The first 200 lines.
یه چیزی تو وجودمه،
یه... یه آتیش گداختهست.
این...
جاسپر، تو قارچ خوردی.
تو جای امنی هستی.
من یه کار وحشتناک کردم.
من... من باید درستش کنم.
هی...
فقط میخوام... میخوام خاموشش کنم.
هی، اشکالی نداره. ولشون کن، جاسپر.
هرگز نمیره. - جاسپر، تو در امان هستی.
اشکالی نداره. - هرگز ولم نمیکنه.
تو در امانی.
مارتی!
مارتی...
باید بهش بگم.
باید به مارتی بگم.
اما باز هم،
میتونیم تایید کنیم که هفت نفر...
ای بابا، بث.
...در این حادثه وحشتناک جان باختند.
در میان قربانیان، دو هانان،
شریک جی جی هیز، بنیانگذار مرکز آرامش هامینگبرد.
هیچ اسم دیگری تایید نشده...
توجه.
کد آبی - بخش ۲، اتاق ۵.
کد آبی - بخش ۲، اتاق ۵.
سلام، جی جی.
هی.
بابت دِو متاسفم.
چطور این اتفاق افتاد؟
شما مراسم نوشیدن رو انجام دادین، مگه نه؟
جایی که همه نوشیدن؟
آره، اما اون فقط کامبوچا بود.
من میدونم هامینگبرد قارچهای جادویی ارائه میداد.
سیلوسایبین. اون همچین تاثیری نداره.
اون... اون درمانیه. سمی نیست.
و به هر حال، قارچی تو نوشیدنی نبود.
ما فقط میخواستیم به مردم کمک کنیم، میفهمی؟ لعنتی!
من نمیتونم بدون دِو اونجا باشم.
دارم از هامینگبرد دست میکشم.
دنیس میتونه سهم منو داشته باشه
و اون و تایسون میتونن تا میتونن توسعهش بدن.
باشه، جی جی، من...
اوه، متاسفم، ولی خب...
پیشنهاد اشتون برای توسعه هامینگبرد،
تایسون سنت کلر هم تو این قضیه هست؟
خواهرمو ول کن.
بعد از همه این اتفاقات، بهش گیر میدی؟
دنیس، یه اتفاقی داره اینجا میافته.
قتل جاسپر، ناپدید شدن اشتون و حالا این...
میخوای یه داستان دیگه بنویسی، دوباره پورت سیلور رو به گند بکشی؟
من میخوام بفهمم کی جاسپر رو کشته.
تو اینجا جایی نداری، مارتی.
به اندازه کافی خرابکاری کردی.
هی. - هی.
مندی چطوره؟
اوه، فقط منتظره تا اثر اون هرچی که بود از بین بره.
تو چطوری؟
پف...
داستان خوبیه.
شخصی.
آره، برای سلیقه من یکم زیادی شخصیه.
تو چرا اونجا بودی؟
دنیس اسپایت دعوتم کرد.
باشه.
صبح بخیر، همسفران.
اوم... مندی چطوره؟
اوه...
خب، هیچ... نظری درباره ایموری اشتون؟
اوه، نه، واقعاً نه.
هوم، به روزرسانی هامینگبرد. بریم!
ایموری اشتون کیه؟
اون موضوع پرونده مختومه داگ بود.
و بخشی از این یکی؟ - نمیدونم.
فکر میکنم قتل جاسپر
و اتفاق دیشب میتونن به هم مرتبط باشن.
در واقع، فکر میکنم هامینگبرد
میتونه نقطه اتصال همه این قتلها باشه.
کدوم قتلها؟
اوه، یکیش ایموری اشتون.
پس اون داشت یه پیشنهاد برای هامینگبرد آماده میکرد
درست قبل از اینکه ناپدید بشه.
و حالا تایسون سنت کلر، کسی که جاسپر براش کار میکرد،
که به شدت دنبال خرید اونجاست.
بعدش، دیشب، کلی قتل درست کنار این ساحل.
خب اگه این چیزیه که...
تئوریهای توطئه خبرهای خوبی میشن،
اما ما نمیدونیم چه بلایی سر اشتون اومده یا دیشب چی شده،
پس الان تنها قتل، قتل جاسپره.
رفیق، فقط برو پیش مندی باش.
هاه.
انجامش دادم، مامان. بردم.
اوه، پسربچه کوچولو تازه خوابش برده.
اوه، عالیه. - اوم، اگه بخوای بیدارش میکنم.
وِرن، متاسفم.
بابت لنج ماهیگیریت متاسفم
و، اوم، بابت اینکه زیادی زرنگبازی درآوردم متاسفم.
و... و بابت اینکه اینجوری شهر رو ترک کردم.
بعد از مامان و اِما، من...
...فقط خیلی عصبانی بودم.
و من اینجارو واسه هر اتفاقی که افتاد سرزنش میکردم و...
...هیچوقت واقعاً کاری که تو کردی رو درک نکردم...
...یا کاری که خودم کردم.
تو یه بچه بودی.
بهونه من تو این بیست و پنج سال چی بوده؟
بیا اینجا.
همه چی خوبه؟ - آره، همه چی خوبه.
خیلی ممنون که مراقبش بودین.
آخ...
واقعاً یه بار سنگینی از رو دوشمون برداشته شد.
اوم.
و مندی حسابی سختی کشیده.
و اگه نتونم بفهمم کی واقعاً جاسپر رو کشته...
مارتی، تو چی...
...تو این ۲۵ سال چیکار میکردی؟
از مردم درباره چیزایی که دوست ندارن حرف بزنن، سؤال پرسیدم.
آره، خیلی مسخرهست، میدونم.
و، اوم...
...پردهبرداری از حقیقت.
پس یالا دیگه.
اینجا که نمیتونی براش کاری کنی، نه؟
آره؟
دوباره مارتین اسکارسدن هستم، آقای سنت کلر.
هنوز امیدوارم در مورد جاسپر اسپایت باهاتون صحبت کنم.
خب، من هنوز علاقهای ندارم، رفیق.
خیلی خب، اگه ترجیح میدید،
میتونیم در مورد دست داشتنتون تو کلاهبرداری ویزا حرف بزنیم.
افشاگر پورت سیلور،
هنوز داری گلمالی میکنی، هان؟
تو هم جزئی از این بودی؟
نه، من تو جریانِ اِموریِ بیچاره و
دیدگاه خلاقانهاش برای هامینگبرد نبودم.
اون کار خودش و دنیس اسپایت بود.
دنیس؟ آهان.
اما وقتی اِموری به طرز مشکوکی غیبش زد،
شما وارد کار شدید.
فکر کردم در مورد جاسپر اینجایی.
هستم.
اما جیجی هیچوقت نمیخواست سهمش رو از هامینگبرد بفروشه.
تو و دنیس، جاسپر رو فرستادین اونجا؟
که دل عمهشو نرم کنه؟
تا اونجایی که من میدونم، جاسپر رفته بود هامینگبرد
تا فکر کنه بعد از رفتن زنش چطور جربزه پیدا کنه.
میخوای ببینی یه دید خلاقانه واقعی چه شکلیه؟
هامینگبرد واترز. گل سرسبد ماست.
برای پورت سیلور، بازی رو عوض میکنه.
گردشگری، بازنشستههای ثروتمند، اشتغالزایی...
جاسپر هم روی این پروژه برات کار کرد؟
تأمین مالی توسعه بینالمللی
این کارا در حد و اندازه جاسپر نبود، مارتین.
خب، پس میتونین بیل مکانیکیها رو بفرستین.
شنیدم جیجی تسلیم شده، داره ۵۰ درصد سهمش رو به دنیس میفروشه.
آره، دنیس گفت که سر وقت کارو تموم کرده.
چه کنایهآمیز.
سرمایهگذارهای فرانسوی داشتن فشار میآوردن
که فروش زمین نهایی بشه.
نصف دوجین جسد که در ساحل بکر پراکنده شده بودن
از ظرفیت روابط عمومی ظریفشون خارج بود و نتونستن هضمش کنن.
چی؟ پس دارن از پروژه توسعه کنار میکشن؟
بزدلها یک ساعت پیش تو وبسایت ASX اعلام کردن.
چقدر قراره ضرر کنی؟
سر پا میمونم.
تکلیف پیشنهاد اَموری و دِنیس برای هامینگبرد چی میشه؟
جَسپِر روی اون کار میکرد؟
جَسپِر هر کاری مامانش بهش میگفت، انجام میداد.
نِیک.
همین الان یه رفیقم بهم زنگ زد
و میدونن داروی هامینگبرد چی بوده.
کِتامین.
کِتامین معمولاً آدم نمیکشه.
ولی اگه با فِنتانیل کافی قاطی شده باشه، میکشه
انقدر قوی باشه که یه گله فیل رو از پا بندازه.
فِنتانیل؟ لعنتی!
ممنون.
آره، آره، رفیق.
صد برابر قویتر از مورفینه،
پنجاه برابر قویتر از هروئین.
خوش شانسیه که آدمای بیشتری نمردن.
مَندی چطوره؟ - اوه، هنوز خوابه.
میام میبینمش. باشه؟
آره، آره، همین کارو بکن.
یه چیزی هست که باید چک کنم.
هی، هری توئه؟ - امروز ندیدمش.
هری؟
هی.
سرنخی هست؟
خب، هری دریک، موادفروش محلی، همین الان از شهر در رفته
با چیزی که حدس میزنم عذاب وجدان باشه.
البته این چیز زیادی رو ثابت نمیکنه.
۲۵ سال پیش، منم از شهر در رفتم.
تو برگشتی.
اوه، فقط چون مندی میخواست بره هامینگبرد...
...یه شروع تازه داشته باشیم.
میرم دکتر رو پیدا کنم.
هی.
انگار اومدم به مثلث برمودا.
یادبود جاسپر...
ببین، ببخشید که نیومدم.
خب، راستش رو بخوای،
No comments yet. Be the first to leave one.