The first 200 lines.
، براي بهتر توضيح دادن هويت پيچيده ي يک شخص،به بهترين وجه ممکن بعضي از رويداد هاي اين فيلم ساختگي است
دشمن شماره 1 جامعه
پاريس Porte de Clignancourt دوم سپتامبر سال 1979
!فاصله بگيريد
...قربان،جناب بازپرس،فقط يک سوال - هيچ چيزي به اون کمک نخواهد نکرد -
چند نفر از شما اونجا بوديد؟ - شايد 30 نفر،نه بيشتر از اون تعداد -
چه مدت شما در تعقيبش بوديد؟ - ...خودتون تمام جزئيات رو ميدونيد -
در مورد همه چيز به شما توضيح خواهم داد - آيا ممکنه اين کارتون اشتباه بوده باشه؟ -
نه،مطلقاً مخالفم
آيا عمليات بدون هيچ گونه پيچيدگي خاصي پيش رفت؟ - بله.دو تا تيم روي اين قضيه کار ميکردن -
کاراگاهان و افرادي از مرکز فرماندهي
...به عنوان آخرين سوال
درها رو باز کنين.ما ديديم که اون اسلحه حمل ميکرد اون دوتا نارنجک داشت
...ما تير اخطار شليک کرديم اون نميخواست که اسلحه اش رو بندازه.ما چاره ي ديگه اي نداشتيم
اگه اون موفق ميشد به ميدون برسه ما گمش ميکرديم
!ژوژو !برانکار رو بيار
ما ديگه تمام چيزهاي مهم رو ديديم بياين بريم
صبر کن
...سال 1973
...پنجشنبه...
...هشتم...
ماه مارس...
...اظهار نامه ي
ژاک مسرين
هي دلقک فکر ميکني کدومشون زودتر بشکنه،دستبند يا رادياتور؟
!فاميل من مرين هستش،نه مسرين
مثل " ميرومسنيل" هستش که حرف "س" داره ولي نبايد حرف "س"اون تلفظ نميشه
!کافيه ديگه مرين ...بذار در مورد رفيقت صحبت کنيم
گرانژيه آردواين - من نميشناسمش -
جدي ميگم،نميشناسمش
آقاي ژاک.خوش اومدي - هي،چه خبر؟ -
به نظر مياد يه خورده اضافه وزن پيدا کردي - ديوونه شدي؟ من سه ماهه که رژيم دارم -
جدي؟ بذار ببينم - ميبيني؟ -
تا دندون مسلح هستي - آره،همونطور که قرار بود باشه
کسي نيست
صبر کن! کجا داري ميري؟ - زودباش بيا،يک دونه ديگه هم اينجاس -
!بخوابين روي زمين !همتون بخوابين روي زمين
!بخوابين روي زمين
!کسي جنب نخوره !دراز بکشين
!گفتم تکون نخورين
!تمام پولها رو بريز توي کيسه! عجله کن !همه روي زمين بمونن
!عجله کن! عجله کن !زودباش
دختر خوب - !ازينجا زديم بيرون! ازينجا زديم بيرون -
...متصدي باجه...بسيارخب،اون منو شناخت حتماً همينطوره،چونکه من هيچ ماسکي نداشتم...خب که چي؟
اون هويت همدستت رو هم شناسايي کرده - به تخمم هم نيست -
اولاً که من هيچکدومشون رو نميشناسم و دوماً،دوستاي من هميشه ماسک ميزنن
شايد هم زنيکه داره گوه زيادي ميخوره
ما تو رو خيلي راحت گير انداختيم
!بي حرکت! تکون نخور !نگهش دار
تو داري به سرقت و مبادرت به قتل اعتراف ميکني - درسته،دارم همينکارو ميکنم -
اما به آدم ربائي اعتراف نميکني - ...چرا بايد به چيزي اعتراف کنم که -
انجامش ندادم
اين کاملاً منطقيه که به کاري که انجام ندادم اعتراف نميکنم
ما تو رو به دادگاهي در شهر "کمپين"خواهيم برد
تو براي زماني خيلي طولاني زنداني خواهي بود
ظرف سه ماه من ازونجا ميزنم بيرون ميخواي شرط ببندي؟
چيه دوباره؟ - بايد برم دستشوئي -
نگهش دار - من مريضم! مگه قراره جلوي قاضي توي شلوارم برينم؟ -
"تکون بخور "مرين - باشه -
قراره من کونم رو با پام تميز کنم يا با چيز ديگه اي؟
صبر کن
حالا ميتوني بري
تو چته؟ چي ميخواي؟ همجنس بازي يا که ميخواي گوه منو بو کني؟ !بذار برينم
قراره که من درست همينجا برينم؟ دستبند رو يه خورده شل کن. فرار نميکنم
آخيش،راحت شدم
!عجله کن
حالا احساس بهتري دارم
...آقاي "مرين"، بايستيد
عاليجناب،بر طبق قانون نبايد به من دستبند زده بشه
اين نقض حقوق منه
وقتي تو در مورد قانون حرف ميزني خيلي خنده دار به نظر ميرسه
براي دفاع از خودت تو به دستهات احتياج نخواهي -داشت !...عاليجناب -
!کافيه !"ديگه کافيه "مرين
!همه بخوابين روي زمين !زودباش
!دستبند منو باز کن! عجله کن !کون گندتو بچسبون به ديوار،زود باش
!کسي جنب نخوره
!ازونجا بيا بيرون
!روي زمين بمونيد !تو پاشو! تکون بخور
!بخوابين روي زمين
!دستها بالا !بخواب روي زمين
!همه با صورت بخوابن روي زمين
!راه بيوفت
!زود برين دنبالش
اين به پرونده ي تو کمکي نخواهد کرد مرين
!شليک نکن - !همونجا بمون -
!تفنگ رو بذار زمين! بجنب
!زود باش وگرنه ميکشمش - آروم،آروم باش -
!همتون برين عقب
!زودباشين برين دنبالش
!برو ! برو
چرا گذاشتي قاضي بره؟ - !بجنب -
!سريعتر برو
!ژاک - !مراقب باش -
تفنگ رو بده من !برين عقب وگرنه شليک ميکنم
!گفتم برين عقب
!ميکشمت مرتيکه ي احمق
!خداحافظ،موفق باشين
روبرت يه دونه تير خورده ميتوني درش بياري؟
نميدونم،بايد يه نگاهي بهش بندازم
بيا اينجا
ژاک،از خانواده ات خبرهايي واست دارم - چه خبرهايي؟ -
...پدرت مريضه ...بيا،تا يه نگاهي بندازم
!لعنتي
ژاک مرين ممکنه که جدي ترين جنايتش رو ،ديروز انجام نداده باشه
اما قطعاً جسورانه ترين جنايتش رو انجام داده
در ابتدا اون مکان فرارش رو انتخاب کرد
،بعد از دستگيري او در ماه مارس امسال مرين گفت که با راي محکوميتش موافق نيست
اون ميدونست که دادگاه فرجام خواهي او در دادگاه شهر کمپين برگزار خواهد شد
وقتي که آنها به آنجا رسيدند،وي از نگهبانان درخواست اجازه براي رفتن به دستشوئي ميکند
وي ميدانست که همدستش بدون اينکه نگهبانان متوجه بشوند يک اسلحه در دستشوئي پنهان کرده است
آنها حتي متوجه نشدند که ژاک مرين مسلح بوده
"...او فرياد زد: من قاضي روا خواهم کشت" اين دروغه! من هرگز اون حرف رو نزدم -
...تمام پليسهاي فرانسه
اکنون ميدانند که ژاک مرين بايد دشمن شماره ي يک جامعه" در نظر گرفته بشه"
شماره ي 1 ! شماره ي 1
سلام
بابا..بابا،منم...ميتوني ببيني؟ منم،ژاک
ژاک - حالت چطوره؟ - ...تو اومدي -
گفتم ازونجايي که فعلاً بانکها تعطيل هستن يه سري بهت بزنم
ديوونه
تو اومدي...هنوز دخترت رو نديدي؟ - نه،هنوز نه -
من بهترين پسر نبودم،اما پدرم بهم افتخار ميکرد
من اصلاً همينطوري به دنيا اومدم منو ببخش
من همينطوري هستم
تقصير منه - نه،نه -
هر اتفاقي که بيوفته،تو باز هم پدر دخترت هستي
ميدونم
همونطور که هميشه پسر من خواهي بود
آره
منو ببخش،خواهش ميکنم منو ببخش
فکر ميکنم تو بايستي بري - آره،ميرم -
غير از بچه ها،مادر و دوستاش کس ديگه اي اينجا نيست
اون اينقدر هم احمق نيست که بياد اينجا
پاريس سپتامبر 1973
اون چيه؟يادگاري از دعوا؟ - نه،واسه بوکس اينطوري شده -
اوه،پس تو يه بوکسور هستي
ميشل هم يه بوکسوره
بلدي چطور رانندگي کني؟ - آره -
ما واسه يه کار کوچولو داريم برنامه ريزي ميکنيم علاقه اي داري؟
ماشين سرقتي گزارش داده شد اون يه رنوي 16 هستش
شماره پلاک 7791YL75 هستش. ما ماشين گزارش شده رو ديديم - ما
مرکز...ما ماشين رو گير انداختيم
!لعنتي
خيابون که زيرسيگاري نيست قربان ما مجبوريم که شما رو جريمه کنيم
لطفاً از ماشين پياده بشيد و مدارکتون رو نشون بديد
من منتظرم !از ماشين پياده بشيد
!مقاومت نکن! دستهاتو بيار پشتت !زودباش
لعنتي
از سر راه من برين کنار
!نگه دار !نگه دار
!از ماشين پياده شو !درو باز کن! عجله کن
!بيا بيرون
!تکون نخور
!زود باش برو
!سريع
!گاز بده
!سريعتر !سريعتر
!برو
!بيا ازينجا بريم
!برين کنار
!زودباش،قطار اينجاس
!بجنب! سريع! بپر تو
!کسي تکون نخوره !خفه شو! بشين
!لعنتي
به کي زل زدي؟ !به زمين زل بزن
!ميدونستم اون گند بالا مياره.اون يه کونيه !به خاطر اون نزديک بود مارو بگيرن
تو هميشه باهوشتريني و من يه احمقم !حالا ديگه تنهام بذار
!تنها؟در مورد چي داري حرف ميزني؟پليسها اونو گرفتن !حالا ديگه اون احمق همه چيزو بهشون ميگه
گوش کن چي ميگم!من فقط کسايي رو انتخاب ميکنم که ميدونن چطور دهنشونو بسته نگه دارن
!برو درت رو بذار بابا
!طبق معمول
اگه اينقدر در اون مورد مطمئني پس مجبوري بدون من ادامه بدي
!کار من تموم شد،مرين
!پس بذار و برو - !من رفتم -
!شما هم ازينجا برين !زودباشين! برين بيرون
!"جناب بازپرس "بوساد
قراره که ما بيشتر صبر کنيم؟ - بهتون خبر ميدم -
افراد من واسه 8 ساعته که روي سقف هستن و داره بارون مياد - متوجه ام.زياد وقت داريم -
احمق
!باز کنيد !پليس
!پليس !ساختمون محاصره شده
!پليس !باز کنيد
!خونه محاصره شده - چي؟چه خبره؟ -
کي هستي؟ از من چي ميخواي؟ - !باز کن وگرنه درو با لگد باز ميکنيم -
!برو گوه بخور !من عضو سازمان "بادر" هستم
!اينجا رو ميفرستم رو هوا !زنده باد انقلاب
!زودباش،لباس بپوش !بجنب
...البته خيلي ممنون
ديگه کافيه ژاک تو ديگه باختي
فکر ميکني کي هستي که با من اينطوري صحبت ميکني؟ - روبرت بوساد.بازپرس پليس -
...آها،بوساد.هموني که ريش هاش شبيه ملوان هاس همه ي روزنامه دارن در مورد تو مينويسن
دقيقاً
!بيا اين نمايش سيرک رو تموم کنيم.تسليم شو - !من اهميتي نميدم -
چطور بهت اطمينان کنم؟ از زير در کارت شناسايي خودتو بنداز تا بتونم ببينمش
تا اونطوري بتوني بهم شليک کني؟ - يا شايدم تو وقتي من ميخوام برش دارم شليک کني؟ -
حق با توئه
خب چي شد؟ من بهت قول ميدم ميتوني به من اطمينان کني
من شليک نميکنم زودباش بوساد.مردد نباش
باشه ژاک - من منتظرم -
بگير
No comments yet. Be the first to leave one.