The first 154 lines.
بریم یه کم نوشیدنی بخوریم.
این چیه؟ هدیهی عروسی زنت؟
بذار برم تو... میخوام اول من برم!
حالتون چطوره رفقا؟ خوبین؟ خدا حفظتون کنه.
یه نوشیدنی بخورین، ها؟ ممنون رفیق.
آره، به سلامتی.
فکر کردی داری چیکار میکنی؟ اون داره چیکار میکنه؟
خداحافظ!
مواظب وسایل باش! هواشو داشته باش!
وقت شام اومده بودن دنبالت. گفتن شش هفته بدهکاری.
گفتن جمعه برمیگردن، پس بهتره پولتو آماده داشته باشی.
نمیتونی انتظار داشته باشی تا ابد از سرت بازشون کنیم!
شنیدی چی گفتم؟ اون اون درامها رو میخواد. خب، بهشون نمیرسه.
خب، فکر میکنی با اون جماعت کجا داری میری؟ بیرون.
بیرون؟ هنوز که تو نیومدی!
به پدرت سلام کن.
به پدرت سلام!
نفر بعدی!
نفر بعدی!
خب اون که جین کروپا واقعی نیست، هست؟
اون کیه؟ قبل از دوران تو بوده.
نفر بعدی!
اِه، این یارو کیه؟ اوه، اون راسله.
خفه شو!
خب، اون بد نبود، مگه نه؟
پای تلفنی؟ نه راستش. ببخشید.
اوضاع چطوره پس؟ یه عالمه آشغال قدیمی.
فقط بگو اسمت جین کروپاست. کی؟
همین بود پس؟ خب من فکر کردم یه چیزایی داری.
ببین پسرم، اگه من یه درام کیت داشتم، یه درامر هم پشتش داشتم، مگه نه؟
تو میتونی هر چیزی رو از دست بدی، جک.
بهت بگم چی؟ چیزی که ما نیاز داریم یه درامر با یه کیت مثل اونه.
همه سه ها، سی و سه. یک و چهار، چهارده.
همه هشتها، دو خانوم چاق.
خب، شروع کن. همینه!
هی! از پشت!
هی، ببین گوردون، متاسفم. بیرون! برو، بیرون.
اوه نه نگاه کن، گوردون، این کار خوبیه؟ خانه!
ببخشید!
سلام عزیزم. تو هست؟ باید منتظر بمونی. آقای هاردینگ سرش شلوغه.
سلام عزیزم. خب داری چیکار میکنی؟ داری مغزتو به فشار میندازی؟
"نابغه" رو چطور هجی میکنی؟
هی، چیکار داری میکنی؟ اون پول آقای هاردینگه. بذارش سر جاش!
متاسفم که بهت زنگ زدن مرکز پلیس، جان.
بهت اطمینان میدم، دیگه تکرار نمیشه.
اگه مشکل کوچیک دیگهای داشتی فقط بهم زنگ بزن.
آقای هاردینگ، باید درامرم، چارلی رو بهتون معرفی کنم. چارلی خودتو معرفی کن.
الان نه! ولی آقای هاردینگ، برنامههام چی میشه؟
مرد پرمشغله؟ اوه آره، خیلی سرش شلوغه.
ممنون، خانم بی. دو تا کافه، چهار تا مهمونی.
و اون کلاب لعنتی جاکاراندا.
هفتهی بدی نبودا. ماه بدی هم نبود.
میبینمت عزیزم. یالا، چارلی!
اون منم با دل شنون وقتی بیس میزدم. هی، چه روزگاری بود.
اون بیل هیلی و منم تو اولین تور بریتانیا. اوه مامانم از طرفدارای پروپاقرصش بود!
تو کجایی؟ جلو، یکی از انتظامات.
آه بله، اون دوران اولیه بود. همونطور که همیشه گفتم، چارلی.
وقتی مثل من اینقدر تو این کار باشی، یاد میگیری که سختیها و آسونیها رو با هم بپذیری.
آسونیها رو.
خب چارلی رسیدیم. اولین برنامهات. کلاب جاکاراندا.
بریم از پشت؟
خب بچهها، همه وسایل رو بیارید بیرون. من ووللی رو سر و سامان میدم.
خودتو خسته نکن، رفیق! محاله!
سلام فرانک.
امشب براتون یه نیم ساعت خوب دارم، آقای ووللی. شصت دقیقه داشته باشین وگرنه پولی در کار نیست.
این مزخرفات پی.جی پروبی رو ولش کن. بابا آقای وولی، شما که منو میشناسی.
آره، تو هستی. باشه.
اینم اومد. پادشاه راکاَنرول! براش حسابی دست بزنید!
اوه لعنتی!
چه خبر از ساقه لوبیاییت، جک؟ هنوزم داره رشد میکنه؟
لعنتی!
پس الان کیو دیدم؟ اون دوستت، الویس نبودا. روی پریست لعنتی!
کی؟ گروه آندرتیکرز. همونایی که تو کلوپ کامودور لباس صحنهمو خراب کردن.
آره، بهترین قسمت اجرا بود!
هی، بری، بیا اینجا. یالا!
سعی کن دوباره چرت نزنی، باشه؟ خب، پس کی میخوای بیام بیرون؟
مثل همیشه. بعد از چهار بیت، درسته؟
داجر کجاست؟ رفته یه نوشیدنی بگیره.
بهش بگو بجنبه، دو دقیقه دیگه نوبت شماست.
حله؟ آره. یالا!
خیلی ممنونم خانمها و آقایان عزیز، واقعاً عالی بود اینجا باشم. این جک دنیلز بود که میگفت...
ممنون و شب بخیر. گمشو. به درک!
خب، دخترا و پسرا، در حالی که دارن صحنه رو تمیز میکنن، من یه چند تا خبر دارم که بگم.
خوبین رفقا؟ حله؟
هی، روی. چیه؟ یه لطفی در حقم میکنی؟
چی هست حالا؟ دفعه بعدی که از کنار کوره آدمسوزی رد میشی، اینا رو میسوزونی؟
گمشو، باشه؟ مشکل چیه اینجا؟
اوه، هیچی نیست اصلاً، آقای وولی. نه، فقط دارم به، امم، هنرمندای همکارم یکم احترام یاد میدم.
فقط، امم... فقط قضیه پونزده پونده، آقای وولی. پونزده تا عوضی!
اوف! ببخشید عزیزم. هی، بیا وسایلمو بگیر!
ده پوند برای استعدادی مثل ما. این یه جنایت محضه!
ده پوند برای استعدادی مثل شما یه معجزه محضه!
هی، بری. اونو تقسیم میکنی؟
پریست رو حالشو جا آوردی؟
حالشو جا آوردم؟
وایسا! داری اون تو چی کار میکنی؟
دارم سعی میکنم بیام بیرون! ها؟
یالا! صبر کن، دارم تمام تلاشمو میکنم!
ببین، این کوفتی قفله!
این دیگه چه کوفتی بود؟
عوضیهای کثیف!
پنچره؟ کاملاً پنچره؟ تختِ تخته!
یالا حالا، یکم آروم شید. آروم باشید.
باشه، استوکر! وسایلتو نگه دار!
کجاست؟
دو گالن، رئیس. حله؟
لاستیکا رو چک میکنی، رفیق؟
هی! جدیدا!
یالا، الان از دستشون میدیم!
خب، امم، یه تخممرغ و چیپس، سه شیلینگ و دو پنس.
اوه و پنج تا چای، یک شیلینگ و سه پنس. اوه و دو تا لاستیک جدید، هر کدوم پنج پونده.
خب، این میشه نفری سه پوند! ولی نگران بقیهاش نباش، میبینی که، خودم جور میکنم.
بعداً همتون میتونید بهم پس بدید.
پس بدیم بهت؟ آره، خب، هر چی هست، با هم تقسیم میکنیم.
چطور میشه که ما همیشه باید تاوان گندکاریهای تو رو بدیم؟ خب، پس کی میخواد پرداخت کنه؟
نظرت درباره گروه آندرتیکرز چیه؟ آره!
اَنجی!
ماشین اونجاست! حتماً اونا توشن!
هی، انعام گذاشتی؟ هل نده!
این همه عجله برای چیه؟ یالا! مواظب آجرها باش!
خیلی ممنون، رفیق قدیمی! موفق باشی.
بیا! پونزده پونده. یالا، بریم! عیب نداره، بقیهاش مال خودت!
پشت! از پشت!
سریع! اونا دارن میان لعنتی!
یالا، استوکر، زود باش لعنتی! دارم میرم! چیته؟
یالا، باید از این سریعتر بره! سریعتر از این نمیره.
یالا جکو، پیرزن غرغرو. اونا افتادن پشت سر ما!
چسبیده به زمینه!
مثل دیوونهها رانندگی میکنه!
نمیتونی بپیچی؟ لعنت بهش!
احمق عوضی! داره میسوزه!
بچهها! دارم خونریزی میکنم.
خیلی خوش شانسی که من اونجام، جک.
منو بیار بیرون، استوکر. وسایل رو بردار!
چارلی! منو بیار بیرون!
وسایل رو بردار! کمکمون کن، روی!
فکر کنم داره غش میکنه!
خیلی خوبه.
نمیدونم چرا دارم کمکت میکنم، پسرم.
جون مادرت! این چیز داره آتیش میگیره! اون خوبه!
کاش یاد میگرفت بهتر پارک کنه.
یالا جک، بگیر بخواب.
اینجا چه خبره؟ اول خانما و طبلها!
هیچی، جناب سروان! ما همیشه این کارو میکنیم! اوه، واقعاً؟
همهاش جزئی از فراز و نشیبای زندگیه، مگه نه چارلی؟
آره.
آخ، ران از این مخمصه درمون میاره.
آره.
میشه اونجا ساکت باشین؟ داشتم سعی میکردم یه کم بخوابم.
اصلاً نباید بیدار میشدی، رفیق!
خیلی خب، راجرز و همرستاین، مادرخوانده پریتون رسید.
اِه، گوش کن، من چیزی از این بند و بساط نمیدونم. فقط واسه دو سه تاشون اومده بودم، میدونی؟
راس، واقعاً متاسفم. یالا.
منظورم اینه، این همه بند و بساط چیه؟ همه اینا که نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.