NCIS

NCIS

Download Farsi Persian Subtitle

Season 23

Release info

NCIS S23E01 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 23 قسمت 1 NCIS: Naval Criminal Investigative Service 2003 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-19
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پارکر، کارلا مارینو، رئیس بزرگترین

خانواده تبهکار سازمان یافته در غرب میانه.

اگر دوباره نزدیک ملیدا بری

یا دخترش، من شخصاً

کاری می‌کنم که این آخرین کاری باشه که انجام میدی.

آلدن، دلم برای این تنگ شده بود.

پارکر: شوخی می‌کنی!

می‌خوای با این آدم همکار بشی؟

من دیگه تموم کردم.

نکن. مک‌گی: اف‌بی‌آی بود.

مامور فورد واقعی تیر خورده و مرده پیدا شده.

کارلا رئیس نکسوسه.

همه رقیب هاش یه جا جمعن.

قراره از اون بمب استفاده کنه تا همه‌شون رو از بین ببره.

این خانم دلربا کیه؟

کارلا مارینو.

سلام. رومن پارکر، پدر آلدن.

دیگه هیچ‌وقت اینجا پیدات نشه.

تو پسرمو کشتی.

کشتن من چیزی رو عوض نمی‌کنه.

من قرار نیست تو رو بکشم، آلدن.

اون خیلی آسون می‌شد.

پارکر: بیا دیگه.

نه!

(پارازیت)

خبرنگار: رئیس جمهور کارتر اعلام کرده...

(موسیقی در حال پخش)

* تقریباً بهشته *

* ویرجینیای غربی... *

* کوه‌های بلو ریج *

* رودخانه شناندوآ *

* زندگی اونجا قدیمیه * (زیر لب زمزمه می‌کند)

* قدیمی‌تر از درختان * آلدن؟

* جوان‌تر از کوهستان‌ها *

* مثل نسیمی در حال رشد * پسرم؟

* جاده‌های روستایی * (به زمزمه کردن ادامه می‌دهد)

* منو ببر خونه *

دنور.

* به جایی که... *

این یکی همیشه مورد علاقه‌ام بود.

* من بهش تعلق دارم... *

واقعاً؟

* ویرجینیای غربی-- *

لعنتی، آلدن.

اول قالپاق‌ها، حالا سرقت مسلحانه ماشین؟

داری مثل نشان لیاقت، جرم جمع می‌کنی؟

می‌خوای راجع به نشان لیاقت صحبت کنی؟

تو نیم سال ناپدید میشی

و بعدش با یه سری قانون و نصیحت میای

انگار که معنی خاصی داره، و تو فکر می‌کنی من مشکل دارم؟

نگاه کن دور و برت رو. هر بار که جابجا میشیم

هر بار که تو میری مأموریت

تو فقط انتظار داری من اوضاع رو سر و سامون بدم.

مشکل تو و اون نیروی دریایی عزیزته.

تو یونیفرم رو به بچه‌ی خودت ترجیح دادی.

متأسفم که این حس رو داری.

واقعاً فکر می‌کنی تو تنها کسی هستی

که از اسباب‌کشی بدش میاد؟

تو گولم زدی، جناب دریادار چاپلوس.

بابا داره به تنهایی دو تا بچه بزرگ می‌کنه و به کشورش خدمت می‌کنه.

ولی حتماً بیا همه چیزو در مورد تو بکنیم.

اون ضدگلوله نیست، آلدای.

این‌جوری صدام نکن. کارهای تو

بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنی بابا رو آزار میده.

و بدترین قسمتش؟

تو اینو نمی‌فهمی

تا وقتی که خیلی دیر بشه.

...تا وقتی که خیلی دیر بشه.

پارکر، خیلی متاسفم.

منم همینطور.

ولی دیگه خیلی دیره.

(موتور روشن می‌شود)

خب، این کارِ کارلاست.

و سبک اونه. حساب‌شده و بی‌رحمانه.

اون می‌خواست پارکر زجر بکشه.

خب، به خواسته‌اش رسید.

و ما هم کمک کردیم.

مک‌گی: ما اصرار کردیم با کارلا همکاری کنیم.

پارکر بهمون هشدار داد، ولی نمی‌دونستیم اون از پس چه کاری برمیاد.

آه، ما می‌دونستیم. فقط نمی‌خواستیم باورش کنیم.

خب، پس جبرانش می‌کنیم. پیداش می‌کنیم.

پس، اون پارکر رو گروگان گرفت و بعدش آزادش کرد.

منطقی میگه تو اون مدت فرار کرده از کشور.

به جز اینکه زمان اولیه مرگ

نشون میده دو ساعت پیش اینجا بوده.

هنوز هم می‌تونه نزدیک باشه.

حرکت بعدیش چیه؟

با فرض اینکه پارکر

دیگه هیچ خویشاوندی در محدوده دی‌سی نداره؟

خواهرش توی پنتاگون کار می‌کنه.

اما حتی کارلا هم عاقل‌تر از این حرفاست.

به جای اینکه بریم سراغ یه دریاسالار سه ستاره.

نوه کارلا چی میشه؟

همونی که سال پیش سعی کرد بدزدتش؟

لورن جیکوبز.

تیم حفاظت از قبل تو آپارتمانشه.

شاید ما هم باید بهشون ملحق بشیم.

فقط برای احتیاط، اگه کارلا سر و کله‌ش پیدا شد.

فکر می‌کنی اینقدر بی‌احتیاط باشه؟

دلم می‌خواد باشه.

تنها چیزی که لازم دارم یه فرصته.

خب، برای این کار باید بری تو صف.

نایت: درست بعد از پارکر.

با توجه به کاری که با این تلویزیون بی‌گناه کرد.

فکر کنم نقشه‌های بزرگی برای ملکه کانزاس سیتی داره.

خوبه. نایت: واقعاً؟

آخرین باری که چیز خوبی

از یه مأمور که داغ کرده بود، سر زد؟

می‌دونی، شاید... شاید پارکر خوب باشه.

آخرین باری که دیدمش، داشت

می‌دونی، خودشو جمع کرده بود.

فعلاً.

واقعاً فکر می‌کنیم این چقدر دوام میاره؟

مک‌گی: پارکر، صبر کن.

اون کیف بولینگ منه؟

اون، اِم... تنها چیزی بود که تونستم پیدا کنم.

چند تا از وسایلت رو توش جمع کردم.

لوازم بهداشتی، اِم... یه دست لباس. نیک

خواست کلید یدکی خونه شهریش رو بهت بدم.

داری منو می‌فرستی بخوابم، مک‌گی؟

خب، خونه‌ت صحنه جرمه و دیره.

نایت نگرانت شده.

همه ما نگرانتیم.

می‌ترسی که درست فکر نمی‌کنم؟

کاملاً قابل درکه. می‌تونی راحت باشی.

فکرم خوب کار می‌کنه. باشه، خوبه.

خوشحالم شنیدم چون ما اینو داریم، اوکی؟

اخطارهای مراقبت صادر شده. مسیرهای ترانزیت علامت‌گذاری شده.

نیروهای ویژه تو همه جهات فعال شدن.

داری طبق روال عمل می‌کنی.

قبلاً جواب داده. نه در مورد کارلا.

اگه می‌خوای بگیریش،

طبق اصول عمل نمی‌کنی،

بلکه همه چی رو زیر و رو می‌کنی.

چطور این کارو کنیم؟ اینطور نیست که بتونیم

تمام مسیرهای تردد رو در سراسر ساحل شرقی ببندیم.

نمی‌تونیم؟ (تلفن وزوز و زنگ می‌زند)

اوه، خدای من!

همین الان تهدیدهای بمب‌گذاری متعددی گزارش شد.

ده‌ها موردشون، همشون تو مراکز اصلی حمل و نقل.

حدس می‌زنم یه نفر ساحل شرقی رو بست.

پارکر؟

چی کار کردی؟

باشه. فهمیدم. ممنون.

اون تهدید شماره ۳۷ بود.

خوشبختانه، همه‌شون فقط دود بود، نه آتش.

خب، دود داره کار خودشو می‌کنه. کارلا رو تو کشور نگه می‌داره.

آره، و تو این فرآیند سازمان امنیت داخلی رو زیر آوار می‌کنه.

۲۶ فرودگاه، چهار ایستگاه قطار، یک ترمینال کشتی تفریحی.

راهی برای ردیابی منبعش نیست؟ مک‌گی: نه، به راحتی نه.

یه نفر دقیقاً می‌دونست چطور ردپاهاشو بپوشونه.

یه نفر که شیرینی‌جات رو دوست داره، اِم... و از کاغذبازی اداری متنفره.

این بی‌پروا بود. جسورانه.

و مؤثر.

سازمان امنیت داخلی همین الان یه شاسی‌بلند مطابق با ماشین کارلا رو علامت‌گذاری کرد.

کجا؟ رها شده بیرون یه ترمینال تو دالاس.

دوربین نیست. کارلا نیست. خب، این یه سرنخه.

من الان اون شاسی‌بلند رو می‌خوام. این اتفاق نمیفته.

ببخشید؟ سازمان امنیت داخلی روی اون ماشین صلاحیت داره.

خودشون بررسیش می‌کنن.

خب، دستشون بنده.

و تقصیر کیه؟

گزارش کردن تهدیدهای بمب‌گذاری؟

برو خونه، پارکر. خیلی درگیر شدی.

که دقیقاً به همین دلیله که من می‌مونم.

پس برو خونه چون خیلی خطرناکی.

اوه. خنده‌داره، مدیر.

چون دقیقاً همین چیزیه که من در مورد همکاری با کارلا گفتم.

خیلی خطرناکه و تو هیچی نگفتی.

تو عزاداری، آلدن. برو خونه.

قبل از اینکه یکی از ما حرفی بزنه که نتونیم پس بگیریم.

پارکر.

اونا معمولاً صورتی نیستن؟

این شماره پنتاگونه. یه خط مستقیم.

فکر کردم دریاسالار پارکر

می‌خواد خبر رو از خانواده بشنوه.

آره، خب، واضحاً خواهرمو نمی‌شناسی.

جیمی: یک نه میلی‌متری.

ورود تمیز، خروج تمیز. بدون غافلگیری.

خب، البته یه غافلگیری. هرچند دقیقاً مربوط به پرونده نیست.

منظورت اینه که پارکر سر ونس تو دفتر خالی شد؟

وسط اتاق تیم؟

باشه، دو تا غافلگیری. من در مورد خواهر پارکر صحبت می‌کردم.

نمی‌دونستم اون یه دریاسالاره.

دریاسالار دوم هریت پارکر. هوم.

رومن چند بار بهش اشاره کرده.

آره، ولی پارکر هیچ‌وقت این کارو نمی‌کنه.

آره، حس می‌کنم که...

پشت اون یه کوه یخ کامل پنهانه.

اوه، صحبت از درام خانوادگی پنهان پارکر شد...

نه، نه جیمی. راجع به این صحبت کردیم.

باشه، نه، نه. پارکر ازم خواست در مورد مادرش تحقیق کنم.

آره، برای پیدا کردن قبرش.

گزارش پزشکی قانونی...

و گواهی فوت با هم جور درنمیان.

ممکنه یه اشتباه دفتری باشه.

ولی تو فکر می‌کنی یه نفر داره چیزی رو پنهان می‌کنه؟

نمی‌دونم چی فکر می‌کنم.

و به همین خاطره که پیشنهاد می‌کنم تو فقط...

این رو پیش خودت نگه داری. ولی حالا...

More Farsi Persian subtitles for NCIS

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left