The first 200 lines.
بیا بریم امریکا
بیا برای درمان بریم امریکا
اونجا راحت تر درمان میشی و زنده میمونی
بذار من رانندگی کنم
چی شده؟
چیزی گم کردی؟
بیا بریم
قسمت 5 -
میخوای برای حمام ،آب گرم آماده کنم؟
خسته ای؟
میخوای بخوابی؟
بیا یکم دراز بکش
چیزی نمیخوری؟
اینجوری نباش
فقط مثل قبل باهام رفتار کن
وضعیت بیماریم رو ایمیل میکنم
پس لطفا بهترین بیمارستان و دکتر امریکا رو برام پیدا کن
من اطلاعات بیشتری نیاز دارم پس دکتر های بیشتری رو برام پیدا کن
..لطفا هرچه سریعتر این کارو انجام بده و
این موضوع بین خودمون بمونه
نمیتونم چیزی به پدرومادرم بگم
دنی،تو تنها کسی هستی که میتونه بهم کمک کنه،لطفا
سلام
سلام؟
اوه..هیه جین آه
هنوز نخوابیدی؟
الان اینجا صبحه
یکم دیگه صبر کن
خیلی زود میاییم اونجا
خیلی زود
هروقت کارای پدر کمتر شد میاییم
خیلی زود این اتفاق میوفته
مامان هم دلش برات تنگ شده
،هرچند که میخوان من جذاب ترش کنم
آخه من میتونم از پسش بربیام؟
اونا واقعا میخوان مقایسه کنن؟
هنوز کلاسات تموم نشدن؟
بهم گوش بده
من مادر هی جین رو تو آسانسور دیده بودم
،اون بهم گفت
“برو امریکا"
"اونجا راحت تر درمان میشی و زنده میمونی”
فکر میکنی کی میخواد سرطان داشته باشه؟
مادر هی جین،من یا پدرومادرم؟
فکر میکنن چی هست؟
آه...تو
تو هم اینجوری فکر میکنی؟
پس چرا هیچ خبری ازم نگرفته؟
چه بیرحمانه،گو می یون
خیلی بیرحمانه ست
،قبلا تمام بعدازظهرمون رو زحمت میکشیدیم تا یک نامه برای هم بنویسیم
بعدش همش وقتمون رو سر پرسیدن آب و هوا تلف میکردیم و یا اینکه اصلا نامه رو نمیفرستادیم
خیلی هم عاشقانه بود
،ولی الان فقط چند کلمه برای هم میفرستیم
یا گاهی هم یک ایمیل،همین
خب چه ارزشی داره؟
،حجم اون ایمیل ها هم بالاست
ولی ارزش اون نامه هایی که با صداقت تمام بعد از ظهر رو صرف نوشتنش میکردیم نداره
ایمیل ها رو میشه ویرایش کرد
به اندازه کافی رمانتیک نیست
...بیا برو امریکا
برای درمان برو امریکا
اونجا راحت تر درمان میشی
و زنده میمونی
پیشم بمون،می یون
با من زندگی کن
چی کار میکنی؟
!داری شوخی میکنی؟
!از دید تو من آدم ساده ایم؟
...می یون..من
دیگه اسمم رو نیار
دیوونه
تو همیشه یه دیوونه باقی میمونی
کی بود که برای خرید"عشق"پول خرج میکرد؟
فکر میکنی میشه با پول خریدش؟
شما پسرا اصلا معنی واقعی "رومانتیک"رو میفهمین؟
...یه بار اوپا بهم گفت
دوباره،بذار دوباره انجامش بدیم
اون فکر میکنه که کیه؟
با اون صورت زشتش بهمون حمله ور میشه
هی،اگه شجاعتش رو داری بلند بگو
تو فقط صبر میکنی
بهش یه درسی تو مهمونی میدم
!دوباره
هنوزم ترکش نکردی؟
سیگار چیزی نیست که ترکش کنی.تحمل آدم رو تو مشکلات زیاد میکنه
،اولش خوب بودم
ولی وقتی درباره سرو وضعم شنیدم چطور میتونم سیگار نکشم؟
حالا دوباره برگشتم سرجای اولم
مشکلت پیه؟
کی اذیتت میکنه؟
بهم بگو
...من بهش درسی میدم
کی بهت گفت سیگارم رو بگیری؟
چی شده؟
مگه امروز سالگرد پدر زنت نیست؟
نگران اونی؟
چیه؟
سیگار کشیدن قلب شکسته ات رو درمان میکنه؟
کمکت میکنه ناراحتی هات رو فراموش کنی؟
اگه اینجوریه...دیگه نمیخواد نگرانت باشم؟
نه
در واقع ناراحت تر از قبلی
،حتی بیشتر از قبل به ناراحتی هات فکر میکنی
و قلبت پر از درد و رنج میشه
پس...سیگار نکش
!جی سئوک
هی،میری خونه؟
بیا اول شام بخوریم،بعدش میرم
هوا خیلی خوبه،نه؟
واقعا خوشحالی؟
!اینجوری نباش،کلک
چرا همیشه نسبت به حالت چهره و لحن صدام دقیقی؟
مگه قراره فورا بمیرم؟
خسته ای،درسته؟
نونا گفته بود که باید تدارکات مراسم رو آماده کنه
نگران اون نباش
بیا بریم
همین طورم گفت که خیلی خوب میشه توهم برای قدر دانی بیای به مراسم
دیگه چیزی برای دوست داشتن ندارم
این راه منه
30 ساله که رو این حرفم هستم
بذار مقایسه کنیم ببینیم زندگی کدوم یکی بدتره
خوبه،باشه
سه ماه بیشتر نداشتم که مادرم فوت کرد
پدرم همش منو میزد اونم موقعی که درست راه رفتن رو یاد نگرفته بودم
،دعوت نامه از یک مدرسه خارجی رو داشتم
ولی پولم برای خرید بلیت هواپیما کافی نبود برای همین هم نمیتونستم درسم رو خارج از کشور ادمه بدم
،پدر زنم بلیط هواپیما رو برام خرید
مجبور شدم حرفای مردم رو نسبت به رفتنم تحمل کنم
تو اصلا از نعمت هایی که داری شکرگذار نستی
من نه پول دارم،نه خونه ای،نه زنی و نه بچه ای
من هم پول دارم،هم خونه،هم زن و هم یک دختر عالی
اما قراره خیلی زود بمیرم
،یک زن هست که خیلی دوستش دارم
ولی نتونستم ببینمش
،من دارم میمیرم
ولی هنوز نتونستم ببینمش
وافعا دیگه هیچی تو دنیا نیست که دوستش داشته باشم
قبلا هم گفتم...این راه منه
جانگ سوک،می یون رو دیده بود
دیده از ماشین یه مرد پیاده شده
گفته که اون مرد شوهرشه
چطور مردی بود؟
منم نمیدونم
پولدلره؟
مطمئن نیستم
امیدوارم
فقط برای سه ماه با هم زندگی میکنیم
می یون،باهام زندگی کن
فقط برای سه ماه
کی برگشتی؟
چرا اینقدر دیر اومدی؟
با دوک گو بودی؟
...شوهر
...پدر هی جین
یه چیزی بگو
با دوک گو بودم
همین؟
نباید یکم بهتر باهام رفتار کنی؟
،وقتنی با دوک گو یا دانش آموزاتی
حتی بهشون لبخند میزنی یا از دستشون عصبانی میشی
نمیتونی با من هم مثل اونا رفتار کنی؟
عجیبه
نمیتونم با تو اونطور رفتار کنم
من گناهکاری هستم که کل خانواده رو نابود میکنه
...شوهر
...جلوی تو
نمیتونم چیزی بگم
باید اینطوری باشیم؟
اینجوری احساس بهتری داری؟
...عجیب
همیشه باهام سرد رفتار میکنی
اما حالا چرا احساس ناامیدی میکنم؟
تو باید ناامید تر از من باشی
چرا من تنها کسی ام که آسیب میبینه؟
الان چه آرزویی داری؟
دوست دارم همیشه مثل الان شاد باشیم
قشنگ نیست؟
خیلی قشنگه
تا هون،آرزوی تو چیه؟
من یه بچه میخوام،ولی اگه نشد بازم اشکال نداره
اگه همیشه همین طور خوشحال و شاد زندگی کنیم،بدون بچه هم خوبه
فقط همین؟
آرزوی دیگه ای نداری؟
آرزویی که همیشه قبل از خواب بگی
آره...آرزوی چه چیز دیگه ای رو داری؟
آجوما،اینجا چکار میکنید؟
چرا دنبال من میگشتی؟
چرا میترسی که بگی؟
آجوما،این چیه؟
هیچی
داشتم از اینجا رد میشدم،گفتم بیام و ببینمت
بیا تو
اینجوری نرو،چی شده؟
اگه دلت برام تنگ شد بگو من میام پیشت
چی شده؟
چیزی از کامپیوتر میدونی؟
نمیتونم اسم این فرد رو پیدا کنم
نمیتونی پیداش کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.