Release info

70024 1757199303 Bread Of Happiness 2012 720p BluRay x264 DTS HDChina kunngoc
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Bread of Happiness زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-05
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اولین عشق من «مانی» بود.

وقتی دبستان بودم...

...یه کتابخونه نزدیک خونمون بود.

اونجا یه کتاب خوندم، "ماه و مانی".

پسربچه‌ای به اسم مانی، ماه رو می‌ذاره تو سبد دوچرخه‌اش...

...و هر روز از شرق به غرب، تو آسمون حرکت می‌کنه.

یه روز ماهِ لاغر و ضعیف بهش گفت...

"آخه مانی، می‌شه خورشید رو برام بیاری پایین؟"

"وقتی تو آسمون با همیم، نورش چشمامو میزنه..."

"نمیشه. اگه خورشید رو بیارم پایین، دردسر می‌شه."

"چرا؟"

"آخه اگه خورشید رو بیارم پایین، تو..."

"...ناپدید می‌شی..."

"اون وقت، کسایی که شب سفر می‌کنن، گم می‌شن..."

"مهم اینه که تو با نور خورشید روشن می‌شی..."

"...و شب آسمونو برای بقیه روشن می‌کنی."

من واقعاً مانی رو دوست داشتم...

...و از اون موقع همیشه دنبال مانی می‌گشتم.

اما...

...چیزایی که ماه نبودن، کم‌کم دور و برم رو پر کردن...

...بیشتر و بیشتر...

بزرگ شدم و مشغول کار...

...این کار خیلی سرمو شلوغ کرده بود.

تنها کسم، پدرم، از دنیا رفت.

خیلی سخت بود... بعد از تنها شدن، دلم کوچیک شد...

و با خودم گفتم... مانی‌ای وجود نداره...

And told myself...there is no Mani...

بعد، توی توکیو...

...وقتی حس کردم دیگه نمی‌تونم سختی تحمل کنم...

...میزوشیما گفت: "بیا بریم تسوکی‌اورا..."

اینو گفت...

گروه ساب‌تایتل "اِرت‌بوری" تقدیم می‌کند: نان شادی

زیرنویس از گروه "اِرت‌بوری"

ترجمه و هماهنگ‌سازی: دن‌بوری

ویرایش و کنترل کیفی: ارت‌کالرز

با تشکر ویژه از: فورانس، زد‌زد‌زد

"برات نامه اومده!" - صبح بخیر.

آها، صبح بخیر.

ریه‌سان...

مثل همیشه زیبا به نظر می‌رسید.

خیلی ممنونم.

"سلام!"

آها، آبِه‌سان!

بفرمایید. نامه‌تون.

خیلی ممنون.

صبح بخیر. - اوه، میزوشیما!

نان کمپین آماده‌ست.

بفرمایید.

به به!

در کافه مانی که نزدیک یه دریاچه‌ست...

...قهوه‌ای که ریه‌سان دم می‌کنه...

...نون تازه‌ای که میزوشیما می‌پزه...

...غذاهایی که با سبزیجات فصلی درست می‌شن...

...و اتاق‌هایی با تخت‌های گرم طبقه بالا...

...که مسافرهای دور می‌تونن اونجا اقامت کنن.

من دیگه باید برم...

اِم... اِم...

ریه‌سان..... شما واقعاً زیبا هستید...

به سلامت.

روز خوبی داشته باشی. - بعداً می‌بینمت.

وایسا تا برسم!

حدوداً یک سال پیش، وقتی این زوج اومدن تسوکی‌اورا...

...به دلیلی، دلم می‌خواست همیشه دنبالشون کنم.

میزوشیما... - هوم؟

نظرت چیه یه آینه اونجا بذاریم؟

فکر می‌کنی؟ شاید...

بریم؟ - حتماً.

برای اون شیشه.

آماده‌ست.

آینه، درسته؟ برای اینکه اونجا آویزون بشه.

قبلاً برات درستش کردم. - اِ؟

از کجا می‌دونستی؟

ببین، گوشام تنها چیزیه که واقعاً خوب کار می‌کنه.

فکر می‌کنم اونجا عالی میشه.

خیلی ممنون. - خیلی ممنون.

یه ذره دیگه...

خیلی از کارهایی که "یوکو سان" تیزگوش درست می‌کرد...

...توی کافه چیده شده بودن.

عالیه. - آره، خوبه.

قشنگه.

هر وقت اتفاق خوبی می‌افتاد...

...تمام پول خُردهایی که داشتن رو می‌ریختن توی یه شیشه.

اینجوری کافه‌شون کم‌کم تکمیل می‌شد.

دست شما درد نکنه!

به سلامت. - اوه، ممنون!

قشنگ به نظر می‌رسه.

خوب رشد کرده‌ای.

سلام، کافه مانی هستم.

"می‌خوام از امشب دو شب اینجا بمونم. اتاق خالی دارید؟"

آها، بله. چند نفر هستید؟

"فقط... یه نفر."

بسیار خب. منتظرتون هستیم.

می‌تونم اسمتون رو بپرسم؟

خوش آمدید. - خوش آمدید.

سایتو هستم. تلفنی رزرو کرده بودم.

منتظرتون بودیم.

از این طرف، لطفاً.

وقتی جا افتادین، براتون پایین قهوه درست می‌کنیم.

ممنون.

سلام~!

لب ساحلم.

باید مواظب باشم آفتاب‌سوخته نشم!

هتل؟

معلومه که مون بیچ.

خیلی لاکچریه!

ممنون.

یه چیزی برات میارم.

حتماً. خداحافظ.

چه حالی میده~!

میزوشیما!

توکیو!

یه کم بخور.

مثل همیشه، خیلی خوشمزه‌س!

توکیو، خیلی وقت بود ندیده بودمت، نه؟

امروز مرخصی هستی؟

خب...

باید هر از گاهی با دوچرخم برم یه دوری بزنم تا استرسم خالی شه.

دوست‌دختر پیدا کردی، مگه نه؟

هیچ‌کسو پیدا نکردم. چی میگی؟

حالت خوبه؟

خوبم.

چی شده؟

آه، آقای هیروکاواست.

خانم ریه، آقای هیروکاواست! - آه... بله.

"هیزم آوردم!"

الان میام! بله.

متأسفم توکیو، میشه اینو برای مهمون ببری؟

من؟

ام... خانم ریه ازم خواستن براتون یه حوله بیارم...

اینقدر به من نگاه نکن و بده دیگه.

اِه؟

آهان...

بفرمایید امتحان کنید.

نون گوجه‌فرنگیه. فکر کنم با شراب خیلی خوب بشه.

توکیو، چرا امشب اینجا نمیمونی؟ - اوه، ممنون.

آیا طبیعیه که آدم لحظه آخر کنسل کنه؟

مون بیچ در اوکیناوا...

میدونم... میدونم که خودم رزرو کردم.

اما اون گفت باهام میاد.

گفت حتماً میره...

فردا تولدمه.

به همه همکارام گفته بودم...

راستش... اون خیلی محبوبه...

تو کارش هم واقعاً خوبه.

آدم‌ها خب... یه سری...

...تفاوت سطح دارن...

اگه من اینجا باشم...

...پس اون این دور و براست؟

اگه با نون مقایسه‌ش کنیم، نمیدونم...

اگه با نون مقایسه‌ش کنیم، چی میشه؟

تنو نون شکلاتیه یا یه همچین چیزی...؟

ولی... برام مهم نیست.

فراموشش می‌کنم.

خداحافظ~!

شاید نرم خونه و همینجا بمونم.

اینجا هم که همه چی گل و بلبل نیست.

هِی، اون پسره...

اون پسری که اونجا نشسته کیه؟

اون توکیو هست.

سلام.

توکیو اهل اینجاست؟

حدود سه ساعت راهه، با موتور.

درسته؟

پس تمام عمرت اونجا زندگی کردی؟

تمام عمرم.

پس هر روز خیلی ساکت و آروم میگذره حتماً.

آروم؟

حتماً آرومه. مثل توکیو نیست.

میدونی...

کار کردن تو توکیو خیلی سخته...

چطور بگم... مردم همه تحت فشارن...

خودشونو مجبور می‌کنن بخندن...

ولی تو که تو توکیو هستی چون خودت میخوای، مگه نه؟

نه واقعاً...

چون من از وقتی به دنیا اومدم تو توکیو بودم...

فکر نمی‌کنم شما بتونین درک کنین...

اینطور نیست که...

...چون از رفاه برخورداری؟

توکیو؟

توکیو...

*احمق~!*

احمق!

صبح بخیر.

صبح بخیر.

قهوه بخور.

منم...

...بعضی وقتا خودمو مجبور می‌کنم بخندم.

نون ساده هم خوبه.

چرا منم دارم باهات میام؟

برای حمل کردن کیسه‌ها.

آقای هیروکاوا!

سلام.

مهمونمون، خانم کائوری.

اوه، از آشنایی با شما خوشبختم.

سلام.

مهمون آقای میزوشیما رو، بسپرین به من.

اگه چیزی لازم داشتین، فقط بگین.

آه، ممنون.

اما یه چیزایی هستن که بقیه نمی‌تونن کمک کنن...

باید خودت حواست بهشون باشه... درسته؟

Shiawase no pan (Bread of Happiness) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left