The first 200 lines.
...آنچه گذشت
.تو آزادی که هر وقت خواستی از این تپه بری
.فقط به خاطر اینکه کارت ممکنه عواقبی داشته باشه، به این معنی نیست که چاره ی دیگه ای نداری
به من دست زد؟ - یعنی چی بهت دست زد؟ -
.نکن
منو دستمالیم کرد و گفت می دونه که تو داری چیکار می کنی و
.منتظره که یه کار اشتباه بکنی
آماده ای که شروع کنی؟
منظورت اینه که رو انفجار از درون برای "فرانک" کار کنم؟
نمی خوای منو دعوت کنی؟ - .تازه ویسکی خوردم -
کی بود؟ بابانوئل؟
.نه، فقط یه سرباز که دنبال خوشی بود
.همشون آلوده شدن
لباسامون؟
.همه چیز. همشون رادیواکتیوی شدن
.فرمانده ها بهش "مگپی" میگن
.اطلاعات معتبری داره که برنامه ی اتمی اونا دو ماه از ما جلوتره
شما دکتر "اشلیمر" هستین؟
بله؟
.خبرای جالبی براتون دارم
.پیشوا شخصاً دارن از ساختمون بازرسی می کنن
.تمایل دارن با شما دیدار کنند
!نه - ."منفرد" -
.شلیک نکن، سرگرد
،اگه اعتراف کنی که برای آمریکایی ها جاسوسی می کردی
.جون زن ـت رو می بخشیم
.درست ـه
!"گرتل"
.من از زندگی با یه خائن نجات ـش دادم
.سرش رو از بدنش جدا کنید
.بفرستین ـش به واشینگتن دی سی
ارائه ای از تیم ترجمه ی ایران فیلم سامان
.من این رسم آمریکایی ها برای رفتن به طبیعت رو درک نکردم،گلم
ترجمه نشده -
...اما
.هر چیزی باید یه بار تجربه بشه
.خب، تو مجبور نبودی کل شیشه رو سر بکشی
من کردم؟
می دونی، ما ،برام مهم نیست که بهت گفتم؛
از سد انفجار درونی گذشتیم
.و باید یه جشنی می گرفتیم
خب؛ در مورد پیروزی ما کنجکاو نیستی؟
خب، نباید در موردش حرف بزنیم، درسته؟
.خب، البته که نباید بزنیم، که این خودش هم باید تو رو دو برابر بیشتر علاقه مند می کرد
.گور بابای حفاظت اطلاعت
.هلن" . "هلن" - بله؟ -
.ما موفق شدیم. موج تکانه ای رو شکستیم
.هوگارت" اشتباه می کرد. می تونی بهشون بگی"
.خیلی خوبه - .حدس بزن چطوری مشکل سرعت رو حل کردیم -
.نمی دونم
.حدس بزن. فقط حدس بزن. یه امتحانی بکن
چی؟
سرعت انفجار رو تغییر دادین؟
.خدای من، زن. تو فراتر از انسانی
.آره
.آره. خودشه
می دونی چند ماه برای "فرانک" طول کشید؟
.یعنی من به بصیرت تو اعتماد داشتم
،شدت انفجار شروع خوبی ـه
.اما این انفجار از درون رو برنده ی جام نمی کنه
برنده ی جام"؟"
.یکی داره آمریکایی یاد می گیره
داری به سمت کمونیست شدن میری، نه؟
.ببخشید خانم
دوست دارم این گل رو به عنوان نشانه ای از
علاقه ی من
.و بهترین آرزو هام برای شما قبول کنین
.نمی گیرم
یادته؟
...آره، می دونم، فقط
.فقط گفتم یکم شوخی کنم
.اصلا خجالت نکش
.میکروفون نیاز داریم
ببخشید؟ - تو این دفترا -
.و تو جیب کارمندای شخصی تو
.همشون اینجا هستن
.باید همه ی اینا رو تا سه شنبه اجرا کنی
.بهانه هم نمی خوام
می خوای تک تک حرفای دفترم رو ضبط کنی؟
تو خونه ی کارمندام؟ تو دستشویی چرا نمی ذاری؟ -
.مبتذل نشو ، سرهنگ - و کی می خواد -
صدای 40 تا میکروفون رو که پر از حرفای خاله زنکی دفتری و آبکی هست رو طبقه بندی کنه؟
.این به تو مربوط نیست - .منو ببین -
،تو شاید شاه اون گردن قلمی های شرق کشور باشی
.اما نمی تونی به من دستور بدی
.می دونم که من افسر مافوق تو نیستم - .کاملاً راست میگی -
...دیشب با افسر مافوق ـت داشتم شام می خوردم
.ژنرال "گورس". ژنرال ـت خیلی نگران بود ، سرهنگ
یه دوستی به اسم "مگپی" داشت، یادته؟
.یه دوست کوچولی آلمانی به این اندازه
.خب، نه، الان این قدره
چی داری بلغور می کنی؟ - ،اس اس " ها، اون آدمای احساسی" -
.سرش رو از گردنش جدا کردن
،نه یه گردن قلمی مثل من
.یه گردن کلفت مثل تو. "مگپی" مرده
.و حالا ما دیگه رو "هایزنبرگ" کنترلی نداریم، چون یکی حرف زده
...یکی درست همینجا - ...کسی از کارمندای من چیزی -
پس کی؟
.دیدی چرا به میکروفون نیاز داریم
...تو گفتی که کسی بیرون از این دفتر در مورد "مگپی" نمی دونه
یا شایدم می دونه؟
سرهنگ؟
."متیل فنو باریتل "
.عجب اسم خوشگلیه برای مسکن ارتش
.تو اقیانوس بهش گردی احمقا میگن
اما اینچا رنگش می کنن و به
.زنایی که هیجان شدید دارن میدن
.زیرکانه ـست
.تو هیجان شدید نداری
.بهتر از وهم و خیال ـه که
.هنوزم ناراحتم
.واقعا - .لازم نیست نگران باشی -
.اونروز کم مونده بود خونه رو به آتیش بکشم
.حق کاملاً با تو بود
.فرض کن اصلاً اتفاق نیافتاده
امروز می حوای چیکار کنی؟
،بیشتر بخونم
.کم تر به فکر آلودگی خیال باشم
.ببخشید که مزاحم شدم - ."دکتر "ایکلی-
.فکر می کردم تا الان فرودگاه باشین
.ارتش به دلایل امنیتی چند ساعت عقب انداختش
ریاضیدان درونم بهم گفت که احتمال
کشته شدنم توسط هیتلر
.اینجا خیلی کم ـه
چارلی"؟" - قربان؟ -
.من مواظب تو و "هلن پرینس" بودم
.می دونم داری چیکار می کنی
.اولش مطمئن نبودم چرا اونو اینجا می خوای
"دکتر "ایکلی
.می تونم توضیح بدم
."خانواده همه چیزـه ، "چارلی - قربان؟ -
.تو ازدواج کردی
.ببین، اون دانشمند خوبی ـه
.اگه نبود اجازه نمی دادم وارد پروژه ی "مرد لاغر" بشه
.اما مردای گروه از الان دارن در موردش حرف می زنن
حالا خودت فرض کن که
...چطوری میشه اگه اونا بفهمن رهبر گروهشون با دکتر "پرینس" رابطه داره
."هلن" -
.من 15 سال ـه که با "رز" هستم
،خودم وسوسه شدم
،همه مون شدیم
.اما "رز" دلیل بودن من ـه
.نمی دونم کخ تو بخش "ایکس" شروع شده باشه اما می دونم کجا قراره تموم بشه
.می فهمم،جدی میگم
.وقتی من تو کنگره هستم خونه رو به آتیش نکش
.پس 100$ داریم
.این بازی عجیب ـه
.این بازی مورد علاقه ی من ـه
.حیله،فرار
حالا، با 100$ کجا بریم؟
."آلبارکوکی" -
آلبارکوکی"؟"
...آره. نه، خیلی خب، نظرت راجع به
پاریس چیه؟
.عزیز،فکر نکنم دیگه پاریسی مونده باشه
نمی فهمم. فکر می کردم باید تظاهر کنیم، درسته؟
."پاریس برای من واقعی ـه "ابی
..."قبل از جنگ، قبل از "تام
زنانی اونجا زندگی می کردن، مثل ما دوتاو
...که اینطوری پیش هم بودن
.اما به دور از دروغ
.خب، فکر کنم چیزی که در مورد فرانسه می گفتن واقعیت داره
که خودمون رو گول نمی زنیم؟
.اون پاریس خیلی وقت پیش مُرد
.اما شاید یکی دیگه پیدا کردیم
هممم؟
.تانجیر"، جایی که "آنتیوس" غول زندگی می کرد"
و امروز، "تانجیر"، شهر آزادی برای
،صنعتگران، عاشقان
.نویسندگان ـه
."حتی زیر "فرانکو
.و جنگ بهش دست نزده
چی فکر می کنی؟
.بهتر از "آلبارکوکه" ست
...با واقعیات رو به رو شو
دوباره میری واشینگتن تا با "روزولت" دست بدی؟
.آره، یه چند روز
چطوریه، پیرمرد؟
.خوب نیست
.وقتی زمانش برسه "ترومن" جاش رو می گیره
دانشمندی بدون دانش چه حسی داره؟
اداره کردن یه بخش بدون اینکه بخش باشه چه حسی داره؟
.در مورد "گلن" متاسفم
مگه چی شده؟
.شنیدم که تسلیم شده
.انفجار از درون رو ترک کرده
.می خواد واسه "اوفنهایمر" کار کنه
.گلن بابت" پا پس می کشه، باورکردنی نیست"
انگلیسی ها خیلی روش تاثیر گذاشتن ، نه؟
.من تنهایی بهتر کار می کنم
."درهای دفترم همیشه به روت بازـه "فرانک
.ادب ـت رو برای "روزولت" نگه دار
.گلن" باید باهات صحبت کنم"
...فرانک" ، ببین" - چی شد؟ همین؟ -
از پشت بهم خنجر می زنی؟ باید از "ایکلی" اینا رو بشنوم؟
اوفنهایمر" به کمک بیشتری تو دفترش نیاز داره"
.و اونطور که بنظر می رسه تو هر کمکی رو که بخوای داری
...من
.خدای من "گلن"، بدون تو نمی تونم - .مجبوری -
.خیلی خب، خیلی خب، باشه
No comments yet. Be the first to leave one.