کنم که چطور این اتفاق همه چیز رو تغییر داده

خب، فکر کردم گفتی که این اتفاقات زیبا هستند

اوه، همینطوره

چه یه فوران آتش‌نشان باشه یا چه یه سونامی

،تعداد چیزهای کمی هستن که از نابودی زیباتر هستن

.ولی به این معنی نیست که من ازش لذت می‌برم

،حالا این مه

امید داری دوباره ناپدید می‌شه؟

آره، البته

...و به محض اینکه

.به اون هدفش برسه، از بین میره

فکر می‌کنی دنبال چی اومده؟

یه جنگل‌بانی که سال‌ها پیش می‌شناختم بهم

درباره‌ی یه یه خرس قهوه‌ای که

.که سه تا توله بدنیا آورده بود، بهم گفت

جنگل‌بان‌ها همون نزدیکی‌ها ایستاده بودند تا حواسشون به اون توله‌ خرس‌ها باشه و

توله خرس‌ها از دست دیگر ،حیوانات شکارچی در امان باشند

ولی جنگل‌بان‌ها وقتی مادر خرس‌ها دو توله‌ی

.اولش رو کشت، بسیار شوکه شدند

اونا مداخله کردند و آخرین بچه‌خرس رو نجات دادند،‌ یه توله‌ی نر بود

چرا اون خرس این کار رو کرد؟

،خب، وقتی که جنگل‌بان‌ها داشتن از اون

توله خرس مراقب می‌کردند، فهمیدند که

.داره از تب و عفونت رنج می‌بره

از همون موقعی که بدنیا اومده بود، مریض بود

اونا فکر کردند که مادر خرس‌ها بخاطر این اون توله‌ها رو

.کشته،‌ چون اونا هم مریض بودند

مادرشون اونا رو کشت تا این بچه‌ها نتونند این بیماری رو پخش کنند و

.زندگی بتونه ادامه پیدا کنه

ما همون عفونته هستیم، مگه نه؟

همه‌مون نه

انسان‌‌ها هم گونه‌ای از طبیعت هستند

یه جای کار می‌لنگه

بهت قول میدم وقت یکه فهمیدم بهت میگم

ممنون، زن مجنون

یه لحظه کار کرد

چی؟

اون حواس‌پرتی

هنوزم از اون ژاکت بدم میاد

شاید بتونیم حواس بقیه رو هم پرت کنیم

یالا. من یه فکری دارم

،فکر کنم می‌خوام به سکوی بارگیری برگردم

.و پُز لباسای جدیدم رو بدم

می‌خوام وقتی برگشتم اون ژاکت رو بندازم دور

نه، این کار رو نمی‌کنی

دوسِت دارم

منم دوسِت دارم

هی

مستقیم برگرد، باشه؟

دکتر بیلی

!همینجوری اونجا نمون

!کمکم کن

چی شده؟ - منم اینجوری پیداش کردم -

باید مُسکن بهش بزنم

چیزی نیست، گیون، چیزی نیست

این جا چه خبره؟ - روحتم خبر نداره -

!نه

!نه

ژنراتور برق داره تموم می‌شه

نگران نباش

کوین داره برمی‌گرده

یه ساعتی می‌شه که رفته

مطمئنم که حالش خوبه

مردم همینجوری دارن ناپدید می‌شن

پرستار «شریور» گفت که تو چند روز گذشته

سه نفر یهو ناپدید شده‌اند

اگه برنگرده چیکار کنم؟

خیلی خب

بریم پیداش کنیم

More Farsi Persian subtitles for The Mist

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left