The first 167 lines.
**سريال شاه سجونگ کبير**
جناب رئیس
چونگنیونگ , یونگسیل رو گرفته ؟
داری میگی که اونها توی اداره ی اسلحه سازی هستند ؟
تو همونی هستی که این تفنگ را ساخته ؟
پرسیدم که تو اینو ساختی ؟
به خاطر همین من اینجام ؟
برای کی کار می کنی ؟
نمی دونم
اسلحه اي که تو ساختي براي نشونه رفتن يک شاهزاده ي سلطنتي بوده
متاٌسفم که ميشنوم اين برای يک حيوان نبوده
اگر اونها مي تونند در صدد يک شاهزاده ي سلطنتي بياند , پس مي تونند که در صدد امپراطور هم بياند
تو اينو نمي دوني ؟
اين چه ربطي به من داره ؟
همه ي اون کاري که کردم اين بود که استعداد خودم را براي پول , فروختم
داري ميگي که پول مهم تر از جون يه آدمه ؟
برای من اینطوریه
براي من پول مهم تر از جون يه آدمه
سرورم
چوسان به اين دست ها نياز نداره
من اين دست ها را قطع مي کنم و بعدش هم نابودشون مي کنم
دارید چی کار می کنید ؟
بذاریدش کنار
نه
پس من ازتون میخوام که اول دستان خودتون را قطع کنید
استاد
صبر کن همه بخوابند
بگیریدش
تو
نشان هویتت را انداختی
جانگ چیلسانگ ؟
صبر کن
تو کی هستی؟ جانگ چیلسانگ مُرده ؟
جلوشو بگیرید
ای احمقا چطور تونستید بذارید فرار کنه ؟
ماٌموریت ما چیه ؟ شروع کنید
دسته ی توپخانه منفجر شونده ها را به دست می گیرند تا
از خودشون و همتای خودشون محافظت کنند
دسته ی توپخانه , امنیت شدید را برقرار می کنند تا
از توپ ها محافظت کنند و از اونها برای منفجر کردن دشمن استفاده کنند
و شماها اجازه دادید که یک غیر نظامی بدون اینکه هویتش را بررسی کنید وارد اینجا بشه ؟
نشان هویتش را چک کردی یا نه ؟
میدونی الان توی این اداره کیه ؟
به چی نگاه می کنی ؟
ای احمق رقت انگیز
بیا
اون یک مرد با استعداده
ولی قلبش فاسد و خرابه
اگر ما بذاریم که اون بره , اونوقت تبدیل به یک قاتل میشه
سلاح های اون , مردم بی شماری را خواهد کشت
اون سلاح ها می تونند جون مردم بی شماری را هم نجات بدند
اون از خانه ی سلطنتی کینه و دشمنی داره
شما مقصرید
استاد
چرا اون از دست خانه ی سلطنتی عصبانیه ؟
چه چیزی باعث شده که همه چیز برای
این مرد ناراضی تلخ و ناخوشایند بشه ؟
بی میلی خانه ی سلطنتی از پرسیدن سوٌال ها و فکر کردن به
طرف دیگه ی قضیه , باعث شده که این مرد اینطور بشه
شما همون کسی هستید که گفت سیاست یک حقیقته
هیچ راهی وجود نداره که خانه ی سلطنتی بتونه به قلب همه غلبه پیدا کنه
داد و ستد سلاح های غیر قانونی , یک خیانته
ما باید با یک دست آهنی به اون ضربه بزنیم تا جلوی کارهای شرورانه ی اون را بگیریم
چه کسی جلوی رفتارهای شرورانه ی شما را می گیره , سرورم ؟
فقط درخواست کن
شرط می بندم که گرسنه ای...اول یه چیزی بخور و بعدش هرچیزی که میدونی به ایشون بگو
بخور بچه
بچه ی باهوشی مثل تو نباید گرسنه راه بره
وقتی که شکمت خالی باشه نمی تونی خوب فکر کنی
و تو به فکر کردن نیاز داری تا بتونی ایده های درخشانت را بیرون بریزی
درسته ؟
اگر نمیخوای درخواست کنی , پس در عوض به من بگو
کی اون را به تو داد ؟
اینو از کی خریدی ؟
در عوضش دست منو قطع کن
دیوونه شدی ؟ آرزوی مُردن داری ؟
این شما را که نمیکشه
تو شاید بمیری بچه
برای ما هنرمندان , دستانمان , جان و زندگی ما هستند
تو عاشق کار خودتی...چطور میگی به دستانت نیازی نداری ؟
تو اسمت را روی کار ِت نمیذاری مگر اینکه
قلب و روحت را روی اونها قرار بدی
من شوخی می کردم
مطمئنی که برای جلب توجه دنیا تلاش نکردی ؟
من ؟ یک قاتل ؟
اگر اینطور نیست , پس این برای پاکسازی دشمن سیاسیه
مشاور یون
بدون اعتراف اون پسربچه , کار ولیعهد و خانواده ی مین تمومه
و جایگاه ولیعهدی بدون شک برای شما خواهد بود
داری جدی میگی ؟
پس نذارید که خشمتون به شما غلبه کنه
اگر نتونیم اون بچه را ترغیب کنیم , اونوقت ممکنه که 3 مرد امشب جونشون را از دست بدند
من نمیخوام اونو ترغیب کنم ولی کاری می کنم که اعتراف کنه
راضی شدی ؟
اونو به اداره ی بازرسی سلطنتی انتقال بدید
شما میخواید برای گفتن حقیقت , شکنجه ش کنید ؟
اگه مجبور بشم , بله
اون یک مرد سمج و سرسخته , بنابراین من حدس میزنم که اون داره گور خودشو می کَنه
اگر با معجزه زنده بمونه
احتمالاً هرگز نخواهد تونست که ابزاری را توی دستش بگیره
من وقت برای درد و دل کردن ندارم اونو انتقال بده
نمی تونم
تو داری از یه مجرمی که به خانه ی سلطنتی خیانت کرده حمایت می کنی ؟
پس من حدس میزنم که منم یک مجرم خائن هستم
زمانی که در اداره ی من به ما حمله شد , من می خواستم
بیشتر از اینکه از شما محافظت کنم از اون پسر حفاظت کنم
کشف کردن گوگردی که از اتاق پشتی داره بوی اون به مشام
میرسه , بیشتر برای من مهم تره تا برای شخص امپراطور
من و پدرم چویی موسون , اینقدر اون بو را دوست داریم که
نمیخواستیم اتاق پشتی را ترک کنیم
به اون روزهایی برگردید که ما حتی نمی تونستیم از کسی که به تخت نشسته محافظت کنیم
آیا این , نباید من را به عنوان مجرم خائن بدونه ؟
هدف تو چیه ؟
اون پسر با استعدادیه
یک استعدادی که فقط می تونم در خواب ببینمش
یونگسیل را در اتاق پشتی بذارید و اونو رها کنید
اگر شما تونستید پشت بام محکمی باشید که می تونه از خونه محافظت کنه , اونوقت
کی میدونه که دستان با استعداد اون شاید همون دستانی باشند که چوشان , واقعاً بهش نیاز داره
تو بدون دست , مثل یک مُرده می مونی
تو خیلی کار ِت را دوست داری که روی هرچیزی که درست می کنی علامت میذاری
چطور می تونی بگی که به دستانت نیازی نداری ؟
به قلبش غلبه کنید
نذارید عصبانیت بر شما غلبه کنه
ممکنه که سه بی گناه جونشون را از دست بدند
ببین ...من
من شنیدم که میخوای چیزی بگی
شنیدم که شما یک درخواست دارید
من استعدادت را برای خدمت با ارزش قرار میدم
من همه ی گناهانی که مرتکب شدی را می بخشم و
و بهت یک شغل در اداره ی اسلحه سازی میدم
حالا می تونی به من بگی که چه کسی پشت این قضیه ست ؟
من فکر می کردم که فقط تاجران معامله می کنند
برادر من یک قاتل نیست
من نمی تونم بذارم که اون مثل یک قاتل زندگی کنه
اگر به من بگی که چه کسی پشت قضیه ست , اونوقت می تونم از برادرم محافظت کنم
کسی نیست که برای حفظ جونت باهاش معامله کرده باشی ؟
این معنیش اینه که نمیخوای به من کمک کنی ؟
می تونید یه چندتا هنرمند برای من باخبر کنید ؟
من چهره ی متهم را می شناسم
ممنونم
شما نباید از من تشکر کنید
من فقط دارم سعی می کنم که پول شما را پرداخت کنم
من یک شام خیلی گرونی اینجا خوردم
اونها می گفتند که ماٌموریتشون , احیای گوریو بوده
تو گفتی که بارُن اوک هوان , رهبر شورشیان گوریویی بوده ؟
بله
فوراً اونها را دستگیر کنید
همونطور که انتظار داشتم شما به عنوان مردان یه قصاب , هیچ ادب و تربیتی ندارید
چرا در این ساعت به اینجا اومدید , قربان ؟
رهبر شورشی ها را دستگیر کنید
صبر کنید
رئیستون کجاست ؟
خوبه , برام ثابت شد که شما ایشون را ندارید
دستگیرش کنید و فوراً سرتاسر شهر را محاصره کنید
چرا اینقدر آروم میرید ؟ بهشون بگو عجله کنند
بگیریدش نه...خواهش می کنم قربان
بعدی
بعدی
قربان
نشان هویتتون , لطفاً
این هیاهو برای چیه ؟
ما داریم قانون حکومت نظامی را اجرا می کنیم
اربابم بیمار هستند و من دارم ایشون را به منزلشون برمیگردونم
اجازه بدید که من نشان هویت را ببینم
شما باید بیش از یه جون داشته باشید
چی ؟
بذار وظیفه ش رو انجام بده
No comments yet. Be the first to leave one.