DMV

DMV

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

DMV 2025 S01E16 1080 x265 ELiTE Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-19
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏خب، خبر بد رو می‌خواید،‏ ‏خبر بدتر رو‏

‏یا خبر قوقولی‌قوقوگوهی رو؟‏

‏اِم، امروز اهل ماجراجویی‌ام‏

‏بریم سراغ همون قوقولی‌قوقوگوهی‏

‏سَلیِ ساکرامنتو تازه بهم خبر داد‏

‏که دارن شعبهٔ ایست هامبولت رو می‌بندن،‏

‏همون خواهر ناتنیمون‏

‏ای‌هام رو زدن؟‏

‏ـ وای نه‏ ‏ـ آره. شروع شد‏

‏این برای ما خیلی بده‏

‏ظاهراً نظرهای مشتری‌ها‏ ‏«پایین‌تر از حد استاندارد» بوده‏

‏و چون اینجا «زمین گلف نیست»،‏ ‏یعنی «بد» بوده‏

‏ساندویچ بگیریم و بریم گلف‏

‏ساندویچ و سندوِج؟‏

‏و انگار این‌ها کافی نبود،‏

‏آخرین شمارهٔ «ده و دو» رو ببینید‏

‏ «بی‌ادب، ماشینم کجاست؟» ‏

‏بامزه‌ست‏

‏ «ساوت هالیوود علیه سرقت خودرو‏ ‏مقابله می‌کند» ‏

‏همه‌مون هستیم،‏ ‏ولی حالا که مدیر ساوت‌هالیوود‏

‏سه صفحهٔ کامل گرفته،‏

‏من تنها مدیر شعبه‌های هالیوودم‏

‏که هنوز مطلبی درباره‌ش چاپ نشده‏

‏بارب، همیشه می‌گفتی‏

‏ـ خودش پاداشه‏ ‏ـ حتماً،‏

‏ولی هر تبلیغ مثبتی که بشه‏ ‏لازم داریم‏

‏یک ذره قدردانی از زحماتم هم بد نیست‏

‏اوه، بارب‏

‏باز داستان «سگ‌آبی‌های کوبنده» شد‏

‏چیزی نگید‏

‏یه لحظه صبر کنید‏ ‏شاید خودش ولش کنه‏

‏ببخشید رفیق، نمی‌تونم‏

‏«سگ‌آبی‌های کوبنده» دیگه چیه؟‏

‏تیم فوتبال دبیرستانم‏ ‏من نماد تیم بودم‏

‏شرط می‌بندم باحال‌هایی مثل من‏

‏زیاد می‌نداختنت توی سطل زباله‏

‏بقیهٔ اون باحال‌ها هم‏ ‏الان به‌اندازهٔ تو موفقن؟‏

‏بیشتر‏

‏ـ اوه‏ ‏ـ موفق‌ترن‏

‏گذاشتن اون سرِ عروسکی‏ ‏هیجان‌انگیزترین تجربهٔ عمرم بود‏

‏وقتی وارد زمین می‌شدم،‏ ‏جمعیت غرش می‌کرد‏

‏تا امروز هیچ اعتباری بابتش نگرفتم‏

‏هیچ‌کس نمی‌دونه من «بیو» بودم‏

‏خیلی غم‌انگیزه‏

‏ولی خب، احساس می‌کنم می‌تونستی‏

‏به مردم بگی خودت بودی‏

‏و قانون نمادها رو زیر پا بذارم؟‏

‏نزدیک بود دیپلم نگیرم، چون هر بار‏

‏برای بازی کلاس رو از دست می‌دادم،‏ ‏نمی‌تونستم دلیلش رو بگم‏

‏پس جلسه تمومه، فکر کنم؟‏

‏صبر کن. فکر کنم یه عکس دارم‏

‏هی سیری،‏

‏عکس سگ‌آبیم رو پیدا کن‏

‏ـ نه!‏ ‏ـ باید یه تماس بگیرم‏

‏ببخشید، درست متوجه نشدم‏

‏برید، برید، برید‏

‏وای‏

‏ـ لعنتی‏ ‏ـ وای‏

‏چه سگ‌آبی بااستعدادی‏

‏ـ امکان نداره بارب باشه‏ ‏ـ محاله‏

‏اوه، توتی‌فروتی!‏

‏ـ آره، آره، حالا می‌بینمش‏ ‏ـ خود باربه. آره، می‌بینمش‏

‏ـ اونجاست‏ ‏ـ خودش است‏

‏خدایا، نگاهش کنید‏

‏از همون موقع هم‏ ‏این‌همه شور و اشتیاق داشت‏

‏و حالا این‌قدر تلاش می‌کنه‏ ‏شعبه رو سرپا نگه داره،‏

‏ولی هنوز هیچ‌کس قدرش رو نمی‌دونه‏

‏آره، و هیچ کاری هم‏ ‏از دستت برنمیاد‏

‏حق با توئه. می‌تونم عوضش کنم‏

‏فعلاً، خنگ‌ها‏

‏آزمون رانندگی دارم‏

‏ـ هی، نوآ‏ ‏ـ چه خبر؟‏

‏خب، چند تا از نظرهای آنلاین رو‏ ‏چاپ کردم‏

‏بارب شوخی نمی‌کرد...‏ ‏افتضاحن‏

‏مخصوصاً مال شما دوتا‏

‏بیشتر شبیه نامهٔ نفرتن‏

‏هیچ‌چیز بیشتر از «بله» گفتن تانیا‏ ‏نمی‌تونه آزارم بده‏

‏مگه چقدر می‌تونن بد باشن؟‏

‏نه؟‏

‏ «این یارو که انگار‏ ‏کنار مایکروویو به دنیا اومده ‏

‏ بیست دقیقه بشینم ‏

‏ تا نسخه‌هاش رو بگیره» ‏

‏چی؟ این دروغ محضه‏

‏داشتم بلیت پاوربال می‌خریدم‏

‏ـ هوم‏ ‏ـ نبردم‏

‏ «یه یاروی تحصیل‌کرده ‏

‏ و خوش‌بیان از بالا برام سخنرانی کرد» ‏ ‏این کیه؟‏

‏منم‏

‏ـ می‌ترسه بگه «سیاه‌پوست»‏ ‏ـ آها‏

‏ «ازش پرسیدم چراغ‌هام رو روشن کنم یا نه ‏

برای من فرقی نداره ‏

‏ از روزی که ازدواج کردم‏ ‏توی تاریکی زندگی می‌کنم» ‏

‏اِ، بی‌خیال. این که قدیمیه‏

‏سال‌هاست دیگه استفاده‌ش نمی‌کنم‏

‏این یکی رو ببین‏

‏ «اون عوضی یه کیسه پودر پروتئین ‏

‏ روی جتای من ریخت ‏

‏ بعد وقتی دستم رو دراز کردم دستمال بردارم، ‏

‏ من گرگم. رد شدی» ‏

‏باشه‏

‏هی، بارب‏

‏دارم تست‌های جدید بینایی رو‏ ‏از نظر غلط املایی بررسی می‌کنم‏

‏قبلاً از این بابت ضربه خوردم‏

‏همین الان آزمون رانندگی گرفتم‏

‏از دوستِ یه خبرنگار،‏ ‏و برات یه گزارش معرفی‏

‏توی یه نشریهٔ معتبر جور کردم‏

‏ـ نیویورک تایمز؟‏ ‏ـ هوم‏

‏لس‌آنجلس تایمز؟‏

‏ـ هوم‏ ‏ـ اسپورتس ایلاستریتد؟‏

‏متحد سنترال هالیوود‏

‏ـ روزنامهٔ دبیرستان؟‏ ‏ـ آره‏

‏می‌دونم لیگ حرفه‌ای نیست،‏

‏من هم توی روزنامهٔ مدرسه‏ ‏می‌نوشتم و...‏

‏کولت، این عالیه‏

‏راننده‌های نوجوان‏ ‏مخاطب هدفمونن‏

‏بیگ سَک از خوشحالی پر درمیاره‏

‏دقیقاً. تازه تمرین خیلی خوبیه‏

‏برای وقتی که رسانه‌های بزرگ‌تر میان‏

‏ـ «ده و دو»‏ ‏ـ آره‏

‏این سگ‌آبی قراره عکس وسط مجله بشه‏

‏فکر کنم الان توی روابط عمومی کار می‌کنم‏

‏همیشه دلم می‌خواست برم پورتوریکو‏

‏مخصوصاً هاوانا‏

‏آره، خب، شاید بتونی‏ ‏یه‌کم جلوی آسیب رو بگیری‏

‏به آبروی ویک، چون طبق نظر برندا پی،‏

‏اون «حلقهٔ تکاملی‏ ‏بین انسان و جهش‌یافته» است‏

‏اوه، نظرها رو باز کردید؟‏ ‏مال من عالیه، نه؟‏

‏«مثل نسیمی تازه»‏

‏ـ باشه، رائول جی‏ ‏ـ هرچی‏

‏انگار که اصلاً دنبال نظر خوب بودیم‏

‏هر دومون می‌دونیم اگه بودید هم‏ ‏از این بهتر عمل نمی‌کردید‏

‏این کووید طولانیته که حرف می‌زنه‏

‏شرط می‌بندم قبل از تو‏ ‏یه نظر خوب می‌گیرم‏

‏ـ پوف‏ ‏ـ اوه‏

‏پوفِ یه پیرمرد ترسیده‏

‏می‌خوای یه شرط کوچیک ببندیم؟‏

‏هرچی‏

‏باشه، این چطوره؟‏

‏بازنده خالکوبی می‌کنه‏

‏ـ بارب در لباس سگ‌آبی‏ ‏ـ آره‏

‏باورم نمی‌شه این خرس بداخلاق‏ ‏فکر می‌کنه حریفم می‌شه‏

‏چی این‌قدر بامزه‌ست، گرگی؟‏

‏سلام. من گرگِ خوشحالم‏

‏بیست‌وپنج سال سعادت داشتم‏

‏در جلسات اولیا و مربیان خدمت کنم‏

‏اوه، نه، نه‏

‏ـ ترسناکه‏ ‏ـ آقای دی‌آنجلو،‏

‏تا حالا شاهد اولین قدم‌ها بودید‏

‏قدم‌های کره‌اسب تازه‌متولدی‏ ‏که می‌خواد روی پاهاش بایسته‏

‏و روی کاه خیسِ اصطبل مادرش لیز می‌خوره؟‏

‏ـ بس کن!‏ ‏ـ حسش درست مثل...‏

‏درس‌دادن به پسرتونه‏

‏فقط بهتر‏

‏از گرگِ خوشحال متنفرم‏

‏هر روز یه معجزه‌ست‏

‏کافیه. لطفاً بس کن‏

‏دستت رو جلوی صورتت تکون بده‏ ‏دوباره غمگین شو، ترسیدم‏

‏کولت امسال داره یاد می‌گیره‏

‏استقلالش رو توی کلاس نشون بده‏

‏ـ نه، نمی‌دم‏ ‏ـ واقعاً بهت افتخار می‌کنم‏

‏اوه، بله‏

‏شیرینی‌های خوب رو آوردی‏

‏کی قراره بیاد، ملکه؟‏

‏درواقع یه خبرنگار دانش‌آموز‏

‏میاد دربارهٔ بارب گزارش بنویسه‏

‏یعنی یه نوجوان از بارب سؤال می‌پرسه‏

‏و بعد دقیقاً حرف‌های بارب رو چاپ می‌کنه‏

‏تا بقیه بخونن؟‏

‏می‌دونم شاید بارب خیلی صیقل‌خورده نباشه،‏

‏ولی فکر می‌کنم از پسِ‏

‏یه خبرنگار بی‌آزار دبیرستانی بربیاد، نوآ‏

‏ببین، می‌دونم می‌خوای بارب دیده بشه،‏

‏ولی نمی‌ترسی به دلیل اشتباهی دیده بشه‏

‏و دقیقاً در بدترین زمان برای شعبه؟‏

‏باشه، ضدحال‏

‏شاید بارب شوخی و مسخره‌بازی کنه،‏

‏ولی تهِ وجودش خیلی حرفه‌ایه‏

‏ـ باشه؟‏ ‏ـ خبر خوب!‏

‏مامانم لباس نمادم رو‏ ‏توی زیرشیروونی پیدا کرد‏

‏قراره سگ‌آبیم رو با پست سریع بفرسته‏

‏و داشتم فکر می‌کردم،‏

‏مصاحبه فرصت خوبیه‏

‏تا طرح تازهٔ مربیگری نوجوان‌هام رو‏ ‏معرفی کنم‏

‏عالیه، بارب‏

‏اسمش رو می‌ذارم‏ ‏«دست‌زدن به نوجوان‌ها»‏

‏وای خدا‏

‏می‌دونم، می‌دونم‏

‏یه راز بهت بگم؟‏

‏واقعاً امیدوارم اون‌ها هم منو لمس کنن‏

‏باشه. یادت باشه چی تمرین کردیم‏

‏مثل نون تست خشک باش‏

‏دقیقاً. هیچی نده که بشه جویدش‏

‏فقط واقعیت‌ها رو بگو‏

‏می‌خوای یه سؤال تمرینی دیگه بپرسم؟‏

‏آره. اِم، بخش موردعلاقه‌ت از مدیر بودن چیه؟‏

‏اینکه دستشویی خصوصی خودم رو دارم‏

‏حدود شش ماهه مجبور نشدم‏ ‏دستمال توالت بخرم‏

‏ـ واقعیت‏ ‏ـ به خبرنگار نگو‏

‏که دستمال توالت می‌دزدی‏

More Farsi/persian subtitles for DMV

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left