The first 200 lines.
تو سیاره اسکارو بود که
دشمن قدیمیم، مستر، بالاخره به محاکمه رسید
اونا گفتن که اون بی سر و صدا به لیست جنایت های شیطانیش که داشته خونده میشده گوش میکرده
.که حکم صادر شده
سپس سرانجام کار رسید ،و من با کنجکاوی فکر میکردم
تا اینکه ازم خواستن، یعنی دکتر، یه ارباب زمان جنگجو
باید بقایاشو به سیاره خودمون گالیفری ببره
این یه درخواستی بود که هیچوقت نباید انجام میشد
"دکــــتـــــــر هـــــــو"
یک ارباب زمان 13 تا زندگی داره و مستر از همشون استفاده کرده
ولی قوانین هیچوقت برای اون معنی زیادی نداشته
بنابراین، بقایای بدنشو برای سفر برگشت با خیال راحت بسته بندی کردم
حتی وقتی که مرده هم به اون اعتماد نداشتم
این کاریه که باید انجام بشه
،تو همه سفر هام در فضا و زمان
و در آخرین لحظات هفتمین دوره زندگیم
بالاخره داشتم درک میکردم که هیچوقت نمیتونی کاملا مراقب باشی
اه، نه
بیا، بزن بریم
مراقب باش
دارین کجا میرین؟
هی، دارین کجا میرین؟
بیا اینجا داداش، بیا اینجا
- بی عرضه ها - از اینجا برو بیرون
- ما خوبیم داداش - آره
هی این روش درستشه نه؟
آره درسته خیلی باحاله
لی، اون چیزو اون پایین دیدی؟ آره
بخوابین رو زمین
دعاهاتو بخون لی
اون چیز چی بود؟
خطای راه اندازی
یه آمبولانس برات خبر میکنم
جلوشو بگیر
جلوشو بگیر
چی؟
دارن میان، صبر کن پیرمرد
چانگ لی کمکت میکنه
هی اینور
- باهاش بودی وقتی این اتفاق افتاد؟ - آره، ما فقط داشتیم رد میشدیم
پولداره؟ چون جایی که ما داریم میریم بهتره که پولدار باشه؟ اینو بگیر
هی، من چیزیو امضاء نمیکنم آقا
امضا کن وگرنه ما نمیتونیم کاری کنیم بیا بگیرش بچه
- چه روزیه؟ - سی ام دسامبر
1999.
با شماره 3. 1، 2، برو... 3
مراقب باش، داره میاد
برو برو برو داریم از دستش میدیم
آره، برو زمان زیادی نداریم
دو تا قلب؟
یه گلوله مستقیم رفته تو شونش
آسیبی نرسونده، اون دوتای دیگه رفته تو پاش
نگاه کن، دوتا قلب
- چی؟ - این یه عکس دوگانه هستش
بیاین این گلوله هارو در بیاریم
حالا، یکیشون عبور کرده
قلبش هنوز داره مثل دیوونه ها میزنه
- خب باید ببریمش پیش دکتر قلب و عروق - امشب کجاس؟
گریس شگفت انگیز
من باید برم
ببخشید، ببخشید
ببخشید
انقباضات به 300 رسیده
- 300? - آره
هیچ مانعی نشون داده میشه؟ نه
- اشعه ایکس؟ - N.G.
- چی؟ - هربار که تلاش میکنم دوتا نشون میده
خب، پس دوباره تلاش کن یه ماشین دیگه رو امتحان کن
خب این یه نیم ساعت دیگه طول میکشه نه نه ما این اینقدر زمان نداریم
- باید با همین روش کار کنیم - دکتر هالووی این برایانه
بله برایان
ببخشید گوش بده با من تماس گرفتن انتظار داشتی چیکار کنم؟ نادیدش بگیرم؟
نه ببین برایان اینو نگو
گوش کن فقط صبر کن تا به خونه برسم
برایان؟
ببخشید
سنسور سنسور
چاقوی جراحی چاقوی جراحی
و بزارش روی تِرَک چهار
تِرَک چهار داره پخش میشه
پوچینی، مادام باتر فلای
داری چیکار میکنی؟ وایسا
آقای اسمیت شما قراره خوب بشین نه باو من انسان نیستم اصلا شبیه تو نیستم
بخدا هیچکسی مثل تو نیستش
لطفا من یه ساعت اتمی بریلیمی نیاز دارم
الان سال 1999 هست نه؟
ما نمیتونیم بیشتر از این صبر کنیم گریس
نه من انسان نیستم، من انسان نیستم
- من انسان نیستم - همه چی خوبه بسپرش به من
سعی کنید صحبت نکنید آقای اسمیت ما همه گلوله هارو بیرون میاریم
الان میخوایم به صدای قلبت گوش کنیم و
سعی میکنیم بفهمیم چرا اینقدر عجیبه و بعدش حالت رو خوب میکنیم
قراره خوب بشی
باشه
مستر
باعث خطای راه اندازی شده مستر، اون، اون بیرونه
...اون، اون بیرونـ
چاقوی جراحی
باید جلوشو بگیرم
میدونی
به شکلی فک میکنم که اسم این آقا اسمیت نیست تو چی؟
تو هم همین حسو داری؟
خب ما اینجا
یه فیزیولوژی الکترونی داریم که دکتر هالووی، دکتر قلب و عروق ارشد ما
.آمادش کرده
کی میخواد سنسور میکرو رو وارد سرخرگ بیمار کنه؟
و بعد باید دنبال اون اتصال کوتاه بگردیم
بخاطر اینکه باعث انقباضات میشه و شما الان دیگه میدونید که پول شما داره جای درستی خرج میشه
ما با لیزر این قسمت رو از بین میبریم
پس، برایان تهدیدت کرده که دوباره ترکت کنه؟
نمیکنه این عجیبه
چی؟
چه دژاوو ای من کدوم قسمتشم؟
آه، ساب کلاوین
باید توی براکیوسفالیک میبودم
نه اگه بدنش شبیه یه خر باشه
گمش کردم
بزار من امتحان کنم
تشنج داره میکنه اون سنسور رو بیرون بیار
دارم سعیم رو میکنم تصویر داره میره
لعنت بهش، داریم از دستش میدیم فقط بکشش بیرون
بیا اینجا دیگه بیارش بیرون گریس
خون نمیاد! نمیتونم ازش بکشمش بیرون گریس اون دچار حمله قلبی شده
سنسور همونجا گیر کرده هنوز اون داخله
روشنش کن
روشنش کن
روشنش کن
روشنش کن
روشنش کن
به 300 برسون
روشنش کن
روشنش کن
روشنش کن
این خوب نیستش
- زمان مرگ - 10:03.
از دستش دادیم
- میخوام ایکس ری این مردو ببینم - گریس
این چیزا همه مال اونه
هیچ تطبیقی اینجا وجود نداره
به جای جان دویی شناساییش کنید و برای کالبد شکافی براش جا رزرو کنید
میخوای اون بچه رو بیارم؟
شاید اون بتونه تو شناسایی اون به ما کمک کنه
- دکتر؟ - البته
این یه عکس دوگانه نیستش
- آقا؟ - هممم؟ بله، من بیدارم
میشه لطفا باهام بیای؟
تو دکتری؟ آره
آره هستم
تو دوست آقای اسمیت هستی؟ آره حالش خوبه؟
متاسفانه یه سری مشکلات وجود داشت و اون نتونست از پسش بر بیاد
متاسفم
مشکلی نیست
به خانوادش میگم اینا وسایل اونه؟
آره
من برشون میدارم اممم...
شاید ما باید با خانوادش تماس بگیریم
نه خانم تحمل این قضیه برای اونا سخته من بهشون میگم
تو اصلا این مرد رو نمیشناسی نه؟
چرا میشناسم پس اسم واقعیشو بگو
باید برم
صبر کن
یکی جلوی اونو بگیره
زهر مار
بروس ناموسا؟
هی مرد امسال سال نو میخوای کار خاصی کنی؟
- به مهمونی بال ماسکه میرم - اه آره منم حالا مهمونی کی میری؟
- بیل هیکاک وحشی - خیله خب باحاله
این کیه؟
جان دویی، روی انگشتاش نوشته
براتون فردا یه کالبد شکافی خوب رو رزرو کردیم آقا
همراه با سونا و یه بسته گیاه سوئدی
اینکار خوشحالت میکنه؟
1:00 a.m.!هی
امروز 31 دسامبر 1999 هستش
- !جشن به راهه - !یــــی هـــــا
خوابای خوبی ببینی
هی هی مراقب باش
اون زندس
اون زندس اون زندس
اون زندس
میدونستم میدونستم
هی چاد اون تویی؟
سلام؟
کی اونجاس؟
اه خدای من
خدایا نه
من کیم؟
من کیم؟
مــــن... کـــــی... هــــســـتـــم؟
دکتر آندرسون به بخش اورژانس چهار
دکتر آندرسون لطفا به بخش اورژانس چهار بیاید
امسال سال نو کار خاصی میخوای کنی؟
- میخوام برم به جشن بال ماسکه - اه آره منم
- پیش کی میخوای بری؟ - بیل هیکاک وحشی
خیله خب باحاله
عجیبه
من باید دکترو پیدا کنم این بدن زیاد دووم نمیاره
من به بدن دکتر نیاز دارم
هممم، حس افتخار بهت دست داده که دیگه خروپوف نمیکنی؟
به دکتر نیازی نداری
No comments yet. Be the first to leave one.