The first 17 lines.
از ماه تا ستـاره ها
در حالی که تو این دنیا پرسه میزنیم باید همدیگه رو بشنـاسیم
ما رویِ نقاشی که درحینِ ترسیم شدن نمایان شده رها شدیم
جَوِ این پایین, جایی که من تنهام عجیب و غریبه
نمیتونم چشم رو هم بزارم
قلبم بعضی اوقات به شدت به سمت تو کشیده میشه
بیشتر از این نمیتونم مخفیش کنم
نور مهتاب کلِ این اتاقِ خالی رو روشن کرده ~ مهتاب ~
عینِ یه رویا داره ناپدید میشه ~بیرون از زندگیم~
یه بارِ دیگه روی بومِ سفید نقاشی کردم
من ایمان دارم که تنها نیستم
از ماه تا ستـاره ها
در حالی که تو این دنیا پرسه میزنیم باید همدیگه رو بشنـاسیم
ما رویِ نقاشی که درحینِ ترسیم شدن نمایان شده رها شدیم
توی یه شبِ تاریک به ماه که شبیه چشمای توئه نگاه میکنم
روزت چطور بود؟ نگرانتم , خوب بنظر نمیای
خودتُ خسته نکن درسته
No comments yet. Be the first to leave one.