The first 200 lines.
لیلی آلدی
لیلی، مواظب باش
پارکر، باید با یکی حرف بزنی
مخصوصاً اگه داری روح میبینی
اسمش لیلیه
اون کیه؟
مشکل همینه. هیچ ایدهای ندارم
فکر کنم آمادهام... که حرف بزنم
درباره اینکه مادرت واقعاً چطور مرد
با عصبانیت رفت و من داشتم جیغ میکشیدم
که هیچوقت برنگرده
معلوم شد لیلی روح نیست
اون واقعیه
خب، گواهی فوت اصلی مادرش رو پیدا کردم
جس
یه جای کار میلنگه
خواهش میکنم، فقط میخوام حرف بزنم
میدونستم اون تویی
این درو باز کن وگرنه خودم برات بازش میکنم
فکر میکنی پیدات نمیکردم؟
خیلی دیر رسیدی. اون خیلی وقته که رفته
کجاست؟ جایی که هیچوقت پیداش نمیکنی
آره، اینو خواهیم دید
کجاست؟
یادت میدم که تو کار من دخالت نکنی
تو منو نمیترسونی
اون لعنتی کجاست؟
صبح بخیر، دستیارهای بابا نوئل
آره، هموناییم
هو هو هو. اوه، بیخیال
نیک، این کمپین جمعآوری اسباببازی دست توئه
پس بزن بریم تا روحیه بگیریم چون
من همین الان داغترین، کمیابترین
هدیه ضروری این فصل رو برای یه بچه خوششانس پیدا کردم
حدس بزن چیه
بلِیز اژدها
جعبه مثلثی لو داد؟
اون و ظاهراً هدیه ضروری امسال
اونقدرام سخت پیدا نمیشه
ما سه تا بلیز داریم؟
بکن چهار تا
و منم خیلی افتخار میکردم که اینو پیدا کردم
اوه، هرچی بیشتر، بهتر، فکر کنم
منم اینجام تا ببینم گوشت داره میسوزه، مامور نایت
یا، یا داره مورمور میشه؟
کسی داره درباره من حرف میزنه؟
فرماندهت توی NCIS: ELITE
همین الان زنگ زد تا منو در جریان آموزشهات بذاره
که ادعا میکنه تو، چطور بگم؟
"ترکوندی"؟
واقعاً؟
تعجب کردی انگار
نه. نه، من نیستم-- فقط
ممنونم. من عاشق آموزش دیدنم
فقط دارم واقعاً بیتابی میکنم
برای اون اولین ماموریت. خب
فقط صبور باش چون مثل همین بلیزها
یکی رو آرزو میکنی، ولی در نهایت چهار تا گیرت میاد
خب، در واقع، جناب مدیر، فکر کنم این بلیز
میشه، اِ... پنجمین عدد
آره، فکرای بزرگ شبیه همن
خب، شاید سال دیگه افکار بزرگ ما
بتونن یه برنامه بریزن و هماهنگ کنن
خب، راستی مامور پارکر کجاست؟
کالبدشکافی. با جیمی
تا حدودی به همین خاطره که زیاد خوشحال نیستیم
درسته. مادر پارکر
بقایای جسدش رو نبش قبر کردن
و جیمی داره میگیره
الان نتایج کالبدشکافی رو
این یعنی ضدحال کریسمس
خب، بیایید همه امیدوار باشیم که پارکر به دست بیاره
آرامشی رو که نیاز داره
الهی آمین
فکر کردم نمیخوای ببینی واقعیش رو
نه. نه، جیمی، نمیخوام
خوبه، چون، ۵۰ سال، ها؟
هیچ حلقهای یا چیزی شبیه به
یه یادگاری قیمتی، تنش هست؟
یه لباس تنشه
یه جورایی آبیه. چرا؟
نمیدونم. فقط دنبال یه
ارتباطم
اِم... آره
من فقط، اِ
بیشتر عمرم رو به این فکر کردم که اون
من و خواهرم رو ول کرده رفته، و حالا اینجا هستیم
ناگهان تو یه اتاق. این
میدونی، این ممکنه جسد مادرت باشه، مامور پارکر
ولی این اون نیست، این نیست
روحش
روحش تو خاطرات تو زنده است
من... من میدونم، این ممکنه حرفای عادی تسلیت به نظر بیاد
اما من باورش دارم
ممنونم جیمی، واقعاً
فقط اینکه، اِ
اون چند تا خاطرهای که از مادرم دارم
دقیقاً
از جنس نقاشیهای نورمن راکوِل نیستن
هوم
بریم سراغ نتایج
آره، حتماً. چی داریم؟
یه استخوان ترقوه شکسته داریم
جناغ سینه کبود، سوختگیهای شدید
تقریباً همه چیز با یه تصادف ماشین مطابقت داره
و آتیشسوزی بعدش. تقریباً همه چیز؟
بله، اون چیزی که عجیب و غریبه، این دو تا جراحت له شدگیه
روی استخوان پس سری
ناشی از یه شیء استوانهای شکل مثل چوب بیسبال یا یه لوله
گزارش کالبدشکافی اولیه
دقیق بود
آره، عمق این جراحتها
باید بلافاصله کشنده بوده باشه
مادرت به احتمال زیاد به قتل رسیده
به قتل رسیده؟
کیس؟ خوبی؟
آره، فقط نمیخواستم حرفتونو قطع کنم
نه نه، لطفاً. حرفمو قطع کن
مگر اینکه
خبر بدتری داشته باشی
بدتر؟ نه، این
راستش شاید اونقدرام بد نباشه
بستگی داره به... فقط
فقط بگو
اون مادرت نیست
دوباره بگو؟ نمونه بافتش
برای الکل جواب قطعی نداشت
و از اونجایی که رانندگی در حالت مستی
به عنوان علت تصادف ذکر شده بود
من دیانایشو بررسی کردم
و با تو مطابقت نداشت
یا با نمونهای که خواهرت داده بود
باشه، پس
قبرستون بقایای جسد اشتباهی رو فرستاده
یعنی، این چیزا اتفاق میفته
میفته، ولی اینجا نیفتاده
من چک کردم
با قبرستون و پزشک قانونی محلی
همه کارشونو درست انجام دادن
قبر درسته، تابوت درسته
فقط کسی که توشه، اشتباهه
پس
این مادرم نیست
نه
این کیه؟
نمیدونم، ولی امیدوارم بعد از
یه سری آزمایش دیانای بیشتر... آزمایش بیشتر؟
اگه... یعنی، اگه یه روانی جمجمه این زن رو له کرده
هر لعنتی که هست، با مادرم چی کار کردن؟
مادرم کجاست؟
ماشین تحویل هنوز چند تا توقف دیگه داره
پس زیاد طول نمیکشه. منظورت چیه؟
من باهات میام. نه نه، تو نمیآی
نه وقتی که یکی دیگه بیشتر از من به کمکت نیاز داره
اون تمام صبح به گزارش تصادف مادرش زل زده
تمام صبح
دیگه واقعاً نمیدونم چی بگم
خب، یه چیزی پیدا میکنی که بگی
هی، پارکر
حالت خوبه؟
نه، جس، حال من خیلی با خوب بودن فاصله داره
به هریت گفتی؟
خواهرم تو یه ناو هواپیمابر تو گوآم هست
ولی ممنون
خب، متاسفانه اون مؤسسه کفن و دفن
که مراسم خاکسپاری مادرتو انجام داده، تو سال ۱۹۸۳ تعطیل شده
با این حال، تونستم پیداش کنم
گزارش تصادف قدیمی رو
امضا شده توسط یه پلیس ایالتی ایلینوی
حرف اول اسم: ال. فامیلی: بورم
اوه، یه پلیس تو عکس هست
ولی حتی اگه خودش باشه
چقدر احتمالش هست که این آقا هنوز زنده باشه؟
اتفاقاً، خیلی زیاده
پایگاه داده پلیس ایالتی ایلینوی
یه "گروهبان لستر بورم" رو ثبت کرده که در سال ۲۰۰۶ بازنشسته شده
و چیزی اینجا در مورد فوتش نیست
خب، ممکنه یه ریسک بزرگ باشه
ولی... دیگه سرنخی نداریم
شاید اون پلیس قدیمی حداقل بتونه بعضی جاهای خالی رو پر کنه؟
آره، کیس
باشه. دارم میام
ریسک بزرگ. حتماً
آخه چرا نباشه؟
چی شده؟ گفتی فوریه
اوه، نه، نگفتم فوریه، گفتم هیجانانگیزه
که فوری به نظر میاد، پس چی شده؟
خبر اینه که داریم یه چهره رو بازسازی میکنیم
از روی جمجمه زن ناشناسمون
سال بعد هنوزم یه طرح اولیه رو ارائه میده ۵۰
عمق بافت بهمون یه سری ویژگیهای کلی میده
در حالی که من جزئیاتی مثل رنگ پوست و حالت چهره رو اضافه میکنم
وای، این... هیجانانگیزه
اوه، ببین، خب... میدونیم که شانس کمی داره
که الان تعدادشون شده دو تا که من بهشون حساب کردم
اونقدرام شانسش کم نیست
یعنی، این به همراه جستجوی دیانای
از تو و خواهرت
میتونه بهمون کمک کنه مادرتو پیدا کنیم
به علاوه، سومین تلاش شانس میاره
No comments yet. Be the first to leave one.