Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Heroes S01E03 DVDRip XviD-TOPAZ
A Commentary by mA_Ad

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2010-01-22
Downloads: 25
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پیش از این در قهرمانان

چی شده؟ تو سعی کردی خودتو بکشی

من پریدم و تو پرواز کردی و منو گرفتی

تو از 25 پایی تو خروجی اضطراری پریدی من اومدم بال و آوردمت پایین

این اتفاقیه که افتاد بقیش حرفای بی معنیه

فهمیدی؟

با یه خانوم خیلی مهربون تو آزانس فرزند خوندگی صحبت کردم

گفت که سعی میکنن والدین واقعیتو پیدا کنن

ولی تو برای همیشه نمیتونی از من محافظت کنی

میدونم، و این قلبمو میشکنه

دوست دارم، پدر

من کلیر بنت هستم و این تلاش ششم من بود

این واقعا قلب منو شکوند

خواهش میکنم نه خواهش میکنم به من صدمه نزن

خواهش میکنم به من صدمه نزن خواهش میکنم به من صدمه نزن

تو نباید اینجا باشی

من این آدمارو نکشتم سایلار کشته

تو بازداشتی

چی؟

سلام

از ملاقاتتون خوشبختم من عاشق نیویورکم

آقای ایزاک مندز؟ سلام؟

آقای ایزاک؟

تکون نخور! ما یک نفر زنده اینجا داریم

نه انگلیسی، نه پاسپورت نه پول آمریکایی، نه شماره شناسایی

چه مدت قبل این کارو کردی؟

دیروز

دیروز

دوم اکتبر

دوم اکتبر؟ نه رفیق امروز، 8 نوامبر

( قسمت سوم: ( یک پرش بزرگ

وقتی که سیر تکامل ،مامورینِ خودش ... رو انتخاب می کنه

. هزینه بالایی رو می طلبه

. و اون هزینه ،خصوصیاتِ منحصر به فرده

...ممکنه کاری رو بر خلافِ

. میلِ باطنیت انجام بدی

...ناگهان ،یه تغییر عجیب در زندگیت

. بوجود میاد

...شاید عادلانه نباشه

. ولی هدف حفاظت از جانه

. زنده موندن

...اگر تیمِ ما برنده بشه ،جشنِ آتش بازی انجام میشه

. من هم باید اونجا حاضر باشم

. فکر کنم تا نصفه شب طول بکشه

تا شب تویِ مدرسه بمونی ؟

. جشنِ مدرسه تا شب طول می کِشه

اون بازیکنِ خطِ حمله اس ؟- کی ؟-

. همون پسره که دوستش داری ،اون طرف رو میگم

. من دوستش ندارم

...اون پسرِ خوبیه ،ولی

. آره ،اون بازیکنِ خطِ حمله اس

اگه می خوای منو خوشحال کنی ،فقط با . افرادِ غیرِ سرشناس دوستی کن

. این ایده ،رویِ مادرت کار کرد

. عینک شما رو خیلی دوست دارم ،آقایِ بَنِت

. ممنونم ،جکی

. شایعه شده که قهرمانِ محلی شدی

. یه مَرد رو از قطارِ در حالِ انفجار خارج کردی

شما هم شنیدید ؟

خدایِ من ،همه می دونن ؟

. تویِ رسانه ها پخش شده

. تو به نصفِ مدرسه گفتی که از تلویزیون نگاه کنن

این ،قسمتی از اقداماتِ من ،برایِ انتخاباتِ . مُبصریِ کلاسه

من باید از لحاظِ روحی و روانی ،همه چیز . رو محیا کنم

و با رفتارهایِ خوب ،روابطِ اجتماعی . قدرتمندی رو ایجاد کنم

چی فکر می کنی ؟

فکر کنم باید برم به رختکن و یه چیزی رو . از اونجا بردارم

. کلیر

مراقبِ خودت باش ،باشه ؟

. آندو

دو روز گذشته کجا بودی ؟

. به آیندهتلپورت کردم

ما در این مورد به توافق نرسیده بودیم ؟

. این ،همه چیز رو توضیح میده

. این کتاب ،تمامِ داستان سفرِ من رو توضیح میده

وقتت رو به خاطرِ همین موضوع سپری کردی ؟

. بخونش

. من تویِ مترویِ ژاپن بودم

. ناگهان سر از نیویورک ،پنج هفته جلوتر در آوردم

مَست کردی ؟

. من نویسنده کتاب رو پیدا کردم ،ولی مُرده بود

. بعدش هم یک انفجارِ هسته ای رخ داد

...همه این اتفاقات تا پنج هفته دیگه میفته

. و من و تو ،باید جلوش رو بگیریم

. مطمئنامَست کردی

. به کتاب نگاه کن ،تو هم توش هستی

من از کجا می دونستم که می خوای اینا رو بگی ؟

. ما کلی کار داریم. البته اگر هنوز اینجا کار می کنی

...گوش کن ،اگر بتونم بهت ثابت کنم

...و شکِ تو رو به یقین تبدیل کنم

آیا با من میایی ؟

. باید همین الان بریم

. زندگیِ یک دختر ،به ما بستگی داره

این کار عملیه. ما می تونیم بودجه مون رو . در اینجا تامین کنیم

. این کار از لحاظِ مالی منو تامین می کنه- . آره ،درسته-

. می خوام ببینمت

. باید باهات حرف بزنم- نظرت چیه ؟رنگِ آبی یا قرمز ؟-

نمی دونم. آبی چطوره ؟

. قرمز رو می پوشم

. قرمز ،بیشتر بهم میاد

...پس اومدی اینجا تا با هم گپ بزنیم

و نوشیدنی بخوریم ؟- . آره-

می بینی چطوری سرم شلوغه ؟

. آره ،می دونم

. گوش کن ،دوباره سعی کردم

چی رو سعی کردی ؟

منظورت چیه ؟فکر می کنی در موردِ چی دارم حرف میزنم ؟

. سعی کردم که پرواز کنم

میشه صدات رو بیاری پایین ؟

. تو اونجا بودی. دیشب تونستم پرواز کنم

. امروز صبح نمی تونستم

. کم مونده بود گردنم بشکنه

. خوب ،این می تونه یکی از مشکلهامون رو حل کنه

...من به کتابخونه رفتم تا ببینم می تونم

. کتابی در موردِ پرواز انسان پیدا کنم یا نه

. تا اینکه چشمم به این کتاب خورد

. به این گوش کن

...ژنها ،چاقی و فشار خون

...رو مشخص می کنن. از بینِ30 میلیارد احتمال

. یکی از اونا حاویِ پتانسیل ،برایِ پرواز انسانه

. این مَرد می دونه جریان چیه

. چاندرا سورِش

. اون یه پروفسورِ ژنتیک در هِنده

. تماس گرفتم

. اونا گفتن که6 ماه پیش از اونجا رفته

. اونا فکر می کنن که تویِ نیویورکه

. باید این مَرد رو پیدا کنیم

. ما مشکلِ بزرگتری داریم- چیه ؟-

. یه زنِ خبرنگار

. اون داره سیخونک میزنه که چرا از ساختمون پریدی

. ببین ،نِیتِن ،ما پرواز کردیم

آیا کنجکاو نیستی این اتفاق چطوری افتاد ؟

. آره ،من جواب رو می خوام ،درست مثلِ بقیه

...درست مثلِ تو. ولی در حالِ حاضر

...دارم سعی می کنم یه راهی پیدا کنم تا برچسبِ

. دیوانه بودن رو از رویِ خانواده ام بردارم

. من باید بفهمم که چه اتفاقی برام افتاده

. یعنی برامون افتاده- مسئولیت چی میشه ،پیت ؟-

من ،انتخابات رو در پیش دارم و یه خانواده دارم که باید تامینش کنم ،می فهمی ؟

...پس

به اون خبرنگاره چی می خوای بگی ؟

. فقط می دونم یه چیزی نباید بگیم

. اون هم حقیقته

. متاسفم

. هنوز کلیدهایِ پدرت دستِ منه

. شاید بهتر بود این کار رو نمی کردم

. متاسفم

بعد از اینکه بهم حمله شد ،هر صدایی که ... می شنوم

. متاسفم

. خوب ،این ماکارونی با پنیره

...وقتی که آمریکایی ها می خوان

. به آرومی خودکُشی کنن ،از این غذا می خورن

...پدرت گفت که غذایِ من بهترین بوده که تاحالا خورده

...و اون یه هندی بود

. ممنونم. تو خیلی مهربونی

. خیلی آشفته به نظر میایی

آخرین باری که خوابیدی ،کی بود ؟

...با این اوصاف

...در موردِ درکِ تحقیقِ پدرم

. حتی نزدیکش هم نشدم

در موردِ برنامه ای که رویِ کامپیوترِ پدرته ،چطور ؟

مگه نگفتی اون موفق شده ؟

...فکر کردم اینطوره. ولی الگوریتمش

. نا مفهومه

آیا کسی بلده این چرندیات رو بفهمه ؟

. اون مردی که عینک داشت

...اون ،منو در مادراس

...مَنهتن و این آپارتمان تعقیب کرده بود

. و دنبالِ این بود

. ولی این ،هیچ مفهومی نداره

پس چرا اینو ساخته ؟

چرا ؟

. پدرم همیشه همینجوری بود

. هر سئوالی رو با سئوالِ دیگه جواب میداد

هیچ جوابی در کار نبود. فقط می گفت چرا ؟

. حتی بعد از اینکه مُرد

در موردِ نقشه چی ؟

. نقشه

نقشه تا وقتی که از اسرارش سر در نیارم . هیچی نیست

...من اگر بتونم یه آدمِ استثنایی رو پیدا کنم

. حکم تایید بر تمامِ اعتقاداتشه

. ولی نمی تونم

. پدرت خیلی بهت ایمان داشت

. پدرم فقط عقایدش براش مهم بود

...اون ،کشور و خانواده اش رو ترک کرد

. و به دنبالِ دیوانه بازیش اومد

و حالا من هم دارم وقتم رو برایِ اثباتِ . دیوانگیش ،هدر میدم

تا کی می خوام این کار رو بکنم ؟

. موهیندِر

. متاسفم. خیلی خسته ام

. سایلار

این چیه ؟

. یه سئوالِ دیگه

. دیگه نمی دونم چطوری باید توضیح بدم

. من صدایِ یه دختری رو شنیدم که کمک می خواست

. رفتم پیشش. این تمامِ اتفاقی بود که افتاد

...تو مستقیم به اونجا رفتی

یه بچه ای رو پیدا کردی که داخلِ دیوار ... پنهان شده بود

...بعدش اسمِ سایلار رو به زبون آوردی

. در حالی که تعدادِ اندکی از ما ،اون اسم رو می دونه

...مثلِاین بود

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left