The first 200 lines.
پدر،عمو من از شانگ شو تای شنیدم که
دانگ آی که توسط سی ما ئی توصیه شده بود،یه طرح داره که توی های نان و های بی مزرعه درست کنن
وزیر چن هم باهاش موافقت کرده
اما قلعه های واقع درشاهو چان و چیائو چین
...این دو مکان مالِ
چیائو چین مال یکی از اقواممونه
تو اون یکی قلعه هم زمین هایی هستن که ما با دست خودمون از دست دشمن آزادشون کردیم
ما هیچ زمینی بهشون نمیدیم
این سیاست های جدید خیلی بیخودن
چرا امپراتور ازشون اینقدر
مراقب اونهاست؟
عمو زی لیان، لطفا آروم باش
به هر حال
من شنیدم صیغه گائو به دلیل نافرمانی تبعید شده
این زنم یه بدبختیه دیگس برامون
خواهر خونده ی سی ما ئیه لیاقتش همون قصر سرده
تا وقتی که تبعیده
باید برای امپراتور دخترایی که جذبش میکنن رو فراهم کنیم
اونا کین؟- شان یانگ با این کار موافقت کرده؟-
چرا موافق نباشه؟
ما داریم بهش لطف میکنیم
از خداشه دختراش توی قصر باشن
سرتو بیار بالا
خواهر
خواهر
خوش اومدین
بلند شو
لازم نیست این تشریفات رو انجام بدی
اتفاقی افتاده؟
غذاهای اینجا خوب نیست
در چنین شرایطی برای سلامتیت خوب نیست
یکم سوپ گرم برات فراهم کردم
ممنونم خواهر
از این طرف
نگران نباش
اگر چه امپراتور اخلاقِ سردی دارن
با این حال میدونن که کی بهش وفاداره و کی نیست
کسایی که بهش خوبی کرده باشن،تا آخر عمر خودشونو مدیونش میدونن
تو خیلی وقته که باهاشی
وقتی عصبانیتش فروکش کنه،میفرسته دنبالت
...چرا شما از
من متنفر نیستین؟
چرا باید متنفر باشم؟
این چند روز
من نتونستم اینجا بخوابم
من مثل باد سرد بودم
و این سردی به استخوانهام نفوذ کردن
دردش مثلش فرو کردن چاقو به بدنه(منظورش تنهاییه)
همه این سالها شما
همینجوری زندگی کردین
تنها و بدون حضور امپراتور
خواهر
طبیعیه که از من خوشتون نیاد
من ازت متنفر نیستم
خیلی خوبه که تو با امپراتور هستی
وقتی کسی رو که دوست دارن کنارش باشه،ایشون فردِ آرومتری میشن
کسی که باید سرزنش بشه
سرنوشت و تقدیره منه
بعد از اون خودم مقصرم
اگه من شجاعت امتناع از این ازدواج رو داشتم
شاید زندگی بهتری داشتم
من و تو
امپراتور و شاهزاده ی چهارم
همه ی ما
شادتر از الان میتونستیم زندگی کنیم
خواهر
شما هنوزم تو قلبتون
عشق شاهزاده ی چهارم رو نگه داشتین؟
منظور از عشق چیه؟
من بیشتر از یه دهس که توی این قصر زندگی کردم
برادرایی دیدم که با همدیگه مبارزه میکنن
پدر و پسری که به همدیگه مشکوکن
مردم رو طوری میکشن انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده
همه ی جای این قصر رو خون پر کرده
تنهایی توی این قصر آدمو خفه میکنه
دیگه معنی عشق رو نمیدونم چیه
خوشبختانه
من هنوز دونگ شیانگ و روی ئر رو دارم
تنها هدف من
محافظت از اون دوتا از این هیاهویه
حاضرم به خاطرشون زندگیمو بدم
درود بر امپراتور
عالیجناب
این دو ،دختران شان یانگ گونگ هستن
دو شاهزاده خانم از سلسله هان
اونا مایلند تا بهتون خدمت کنن
زی دان
لیو چی چرا اینکار رو کرده؟
یکی از همسرای اون خواهرمه
و بچه هاش هم برام
مثل خواهر زادم هستن- درسته-
این جز سنت ها نیست
عالیجناب
سنت ها برای نزدیک شدن و احترام گذاشتن به مردمه
بیشتر از اون
اونا توسط شاهزاده خانوم متولد نشدن
شان یانگ گونگ خودش اونا رو به عنوان هدیه فرستاده
مثل یوان که دو خواهر براش فرستادن
بعدش با شاهزاده یائو خلوت کردن و به یکی لقب شاهزاده خانم دادن
سرورم شما باید
دو دختر شان یانگ گونگ رو بپذیرین
اینجوری هم میشه به سنت ها پایبند بود
زی دان
اینا رو کی بهت یاد داده؟
..من
از اونجا که شما دو تا شاهزاده خانم هستین
حتما با قوانین قصر آشنایی دارین
سرپرست شی اونا رو به قصرشون ببر
خوب مراقبشون باش
اطاعت- ممنونم-
میتونیم قصر رو ببینیم
هیچ کس رو اینجا نمیشناسیم ،اینجوری خیلی کسل کنندس
باشه
قصر اینجا بزرگتر از قصر شماست
اگه گم شدین گریه نکنین
شنیدی خواهر؟
ما توی قصر آزادیم
بی ادب نباش
از این طرف خانمها
نظرتون دربارشون چیه؟
این دوتا دختر هنوز چپ و راستشون رو نمیدونن
برای لیو زی خیلی سخت باشه
نه سخت نبوده
اون با ابریشم و طلا
راحت راضی میشه
ولی تو به عنوان یه عالیرتبه
باید اینکار رو انجام میدادی؟
سرورم
چطور میتونین این حرفو بهم بزنین؟
تو بیخودی اینکار رو انجام نمیدی
فقط چیزی که احتیاج داری بهم بگو
پس چیزی که لازم دارم بهتون میگم
بدون رودروایسی
شما در مورد اجرای سیاست های خوب به قلم چی ئو
هنوز یه حاکم خوب برای شهر انتخاب نکردین
بنابراین من یه نامزد خوب براش درنظر گرفتم
ششمین پسر شیا هو: شیاهو ژیان
اون بزرگ شده
واقعا پسر عاقل وفهمیده ای هستش ولی تا حالا
توی هیچ جنگی نبوده،بهش اجازه بدین
تا بتونه یکم تجربه کسب کنه،نظرتون چیه سرورم؟
انتخاب حاکم
به بخش انتخاب حاکم بستگی داره
اینکه حتما اونجا باشه دلیل خاصی داره؟
انتخاب حاکم توسط شما هم انجام میشه
شهر شیائو زادگاه ماهستش
تمام مقبره ها و معابد ما اونجان
این مسئله خانوادگی هم هست
شیاهو ژیا به نظر خوب بزرگ شده
اون همچنین تحصیل کردس
میتونم ازش استفاده های بهتری کنم
اینکه یه حاکم ساده باشه براش کافیه؟
بزارین اول یکم تجربه کسب کنه
باشه، پس اول یکم تجربه کسب کنه
ممنونم عالیجناب
شی زی
بشین
اینکه دوباره میخوام
ازت سوال بپرسم باعث ناراحتیت شده؟
شما میخواین دوباره منو بررسی کنین
از این تصمیم شما سپاسگزارم
تو ، مدرک تحصیلی نداری
برای همین شغل مناسب برات پیدا نمیشه
ولی فعلا این موقعیت رو بپذیر
هر چند برای این استعدادت خیلی کمه
برای سیاست های کشاورزی که روش مطالعه کردی
برات موقعیت برای اجراش ایجاد کردم
اونجا نباید تحت تاثیر قلعه ها قرار بگیریو و فقط به فکر کسب و کار باشی
نظرت دربارش چیه؟
خیلی ممنونم بابتش
خودت بگو اشکال سیاست های کشاورزی چیه؟
مشکل واقعی
اینه که همه ی زمینهای خوب متعلق به طبقه اشرافه
و تمام محصولات توسط ژنرال های نظامی برداشت میشن
دولت هيچ زميني براي مزرعه نداره
و تمام زمين هايي را که برداشت میشن، به دولت تعلق ندارن
با اینکه از مردم دوری میکنی
ولی بیشتر به فکر مردمی
وقتی من یه افسر رده پایین بودم
همه چیز رو به چشم دیدم و شنیدم
بهم بگو که کدوم سرزمین ها مشکل اجرای سیاست ها رو دارن
چیاهو پی- درسته-
این مکان زادگاه خانواده سائو و شیا هو هست
بعد از پایتخت
این شهر مهم ترین شهر کشوره
ولی اگه بخوای زمین های کشاورزی رو اونجا قرار بدی
به راحتی بهت اجازه نمیدن،جرئتشو داری
طرحِ خودت رو در این محل شروع کنی؟
اینکارو میکنم
به نظرم بعد از شهر چیاهو پی
باید به شهر شو چون بریم
اگه بتونیم سیاست های کشاورزی رو در این دو شهر اجرا کنیم
این طرح واقعا کار میکنه
پس تو باید مسئولیت اجراش رو بپذیری
منم ازت پشتیبانی میکنم
کار شما از من خطرناکتره
کار هر دومون خطرناکه
یزار آخرین سوالمو بپرسم
چرا وقتی اون دختر کنارت باشه میتونی به صورت روان صحبت کنی؟
اون فقط مثل شماست
No comments yet. Be the first to leave one.