The first 200 lines.
.لطفاً ورد تجدید حیات را وارد کنید
Enter
کازوما-جدی جدی-بهترین-شخصیت-کونوسوباست
ورد اشتباه است .لیست ماموریتهای شما پاک شد
Enter
برکت-خداوند-بر روی-دنیای-شگفت انگیز-دوم
...اسم من ساتو کازوماست
بیگانه ای از سرزمینی دور .که تقدیرم جنگ با پادشاه شیطانیه
الهه سرنوشت راهُ به من نشون داد ..و در دنیای دیگه ای تجدید حیات گرفتم
دنیایی که مملو از پیچ و تابهای ناشناخته .و عالمی از آشوب بود
.ولی دوستانی دارم که عهد محکمی با هم بسته ایم
،جادوگری بی همتا، شوالیه ای زیبا و باوقار
.و الهه ای بخشنده که خود خواسته به یاری من شتافته
.و حالا چرخ سرنوشت به گردش درمیاد
،ما برای نجات این دنیای شگفت انگیز
!بار دیگه ماجراجوییِ خودمونُ آغاز میکنیـم
!بازداشتـــی
!چی شد آخـــــه؟
قسمت 01 : منُ از این بی عدالتی نجات بدید
... میخوام برم خونه
.میخوام برم ژاپـن
.من سنا، وکیل عمومی و نماینده پادشاهی ام
،ماجراجو، ساتو کازوما
.تو متهم به جرم خرابکاری در منطقه هستی
!دِ کازوما، باز چیکار کردی؟
!یالا، معذرت بخواه
،منم ازشون بخشش میخوام !تو هم زود باش و معذرت بخواه
!چی رو باز چیکار کردم؟
!خودت میدونی که کاری نکردم
...سنگی که به دستور شما تله پورت شده بود
.منزل یکی از اربابان اینجا رو منفجر کرده
...خوشبختانه تلفاتی نداشتیم
ولی ابهامِ اینکه آیا تو یه تروریستی !یا یکی از نوکران پادشاه شیطانی سرجاش باقیه
.صبرکنید ببینم
،اگه کازوما کاری نمیکرد .جنگ با نابودکننده تلفات بیشتری میداد
...مگومین
.تنها جرم کازوما آزار جنسیه که به دیگران میرسونه
.دادخواهِ عزیز، حتماً اشتباهی شده
...دارکنس
.این پسر دل و جرات اینکارا رو نداره
،با اینکه تو کاخ مثل یه حیوون وحشی چشم چرونیِ منو میکرد
.اونقدر بزدله که یه بارم کنار تختم حاضر نشد
!منو و چشم چرونی؟
!درسته هیکلت یکم سکسیه ولی خیال برت نداره
!من هر کی رو بخوام انتخاب میکنم
عــ عوضی .. بعد از این همه کاری که تو حموم باهام کردی این حرفا رو میزنی؟
!اون بخاطر این بود که ساکیباس منو کنترل میکرد
ساکیباس : شیاطین ، جن یا دیوهای دختر مانند هستند .که با مردها میخوابند و نیازهای جنسی شون رو برطرف میکنن
!خودت پایه بودی و افتادی تو کار شستن کمرم
!تو چقدر ساده ای؟
!پـ ـ پس واقعاً یادت بود
!شاید یادم باشه
بدن منی که صلیب دار و خدمتگذار اریس ساما هستم .باید پاک باقی بمونه
به من میگی ساده ای؟
!آره که میگم
!میکشمــــت
!بیا بکش پس
!درسته
!درسته کازوما ماجراجوئه ولی مجرم نیست
!دارین از اختیار منطقه سواستفاده میکنین
!ماجراجوها باید آزاد باشن
!آزادی! آزادی! آزادی! آزادی
ضمناً، تنها اون نیست که جرم خرابکاری .به نامش ثبت شده
از نظر من هر کسی که بخواد تو زندان .بهش ملحق بشه، قدمش روی چشمه
!مسخره کردین؟ یکم اصرار کنین !اعتراضُ ادامه بدیـن
.آها، یه حرفی تو همین مایهها زده بود
"!نگران نباشین، تمام مسئولیتش با من"
"!شاید بهم نیاد ولی خوش شانس تر از من نیست"
...هوی، چیکار میکنی
...اگه
!اگه؟
،اگه من به موقع میرسیدم
!جلوی کازوما رو میگرفتم
!ولی چون نبودم کاری ازم برنمیاد
!هیچ کاری، هیــچ
...دمتون گرم
.صبرکن. درسته
!کار من بوده
!من دستورشُ دادم
...پس بذارین منم حبس کنن
!نه، اصلاً کل شکنجه ـش مال خودم
.بله؟ بهم گفته بودن که اهل امل بازی هستی
امل ـــ
.روز از نو
میگم، ورد تله پورت رو ـــ
!نگو، ویــز
!آکوا ساما؟
!بهتره یکیمون گناه رو به گردن بگیره
!کار سختیه ولی جلوی خودتو بگیر
!فعلاً حرفت رو بخور
!ما هم منتظر تموم شدن دوران زندان کازوما میمونیم
!حالا کی گفته من میرم زندان؟
،بعدشم، اگه شماها هوای منو نداشته باشین
!رفقای دسته تنهام نمیذارن
...آه، اوه
...چه خاکی گرفته
!بازداشتـــی
ای تف ... اینم از شهری که مثلاً توش .ماجراجوها شروع به کار میکنن
،اگه بازی بود
...الان یه ارتش مقاومتِ کلیشه ای میاومد و نجاتم میداد
چی شد؟
!کازوما! کازوما
آکوا؟
!تو اینجا چیکار میکنی؟
!اومدم نجاتت بدم دیگه
.محاله دوست عزیزمُ ول کنم
.خب از اول ازم دفاع میکردی
الان مگومین داره اون بیرون .واسه حواس پرتی انفجار میزنه
.بخاطر همین نگهبانا رفتن ببینن چه خبره
الانم دارکنس باید مگومینِ ته کشیده رو !برداشته باشه و زده باشن به چاک
ولی فرار کردن وضع رو بدتر نمیکنه؟
.آخه میگن واسه جرم خرابکاری ممکنه اعدام هم بشی
.تو چیزی جز یه ماجراجو با هویت مشکوک نیستی
!حقیقتُ دستکاری میکنن و میزنن میکشنت
...بایدم این دنیای موازی فرهنگ قرون وسطی رو داشته باشه
خب حالا میگی چطور فرار کنم؟
.اول با این سیم در زندانُ باز کن
!بعدش میتونی با مهارت اختفات از زندان بزنی بیرون
،بعد وقتی برگشتیم به کاخ .جلدی از شهر میزنیم بیرون
!خب، من میرم جلوی در منتظرت میمونم
...قفلش رمزیه
!بسلامـت
.یکم بخوابم
!کازوما! هی، کازوما! پاشو
باز اومدی؟
دیروز چی شد؟ همه روبراهید؟
،اون دوتا بدون جلب توجه فرار کردن
.ولی بیخودی دارن بهشون تهمت انفجار میزنن
!منفجر کردن دیگه
.انگار نباید قدرت بازجویی اینا رو دست کم بگیریم
...والا چی بگم
.ولی خیالی نیست
چطور؟
،امروز دیگه بهشون ماسک دادم .دیگه کسی نمیفهمه
.مشکل جادوی انفجاره
،حالا بگو چی شد؟ دیشب زیر پام علف سبز شد چرا در نرفتی؟
،برف رو سرم جمع شد
!و هی منو واسه بازجویی میبردن داخل
.قفلش رمزیه
.انگار اسکل نیستن
.فکر نمیکردم اینجوری راه فرارُ بسته باشن
!ولی امروز دیگه کور خوندن
!اره کمانی؟
میخوای میله رو ببریم؟
!انگار حواست جمعه
.وقتمون کمه، دو نفری دست به کار میشیم
!یالا دیگه
.آخه دستم نمیرسه
.نگران نباش، خنگ که نیستم
!یه چیزی آوردم که روش وایسی
.به به
حالا چطور به دست من میرسونیش؟
.یه لحظه وایسا
!نه بابا
کازوما باید اینو داشته باشه ...و گفتم بیارمش و بهش کادو بدم
آخه کی به زندانی جعبه کادو میده؟
اصلاً این موقع شب اینجا چیکار میکنی؟
دیروزم همین موقع اینجا میپلکیدی، نه؟
.باید یکم از این مثبت اندیشِ گاگول درس بگیرم
!بسلامـت
.یکم بخوابم
میدونی این چیه؟
.دروغ سنج جادوییه
،خب، با اینکه اهل کجایی
.و اینکه قبل از ماجراجو شدن چیکار میکردی شروع کنیم
.از اولش سوال بی جواب پرسیدن
.اهل ژاپنم و قبلاً دانش آموز بودم
!چرا صداش در اومد؟
اهل کجایی و چیکاره بودی؟
!وایسا بینم
!دروغ نگفتم که
.اهل ژاپنم
کل روز تو خونه تلپیده بودم .و خوشگذرونی میکردم
چرا به دروغ گفتی دانش آموز بودی؟
...دروغ نبود بابا
.اصلاً ولش کن
!ای خدا، از این عتیقه متنفرم
.تا بحال اسم جایی به نام ژاپنُ نشنیدم
خب، چه هدفی از ماجراجو شدن داشتی؟
میخواستم مردمی که زیر ظلم پادشاه شیطانی بودنُ نجات ــــ
،دیدم ماجراجو بودن باحال میزنه
،میشه خوب پول خرج کرد
.و راه باحالی واسه تور انداختن دختراست
.بـ ـ باشه. سوال بعد
کینه ای علیه ارباب داشتی؟
،شنیدم وقتی زیر بار قرض رفتی .دائم از دست ارباب مینالیدی
...جایزه ای که از شکار دولاهان گیرم اومد
.خرجِ تعمیر شهر و صاف کردن بدهیم شد
،میدونم که حتی اگه واسه محافظت باشه
.خراب کردن شهر در حین جنگیدن کار درستی نیست
.این حرفا رو واسه قانع کردن یه رفیقی زده بودم
،خودم حس میکردم
این وضع تشکر از قهرمانیه که شهرتونُ نجات داده؟"
"!بمیرید و بپوسید
...کـ ــ که اینطور. خب، بعدی
میگم، یه سوالم من بپرسم؟
چرا نمیری سر اصل مطلب؟
،چندبار گفتم .من اونکارو واسه نجات شهر کردم
.انگار اشتباه از من بوده
...من فقط شایعات بدی درباره ـت شنیده بودم
No comments yet. Be the first to leave one.