White Collar

White Collar

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

White Collar03x13Neighborhood Watch LOL English C orig Addic7ed com
A Commentary by mehdi mousavi
ترجمه توسط مهشید

Tags

other
Published on: 2012-02-10
Downloads: 36
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

عزيزم اگر بتوني بعد از مدرسه بري دنبالش

کمک بزرگي ميکني

ماشين 14 ، ميتونيد به ايستگاه برگرديد لطفاً؟

ماشين 14 ، به ايستگاه برگرديد

ده و پنجاه گزارش بدن کورت و دگرا

کورت و دگرا درست سر نبشه

ده پنجاه ديگه چيه؟

پارازيته

اين اسکنر تا 2 تا خيابون اونورتر همه چيز رو ميگيره

احتمالاً او هيپي هاي گروهن

اوه ، هي پي ها ميخواي دستگيرشون کني؟

خب ، تا وقتيکه اونا آلبومشون رو بالاي قيمت بفروشن و بعد تخفيف بدن

توي حوزه قضايي من نيستن

عزيزم ، تو امروز از خونه کارات رو انجام ميدي

اوه ، اين تجهيزات نظارتي مال پليس نظارت لبووسکيه

من بايد برشون ميگردوندم اما ماشين توي دفتره

مشکلي نيست و استچ و من ميتونيم چند ساعتي رو بدون ميز زندگي کنيم

آره ، و فکر ميکنم سازمان هم بتونه بدون

اسکنر ايمسي جي اس ام براي چند ساعت زندگي کنه

اوه ، چه صحبت تکنيکي سکسييه ، بازرس گدجت

دوست داري؟ آره

خب ، اگر امشب دير اومدم احتمالاً دارم با يک

مادربُرد ايکس دي 5 و مشکلاتش سر و کله ميزنم

خيلي باحاله

روز خوبي داشته باشي تو هم همينطور

استچ ، ميخواي بري بيرون؟ هاه؟

چي شده ؟ هي

اوه . هاه

اوه ، پيتر اينو جا گذاشته

اوه ، گوشاي خوبي داري ، پسر

اون آشغالامون رو دوبتره گذاشته توي پياده رو

من نميتونم تحمل کنم

شرط ميبندم اونم دستش توي اين کار هست

اوه

!ميدونستم

اون کلي موم براي قسمت بي کيني براي خانمهايي که ازدواج کردن گرفته

پس ، فِرِد بيچاره شده

اون با دخترش توي مونتاک هستش

باعث شرمندگيه . اوه هيچ وقت توي ارهاي مربوط به خودش خوب نبوده ، ميدوني

--نتيجه نهايي من نميتونم از عهده ضربه سوم بر بيام

تو بايد از فکر کردن به " زندان " دست برداري

و شروع کني به فک رکردن "در مورد " روز تسويه حساب

ووا . اين چيه؟

آره ، گفتنش براي تو آسونه

واسه همينه که درست انجامش ميديم ظهر ميبينمت

خيابون 47 و پارک

و نگران نباش من به " روز تسويه حساب " فکر ميکنم

کارآگاه وستلي از کوانتيکو فارغ التحصيل نشده

پس ميتونسته گزارش پرونده ت رو بنويسه

پيتر ، من ميدونم اون گزارشات چقدر مهمن

تو هميشه ميگي " اگر توي کار اتفاق بيفته"

توي پرونده هم ميتونه اتفاق بيفته آره

و نوشتن اونا يه تمرينه

من اون گزارشات رو بع عنوان هديه به وستلي دادم

هديه؟

يه چيزي که اون در آينده ميتونه روش سرمايه گذاري کنه

سلام ، ال

سلام عزيزم چطوري؟

هي ، چه خبر؟

من ميدونم که اين صداها مسخره ست اما

من فکر ميکنم امروز قراره يه سرقت انجام بشه

يه سرقت؟ چرا؟

خب ، وقتيکه امروز صبح رفتي

يادت رفت که اسکنر رو خاموش کني

و من مکالمه بين دو نفر رو ناخواسته شنيدم

و ميتونم قسم بخورم که اونا يه برنامه جنايي دارن

چي ميگفتن؟

آخ ، يه چيزي در اين مورد که نميخوان به زندون برگردن

ميدوني ، اينکه ايندفعه درست انجامش ميدن؟

خب ، اين يه دري وري نرمال همسايه نيست

نه ، و هرکاري که قراره بکنن

قراره تو خيابون 47 و پارک باشه

ظهر

--ببين ، اين ميتونه اصلاً هيچي نباشه

يا يه چيزي باشه من ميرم چکش ميکنم

باشه به منم خبر ميدي؟

آره ممنون ، عزيزم

خيابون 47 و پارک همه چيز روبراهه؟

شايد ال داره به ما يه سرنخ ميده

توي راه برات تعريف ميکنم

و حواست باشه چونکه من به يه گزارش نياز دارم

12:44.

آره

ممکنه ما رو ديده باشن و کار رو کنسل کرده باشن

به نظر بعيده

شايد ال اشتباه شنيده

فراتر از اين " ظهر " ممکنه به نظر خيلي چيزاي ديگه هم بياد

زود

بالن سالن

خب ، خيليل اين روزا درباره سالن ها پچ پچ ميکنن

و " من تو رو در بالن ميبينمت " کاملاً منطقيه - آره

اون هنوزم بعد از اون اتفاقاتي که با کلر افتاد درگيره

ميتونه باشه

ببين ، من خيلي از اينکه تونست از پسش برياد تحت تاثير قرار گرفتم

اما نميتوني سرزنشش کني بابت اينکه ...اون يک کمي

پارانوييديه ؟ آره . و کنجکاو

سلام

عزيزم

تو اينجا چيکار ميکني؟

خب ، نميخواستم با تماس گرفتنم مزاحمت بشم

و معلق بودن يه جورايي منو ميکشه

اينم يه راهيه براي گذروندن ظهر

آره

خبري از سرقت نيست؟ هيچي

نه . ببين . اونا مطمئناً داشتن درباره يه جنايت صحبت ميکردن

من اين نگاه رو ديدم

چه نگاهي؟ درباره چي داري حرف ميزني؟

من ميدونم که چي شنيدم

و هرکسي که اين حرفا رو زده نزديک ما زندگي ميکنه

خب ، پيتر فکر ميکنه ممکنه دزدا ما رو ديده باشن

و کار رو کنسل کرده باشن اين دقيقاً چيزيه که من گفتم

ميدوني ، ما ميتونيم با فروشنده اين مغازه چک ميکنيم

به دوربينهاي نظارتي يه نگاهي ميندازيم

آره . خب

من به دلسوزي شما نيازي ندارم من -- من بايد برم

نه ، عزيزم ، عزيزم . بذار يه مامور رو بذارم که ببرتت خونه

من مشکلي ندارم . مشکلي ندارم ...من

بعداً ميبينمت

هيچکس حرف ما رو باور نميکنه ، استچ

اما من يکي رو پيدا ميکنم که حرفمونو باور کنه

ممنونم که اومدي ، ماز ميدونم که به نظر ديوونگيه

اوه ، نجات يافتن از

تخريب کامل به تار مويي بنده

هيچوقت غريزه ت رو دست کم نگير

خب ، من به طور نرمال

هميشه " نيمه پر ليوان " رو ميبينم کلاً يه همچين آدمي هستم

اوه ، يه ديد با کمي تفاوت در دنيا

من ميدونم که چي شنيدم

من به طور نرمال ميذارم اشتياق مجرمان کارش رو بکنه

اما برا تو ، استثناء قائل ميشم

اين اسکنره

رو همون کانال قبليه

اوه ، خيلي مهمه که هر چيزي رو

که جاي بحث داره رو ضبط کنيم

اين آشغالهايي که اونا رو به دام ميندازه من درستشون کردم

اون آقاي رابسونه اون داره با راکونها ميجنگه

اوه ، موجدات کثيف

اساساً ، اونا جزو راکونهاي آمريکاي شمالي طبقه بندي شدن

"يا " سگهاي واشر

ما بايد يه مدتي رو اينجا بمونيم آم ، چاي دارجيلينگ يا اولانگ؟

منو سورپرايز کن

بهت گفت که چقدر قراره طول بکشه؟

ظاهراً يک کمي

بيچاره فرد

چطور ميشه اينقدر بد شد؟

اوه ، من فکر ميکنم فرد بيشتر از اوني که بايد ميدونه

ما تازه رسيديم خونه کارمون خوب بود

چي بهت گفتم ؟ همه چيز منظمه !خودشونن ! همون صداها

هيچ شانسي براي گرفتن کار هست؟

من هنوزم منتظرم اونا باهام تماس بگيرن

اما بايد تو يه خونه فردا ساعت 2 باشه

!اونا همين بيرونن

فردا ساعت 2 حتماً برنامه ش رو ميذاريم

خيلي خب ، تا بعد

يه صورت براي صدا

اوه ، عاليه

تو فکر ميکنه اون چيه توي صندوق عقبش؟

--اون يه !يه اسلحه ست

آره؟ آره

...مطمئناً يه سيگ ساسر پي 227

يا يه توني اوارد

شجاع شدي خانم مهربان؟

قبلاً ديديش؟

نه ، نه ، اون خونه يکماه پيش خالي شد

خب ، هر کسي که هست مطمئناً خيلي هوشياره

ميدوني ، فکر کنم موقعشه که با همسايه جديدم آشنا بشم

فردا ساعت 2 برنامه ش رو ميذاريم

خب ، کي وودوارده و کي برن استين؟

اونا منتظر دستور کار هستن

ميتونه هر چيزي باشه

يه ساک پارچه اي که توش پر از لباس ورزشيه

م م . هيچ اطمينان کاملي توي زندگي وجود نداره

خب ، يه چيزي هست . اگر شما اسلحه اي ديديد ، بايد به پيتر خبر بديد

نيل ، من طرز نگاهي رو که امروز پيتر به من داشت رو ديدم

اون فکر ميکنه بعد از اتفاقاتي که با کلر افتاد من دچار پارانوئيد شدم

-نه ، اون فقط

نيل ، بس کن همينطوره

من نميخوام اون منو به عنوان يه طعمه ببينه

ببين ، اون نگران توئه

و من هم نگرانم همسايه جديدمون دنبال انجام يه کاري باشه

ببين ، اين دقيقاً زمانيه که شوهري داري که توي اف بي آيه

و به دردت ميخوره

نه تا وقتيکه من بيشتر ندونم

در نهايت بدشانسي که من ممکنه اشتباه کرده باشم

کمکم ميکني؟

من و ماز ميريم يه نگاهي اين دور و بر ميندازيم

ببينيم چيزي هست در اينباره که پيتر بايد بدونه

ممنون . صبر کن

ما که درباره دزدکي به خونه کسي رفتن صحبت نميکنيم؟

نه البته که نه

اصلاً چيزي مثل دزدکي باز کردن

يا داخل شدن نداريم

فهميدم . خبر؟

ما با فروشنده هاي خيابون 47 و پارک صحبت کرديم

هيچ چيز غير معموولي نبوده

بازرسهاي بخش شمالي تا شعاع 5 کيلومتري رو پوشش دادن

تو همه اينا ، داد و بيداد ، عدم پرداخت کرايه تاکسي بوده

تلفنها توي دفاتر کاري مختصر بودن

شيشه هاي مشروب توي قهوه خونه ها داده ميشه

و يک دستگاه خودپرداز بد عمل ميکرد

More Farsi Persian subtitles for White Collar

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left