Ice Road Truckers

Ice Road Truckers

Download Farsi Persian Subtitle

Season 12

Release info

Ice Road Truckers S12E08 End of the Road 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 12 قسمت 8 Ice Road Truckers 2007 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ما در ماسکی کریک اسم و رسم خوبی داریم.

هیچ باری رو جا نمی‌ذاریم.

راننده کم دارم.

هی. تو حتماً بیلی.

لیزا. خوشبختم.

اگه پول تعمیر کامیون رو درنیارم...

مجبور میشم اسب‌هام رو بفروشم.

شیلنگ دراومد.

بخاری لعنتی کار نمیکنه.

شیشه همین الان شکست.

کامیون آتیش گرفته.

وای! وای! وای! وای! وای! وای!

بیا یه شرط صد دلاری ببندیم...

...ببینیم کی تو این جاده زمستونی بیشترین مایل رو میره.

شما حتماً اسکاتی. بله قربان.

تا حالا تو هیچکدوم از این جاده‌های یخی نبودم.

همه اینا برام کاملاً جدیده.

دعا می‌کنیم بقیه سفرامون خیر باشه.

وای. قراره باحال باشه.

تاد. خوشبختم رفیق.

من ۵۱ سالمه.

آخ. کاملاً پاره شد.

نمیدونم دیگه...

...توان رفتن تو این جاده‌ها رو داشته باشم.

آخ! اوه!

ولی با قدرت انجامش میدم.

بگو این صحنه قلبت رو به تپش نمیندازه؟

و ببینم میتونم یه پول خوب به جیب بزنم.

حتماً سلام منو به نوه‌هام برسون.

اسکوتر اونجا راحت‌ترین کار رو برداشت.

تاد دیویی باید یه کم آروم بگیره.

دوستت دارم.

جرأت نکنی منو ببوسی.

دلتنگ همسرم بودم.

بگیرش، لیزا!

ولاستون در حال حاضر کاملاً بسته‌ست.

فکر کنم قراره یه کارهایی بکنیم...

...که معمولاً تو این موقع سال انجام نمیدیم.

میگه میخواد کار رو بسپره به ما و خودش بازنشسته بشه.

عمراً بازنشسته نمیشه.

و عموت از بالای...

...اون برآمدگی‌های یخی رو زد و افتاد پایین.

دقیقاً همین جا بود که مرد.

من فقط میخوام به بابام ثابت کنم...

...که از پس این منطقه سخت برمیام.

رانندگی با این دو تا پسر...

...واقعاً یکی از افتخارآمیزترین لحظات زندگی منه.

پسر خوش‌تیپ من، نه؟

راوی: در مرزهای خشن و دورافتاده شمالی...

...کاروان بالاخره رسید.

راوی: کاروان ماسکی کریک...

...داره بارهای خودشون رو تخلیه می‌کنه.

آره!

اوه خدای من.

اوه آره. ایول!

راوی: بعد از چهار روز رانندگی در...

...طولانی‌ترین جاده زمستونی دنیا...

به این نگاه کن.

واقعاً خوشحالم که بالاخره به فورت سِوِرن رسیدیم...

...و این بارها رو از روی دوشمون برمی‌داریم.

اوه، منم همینطور.

واقعاً مسیر طولانی‌ای بود.

وقتشه که سریع کار رو تموم کنیم و راه بیفتیم. باید این بارها رو خالی کنیم.

اسکاتی و تاد.

شماها الان دارین میرین به پیواناک، ها؟

آره.

یه بار برگشتی دارم که داخل‌ترِ پیواناکه.

میخوام اسکوتر بره. میخوام تاد رو با تو بفرستم.

دو روز آخر واقعاً سخت بود.

ولی اینجا بار رو تخلیه می‌کنیم و راه میفتیم.

واقعاً باید بزنیم به جاده.

یه مسیر طولانی با مایل‌های خیلی بیشتر خواهد بود.

اسکاتی!

سفر بی‌خطری داشته باشی اون بالا.

دلتنگم میشی یا نه؟

آره بابا، دلتنگت میشیم.

تو بخشی از تیمی.

اسکوتر، آدم بااخلاقیه.

ولی وقتی ۱۶ ساعت در روز کار می‌کنی...

...هفت روز در هفته، خیلی زود...

...همه به مرز انفجار میرسن.

اسکوتر رو اونجا نگاه کن. راحت‌ترین کار رو برداشت.

تاد دیویی باید یه کم آروم بگیره.

ولی میدونی چیه؟

گاهی اوقات باید حواست باشه که وایستی و استراحت کنی.

اسکوتر آدم خیلی خوبی به نظر میاد.

شام آخر فصل؟

امیدوارم.

هی. رو این حساب کن.

تاد و لیزا، ما یه تیم خوب داریم.

واقعاً خوشحالم که باهاشون آشنا شدم.

خب، برو و کار رو تموم کن.

ولی یه کم کمتر از من لبخند بزن، باشه؟

اوه، بیا یه شرط صد دلاری ببندیم...

...تا ببینیم کی میتونه بیشترین مایل رو بره.

آماده‌ای بزنیم بریم از اینجا یا نه؟

هی اسکوت، مواظب باش. سفر خوبی داشته باشی.

شما رو تو ماسکی کریک میبینیم.

بله قربان.

داریم راه میفتیم.

خداحافظ، پرنسس

راوی: در حالی که اسکوتر و ماسکی تاد

۳۵۰ مایل به عمق مناطق دورافتاده رانندگی می‌کنند

تا بارهای برگشتشون رو بردارن

در جامعه دورافتاده پیواناک.

خیلی خب. بزن بریم.

راوی: لیزا و تاد در حال تخلیه بار هستند.

باید سریع راه بیفتیم.

راوی: تا دوباره تلاش کنند دو کامیون رو ببرن

که در دل زمین یخ زده‌اند.

هنوز راه زیادی برای رفتن از اینجا داریم.

امیدوارم این جاده‌های زمستونی دوام بیارن.

چون ما نزدیک این هستیم که این جاده

کاملاً بسته بشه.

چند تا کامیون خواهید دید

که زیر برف مدفون شده‌اند.

اونا رو از برف دربیاریم و بکشیمشون بیرون.

همش به عهده توئه، رفیق.

این ماک‌ها فقط همین قدر وزن رو می‌تونن بلند کنن.

بکش داخل.

این وزن رو بلند نمی‌کنه.

اگه بیل مکانیکی داشتیم عالی می‌شد.

هی، بیل.

خب، من براتون یه بولدوزر پیدا کردم.

پس این آخرین بار برگشتی فوق‌العاده مهمه.

چون من درست در آستانه این هستم که

به اندازه کافی برای تعمیر کامیونم پول داشته باشم.

بزن بریم!

حرکت کنیم!

یه مأموریت داریم که باید انجام بدیم.

راوی: در حالی که لیزا، تاد و دو راننده ماسکی

برای رسیدن به یک گروه راهداری محلی با بولدوزر مسابقه می‌دهند

۷۰۰ مایل به سمت غرب.

این بار زیاد به چشم نمیاد، اما سنگینه.

راوی: شاون هریس در حال بارگیری است.

۵۰،۰۰۰ پوند فولاد.

امروز ما دقیقاً در حداکثر وزن مجاز هستیم.

راوی: به عنوان بخشی از نقشه‌اش برای نجات فصل

با تغییر مسیر از دریاچه وولاستون.

اگه با بار از اینجا رد می‌شدی،

قطعاً تو آب فرو می‌رفتی.

راوی: به سمت دریاچه آتاباسکا.

این یکی چالش‌برانگیز خواهد بود.

این احتمالاً چالش‌برانگیزترین باری خواهد بود که

تمام زمستون حمل می‌کنیم، چون این بار

خیلی سنگین و زمان‌بندی شده است.

اونا می‌خوان قبل از اینکه جاده شروع به خراب شدن کنه، بار رو تحویل بدیم.

که داره همین اتفاق هم می‌افته.

راوی: مسیر به سمت پاسگاه قدیمی معدن

یکی از طولانی‌ترین مسیرهای عبور از یخ در جهانه

در جاده‌ای که با عقب‌نشینی زمستان داره خراب میشه.

دیروز، با بارهای سبک‌تر رفتیم.

زاک با کامیون راهنما از یخ رد شد.

اوه. اوه،

اگه با یه کامیون دیزلی دو چرخ عقب یک تنی فرو بری،

این نشونه خوبی نیست.

ولی می‌دونید، من هیچ وقت از یه چالش فرار نمی‌کنم.

همه چیز برای ما در خطره.

هر کاری که لازم باشه برای این فصل انجام می‌دیم.

باید برسونیمش اونجا و کار رو تموم کنیم.

حداکثر وزن اینجا حدود ۷۵،۰۰۰ پونده.

با کامیون و تریلر و وزن این میلگرد،

دقیقاً در حداکثر هستیم.

ما کمی بیشتر از ۷۵،۰۰۰ هستیم.

یه برجستگی یخی در امتداد جاده یخی وجود داره.

و ترک خورده و حدود دو فوت عرض داره.

یخ داره نازک میشه.

و داره شروع به آب‌گرفتگی می‌کنه.

این معمولاً چیزیه که می‌بینید

در اواخر فصل، وقتی که می‌دونید،

احتمالاً دیگه نباید روی یخ باشید.

این یکی یکم مشکوک و یه کم سنگینه.

خب، آ...

اینجا خیلی ساکته.

فکر کنم این آخرین بار بزرگیه که داره به سمت اورانیوم می‌ره.

صدای شکستن و ترک خوردن میاد.

داره شدیداً ترک می‌خوره.

فقط صدای غرش اون رو مثل رعد و برق می‌شنوید.

راوی: در سراسر مناطق بکر در حال گرم شدن

۲۵ اینچ.

این مقدار یخ زیاد نیست. این مقدار یخ زیاد نیست.

راوی: رایلی و زاک در حال عبور از دریاچه وولاستون هستند.

با وجود هشدارها در مورد دما و وضعیت یخ.

دیشب یه تماس داشتیم.

بنابراین قراره شماها از وولاستون رد بشید.

این بار یه مورد اضطراریه.

یک روز فرصت دارید برید و برگردید.

بدون تأخیر.

راوی: آنها در حال برداشتن باری هستند

که فکر می‌کنند به اندازه کافی سبکه تا حملش کنند

بدون اینکه توی یخ فرو برند.

تو رانندگی می‌کنی.

می‌خوای بذاری من کامیونت رو برونم؟

آره، رفیق.

پدرم بهم گفت می‌خواد زاک تو دریاچه وولاستون رانندگی کنه.

کامیونم رو دوست دارم، و از اینکه زاک اون رو برونه نگرانم.

حدس می‌زنم باید آهسته بریم و خیلی با احتیاط ازش رد بشیم.

یه کمی برای خرابکاری‌هام شهرت پیدا کردم.

و تمام تلاشم رو می‌کنم تا ازش دوری کنم، اما انگار خودش منو پیدا می‌کنه.

راوی: زاک در حال هدایت کامیون رایلی است.

Ice Road Truckers subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left