The first 193 lines.
سردته. گرسنهای
هیچ شانسی نداری
ولی تا سه روز دیگه از اینجا میزنی بیرون
ما میریم
نگران نباش
من همینجا منتظرم تا از منطقه ممنوعه ردت کنم و ببرمت سمت خط خودمون
هیس! هیس! هیس
ما همهچی داریم
نیرو، تفنگ، لباس گرم
و غذا. انواع و اقسام غذاها
نه، نه، کوله رو نگه دار. من خودم کلی دارم
سوسیس ایتالیایی یادت هست؟
قهوه. دخترا چی؟
میدونی دخترای ایتالیایی چطوریان
خونگرم. و خیلی هم خوشگل
دوستدختر داری؟
تو چی فکر میکنی؟
خوشگله؟
زیباترین دختر تو کل دنیاست
اسمش چیه؟
اسمش جولیتاست
چطور پیش رفت؟
عالی. دفعهی بعد از اونور ردشون میکنم
خوب بود. این رو برسون به مقر فرماندهی
بهشون بگو یه حملهی بزرگ تو راهه
سه روز دیگه میبینمت. همون وقت، همون جا
بله، قربان
حالا راه بیفت
موفق باشی
شلیک نکنید
آخ
لعنت بهت لوئیجی
فقط واسه این بود که طبیعی به نظر بیاد، قربان
و اینکه همیشه حواستون جمع باشه
حواسم جمع باشه؟
نزدیک بود انگشتای پام رو قطع کنی، احمق
متاسفم کاپیتان
همیشه همین کار رو میکنی
و اصلاً هم خندهدار نیست
بنژور، کاپیتان
میخوای برسونمت؟
اوی، مرسی
بریم به شهر، باشه کاپیتان؟
اوی، اوی، مرسی بوکو
چی بهت گفتم؟ یه "قورباغه"خورِ دیگه
به یونیفرمش نگاه کن. بلژیکیه
مرد: همهشون لنگهی همن
مرد: هی، یه حلزونخور مثل تو اینطرفها چیکار میکنه؟
دارم میجنگم، دهاتی
وقتی اُمّلهایی مثل تو خونه نشستن و دارن باسنشون رو میخارونن
حتماً همینطوره. ها ها
پسر، قیافهاش رو ببین
انگار همین الان از سالنِ مد اومده بیرون
تو هم هنوز کاه از تو گوشهات زده بیرون
آره، کاملاً درسته آلفونزی. موافقم
وای! این یارو بوی گند میده
این یه ادکلن خیلی گرونه
که برای یه ابلهی مثل تو حیف شده
چی گفت؟
نمیدونم. یه چیزی دربارهی ادکلنش گفت
عجب
این یارو حالم رو به هم میزنه
فقط نقنق نکن دیگه جو، رسیدیم
اِ رووار، ای حلزونخور
و امیدوارم دیگه هیچوقت بوی گندت به دماغم نخوره
اِ رووار، بچهها
اوه، راستی بابت سواری ممنون
ها ها ها
بون جورنو، سینیوره کاپیتانو
همون همیشگی؟
اون یکی
این؟
هر کی که هست، دختر خیلی خوششانسیه
جفتمون خوششانسیم
کاپیتانو انریکو
سلام سینیورا. جولیتا...؟
بله، بله، بفرما تو
چقدر از دیدنت خوشحالم
گراتزیه
لطفاً راحت باش
جولیتا، کاپیتانت اومده
اومبرتو
سلام جولیتا
سلام ایندی
اوه، بفرما، بفرما بشین
اومبرتو: زیاد هم نمون
اومبرتو! اسکوزی، سینیوره
واسه توئه
واسه من؟
چقدر نازه
باید بذارمش تو آب
باید یه چیزی پیدا کنم. ببخشید لطفا
روز بخیر سینیورا
امیدوارم حالتون خوب باشه
اومبرتو: گلهای اون یکی خیلی بهتر از مالِ توئه
اومبرتو
تازه، واسه جولیتا یه قالب صابون هم آورد
اومبرتو! (صحبت به ایتالیایی)
اون فقط یه بچهست
اوه آره، واقعاً بچهی فوقالعادهیه
من... من واقعاً از گل رُزت خوشم اومد، ایندی
خیلی قشنگه
خوشحالم که خوشت اومد
بیا اینجا
دلت برام تنگ شده بود؟
آره
مأموریتت خطرناک بود؟
یه کم
ولی من به خطر فکر نمیکنم
نه؟
تنها چیزی که بهش فکر میکنم... تویی
من... نگرانت میشم
آره نگرانم
ترس؟
ترس. آره، ترس
تو خیلی دوستداشتنی و شیرینی
بابا: جولیتا
مادرت صدات میکنه
سی، پاپا
عصر بخیر، جناب
سینیوره
اون یکی هم خوشتیپ تره هم خیلی دست و دل بازه
بهتره بجنبی، جوون
کلکِ خیلی خوبی سوار کردی کاپیتان، نه؟
آمبولانس رو میگم، یادته؟
اوه، آره
هی، ارنی همینگوی هستم از شیکاگو
ایندیانا جونز. بیشتریا صدام میکنن ایندی
ایندی
ارنی؟ ممنون
آره، انگلیسی رو خیلی خوب صحبت میکنی، نه؟
باید هم همینطور باشه. اهل نیوجرسیام
شوخی نکن
بگو ببینم، اون مدالِ "صلیب جنگ" روی سینهته؟
مدال نظامیه. معنیش اینه که زخمی شدی
هی، درد داشت؟
همیشه درد داره
هوم. پسر، دلم میخواد یه مدال ببرم
هر مدالی که باشه
زیاد عجله نکن. ممکنه خودت رو به کشتن بدی
نه، با رانندگی آمبولانس که آدم کشته نمیشه
به اندازهی کافی هیجان نداره
هی، چت شده رفیق؟
قیافهات جوریه که انگار تریلی از روت رد شده
قضیه دوستدخترمه
دوستدخترت؟
یه دختری هست که بدجوری خاطرخواهش شدم
همهچی داشت عالی پیش میرفت
ولی وقتی مأموریت قبلی بودم
یه پسره شروع کرده دور و برش پلکیدن
مرتیکهی موذی
مدام براش گل و کادو میبره
حسابی داره براش دلبری میکنه
و فکر کنم یه جاهایی هم رسیده
بذار بهت بگم باید چیکار کنی
باید شکستش بدی
شکستش بدم؟
آره. دودش کن بره هوا. کاری کن بشه خاطره
من حتی نمیدونم کی هست
اوه، مهم نیست
نه، نه، ببین، باید رقابت کنی، فهمیدی؟
یعنی با تمام قوا وارد شو
اون به دختره گل میده، تو بیشتر بده
اون کادو میده، تو کادوهای بیشتر بده
دارم بهت میگم رفیق
هی، زنها... واقعاً عاشق اینجور چیزان
مطمئنی؟ آره، شک نکن
لعنتی، من همیشه همین کار رو میکنم
هی، عشق مثل جنگه، ایندی
غنائم مالِ برندهست، مگه نه؟
هی، باید یه ذره از این "گراپا"ی محلی رو امتحان کنی
جوریه که مینای دندونت رو میریزه پایین
به سلامتیِ عشق و جنگ
به سلامتیِ عشق و جنگ
باید بهت بگم که اسپانیا معرکهست
جدی؟ عاشقش میشی
شرابش قویه و زنهاش زیبا هستن
و توی "پامپلونا" وقتِ جشن
گاوهای وحشی رو درست وسط خیابونها ول میکنن
ها ها ها! یه روزی باید حتماً برم اونجا
هی، حالا صبر کن
حالا یادت باشه، باید رقابت کنی
رقابت، درسته
باید این یارو رو جوری بزنی کنار که محو بشه
محو بشه! درسته
حالا، میخوای چیکار کنی؟
همینگوی، ما میریم جلو و برنده میشیم
اوه
هی، گوش کن
یه رفیق دارم که تو انبار آذوقه کار میکنه
حالا اگه اون مرتیکه به دختره یه قالب صابون داد
رفیق من دو تا برات ردیف میکنه
دو تا صابون! دو تا. هی، هر چی لازم داشتی بگو
No comments yet. Be the first to leave one.