Old Henry

Old Henry

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Old Henry 2021 720p/1080 BluRay x264 DTS-MT
Old Henry 2021 HDRip XviD AC3-EVO
Old Henry 2021 720p BluRay x264-PiGNUS
Old Henry 2021 WEBRip x264-XviD AC3-XVID
Old Henry 2021 WEBRip x264-RARBG
Old Henry 2021 BRRip x264-ION10
Old Henry 2021 WEBRip x264-ION10
Old Henry 2021 720p BluRay 800MB x264-GalaxyRG
Old Henry 2021 WEBRip 720p YTS MX-YIFY
Old Henry 2021 720p/1080p BluRay H264 AAC-RARBG
A Commentary by Ali99
🔴 علی اکبر دوست دار ⣿ هماهنگ با نسخه‌های وب و بلوری ǀ 30Nama 🔴

Tags

webrip
web
x264
BRip
720p
720
TS
YTS
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
Published on: 2021-10-09
Downloads: 75
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یالا

‫منو نگاه کن

کدوم طرفی رفت؟

رفت کدوم سمت؟

‫نمی‌دونم!

‫نه!

‫طنابو بیارین

‫ما… داشتیم می‌رفتیم سمت مشرق، سمت قلمروی سرخ‌پوست‌ها

‫اوضاعش جالب نیست

‫حرف دیگه‌ای در این مورد نداری؟

‫به خدا. قسم می‌خورم

‫می‌دونی چیه؟

‫حرفتو باور می‌کنم

‫وایسا، دوگِن

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫به‌نظرت این چطوری سر از ‫وسط این علفزار درآورده؟

‫به دردمون می‌خوره

‫آزادم کن

‫قول میدم دیگه منو نمی‌بینی. ‫فقط آزادم کن

بلند شو بشین

‫خب، می‌دونی، ‫اگه میشد آزادت می‌کردم،

‫منتها عقلم میگه این کار اشتباهه

‫« هِـنـری پـیـر »

‫ تشخیص اینکه یه مَرد چه‌جور آدمیه، ‫ ممکنه سخت باشه؛

‫ چون می‌تونه مجاب‌تون کنه که ‫ درموردش اشتباه فکر می‌کنین

‫خانوادۀ من اهل نیویورک بودن، ‫همونجایی که خودم به‌دنیا اومدم

‫سه سالَم که بود،

‫رفتیم کافی‌ویل توی کانزاس،

‫بعد رفتیم آریزونا، ‫و بعدش هم نیومکزیکو

‫ چند صباحی تو مکزیک بودم

‫ سراغ خیلی از کارها رفتم

‫ بعضی‌هاشون کم‌درآمدتر بودن

‫ آخرِ سر هم کشاورزی رو در پیش گرفتم

الان هم که کشاورزم

‫« قلمروی اکلاهما - سال ۱۹۰۶ »

‫اون خوکه رو دست‌مونه، ،باید به دام‌ها غذا بدیم

‫و انبار زیرزمینی‌مونو هم پُر کنیم

‫تراکتور می‌تونه همین کارو ‫۴ برابر سریع‌تر انجام بده

‫راست میگی؟

‫منو بگو که فکر می‌کردم ‫کشاورزی تو خونِته، وایات

‫اینجا جای خوبیه که یه خانواده ‫برای خودت تشکیل بدی

‫مطمئنم اگر مادرت هم بود ‫همین نظر رو داشت

‫من نه مامانم هستم،

‫نه اون

‫خانه با حِکمت بنا،

‫و با فهم استوار می‌گردد

‫و اتاق‌هایش با دانش از ‫گنجینه‌هایی بی‌نظیر و زیبا پُر می‌شود

‫و خوشا به حال آنان که قلب‌هایشان ‫در راهِ تو گام برمی‌دارد

‫با اینکه دوست دارم بمونم و…

‫به انجیل خوندن‌های شما ‫برای هم گوش کنم…

‫میرم پرنده شکار کنم

‫بابت کمکت ممنون، اَل

اینجا بودن حس خوبی بهم میده

‫باعث میشه حس کنم هنوزم ‫یه ارتباطی با مری دارم

‫به داییت کمک کن

‫البته اگر استراحت‌هات رو کردی

‫ممنون، پسر

‫خواهش می‌کنم، قربان

‫آره، امروز صبح می‌خواستم برم شکار،

‫ولی بابات گفت کمک لازم داره

‫خیلی دوست دارم یکی از همین روزها ‫همراهت بیام

‫شَک دارم به صلاحت باشه

‫بابات مَردِ خوبیه، وایات

‫اگر فکر می‌کردم نیست، ‫نمیذاشتم با خواهرم ازدواج کنه

‫خیلی زود می‌تونی تمامِ

‫مسافرت و شکارهایی رو ‫که می‌خوای، تجربه کنی

‫اینقدر غصه‌شو نخور

‫دو تا تکۀ گوشت رو واسه شام‌مون ‫برمی‌داریم و بقیه‌شو دودی می‌کنیم

‫وقت ندارم چربی‌هاشو بگیرم. ‫بریزشون تو آغُل

‫ناراحت نمیشی که ‫گوشتِ هم‌نوع‌شونو می‌خورن؟

‫واسه خوک که توفیری نمی‌کنه

‫چرا اومدی اینجا؟

‫یعنی چه؟

‫چرا؟ چرا از بین این همه جا ‫اومدی توی قلمروی اکلاهما؟

‫چون میشد ادعا کنی این زمین مال توئه،

‫یک سال نگهش داری، ‫و بعد صاحبش بشی

‫توی اون دوران توافق خوبی بود

‫می‌دونی دیگه، من قبل از جنگ اومدم اینجا

‫بازم باورم نمیشه ‫همچین زندگی‌ای رو می‌خواستی

‫که کلۀ صبح بلند شی، به دام‌ها غذا بدی، ‫به محصولات برسی

‫توی سرما، توی گرما، ‫توی بارون، زیر آفتاب

‫بعداً می‌فهمی که بدتر از اینها هم هست

‫بابا؟

‫آروم باش، دختر خوب. چیزی نیست

‫وقتی یه خرده از تو بزرگ‌تر بودم،

‫یه همچین اسب ماده‌ای داشتم

‫اینجا رو

‫به‌نظرت چی شده؟ ‫یه جور دزدی؟

‫- تیراندازی شده؟ ‫- چرت و پرت نگو

‫بهتره برم دنبال سوارش بگردم

‫آره، میرم اسب رو زین کنم

‫بمون تو و حواست به این اسبه باشه ‫تا من برگردم

‫ولی بابا، اگه مشکلی پیش اومده باشه چی؟ ‫می‌تونم کمکت کنم

‫برو. کاریو که میگم بکُن

‫سلام

‫نَع

‫وایات!

‫- زنده‌ست؟ ‫- به زور

‫تنها بوده؟

‫نه، ولی احتمال میدم قبلاً ‫ده دوازده نفر دیگه اونجا بودن

‫کمک کن

‫یه عالمه… خون از دست داده

‫زنده می‌مونه؟

‫گمونم این دستِ ماست

‫دکتر خیلی ازمون دوره ‫و برای آوردنش هم دیر شده

‫خب، من می‌تونم برم. اگه لازم باشه ‫می‌تونم کل شب رو تو راه باشم

‫صد البته

‫خب؟

‫تو همینجا می‌مونی. ‫عصارۀ فندق افسون‌گر رو بده

‫اون یه یاغیه

‫در حال فرار بوده که ‫بهش شلیک شده و از اسبش افتاده

‫به‌نظرت کسی رو کُشته؟

‫وایات، منم مثل تو بی‌اطلاعم

‫اون واسه چیه؟

‫که کامل زخم رو ببنده ‫تا توی شب از خون‌ریزی نمیره

‫نه! وقتی سینۀ کسی زخمی شده ‫نباید پاهاشو بیاری بالا

‫من جای زخم‌های روی بدنت رو دیدم

‫چون ازت مخفی‌شون نکردم

‫حالا شاید بفهمی که داری بزرگ میشی

‫دستت رو بذار اینجا

‫کجا میری؟

‫همینجوری سینه‌ش رو فشار بده تا برگردم

‫حالا چی؟

.گلوله باید از تو بدنش خارج بشه ‫بخوایم با اسب ببریمش زنده نمی‌مونه

‫اون طنابو نصف کن

‫میرم دنبال دکتر

‫تو همینجا بمون و ازش چشم برندار

‫واقعاً به‌نظرت لازمه؟

لازم نیست

‫خب، بیا و جای چپ و راست تِز دادن، ‫تبش رو بیار پایین، چطوره؟

‫رَدِّش محو شده

‫پیداش می‌کنیم

‫اون سگه می‌تونه رد ماهی رو هم تو آب بگیره

‫بیا

‫اگر به هوش اومد، نزدیکش نشو

‫مهم نیست که دستش رو بستیم

‫می‌تونم از پَسِ خودم بربیام

‫کاری رو که میگم بکُن. ‫هر چه زودتر برمی‌گردم

‫یالا

‫بیلی کجاست؟

‫کی هستی؟ ‫کی هستی؟

‫سرتو پایین بگیر. ‫چیزیت نمیشه

« جنگ در شهرستان لینکلن » « گَرِت فراریش را دستگیر می‌کند »

‫اینجا بوده

‫به نظر من که نبوده

‫اگه درست بگم، تنها نبوده

‫هر کی که هست، ‫می‌دونه داره چیکار می‌کنه

‫اینم عین بقیۀ کسایی که ‫به پستم خوردن ردشو مخفی می‌کنه

‫اگر بارون نمی‌بارید، ‫زودتر پیداش می‌کردم

‫من نمی‌خوام درمورد مسائل کاری‌ای که تو ‫کلۀ پوکِ سگیت می‌گذره، برام سخنرانی کنی

‫می‌خوام بدونم کدوم سمتی رفته

‫خب، مسیرهای احتمالی‌مون ‫خیلی هم محدود نشدن

‫من کجام؟

‫تو کدوم خری هستی؟

‫بابام پیدا کرد، ‫چیزی نمونده بود بمیری

‫آوردت اینجا

‫جداً؟

‫بابات کیه؟

‫کس خاصی نیست…

‫هِنریه. یه کشاورز معمولیه

فقط خودت و اون ‫اینجا زندگی می‌کنید؟

‫الان اینجاست؟

‫اون بیرونه، پشت خونه

‫داره به خوک‌ها می‌رسه

‫راست میگی؟

‫خب، برو بیارش

‫تـ… تقلا نکن!

‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

‫نمی‌خوام بهت آسیب بزنم. ‫تکون نخور!

‫کیف و تفنگم رو کجا گذاشتی؟ ‫گوش کن!

‫نمی‌دونم داری چی میگی، آقا

‫دروغ تحویل من نده!

‫با کیف و تفنگم چیکار کردی؟

‫بابا!

چطور دستش رو باز کرد؟

‫دستش رو از تو طناب درآورد

‫دستش رو درآورد؟

‫و چاقوم رو که گذاشته بودم ‫کنار تخت‌خواب برداشت

‫خب، پس تقصیر جفتمونه

‫کمکم کن دوباره این حروم‌زاده رو ببندم

‫خیلی‌خب

‫بهتره قبل از اینکه خودتونو بندازین ‫تو همچین هچلی، فکراتونو بکنید

‫جالبه، منم می‌خواستم همینو بهت بگم

‫می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

‫می‌خوام اون گلوله رو ‫از تو بدنت بکِشم بیرون،

‫و شایدم تو همین حین ‫چند تا جواب دستگیرم بشه

‫اگر جواب‌هاتو دوست داشتم،

‫شاید یه چیزی بهت بدم که ‫دردت رو کم کنه

‫نه

‫نـه!

‫خیلی‌خب! گوش کن، گوش کن!

‫نــه!

‫اول بگو ببینم تو کی هستی؟

‫من مأمورم! ‫من یه مأمور کوفتی‌ام!

‫بابا، آخه این کجاش مأموره؟ ‫می‌خواست منو بکُشه

‫آمادۀ ویسکی بخوری؟

‫بهت که گفتم… من مأمورم

‫راجع‌به پول ازش بپرش

‫کدوم پول؟

‫خودش درمورد پول ازم پرسید

More Farsi Persian subtitles for Old Henry

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left