The first 200 lines.
پرونده یه فرد گمشده رو بهعهده گرفتم
مارگو بمبورو، از سال 1974 تا به حال پیدا نشده
به نظرت با کس دیگهای رابطهای داشته؟
تا به حال مردای زیادی رو دیدم که گمشدن زنشون واقعاً نابودشون کرده
به نظر بابات چه اتفاقی برای مارگو بمبورو افتاده؟
به نظرش، به احتمال زیاد، کار کرید بودش
تیکههایی از اعضای بدن قربانیهاش رو تو سینک، تو حموم
و یخچال پیدا کردیم
بیشتر آدما فکر میکنن که دنیس کرید مارگو رو کشتش
آقای استرایک؟ من مدرکی دارم که نشون میده کی مارگو بامبورو رو کشته
یه اقرار کتبی دستم دارم
وقتی که لویز به دنیا اومد تبدیل شد به تمام دنیای من
من با تمام وجودم عاشق بزرگ کردن اون دختر شده بودم
خیلی بچه شاد و خوشحالی بودش،میدونی؟
نمی تونست صبر کنه تا بزرگ بشه
وقتی همه دوستاش شروع به تنهایی اومدن به خونه کردن
با خودم گفتم « بیخیال دیگه، برایان «بذار یهکم آزادی عمل داشته باشه
فکر میکردم که بهش یادم دادم که چطور خودش رو در امان نگه داره
ولی آدم وجود شخصی مثل دنیس کرید اصلاً به ذهنش هم خطور نمیکنه
ولی الان دیگه همه چی رو راجع بهش میدونم
میدونم اون تیکه تنم رو کشتش
و من مدرکی دارم که نشون میده اون مسئول قتل مارگو بامبورو هم هستش
همینطور به احتمال زیاد دستش به خون کارا ولفسون هم آلودهست
به اینم باوریم که کارا ولفسون به احتمال زیاد به وسیلهی یه گانگستر کشته شده
اینو با کسی در میون نذارید
امیدواریم که پلیس تحقیقاتش رو به سرانجام برسونه
تری پیر بیچاره
بدون اینکه بدونه خواهرش کجاست به سینه قبرستون رفتش
منم از همین میترسم
وقتی که من بمیرم کی میخواد دخترم رو پیدا کنه
آدمای معمولی این مسئله رو که برگردوندن یه بدن چه اهمیتی داره رو درک نمیکنن
متاسفم
تحملش خیلی سخته
خب، خیلی ضدحاله چون که میتونم به پلیس
...یه چند دهتا مکان نشون بدم تا بکنن
پول خیلی زیادیه... کرید تو برادمورـه
پس، چه ارزشی برای اونها داره، نه؟
میتونی بهمون نشون بدی که در مورد مارگو چی داری؟
آره
تا وقتی که مطمئن نشدید یه پرونده دارید، نمیتونید از این استفاده کنید
بخاطر اینکه از راه قانونی بدستش نیاوردم
وگرنه رفیقم رو تو دردسر میندازم
متشکرم
بعد اینکه کرید تو ویکفیلد دستگیر شدش
عادت داشتم که آخر هفتهها برم اونجاها
با نگهبانای اونجا دوست شدم و باهاشون هم پیاله شدم
اونها از کرید متنفر بودن
ولی یکیشون اینو از سلولش کش میره و میدتش به من
بهم میگه من درمان لازم دارن»
استراتژیش به شدت واضح و مضحکه
من قول و زنجیرهش کردم و داره بهش تازیانه میزنم
ولی اون هنوزم معتقده که دانش پزشکیش اون رو برتر از من میکنه
«خبر نداره که تعیلم و تربیت واقعی اون تازه شروع شده
از مارگو هم اسمی میبره؟ - نه، نه، نه، نه -
ولی انگار که خاطراتش رو نوشته
کرید تا به حال راجع به مارگو حرف زده؟
روش کارش اینطوری نیستش
اون هرگز کمک نمیکنه
از بازی در آوردن خیلی خوشش میاد
آره، بازیها
بهت نشون میدم منظورم چیه
باید بیایید به اتاق لو
من تحقیقات رو اینجا انجام میدم
اینجوری حس میکنم لو کنارمه
ام، تو دهه 1980
گذاشتن که براش نامه بنویسم و اونم جوابمو دادش
نامه تو یک هفته پیش به دستم رسید»
«...معمولاً به من اجازه نمیدادن که»
نامه طولانیای هستش بذارید زحمتتون رو کم کنم
به اولین کلمه هر جمله دقت کنین
...د. خ. ت. ر
دخترت
معنی کلش اینه
«دخترت قبل اینکه بمیره مادرش رو میخواست»
حالا، اون هرگز نامههاش رو با در خدمت شما، دنیس» امضاء میکنه»
تا حالا برای کسی اینکار رو نکرده
اینکار رو کردش چون که ه-د کلمات هرگز و دنیس رو لازم داشتش
تا کلمه «مرگ» رو تمومش کنه
اینو به پلیس نشون دادی؟ - نه، نه -
میدونست که اینکار رو نمیکنم چون که اونوقت جلوی نامه فرستادنش رو میگرفتن
و اینجوری شانسم برای اینکه بتونم چیزی رو از زیر زبونش بکشم پایین کمتر میشد
ولی کرید با من حرف نمیزنه
من فقط اسباب رفع بیحوصلگیش هستم
ولی، تو، مشهور هستی
ممکنه باهات حرف بزنه
بابت اتفاقاتی که از ...سر گذروندید متاسفم، ولی
گوش کن، من هنوزم دارم از سر میگذرونشونم
تو رو به چشم یه چالش میبینه
تو چیزی هستی که میتونه باهاش فخر بفروشه
کارفرمای ما نمیخواد که همچین ریسکی بکنیم
ایشون خواستار یه تحقیقات خیلی محتاطانهای هستن
...اگه کرید به روزنامهها بگه که باهامون ملاقات میکنه - پس من بهتون پول میدم -
ببین، فوقش یه چندتا چیز میفروشم
بذاریم منم کارفرماتون باشم
متوجه نیستید
آخه، من بابای لو هستم و نتونستم ازش مراقبت کنم
نتونستم در امان نگهش دارم
آخه، هر روز صبح اول وقت که بیدار میشم اون اولین چیزیه که به یادم میادش
و بگردوندنش به خونه آخرین کاریه که از دستم براش بر میادش
...من کمکتون رو لازم دارم
متاسفم. من کمکتون رو لازم دارم
ما نهایت تلاشمون رو میکنیم تا بهتون کمک کنیم دخترتون رو پیدا کنید
رسید دستمزدتون رو برام بفرستید، پولتون رو میدم
نه، نه. مشکلی نیست، هزینهای نداره
« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِن زُهرابـی
همه کاراش رو خودم میکنم تو اوقات بعد از کار، خودم پیگیرش میشم
انگار نه انگار که حالا زندگیای هم دارم
حتی لازم نیست چیزی هم ازش بشنوی
اون سعی کرد کمکون کنه مارگو رو پیدا کنیم
اون یه قسمت از نامه رو نمیشه به عنوان اقرار حساب کردش
خیلی فانتزی تخیلی هستش
باشه، ولی اگه راجع به کرید راست بگه
اینجوری کرید تبدیل به تنها شانسمون برای پیدا کردن مارگو میشه
کرید به آدما کمک نمیکنه
خب، برایان تاکر یه نیم قرنی رو پرونده دخترش کار کرده
تو چند وقت میخوای روش کار کنی
تا وقتی که حلش کنم
...گمونم
حتی اگه بمیره، حداقل با دونستن ... این که یکی هنوز داره تلاش میکنه
تا دخترش رو پیدا کنه، میمیره
به نظر من که اینجوری حداقل یه حرکتی زدیم، موافق نیستی؟
آره، موافقم
میدونم که کارا ولفسون احتمالاً به حقش نمیرسه
و ما هم یحتمل مارگو رو پیدا نمیکنیم
ولی نمیتونم همینجوری به حال خودشون بذارمشون
تو توانم نیستش
گمونم یه شات لازمم
اون چیه؟
پت درستش کرده
اون عکسای روی دیوارم رو دیدش
گفتش شاید از ورژن قابل حملش خوشم اومدش
ازش خوشت میاد، مگه نه؟
از لحاظ آدمایی که هنوز زندهن فعلاً با هیچکدومشون حرف نزدیم
حداقل تا اونجایی که میدونیم استیو داثویت هنوز زندهست
آخرین بار، در حال کار در باکستون، جزیره کانوی دیده شده
ولی دیگه هیچ ردی ازش وجود نداره
هر بایگانی رو که به فکر میرسید رو گشتم
دنبال استیو جکس هم گشتم راجع به اونم چیزی پیدا نکردم
ساچول هنوزم به تماسهامون پاسخ نمیده
ولی بهونهی درست و درمونی داره
گمونم آنا ممنون میشه اگه
مسئله اینکه اون و مارگو باهم رابطه داشتن رو رد کنیم
گمونم ممکنه رویکردمون نسبت به اون رو تغییر بدیم
و دنیس کرید، باید حداقل یهبار دیگه مدارک رو بررسی کنیم
هنوزم راجع به پروندهاش سئوالاتی داریم
اهوم
باید اینو جواب بدم
سلام، لوسی
کی میتونی بیایی اینورا؟ - چرا، اتفاقی افتاده؟ -
سعی کنن ببین اگه تونستی این آخر هفته بیایی
و میتونی اگه عکسی واسه تو آلبوم گذاشتن پیدا کردی پستشون کنی؟
گمون نکنم تا کریسمس دووم بیارش
میتونی امروز انجامش بدی؟
میفرستمش، خداحافظ
باید یه مسئلهای که قولش رو به جون داده بودم رو راست و ریست کنم
منم پرونده کرید رو شروع میکنم
من جانی راکبی هستم و ...اینم دعوتنامه شما برای جشن
شما دهه 70 تو کلرکنول یه مغازه داشتید
...لوگوتون هم یه گل بزرگ
آفتابگردون بودش، بله
میخواستم بپرسم که یه پیک ون هم داشتید؟
آره، داشتیم
و یه راننده تمام وقت هم براش داشتیم
اینجا تلفن ممنوعه، لطفاً رعایت کنید
سیگار داری؟ من تمومش کردم
دارم یه کاری میبرم تحویل بدم
دلت کاری میخوادش؟
نمیتونم غذای تند بخورم شکمم رو بهم میریزه
اینجا غذاهای دیگهای هم میپزه
از مرغ خوشت میاد
برات یهکم مرغ میخرم
صبحبخیر. صبحبخیر
بعد از ظهر بخیر
به شورا زنگ زدم
امروز صبح پاپادوم تو پلههای جلوی ساختمون پیدا کردن
و چیزی که شبیه مرغ تیکا ماسالا توش بودش
حال بهم زن بودش
رابین اینجاست؟
اینجا بودش ولی باز رفتش بیرون
سم، ازت میخوام یه عوضی تمام عیار نفرت انگیز باشی
نظرت چیه؟
پس باید حسابی برم تو نقشم
پاول ساچول تو کُز زندگی میکنه
زنگ بزن به گالریش، بارهای محلی اونجا، سوپرمارکتهاش
هرجا که ممکنه بشناسنش
دوستها، همسایهها
پیغامهایی بذار که برن رو مخش
و مطمئن شو شمارهمون رو هم بهش بدی - حله -
دوباره از دیدنت خوشحالم
ببخشید که این لطف رو ازت میخوام ولی میدونم که دوستای رده بالایی داری
خب، یکی دوتایی دارم
آدمای بیرحمی هستن، خدایی
دیگه محفلهای گذشته رو ندارم ولی اگه کمکی از دستم بر بیاد، حتماً انجام میدم
چیه؟
یه مجوز میخوام تا با یه زندانی تو برادمور صحبت کنم
دنیس کرید
اوووه، چه جالب
راجع به چیه؟
خانواده یکی از قربانیهای احتمالیش کارفرمای ماست
احتمالاً این تمام چیزیه که باید بهش بگیم
No comments yet. Be the first to leave one.