The first 200 lines.
بازنويسي :kiyavash62
خونه چقدر خوبه
اما من پوره دوست ندارم
بايد يه چند روزي به معدت با خوردن پوره آرامش بدي ،پس يه چند روزي صبر کن
فردا ميخوام برم خريد
مون هه ميخواي با من بياي؟
بدم نمياد
بيا بريم يه چند دست لباس واست بخريم
تو چت شده؟
اون قيافه رو نگير اين کارو دارم با پول برادرت ميکنم
خوب اون پولو گذاشته پيش من
اون؟
اون قبضي که با کارت من بدون اجازه من پرداخت کردي ،رو اون ترتيبش رو ميده
فهميدي ؟
...کارت بقيه رو برندار
يه برنامه واسه زندگيت بريز ببين از الان به بعد ميخواي چکار کني
بايد همين کارو بکنم
با يه ضربه بازي تموم شد
خوب ...خوب بايد يکم مغزم رو به کار بندازم
مدير بانک جانگ جائه هو
شما؟
سلام من کانگ مويول هستم قبلا بهتون زنگ زدم
سلام سلام
مدير خونه هستن ؟
ايشون صبح زود از خونه رفتن
ميشه بگيد کجا رفتن؟
...خانم
شما جوراب داريد ؟ميخواستم برم بيرون اما جورابم انگار سوراخ داره
مطمئنم نيستم شايد خانم تو اتاقش داشته باشه
اون تو اتاقشه ؟
رفته پياده روي اما زود برميگرده
جدي ؟
بازيگري چيزيه ؟
چرا اينقدر آرايش ميکنه ؟
تو اتاق من چکار ميکني ؟
اومدي ؟
وقتي من تو اتاقم نيستم اينجا چکار ميکني ؟
اومدم يه جوراب ازت قرض بگيرم که لوازم آرايشت نظرم رو جلب کرد
فکر کنم زنا با يکم سرمايه گذاري خوشگل ميشن . تو همه چيز داري
به نظرت گستاخي نيست به وسايل کسي ديگه دست بزني ؟
و...چرا اونو گرفتي دستت؟
اين ؟وقتي داشتم دنبال جوراب ميگشتم پيداش کردم
راستي چرا هنوز هم اينارو داري ؟
ميخواي دوباره ازشون استفاده کني؟
يادم رفته بود بندازمشون دور
خيلي سختي کشيدي ،اما با يه حرکت بازي رو به نفع خودت تموم کردي
پس فکر کنم اثر داشته
منم بايد از اين حقه قبل از طلاقم استفاده ميکردم
حقه ؟چطور ميتوني اين حرف رو بزني؟
چرا به خاطر يه جوک اينقدر عصباني ميشي ؟
در مورد بعضي چيزا نبايد شوخي کني من خيلي عذاب کشيدم
..خداي من چطور ميتوني حرفش رو وسط بکشي ؟
نمي دونم چرا اينقدر به خودت سختي دادي
اگه کارت اينجا تموم شده ميشه بري بيرون؟
اينکه عصباني ميشي واقعا عجيبه
بابت جوراب ممنون
حالا واسه چي اينقدر داد ميزد؟
من فقط داشتم شوخي ميکردم اما چرا اينقدر عصباني شد؟
واقعا فيلم بازي کرده ؟
..دائم رو اعصاب منه
چکار کنم اون روباه بياد تو تيم من؟
خورشت تندي ميشه
اينجا...چکار ميکني
چند روزي طول کشيد اينجا رو پيدا کنم
چرا دنبال من ميگشتي ؟
من ميدونم شما به خاطر من از بانک استعفا داديد
به خاطر تو نيست . من خودم اين راه رو انتخاب کردم
من مدت طولاني رو کار کردم ميخوام مدتي رو استراحت کنم
ممنون ازتون و خيلي متاسفم
من 20 سال تو بانک کار کردم
اما هر بار که يه تصميمي بر اساس سود و منفعت گرفتم شبها نتونستم بخوابم
اما يه تصميم رو بر اساس وجدانم گرفتم
و اين روزا شبها رو با آرامش ميخوابم
فکر ميکنم اين هديه تو به منه
قربان ..پس ديگه اينجوري دنبال من نگرد
و به جاش رو کارت تمرکز کن
اگه بعدا موفق شدي
من ميام پيشت و ازت يه ليوان سوجو ميخوام
پس ديگه دنبال من نيا
بله من حتما دعوتتون ميکنم
يه دفعه ناراحت شدم
شوهرم يه دفعه تصميم گرفته که نونوايي رو ببنده و به جاش يه سالن آرايش بزنه
و منم نمي تونم جلوش رو بگيرم
خودت هم ميدوني که اين روزا فروش کمه
درک ميکنم نمي توني جلوش رو بگيري
يون سوک به خاطر تو خيلي آرامش داشتم
واست ميگردم جايي رو پيدا ميکنم که کارمند بخوان
ممنون
ما هفته ديگه مغازه رو ميبنديم پس من ديگه ميرم
بله
مون هه اينجا رو چجوري پيدا کردي ؟
سرت شلوغ نيست نه؟
نه مشکلي نيست
فکر کنم اون شب رفتارم خيلي بد بود ،اومدم عذر خواهي کنم
چرا اينقدر نوشيده بودي ؟
ميدونم ميخواستم فقط يه ليوان بخورم اما اون اتفاق افتاد
ببخشيد اومدم و واست دردسر درست کردم
ناراحت نباش
وقتي مست ميشم يادم مياد که تو قبلا چقدر باهام خوب بودي
و من چقدر باهات بد بودم
واقعا دلم ميخواست ببينمت
ادما وقتي کنار همن ارزش همديگه رو نمي فهمن
فکر کنم مون دو هم به همين نتيجه رسيده
نمي خوام اين جور چيزا رو بشنوم
زن برادر جديدم تازگي قرص خورده بود و ميخواست خودکشي کنه . يه صحنه سازي کرده بود که نگو
نمي دونم با مون دو بحثش شده بود يا نه
اما هيچ وقت نمي دونستم تا اين حد ميتونه پيش بره
مون هه اگه ميخواي از اين حرفا بزني ديگه اينجا نيا
من ديگه اصلا نمي خوام درگير مسائيل اون خانواده بشم
بايد حسابي خسته شده باشي
خوب ،طلاق هم اثر بدي رو من گذاشته
واسه همين منم نمي خوام به اون خونه حتي نگاه هم بکنم
پس خواهش ميکنم واسه من استثنا قائل شو
کاري نميکنم حس ناراحتي بهت دست بده مخفيانه ميام باشه؟
راستي اون صاحب مغازه بود؟ داره مغازه رو ميبنده؟
کارش خوب پيش نميره؟
پس تو چي ؟ بايد دنبال يه جاي ديگه بگردم
چطور اينقدر زود ميخواي يه جاي ديگه رو پيدا کني؟
مطمئنم اگه دنبالش بگردم هست
اگه ميتونستم حتما استخدامت ميکردم
بله
کاراي زيادي نيست که يه زن مسن بتونه انجام بده
بايد برم چند تا فرم کاري پر کنم ؟
اون با شوهرش دعواش شده و قرص خورده ؟
جلوي من تظاهر ميکرد که دو تا پرنده عاشقن
مون هه بشين اينجا لطفا
مون هه تا چه حد دلت ميخواد بزرگ باشه ؟ چي؟
دوست داري خونه ات چقدر بزرگ باشه ؟
تو که تا ابد نمي توني خونه برادرت زندگي کني
تو هم زندگي خودت رو داري ،يه ..وقت دوستات ميخوان بيان ديدنت
تو هم به خونه خودت نياز داري
ميخواي واسم خونه بخري ؟
جديدا خونه هاي اجاره اي که مدت قراردادشون بلند مدته گرون شدن ،پس خريدن بهترين گزينه است
آپارتمان رو ترجيح ميدي ؟
البته که آپارتمان رو ترجيح ميدم
من چند تا واست پيدا ميکنم پس برو از بينشون انتخاب کن
تو خيلي با حالي
صورتت خوشگله ،خوش هيکل هم هستي
اما خوش قلبتري
پس بيا از اين به بعد با هم کنار بيايم
اگه تو به حرفم گوش کني منو که نا اميد نمي کني ؟
البته که نمي کنم
هر کاري هم بکني مثل موم تو دستاي من ميموني
از اين به بعد هر جور که من بخوام رفتار ميکني
پس داره از پول استفاده ميکنه که سرم کلاه بزاره ؟خوابشو ببينه
پوستت رو ميکنم هونگ نان چو
خوش اومديد خوش اومديد
ممنون امروز روز افتتاحيه ماست
ممنون
عزيزم اونجا !اون گوشه
اگه ده تا دست هم داشتم کافي نبود خوش اومديد
تائه يانگ اون بشقاب هاي اونور رو تميز کن
اونجا
مادر تا کي بايد اينجا باشم ؟
امروز اولين روزمونه پس کجا ميخواي بري ؟
امروز اجرا دارم بايد برم موهامو درست کنم و لباس انتخاب کنم
پس ميتونم زودتر برم ؟
چطور ميتوني به من دروغ بگي ؟
دوستت بهم زنگ زد . قرار امروزت کنسل شده
جدي ؟چرا ؟ من از کجا بدونم ؟
پس سر جات بمون و تو رستوران کمک کن
پسرت بايد يه کار با حال انجام بده
الان خوشحالي که من همچين کاري رو اينجا انجام ميدم ؟
به خودت نگاه کن ! مگه چشه ؟
صد بار بهتر از اينه که هيچ کاري تو خونه انجام ندي
با حال به نظر مياي
کدوم مادري هيچ کمکي تو زندگي پسرش نميکنه ؟
پس يوجونگ و بان دال کي ميان ؟
اونا گفتن از کار زود ميان پس احتمالا به زودي ميرسن
برو اونجا کمک کن
من اينجام من اومدم
يوجونگ ..من اينجاست
پدر ! تو يوجونگ رو ميبيني ولي دختر خودت رو نه ؟
باشه دخترم خوش اومدي
تبريک بابت رستوران
ممنون که اومدي
اين هديه کوچيکه اما خواهشا بپذيريدش
خداي من ...مجبور نبودي اين کارو بکني
خوشگله
وقتي پولدار شدم گلدون بزرگتري ميخرم
باشه بيا اينجا و بخور
زود باش تو هم دخترم
راستي جابجائيتون خوب بود ؟
بله ميفهمم
از وقتي جابجا شديم دائم به تو ....فکر ميکنم که ولت کرديم
پس خوشحالم که جابجائيت خوب بوده
پدر ميدوني يوجونگ کجا رفته ؟
کجا رفته ؟
يه جايي نزديک کارم
اينو ببين ! چرا از پدرم مخفي ميکني ؟
پدر يوجونگ پول نداره واسه همين اين روزا تو سونا ميخوابه
چي ؟چرا ؟
تو که يه کم پول ذخيره داشتي
واسه بيمارستان مادرش داده
جدي ؟
اما تا ابد که نميشه تو سونا باشي دردسر بزرگيه
پدر گرسنه ام بهم غذا بده
باشه يکم صبر کن
راستي من صاحب مزرعه رو هم دعوت کردم
اما نمي دونم کي بياد
No comments yet. Be the first to leave one.