The first 200 lines.
این شهر آنژهست
میتونیم از اینجا بیسیم بزنیم و
آدرس جایی که باید بریم رو بپرسیم.
ـرجمه از «آیــدا و امیرعلی_پیام» ::. Ayda.NDR & Amirali_Subs .::
بیا... این رو بگیر.
بزرگترین مرجع دنیای مردگان متحرک در ایران @The_WalkingDead
حواست به اسبه باشه.
مطمئنی همینجاست؟
مخاطبمون یه نوازندهست.
سالهاست که تو این سالن تئاتر زندگی میکنه.
آدم؟
دوست هستید؟
خوش اومدید.
آدم زندهاید.
صبر کن.
ازش راجع به رادیو بپرس.
انگلیسی.
منم بلدم.
آسمون آبی، چمن سبز.
برایان کجاست؟
تو آشپزخونهست؟
بفرما.
امیدواری واقعیت جهانه.
واقعیت. امید.
رادیو. بیاین.
بیاید لطفاً.
حالا آهنگ میشنویم؟
بله، بله! آشیانه.
البته.
بیسیم میتونه با اونجا ارتباط بگیره.
میتونی روشنش کنی؟ به کار بندازیش؟
روشنش کنم؟ آره.
وای نه.
نمایش دوست دارید؟
این چه کسشعریـه؟
یه مقدار قطعات برای...
چطور بگم...
تقویت صدا استفاده میکنم.
آهنگهای «راول» رو دوست داری؟ (آهنگساز و پیانیست فرانسوی)
چی داری کسشعر میبافه؟
یالا. یالا!
آره بیاید!
لطفاً، بیاید، بیاید، بیاید، بیاید!
Aren Zohrabi :هماهنگی زیرنویس از
میبینید؟ آهنگـه.
فرهنگـه! زندهست!
حتی تو این شرایط!
هنوز زندهست!
باید طبق نقشه پیش میرفتیم.
ارزش امتحان کردنش رو داشت.
فقط وقت تلف کردن بود.
پاریس خیلی خطرناکـه.
همهجا خیلی خطرناکـه.
روش تو رو امتحان کردیم. حالا نوبت روش منـه.
میریم پاریس.
برو حیوون!
«مـــردگـان مــتـحرک: دریل دیکسون» " فصل اول / قسمت سوم "
تو پاریس هم «گشنهها» هستن؟
فکر میکنم باشن.
ولی خوب بلدی باهاشون بجنگی.
هرکسی یه چیزی بلده.
خیلیخب. صبر کن. هوی، هوی، هوی.
به خونه خوش اومدید.
لوارنت، مدرسۀ مادرت تو محلۀ «لومره» بود،
دقیق بعد از این پل.
نگاه کن لوارنت.
دریل، کلیسای نوتره دامـه.
رو این ماشینه چی نوشته؟ قبلاً هم اینو یه جایی دیدم.
نوشته «قدرت زندگان».
یه جنبشیـه که بعد از شیوع شروع شد.
اکثریت مناطق شهر رو جنت و
سربازاش کنترل میکنن.
مثل آدمهای توی صومعه؟
وقتی اوضاع خراب بشه مردم به نظم متوسل میشن.
آره، یا مثلاً به خدا.
قبر مولیر اینجاست. (نمایشنامه نویس فرانسوی)
همنیطور قبر پروست. (نویسندۀ فرانسوی)
قبر دو لا فونتن هم اینجاست. (داستاننویس فرانسوی)
-آره؟ - داستان مینوشته.
مثل داستان «مرگ و مرد چوببر».
داستان یه چوببر خستهست که دلش میخواد بمیره.
ولی وقتی مرگ فرا میرسه، نظرش عوض میشه.
برای حمل کردن باری که رو دوششـه کمک میخواد که
بتونه ادامه بده.
موضوع داستان بردباریـه.
چی شده؟
جیم موریسونـه.
کی هست؟
یه ستارۀ موسیقی راک آمریکایی بود.
توی یه گروه به اسم «دورز» بود.
تو پاریس فوت شده؟
آره، آره. فکر میکنم.
[ جیمز داگلاس موریسون، 1971-1943 «اهریمن درونت رو شکست بده» ]
نگران نباشید آقای دریل.
شما در پاریس نمیمیرید.
هـه.
وایسید!
چی میخواید؟
امیدواری واقعیت جهانه.
شما کی هستید؟
«پر ژان» ما رو فرستاده.
اون بچه...
پر ژان چی؟ اونم همراهتونه؟
نه.
اون دوستمونه.
کمکمون کرد به اینجا برسیم.
فرانسوی صحبت نمیکنه. فقط انگلیسی.
اسم من فلوئـه.
اینم امیلهست.
بستیون. ندینه.
خیلی مشتاق دیدارت بودیم مرد جوان.
شرط میبندم اینجا رادیو هم دارید، درسته؟
میشنوی؟
صدای گریۀ پاریسـه.
بیاید.
و بفرما.
هیچجا خونه خود آدم نمیشه.
کارهای روزانه رو نوبتی انجام میدیم
چند ماه پیش، به عضو 64اممون خوشآمد گویی گفتیم.
یه دختر کوچولو بدنیا اومده بود.
اتاق غذاخوری.
اینم آشپزخونهست.
از بچگی میخواستی راهبه بشی؟
به چیز دیگهای فکر نکردم.
خب، پاریس نیومده بودی. اینجا جای خوبی برای تصور کردنـه.
باغمون.
آه.
دو و نیم میلیون بود،
گوستاو ایفل برای ساختن برج این تعداد پرَچ مصرف کرد.
انگار نوک برج کنده شده.
ابتدای شیوع یه هلیکوپتر نظامی خورد بهش.
وقتی بادها میوزند، فلزها ناله میکنند.
اینکه زیرش وایسی و
به آسمون نگاه کنی
باید جادویی باشه.
رادیو چی شد؟
همینجاست.
روز بخیر!
- آنتوان. - سلام.
- روز بخیر. - مسئول ارتباطاتمون.
- روز بخیر. - روز بخیر.
خیلی وقته که از این روش ارتباطاتی استفاده میکنیم
خیلی موثره
بهشون میگیم «کفتر جلد»
«کفتر جلد»... همیشه راهِ... ام...
راه برگشت رو پیدا میکنن.
کفتر آخه؟ جدی؟
اوه، هی!
زیزو، بهترین کفتر منه.
شماره یکـه!
تو آشیانه بهشون آموزش میدن، بعد میفرستنشون اینجا.
فقط اینه که میدونه کجا میره.
شاید یه دوستدختری چیزی داره، نه؟
هممون یکی رو داریم که منتظره...
که یه جایی منتظرمونـه.
یالا زیزو.
چقدر طول میکشه با پیام برگرده؟
چند روز.
. ام، یه چند روز. بعضیوقتها هم هوا بده.
شاید یه ماه طول بکشه.
یه ماه؟
خب، آشیانه بقیه راه رو میرسونتت، درسته؟
بخش آخر سفر رو آره.
پس کار من تمومه.
چون اینجوری اصلاً فایده نداره.
اگه بیسیم ندارید، چطور میخواین کمکم کنید؟
اینجا آدمهایی داریم که همهجور جنسی خرید و فروش میکنن.
میتونم ببرمت پیششون.
ولی یه چیزی در ازاش میخوایم.
حتی اطلاعات هم یجور جنسـه.
اگه لازم باشه چیزی بدزدم، میدزدم.
همچین کاری لازم نیست.
میدونم از کجا میتونم یه چیزی گیر بیارم.
صبح میریم.
ممنون.
خیلی ممنونم.
متشکرم.
فکر نمیکنی بار سنگینی رو دوش یه بچه باشه؟
خدا مسئولیتهای ما رو انتخاب میکنه.
سونیا.
شوهرش چند روز پیش مرد.
نه غذا میخوره نه درد و دل میکنه.
هیچکس نتونسته آرومش کنه.
پر ژان درست میگفت.
بیاین.
حتماً گشنتونـه.
تنهامون بذار.
خب...
کی هستی؟
استفان کودرون.
اهل شهر مارسیام.
چی باعث شده بیای اینجا کودرون؟
چند سال پیش یه مسافر اومد و از یه جنبش حرف میزد.
توی پاریس.
گفت دوباره دنیا رو به جای خوبی تبدیل میکنه.
این تتو رو روم زد و بهم گفت که حالا جنگجویی.
برای جنت. برای تو.
- الان باید ازت تشکر کنم؟ - میتونید بعداً تشکر کنید.
وقتی که چیزی که خواستید رو بهتون دادم.
آها، آره، گفتن. آمریکاییه رو میگی؟
No comments yet. Be the first to leave one.