The Walking Dead: Daryl Dixon

The Walking Dead: Daryl Dixon

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Walking Dead Daryl Dixon S01E03 Blu-ray 1080p Remux-SiCFoI
A Commentary by starn

Tags

Blu-ray
blu-ray
1080
Blu-Ray
REMUX
BluRay
720p
720
x264
brrip
Published on: 2024-03-24
Downloads: 81
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫این شهر آنژه‌ست

‫می‌تونیم از اینجا بیسیم بزنیم و

‫آدرس جایی که باید بریم رو بپرسیم.

‫ـرجمه از «آیــدا و امیرعلی_پی‌ام» ‫ ::. Ayda.NDR & Amirali_Subs .::

‫بیا... این رو بگیر.

‫بزرگ‌ترین مرجع دنیای مردگان متحرک در ایران ‫@The_WalkingDead

‫حواست به اسبه باشه.

‫مطمئنی همین‌جاست؟

‫مخاطبمون یه نوازنده‌ست.

‫سال‌هاست که تو این سالن تئاتر زندگی می‌کنه.

‫آدم؟

‫دوست هستید؟

‫خوش اومدید.

‫آدم زنده‌اید.

‫صبر کن.

‫ازش راجع‌ به رادیو بپرس.

‫انگلیسی.

‫ منم بلدم.

‫آسمون آبی، چمن سبز.

‫برایان کجاست؟

‫تو آشپزخونه‌ست؟

‫بفرما.

‫امیدواری واقعیت جهانه.

‫واقعیت. امید.

‫رادیو. بیاین.

‫بیاید لطفاً.

‫حالا آهنگ می‌شنویم؟

‫بله، بله! آشیانه.

‫البته.

‫بی‌سیم می‌تونه با اونجا ارتباط بگیره.

‫می‌تونی روشنش کنی؟ به کار بندازیش؟

‫روشنش کنم؟ آره.

‫وای نه.

‫نمایش دوست دارید؟

‫این چه کسشعریـه؟

‫یه مقدار قطعات برای...

‫چطور بگم...

‫تقویت صدا استفاده می‌کنم.

‫آهنگ‌های «راول» رو دوست داری؟ ‫(آهنگ‌ساز و پیانیست فرانسوی)

‫چی داری کسشعر می‌بافه؟

‫یالا. یالا!

‫آره بیاید!

‫لطفاً، بیاید، بیاید، بیاید، بیاید!

Aren Zohrabi :هماهنگی زیرنویس از

‫می‌بینید؟ آهنگـه.

‫فرهنگـه! زنده‌ست!

‫حتی تو این شرایط!

‫هنوز زنده‌ست!

‫باید طبق نقشه پیش می‌رفتیم.

‫ارزش امتحان کردنش رو داشت.

‫فقط وقت تلف کردن بود.

‫پاریس خیلی خطرناکـه.

‫همه‌جا خیلی خطرناکـه.

‫روش تو رو امتحان کردیم. ‫حالا نوبت روش منـه.

‫می‌ریم پاریس.

‫برو حیوون!

‫«مـــردگـان مــتـحرک: دریل دیکسون» ‫" فصل اول / قسمت سوم "

‫تو پاریس هم «گشنه‌ها» هستن؟

‫فکر می‌کنم باشن.

‫ولی خوب بلدی باهاشون بجنگی.

‫هرکسی یه چیزی بلده.

‫خیلی‌خب. صبر کن. هوی، هوی، هوی.

‫به خونه خوش اومدید.

‫لوارنت، مدرسۀ مادرت تو محلۀ «لومره» بود،

‫دقیق بعد از این پل.

‫نگاه کن لوارنت.

‫دریل، کلیسای نوتره دامـه.

‫رو این ماشینه چی نوشته؟ ‫قبلاً هم اینو یه جایی دیدم.

‫نوشته «قدرت زندگان».

‫یه جنبشیـه که بعد از شیوع شروع شد.

‫اکثریت مناطق شهر رو جنت و

‫سربازاش کنترل می‌کنن.

‫مثل آدم‌های توی صومعه؟

‫وقتی اوضاع خراب بشه مردم به نظم متوسل میشن.

‫آره، یا مثلاً به خدا.

‫قبر مولیر این‌جاست. ‫(نمایش‌نامه نویس فرانسوی)

‫همنیطور قبر پروست. ‫(نویسندۀ فرانسوی)

‫قبر دو لا فونتن هم اینجاست. ‫(داستان‌نویس فرانسوی)

‫-آره؟ ‫- داستان‌ می‌نوشته.

‫مثل داستان «مرگ و مرد چوب‌بر».

‫داستان یه چوب‌بر خسته‌ست که ‫دلش می‌خواد بمیره.

‫ولی وقتی مرگ فرا می‌رسه، نظرش عوض میشه.

‫برای حمل کردن باری که ‫رو دوششـه کمک می‌خواد که

‫بتونه ادامه بده.

‫موضوع داستان بردباری‌ـه.

‫چی‌ شده؟

‫جیم موریسون‌ـه.

‫کی هست؟

‫یه ستارۀ موسیقی راک آمریکایی بود.

‫توی یه گروه به اسم «دورز» بود.

‫تو پاریس فوت شده؟

‫آره، آره. فکر می‌کنم.

‫[ جیمز داگلاس موریسون، 1971-1943 ‫«اهریمن درونت رو شکست بده» ]

‫نگران نباشید آقای دریل.

‫شما در پاریس نمی‌میرید.

‫هـه.

‫وایسید!

‫چی‌ می‌خواید؟

‫امیدواری واقعیت جهانه.

‫شما کی هستید؟

‫«پر ژان» ما رو فرستاده.

‫اون بچه...

‫پر ژان چی؟ اونم همراهتونه؟

‫نه.

‫اون دوستمونه.

‫کمک‌مون کرد به اینجا برسیم.

‫فرانسوی صحبت نمی‌کنه. فقط انگلیسی.

‫اسم من فلوئـه.

‫اینم امیله‌ست.

‫بستیون. ندینه.

‫خیلی مشتاق دیدارت بودیم مرد جوان.

‫شرط می‌بندم اینجا رادیو هم دارید، درسته؟

‫می‌شنوی؟

‫صدای گریۀ پاریسـه.

‫بیاید.

‫و بفرما.

‫هیچ‌جا خونه خود آدم نمیشه.

‫کار‌های روزانه رو نوبتی انجام می‌دیم

‫چند ماه پیش، ‫ به عضو 64ام‌مون خوش‌آمد ‌گویی گفتیم.

‫یه دختر کوچولو بدنیا اومده بود.

‫اتاق غذاخوری.

‫اینم آشپزخونه‌ست.

‫از بچگی می‌خواستی راهبه بشی؟

‫به چیز دیگه‌ای فکر نکردم.

‫خب، پاریس نیومده بودی. ‫اینجا جای خوبی برای تصور کردنـه.

‫باغمون.

‫آه.

‫دو و نیم میلیون بود،

‫ گوستاو ایفل برای ساختن برج ‫ این‌ تعداد پرَچ مصرف کرد.

‫انگار نوک برج کنده شده.

‫ابتدای شیوع یه هلیکوپتر نظامی خورد بهش.

‫وقتی باد‌ها می‌وزند، فلز‌ها ناله می‌کنند.

‫این‌که زیرش وایسی و

‫به آسمون نگاه کنی

‫باید جادویی باشه.

‫رادیو چی شد؟

‫همین‌جاست.

‫روز بخیر!

‫- آنتوان. ‫- سلام.

‫- روز بخیر. ‫- مسئول ارتباطات‌مون.

‫- روز بخیر. ‫- روز بخیر.

‫خیلی وقته که ‫ از این روش ارتباطاتی استفاده می‌کنیم

‫خیلی موثره

‫بهشون می‌گیم «کفتر جلد»

‫«کفتر جلد»... همیشه راهِ... ام...

‫راه برگشت رو پیدا می‌کنن.

‫کفتر آخه؟ جدی؟

‫اوه، هی!

‫زیزو، بهترین کفتر منه.

‫شماره یکـه!

‫تو آشیانه بهشون آموزش میدن، ‫بعد می‌فرستنشون اینجا.

‫فقط اینه‌ که می‌دونه کجا میره.

‫شاید یه دوست‌دختری چیزی داره، نه؟

‫هممون یکی رو داریم که منتظره...

‫که یه جایی منتظرمونـه.

‫یالا زیزو.

‫چقدر طول می‌کشه با پیام برگرده؟

‫چند روز.

‫. ام، یه چند روز. بعضی‌وقت‌ها هم هوا بده.

‫شاید یه ماه طول بکشه.

‫یه ماه؟

‫خب، آشیانه بقیه راه رو می‌رسونتت، درسته؟

‫بخش آخر سفر رو آره.

‫پس کار من تمومه.

‫چون این‌جوری اصلاً فایده نداره.

‫اگه بی‌سیم ندارید، چطور می‌خواین کمکم کنید؟

‫اینجا آدم‌هایی داریم که ‫ همه‌جور جنسی خرید و فروش می‌کنن.

‫می‌تونم ببرمت پیششون.

‫ولی یه چیزی در ازاش می‌خوایم.

‫حتی اطلاعات هم یجور جنسـه.

‫اگه لازم باشه چیزی بدزدم، می‌دزدم.

‫همچین کاری لازم نیست.

‫می‌دونم از کجا می‌تونم یه‌ چیزی گیر بیارم.

‫صبح می‌ریم.

‫ممنون.

‫خیلی ممنونم.

‫متشکرم.

‫فکر نمی‌کنی بار سنگینی رو دوش یه بچه باشه؟

‫خدا مسئولیت‌های ما رو انتخاب می‌کنه.

‫سونیا.

‫شوهرش چند روز پیش مرد.

‫نه غذا می‌خوره نه درد و دل می‌کنه.

‫هیچکس نتونسته آرومش کنه.

‫پر ژان درست می‌گفت.

‫بیاین.

‫حتماً گشنتونـه.

‫تنهامون بذار.

‫خب...

‫کی هستی؟

‫استفان کودرون.

‫اهل شهر مارسی‌ام.

‫چی باعث شده بیای اینجا کودرون؟

‫چند سال پیش یه مسافر اومد و ‫از یه جنبش حرف میزد.

‫توی پاریس.

‫گفت دوباره دنیا رو به جای خوبی تبدیل می‌کنه.

‫این تتو رو روم زد و بهم گفت که حالا جنگجویی.

‫برای جنت. برای تو.

‫- الان باید ازت تشکر کنم؟ ‫- می‌تونید بعداً تشکر کنید.

‫وقتی که چیزی که خواستید رو بهتون دادم.

‫آها، آره، گفتن. آمریکاییه رو میگی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left