The first 200 lines.
شیبویا - جلوی میدان هاچیکو
دایدوکرون! همونجا صبر کن!
تا وقتی یاترمن اینجاست،
شر تو این دنیا جایی نداره!
ما نور رو به این دنیای تاریکی میاریم! ما یاترمن هستیم...
شماره ۱!
شماره ۲!
در خدمتیم!
در خدمتیم، کرون!
اوموچاما!
شما کامل جلوی دید ما رو گرفتید.
آه! مـ... مـ... معذرت میخوام، کرون!
یاتروان!
بیا بیرون از اونجا، دورونبو!
باشه! - بفرمایید!
دان دوگودون دوگودون دوگودون!
پس بالاخره کار شماها بود.
نمیذاریم از این کارتون فرار کنید!
بویاکی، تونزا، بگیریدشون!
بله، سرورم!
اینم واسه تو!
و اینم!
اوه اوه!
خطا رفت!
کنداماجیک!
آخ آخ آخ! داغه!
هان؟
کنداماجیک!
وای! وای! برق گرفتگی!
اوه! آه! شوک!!
چوب برقی.
سرور دورونجو!
ما هر هفته میبازیم!
بوآیان!
عالی نیست، بوآیان؟
منحرف!
اوه، بوآیان!
بوآیان!
با این دایدوکرون بگیرینشون!
بله، سرورم!
با قدرت تمام!
دیگ داغ! کتری چای! چاقو! چاپستیک!
فنجان چای! ماهیتابه! قابلمه!
آخ آخ آخ!
طاقت بیار! طاقت بیار!
یاتروان!
ملاقه!
عالیه!
بویاکی!
درسشون دادی! تو واقعاً یه نابغهای!
ابداً، سرور دورونجو!
حمله موشکی هویج!
همه با من بگید:
آماده، بریم!
شلیک!
تو میتونی، یاتروان!
اون توی دردسره، کرون!
گرفتن منو، هاپ.
حالت خوبه؟ - نگران نباش.
یاتروان! من یه استخون مکانیکی دارم!
یه استخون مکانیکی، کرون!
عمراً!
خوب گرفتی!
حمله سرآشپز کاندوگاوا توشیرو!
عالیه!
هورا!
بانزای! بانزای! بانزای!
ما... ما بردیم!
اِ، سرور دورونجو، اون...
دکمه خود تخریبیه.
نه بابا!
حالت خوبه؟
آه، لعنتی! این یاترمن!
اونا هیچوقت تسلیم نمیشن!
شاید باید یه مکا (ربات) سادهتر و قویتر بسازیم...
نباید بذاریم این ما رو دلسرد کنه!
چقدر اعصابخردکنه!
پس دوباره شکست خوردید.
من دوکوروبه، خدای دزدان هستم!
چقدر طول میکشه تا سنگ جمجمه رو به دست بیارید؟
راجع به اون...
همه تقصیر بویاکیه!
من نه، بویاکی!
چی دارید میگید، سرور دورونجو؟!
طبیعت یه ملکه اینه که تقصیر رو گردن یکی دیگه بندازه.
فقط بگیرش. فقط بگیرش، بوآیان!
من بهونه نمیخوام بشنوم.
مجازات میشید!
اجازه بدید توضیح بدم!
سنگ جمجمه
یه سنگ افسانهایه که تو خیلی از نوشتهها
از دوران باستان ظاهر شده.
به چهار تکه شکسته شده،
که تو سرتاسر دنیا پخش شدن.
اما، اگه این چهار سنگ دوباره کنار هم قرار بگیرن،
میگن یه معجزه اتفاق میافته.
جنگلی در ناروی
و اخیراً،
یه باستانشناس که به تحقیق روی سنگهای جمجمه وقف شده بود،
دکتر کایدا، دو تا از تکههاش رو پیدا کرده.
این شد دو تا.
کی اونجاست؟
من آدم بدی نیستم.
من یه باستانشناس ژاپنیام.
جای اون سنگ تو دستای آدمیزاد نیست.
تو کی هستی؟
من خدایم.
سنگ اول کجاست؟
هیچوقت بهت نمیگم!
هردوشو میبرم!
و اینطوری، دکوروبه،
که یه جورایی با زرنگی خودش رو "خدای دزدان" معرفی کرد،
بالاخره تونست یکی از چهار سنگ رو به دست بیاره.
و با کمک دورونجو و دار و دستهش،
اون دنبال بقیه سنگهای جمجمه میگرده.
اینجا اسباببازیفروشی تاکاداست.
و زیر زمین، مقر سری یاتِرمن قرار داره.
اون یاتِرمن شماره یکه، تاکادا گان.
یاتِرمن شماره ۱
تخصصش تو دستکاری و ساخت مکاهاست.
اون یاتِرمن شماره دوئه، کامیناری آی.
یاتِرمن شماره ۲
این فسقلی اُموچاماست، یکی از ساختههای گان.
فقط دو تا باتری قلمی میخوره!
گان تنها پسر این اسباببازیفروشیه.
پدرش مشغول فروش اسباببازی تو خارج از کشوره و برای یه سفر کاری طولانی رفته.
گان پروژه ناتمام پدرش، یاتِرواَن، رو ادامه داد و کاملش کرد.
آی دوستدختر گان و تنها دختر شرکت الکترونیکی کامیناریه.
برای شکست دادن باند دورونبو،
این دو تا هفتهای یه بار به یاتِرمن تبدیل میشن و مبارزه میکنن.
و این دختر کایدا شوکوئه.
اون تنها دختر دکتر کایدا، باستانشناسیه که توسط دکوروبه مورد حمله قرار گرفت.
پس اون سنگ جمجمهست؟
پدرم گفت نگهش دارم.
گفت فکر میکرد نزدیک پیدا کردن سنگ دومیه و میخواست بره دنبالش.
ولی برنگشته خونه.
پس دورونجو و بقیه به خاطر اون سنگ تو رو هدف قرار دادن.
مادرت چی؟
مادر ندارم.
مادرم درست بعد از به دنیا اومدنم فوت کرد.
از اون موقع به بعد فقط من و پدرم بودیم.
راستی،
سنگ جمجمه چیه؟
نمیدونی؟
باهاشون جنگیدی در حالی که نمیدونستی، کورون؟
چی هست؟
چقدر خجالتآوره.
هی!
ها؟! همه میدونستن؟!
میخوام ببینمش!
پدرم.
خیلی تنهام...
خیلی احساس تنهایی میکنم.
کمکم میکنید پدرم رو پیدا کنم؟
بریم، هاپ هاپ!
هی.
جلسه بعدی پیکوپیکو رانران کیه؟
جلسه پیکوپیکو رانران سه شنبهست.
سه شنبه؟ - آره.
اه؟ هی.
اینجا نیست! غیبش زده.
جدی جدی، سه شنبه نیستش.
مال منم نیست.
خوش به حالش...
خبر فوری.
الان، از همه جای کشور گزارش میشه که چیزای جورواجور دارن غیب میشن.
مثلاً پول از بانکها پریده، یا...
خانمها و آقایان،
به مِری دورو خوش آمدید!
همه، دلتون شادی میخواد؟
آره!
حالا، تو این مری دورو، ما گرونترین لباس عروس دنیا رو داریم
که معمولاً قیمتش بالای ۱,۰۰۰,۰۰۰ ینه، فقط با
۱۰۰,۰۰۰ ین!
فقط
۱۰۰,۰۰۰ ین!
فقط و فقط
۱۰۰,۰۰۰ ین!
خوشبختی یعنی
۱۰۰,۰۰۰ ین!
چقدر ارزون!
ببخشید، یعنی واقعاً فقط ۱۰۰ هزار ین؟
بله، دقیقاً همینطوره.
اِم، ما هر دومون یه بار طلاق گرفتیم.
محدودیت سنی داره؟
نه.
واقعاً؟
یعنی واقعاً راسته؟
چه پیگیری.
پس، شمایی که،
و شما، و شما
میتونید با فقط ۱۰۰,۰۰۰ ین اینقدر زیبا بشید!
همه، میتونید یه لباس به این خوشگلی رو فقط با صد هزار ین مال خودتون کنید!
انتخاب با شماست!
چه قشنگ...
بویایان، حواست باشه، این کارمونه! کار!
نظرت چیه؟
قراره پولپارومون کنه!
باشه!
من یکی میخوام! - منم!
No comments yet. Be the first to leave one.