The first 200 lines.
خاطرات عشق
قسمت دوازدهم
.پشتوانه رییس دای خیلی عمیقه
.من جزییاتو نمیدونم
چطوره برین بپرسین از خودش؟
ازش بپرسیم؟
باید کجا بریم؟
باید بریم اشپزخونه؟
باید بریم مغازه اغذیه سالم؟
.من امروز صبح چیز بدی خوردم
دقیقا همین الان
بازی نیست؟
اگه اینجا بترکه کی براش همه؟
واقعا لازم همیچین ریکشن بزرگی نشون بدی؟
الان پلیس داره از مطنون بازجویی میکنه؟
.خب بگو ما باید چیکار کنیم
اگه قرار باشه به پلیس زنگ بزنیم درواقع
شمامرتکبه کلاهبرداری شدین
کلاهبرداری؟
زمینو دزدیدم یا خونتو؟
داری یه قورباغه رو میگیری و نمیذاری بره دسشویی
چطوره شما به پلیس زنگ بزنین/
.میتونیم از کلمات استفاده کنیم تا برنده دعواهای رزمی بشیم.منم باهات تا اخرش همراهی میکنم
همراهی؟میتونی؟
.بگو ببینم لو فی مجبورت کرده؟
.نه اصلا ربطی به کارگردان لو فی نداره
.پس احتمالا ایده لین له شینگه
.ایده من بود
.دیدم نمیتونم با اینا دربیوفتم و نمیخواستم ناپدید بشم
...عموها و خاله ها
نه خواهر این چطوره/؟
چرا نمیذاری منی که اولین بارمه برم؟
.واقعا من یه مادره هشتاد ساله دارم ولی هنوز ازدواج نکردم
.ببین چقدر جوونم
با این جرئتت
چجوری میخوای کلامی با اینا مبارزه کنی؟
.من زبون درازم
یه جا به لیو بدین
بذار بشینه
.ممنونم ممنونم
.لیو بشین
چطوره لیو؟
ما میتونیم کاری که کردیو فراموش کنیم
ولی یه شرطی داره
اینکه هربار که تو گروه اتفاقی افتاد
.باید فورا بهمون خبر بدی
خبر؟حتما این بهترین تواناییمه
گفتی مسائل گروهو؟
یعنی شما دیگه نمیخواین بکشین کنار؟
.ما ازتو یاد گرفتیم
.برای اینکه گروهو نجات بدی این نقشو بازی کردی
.تو واقعا استعداد کارگردانی رو داری
.لو فی خوب بهت یاد داده
.وقتی اون کارگردانه من واقعا احساس راحتی میکنم
.همچنین بازرس دای که شنیدم بازیگره شرکت شماست ..بله
.خوب ازش استفاده کن
.من انتخابش کردم .حتما ازش استفاده میکنیم .حتما
.فردا جشن افتتحاییه ی شروع فیلم برداریه
.باید این جشن افتتحاییه رو با لو فی خیلی خوب برگزار کنی
.من میخوام برم جشنواره موسیقی
جشنواره موسیقی چیه؟
.برای ارائه موسیقی بریم
چش شده؟
منم نمیدونم
اگه اینجوری بریم استاد مارو میبینه
.با من بیا
با من بیا
عمو کای یو کجا میری؟
عمو کای یو عمو کای یو فکر شروع پرش نیستی که درسته؟
چی میگی؟
.چیزی نگو
عمو کای یو میخوای تو کدوم زمینه فستیوال شرکت کنی؟
مگه نگفتم؟اینوری برو
.اگه نریم جشنواره دیر میشه
.باید الان بریم یادمه یه نردبون اینجا بود
.اگه بریم پایین دیگه بعدش ازادیم
هی عمو کای یو خطرناکه
مطمئنی راهش اینه؟ راه دیگه ای نداریم
شما دوتا ترسیدین؟
یادتون رفته چی گفتین؟
همه چیزو راضی میکنین برای هنر
یادتون رفت؟.مطمئنم که گفتین
.اره برای رسیدن به هنر همه چیزو راضی میکنم
برادره خوب
تو تومیخوای؟
میخوام خوبه
برادران برای موسیقی ...بریم بریم
یذره دیوونه نیستیم؟باهاش برو
ارومتر ارومتر اروم
.یادمه یه نردبون اینجا بود کجا رفته؟
درست یادته؟
خوب یادته؟
عمو کای یو عمو کای یو
عمو
چرا اومدی اینجا؟خطرناکه
کیه؟کدوم کلاسه؟
.اون اون همکلاسیمونه
.اون بیس میزنه
.ماشین اینجاست
ماشین؟ماشین اون پایینه؟
میخوایم با ماشین بریم جشنواره؟باشه
خوبه زود باشین زود
کجا داریم میریم دنبالش؟
عمو کای یو شین چن میخواد یه چیزایی بگیره منتظرش بمونین
سوار شو...نگرانش نباش...من خودم میرم
هی زود باش بیا بالا
زود زود زود
بشین بشین
عمو کجا میری عمو
ماشین ماشین صبر کن ماشین
ماشینو نگه دار ...ماشینو نگه دار .پیاده شو
بیا دای این ماهیو امتحان کن
.خاله ات مخصوص درستش کرده
شیائو دای اروم بخور
مورد علاقته؟
خیلی خوشمزه است خاله
.اذیت نکن ...خیلی خوب بهشون تعارف کن
.باشه من اومدم بخورم
.بنوشیم
به سلامتی عمو
باشه
هی بشین بشین
.خوبه بشین
باشه
.غذاتو بخور بله عمو
.دی توام بخور
.پدر من دوست ندارم گوشت چرب بخورم
.یذره بخور برای مغزت خوبه مغزت
.من ازینکه گوشت چربی بخورم متنفرم
زود
خاله
.این برای اثبات خلوص من برای شماست
.من یه کادو کوچیک براتون اماده کردم
این بچه
.تو نباد چیزی میخریدی هی دی
دی
چن چند روزی هست که رفته مسافرت ؟
نمیخواد دیگه برگرده؟
.ببین چقدر نگرانی .فقط چند روز گذشته
دی
.خاله صداش نکن
.باشه اگه دوست داری
بگیرش
بهش زنگ نزدی؟
.یادت باشه زنگ بزنی ببینی کجاست
میدونم
میدونی میدونی تو فقط میدونی چجوری با من دعوا کنی
.امتحان کن
.شما این سوپ اشیانه ای رو خیلی عالی درست کردین
.همین الان درستش کردین ولی این مزه اش واقعا خوشمزه است
نمیتونم بگم چقدر عالی هستی
.این واقعا با روش های اشپزی اون ادمای بدردنخور فرق داره
کجا میری؟
.خوشمزه است خوشمزه است
خوش به حالت
.واقعا میدونی چیکار کنی
.هنوز هیچی نشده ولی بازم داری سعی میکنی تا راضیش کنی
.فقط خاله بهم این سوپو داد تا امتحانش کنم
چی بهش داده بودی؟
.بهم گوشی داده بود
.خیلی خوبه
.مامان منم سوپ اشیانه ای میخوام
.تو که مهمون نیستی اگه میخوای برای خودت بردار
میخوای برای منو بخوری؟
.اینو نمیخورم ممنون
هی دی
.برو برو از بالا قرصای فشار خونه منو بیار
.زود باش برو بیارشون
مگه نیاوردی؟
.برو تا وقتی ازت بخوام
برو بخور مرسی خاله
.عمو من خیلی خوب میتونم اشپزی کنم
.یه روزی چنتا غذا درست میکنم بعد میگم خاله و عمو بخورن بهم امتیاز بدن
.عالیه
.دای خواستیم بیای برای اینکه میخواستیم باهات حرف بزنیم
حتما
.درسته درسته
شیائو دای دفعه قبل شنیدم که گفتی
.تو دی رو توی هونگ کونگ دیدی
.درسته من خیلی وقته شین دی رو میشناسم
.تو هونگ کونگ هم همدیگرو تصادفی دیدیم
پس شما قرار داشین توی هونگ کونگ؟
مامان من میخوام سوپ بخورم
زودتر نخواستی که چرا الان دوباره میخوای؟
.الان حس خوردنشو دارم
خوشمزه است؟
.بیا اینور بیا اینور
.بیا با من
بیا بیا
بیا اینم سوپ بخور
دای
این نگاه چشمای دی معنیش چی بود؟
کدوم نگاه؟
دقت نکردم ..پدر چیکار میکنی؟
انگار داری مظنونو بازجویی میکنی؟دیگه قرار نیست بریم چیزی بخوریم؟
دی برو بالای پله ها میخوایم خصوصی حرف بزنیم
خصوصیه چی؟قرار نیست غذا بخوریم؟زود باش برو ..خصوصیه
.برو بالا برو
عمو برای شما میخورم
بسیار خب یذره دیگه باهات میخورم
No comments yet. Be the first to leave one.