The Mentalist

The Mentalist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

The Mentalist E01S06 480p HDTV
A Commentary by Ali Bavi
زیرنویس قسمت اول فصل شش سریال منتالیست مترجم: علی باوی

Tags

HDTV
hdtv
480p
480
HD
Published on: 2013-10-01
Downloads: 48
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"میخوام لیست مظنونین احتمالی رد جان ــت رو دربیاری

و به اسما نگاه کن

من اسامی رو واست می خونم

خوب

اسمها به ترتیب...

برت استایلز

گیل برترام

ریموند هافنر

رید اسمیت

باب کرکلند

کلانتر توماس مک الیستر

برت پارتریج

این از این...

من بازم هر از گاهی آدم می کشم

تا وقتی منو گیر بندازی

یا من تو رو...

چجوری این کارو کرد؟ ها؟

اون نوار دو ماه پیش ضبط شده بوده

رد جان اسامی لیست مظنونین تو رو می دونسته

قبل از اینکه خودت بدونی...

منظورم اینه که، چطوری ممکنه؟

این یه حقه ست

چه حقه ای آخه؟

نمی دونم...

لیزبن

رئیس...

الان میام اونجا

برترام بود... یه پرونده داریم

ها؟

پرونده داریم

الان؟

لیزبن من الان اصلا نمیخوام کار کنم...

باید فکر کنم

ما باید خیلی طبیعی ادامه بدیم...

نباید به نظر ترسیده بیایم

من نترسیدم...

(Indistinct conversations, police radio chatter)

آره... سلام بچه ها

هی گروهبان... خوشحالم دوباره می بینمت...

منم خوشحالم...

سلام...

سلام بلد نیست؟

روزش خیلی سخت بوده...

خوب شما تماس رو تقریبا سه ساعت پیش داشتین؟

اطلاعات چی داریم؟

اسم قربانی ساندرا هلوِگ ه

اون اینجا با نامزدش زندگی می کرده

اونم کودی بنباو ه... بازیکن بیس بال

اون از تمرین برمیگرده و...

اونو اینجا پیدا می کنه که افتاده...

به نظر با روسری خودش خفه شده...

پنجره ی عقبی شکسته شده

هم جواهرات و هم پول نقد دزدیده شده

ما فکر می کنیم که اون اومده خونه و با یه دزد مواجه شده

خوب، غیر از ورود به زور

من هیچ نشونه ای از درگیری اینجا نمی بینم

هی کودی... چقدر دزدیدن؟ به دلار؟

نمی دونم آقا...

حلقه ی نامزدی اون به تنهایی پنجاه هزارتایی می ارزید...

کلا شاید چند صد هزار دلار...

رکورد توپ زنی امسالت چقدر بوده؟

پارسال چی؟

اوه... چطوری؟

اومدی اینجا از بیس بال حرف بزنی؟

من اومدم اینجا کار کنم

و تو یه جوری بهم خیره شدی که انگار دوتا سر دارم

آیا به نظر من دو تا سر دارم؟

نه

نه

گروهبان! چرا من و تو نریم بیرون و کاغذبازیا رو انجام ندیم؟

کودی... به من نگاه کن

به نظر من تو ساندرا رو کشتی

آقا! شما به شدت در اشتباهید

اون عشق زندگیم بود... چرا باید اونو می کشتم؟

خودت بگو

هیچ دلیلی نمیتونست داشته باشه...

هیچ دلیلی...

خیلی خوب کودی... خوب بود...

من وقتی یه مرد بهم حقیقت رو بگه می فهمم

اسلحه داری؟ اسلحه دارم؟

آره... آ... آره دارم

کجاست؟ چه نوعیه؟

چندتا تفنگ دستی توی گاوصندوقه...

نشونم بده

اسلحه چه ربطی به این موضوع داره؟

ببخشیدا ولی اون خفه شده...

متوجه نشدی؟

کی اینجا رئیسه؟ من یا تو؟

من فقط می خوام اسلحه هاتو ببینم...

من می تونم اینجا رو از سقف تا زیرزمینشو بگردم

می تونم کل باغ رو شخم بزنم اگه بخوام... باشه باشه...

آروم باش... بیا اسلحه ها رو نشونت بدم

توی گاوصندوقه... از این طرف

پُرن؟

فقط این نه میلیمتریه... بده ببینم

این به نظر نمیاد که شلیک کرده باشه

حالا یه چیزی کودی

ساندرا وقتی کشته شد نمیومد خونه... مگه نه؟

اون داشت می رفت

اون داشت می رفت

وقتی تو رسیدی خونه

اون داشت تو رو ترک می کرد

نه

ما خوشحال ترین بودیم

اون چمدون هاشو جمع کرده بود

حلقه ی نامزدی هم روی میز گذاشته بود

انگار که تو هیچی نیستی

اما تو کودی بنباو هستی...

هیشکی نمیتونه با تو این رفتارو کنه

نه

و تو دیوونه شدی و اونو کشتی

بعد تو باید چمدون اون رو خالی می کردی

لباساش و لوازم آرایشش رو برگردونی

اما خیلی بد این کار رو انجام دادی

مث یه مردی که وسائل یه زن رو دور بهم می ریزه

جدی میگی؟ این مدرکته؟

که کمد اون بهم ریخته بوده؟

البته تو راست میگی

خیلی به چشم نمیاد... مدرک مهمی نیست

مدرک می تونه پیدا کردن جواهرات و پولای دزدی باشه

که از اون دزدیده شده

اما یه مرد معقول مثل تو در واقع

این همه پول رو دور می ریزه؟

حتی اگه زمانش رو داشته باشه

یه مرد عاقل ممکنه اون رو قایم کنه

یه جایی که کسی نتونه پیداش کنه

یه جای نزدیک... مثل باغ

تو اونا رو توی باغ چال کردی مگه نه؟

دهنتو ببند

دهنتو ببند

به نظرم این یعنی بله

اوه نه

اسلحه! اون یه اسلحه داره

برید عقب... وگرنه این می میره

خیلی خوب، همه آروم باشید

نیازی به خشونت نیست

اسلحه کار نمی کنه

من یه بادوم زمینی توی لوله ش گذاشتم

فقط بیاین و دستگیرش کنین

حرکت نکن

دستاتو بزار یه جایی که ببینم

حرکت نکن

یه مامور زخمی شده. یه هلیکوپتر نجات بفرستین

یه مامور مصدوم شده...

گارسیا! این اسلحه رو خلاص کن

متأسفم

رُز صحرایی

سینک و ایجاد از الدرمن ترجمه ی علی باوی

داره میاد

یا خدا

فقط طبیعی رفتار کن

نفس بکش... دارم می کشم

شما دیوونه شدین؟

شما دوتا دیوونه این؟! دارم جدی می پرسم

داری از اون می پرسی یا از من؟

چون اگه درباره خودم بخوام بگم جوابم منفیه

اما لیزبون... دیوونه هست یا نیست...

قربان من کاملا میدونم که تو کارم کوتاهی کردم

توی سرپرستی از کار جین

صبر کن! تو کار اشتباهی نکردی

مامور لیزبن زمانی اشتباه کرد که

جلوی تو رو وقتی داشتی یه اسلحه رو می دادی به یه مرد نگرفت

که از اون اسلحه برای مجروح کردن یه نیروی پلیس ساکرامنتو استفاده کرده

اون یه برنامه خوب بود که آخرش خراب شد

من که گقتم متأسفم... اون مسئول نیست

این وظیفه ی اون بوده

مسئول بودن وظیفه شه

من مسئول بودم

خوب اداره پلیس ساکرامنتو خون تو رو می خوان

پس سوال اینه، من باید شما دو تا رو تعلیق کنم

برای یک ماه یا... قربان این منصفانه نیست

بزار حرفمو کامل کنم

باید شما رو معلق کنم

یا باید بفرستمتون دنبال یه پرونده ی بیرون شهری

خیلی دور از اداره پلیس ساکرامنتو؟

گزینه ی دو

آره؟

فکر می کردم بخواین تعلیق بشین

آزادتون می کنه که روی رد جان تمرکز کنین

شنیدم بهش نزدیک شدین

جدی؟

از کجا شنیدی؟

خوب اینجا نمی تونی راز نگه داری

یه وز وزی تو کل اداره پیچیده

جین خیلی نزدیک شده... شایدم فکر می کنه شده

خوب... نزدیک شدی؟

خوب... ما یه سری سر نخ جدید داریم...

میخوایم که یه کم اونا رو یواشکی دنبال کنیم

اوه آره... سکوت کلی حرف داره...

اما اگه نزدیک شدی اول به من بگو

چون می خوام روی قایق باشم وقتی داری اون ماهی رو شکار می کنی...

همدیگه رو می فهمیم؟

بله قربان

می دونم گاهی به نظر خیلی حساب گر میام...

گاهی با شما دورویی کردم

اما لطفا درک کنید

این بر حسب قوانین کاریمه

من باید به خیلیا جواب بدم

ما درک می کنیم

در همین حال...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left