The first 200 lines.
فکر کنم نمایشگاه نقاشی پارسال ،وحشتناک بود
اما امسال واقعا بهتر شده مگه نه؟
.آره .مزخرفه
.خیلی مزخرفه
.اون رو ببینید .واقعا مزخرفه
.خیلی خیلی مزحرفه
.فکر کنم اونا خوبن
بابا،چرا نقاشی خیلی مزخرفه؟
.لوییز،اون فقط به تعریف مزخرف از هنره
.و مزخرف نگو
.خواهشا از این چیزا نگو
.به هر حال حق با توئه .مزخرفه
.خوشم نمیاد شما به این چیزا فکر کنید
.باید بریم موزه
خب،شایدم نه شایدم آره .ما نمیریم موزه
.شورش رو درنیار فقط پیاده روی کن و
.حالش رو ببر .خیله خب باشه
چرا نباید برگردیم رستوران؟
،چون عمهتون نقاشی هاش گذاشته اونجا
.و ماهم حق نداریم خوش بگذرونیم اونجا
خب چرا نمیتونیم با نقاشی های عمه "گیل" حال کنیم؟
.اون فامیل مونه .آره
یعنی هیچی به حالت اولش بر نمیگرده؟
دارم نمایش بازی میکنم؟
.فقط بذار بگم که لباست شبیه زیرپوش من شده
آره.خب هیچکس نگفته که گیل چیزی رو که .که میخواد بدست نمیاره
اون قانون رو مامانتون گذاشته،شیرفهم شد؟
.باید باهاش درست رفتار کنید
خب.منظورم اینه که اون باید آدم بشه،مگه نه؟
آره،من شنیدم که اون یه بار رژلبش رو خورده
.چون میخواسته داخل بدنش قرمز شه
.و با میگو واسه خودش لباس درست کرده و پوشیده
.و پشمای گربهش رو تراشیده
.بسه،لوییز
.خودت که میدونی اینا حقیقت ندارن
.بجز تراشیدن پشمای گربه
.و شایدم قضیه میگو و رژلب
گرفتین مارو؟ .بچه منم میتونه اون رو بکشه
.وای.200دلاره
کسی این آشغال رو میخره؟
!چه خشن
هارولد
!هارولد؟
.چندتا بچه بیچاره وایسادن پیش نقاشی
.از شرشون خلاص شو .خیله خب
.زود باشید .بزنید به چاک
...ببخشید.شما شما مُفتشین؟
میخواین بچه های من رو بیرون کنید؟
نه نه .فقط برید،ماهی ها
ماهی؟ شما مجبور نیستید برید خونه ولی .اینجا هم واینستید
هی آروم باش ،باشه؟ .دستت رو بکش
بیخیال بابا .این آدما ارزشش رو ندارن
.به حرف بچه هات گوش بده،خپل خپل؟
.بیخیال،بابا ...لوییز
...بابا...منو نیگا .چشمت به من باشه بابا
.چشمت به من باشه
.یه نفس عمیق بکش .خیلی خوش شانسی،پال
.اون ارزشش رو نداره بابا
.اگه بزنیش،دستت بوی روغن و گُه میگیره
.بوت مثله گُه و روغن میمونه
.تو بوت مثله گُه و روغن میمونه
.تو بوت مثله گُه و روغن میمونه
.بوت مثله گُه و روغن میمونه ...تو
.خب،خیلی زشت بود
اونجا کجاست؟
نمیدونی "بازتابها" چی هستن؟
،اونا نقاشی میفروشن
.نه تنها موقع نمایشگاه نقاشی،بلکه در کل سال
.بازتابها
،جوری که تو گفتی .انگار یه کلوپ رقصه
.بازتابها
.خودتون رو واسه نقاشی های عمه گیل جمع و جور کنید
.مامان گفت:عمه گیل گفته اونا حیوونای قابل ستایشی هستن
.آره؟خب بنظر بد نمیاد
!سلام عزیزم نمایشگاه چطور بود؟
ها؟ همه چی عالیه .داره بهمون خوش میگذره
..لین !گیل اینجاست
!داریم نقاشی هاش رو آویزون میکنیم
!اینو ببین !اینو ببین
میشه بذاری منم ببینم...؟ !خدای من
!آره!مقعد
یا خدا.یا خدا .فقط چند روزه ،بابی
.لیندا،کل دیوار ها شده مقعد حیوونا
.فقط یه خرده به باسن های بامزه فکر کن
.لین،اونا مقعدن
دارم به بدترین نقاشی فکر میکنم
.که بچسبونم به رستوران
.نه...من نمیتونم به چیزی فکر کنم
!میمون زشت .بچه ها ،بس کنید
!نه دارم میزنم در ک.و.ن میمون
.راه نداره،بابا
.این بهترین اتفاقیه که تا حالا واسمون افتاده
.اسب شاخ دار
.سلام،قربان
...به این عکسا نگاه نکنید
آره دیدیش دیدی چی شد ،لین؟
.هیچکس با وجود اینا دوست نداره چیزی بخوره
.بیخیال،واقعا نمیتونی فکر کنی که این ایده خوبیه
خب اون واسه من نیستن اما غول میدم که گیل
.میتونه نقاشی هاش رو تویِ نمایشگاه به نمایش بذاره
.الان نمیتونیم پسش بزنیم
.اون شکنندهست .باید ازش حمایت کنیم
.اون شکننده نیست،لین
چی شد؟ چی شد؟
،گیل،گیل عزیزم .ببین این یه چنگاله
چی؟ .ببین،اون یه چنگاله
.آره یه چنگاله
.داری من رو میکشی
.اون داره من رو میکشه
.باشه،اصلا اون شکنندهست
یعنی باید رستورانمون رو با عکس مقعد یکی کنیم؟
.آره
:میتونیم تیشرت درست کنیم و روش بنوسیم
.شیر،شیر،لیموناد"
"این گوشه ای از هنر
بابا!خوشت میاد؟
یا دوستشون داری؟
تو چطوری...؟
چرا... چرا دوست داری نقاشی کنی...؟ همین
.از قله کوه بهم الهام شده
چرا باید نقاشی کنم؟
ها؟
.اون عاشقشونه
،توجه کنید
.کلی آدم مخرف واسه نمایشگاه میان
.و همشون میخوان واسه این آشغالا پول بدن
پس چنذتا آشغال بکشید تا بفروشیم
وایسا بینم،تو نمیکشی؟
.نه،من مدیریت میکنم
،شما نقاشی میکنید .منم استراحت
.من من میچرخم و معامله میکنم
.و درصدم رو برمیدارم
.خب،بذارید ببینیم کدوم عقب تر هستید
وقت تمومه .قلم ها پایین
این دیگه چه گُهیه؟
.من گفتم یه نقاشی تجاری-توریستی بکشی
.شرمنده من فروشنده نیستم
فقط چیزی ر میتونم بکشم که احساس می کنم
.و منم فقط حیقیقت رو میکشم
!روبات ها می آیند
.عالیه
شما واقعا میخوایید هنرمند بشید؟
.این یه حقهست .میتونم بفروشمش
اما اگه میخوایید هنرمند بشید باید .تمام راه رو برید
.یکی داره گوش میبُره
.من اون روی خودم رو میخوام .عینک میزارم
بهونهت چیه؟
.یکی نه .هردوش
چیه؟هیچ به غذات دست نمیزنی؟
.نه ،باب ...فقط
.مقعد ها؟آره .آره،خودت میدونی
...آره میدونم...اونا
.اونا شبیه چشم های "مونا لیزا"هستن
.هرجا میری دنبالت میان
.حق باتوئه
.خب،خوشم میاد
خوشت میاد؟
آره.مشکلش چیه؟
.مقعدها،دریچه ای بسوی پیشرفت هستن
.درسته من فکر میکنم اون فقط چیزی رو کشیده
.که ما همش بهش فکر میکنیم
،خب،باشه،اما مورت
حاضری اونا رو تویِ خونه تدفینت آویزون کنی؟
.البته که نه .این واسه شغلم وحشتناکه
.من که احمق نیستم
،تا سه بشما .ولی توی شماره 2 نبُری
.من تا وقتی نمایشگاه تموم بشه توی یخ واست نگهش میدارم .ممنون تینا
.شروع میکنیم.حالا گوش بده جین
.من میخوام یه بُرش وحشتناک از غضروفت شروع کنم
وقتی دارم این کار رو میکنم فقط به .نقاشیت فکر کن
!باشه خیله خب.آماده ای؟
.روبات نینجا.روبات نینجا.روبات نینجا
...یک...دو
هی بچه ها .هی سلام بابا
.باید یه مدتی از اون سوراخ ک.و.ن ها دور بمونم
منظورت سوراخ مورت و تدی ـه؟ نه .نقاشی های گیل رو میگم
شما بچه ها دارین چیکار میکنید؟ کدوم چاقو؟
منظورت از کدوم چاقو چیه؟ چرا یه چاقو دستته؟
چرا چاقو دستمه؟
.اون داره من رو به یه هنرمند واقعی تبدیل میکنه
نه،نمیکنه .لوییز،اون چاقو رو بنداز
.من میخوام هنرمند بشم
."مثل "لئوناردو دیکاپریو
.همینه
.جین(مجید جان)اون داوینچی ـه نه
اگه بخوام پولش حلال باشه
.این تنها راهیه که اون آشغال ها رو میشه فروخت
.هی،یه ثانیه وایسید .من یه ایده ای دارم
میدونید چیزایی رو که کشیدید کی دوست داره؟
تو؟ .نه مادرتون
.این آشغالا مثل "کاتنیپ"میمونه واسش .نمیتونه مقاومت کنه
.بیاریتشون داخل
.باید اینا رو قبل از اینکه اونها بیان بذاریم بالا
،مامانتون وقتی اینا رو ببینه کلی هیجان زده میشه
.اون حتی دلش نمیخواد که بفهمه من نقاشی های گیل رو اوردم پایین
.دستکاری خوبیه،بابا
.دیدم و درک میکنم
.ممنون .باید خراج من رو هم ببینی
قراره چی بشه؟
یه ربات نینجا قراره با یه خون آشام تویِ .استونهن"مبارزه کنه" استونهن:بنای تاریخی در جنوب انگلستان
No comments yet. Be the first to leave one.