The first 200 lines.
تیم ترجمه دراما فا تقدیم میکند
برای دانلود فیلم و سریال بیشتر به سایت مراجعه کنید
شکوفه های عمارت رویی
قسمت بیست و دو
سرورم
بانو یائو خیلی مریضه؟
ینی باید چند روز بیشتر منتظر بمونیم؟
شاید بهتر شد
یکی رو فرستادم معاینه ش کنه
اونقدر مریضه
که نمیتونه کسی رو ملاقات کنه
خانواده یائو دارن ترتیب مراسم ختم رو میدن
ای خدای من
چرا ...
من بانو یائو ی جوان رو دوبار دیده بودم
اونموقه خیلی سرحال بنظر میومد
خیلی هم خوش برخورد بود
حالا یهویی ...
چی فکر میکنی؟
اون دختر کلا سیاه بخت بدنیا اومد
خیلی بد شد
اول خانواده ی هه
حالا هم یائو
خدا میدونه اونا چه تابو شکنی ای کردن ...
میدونی چندتا از خانواده های این دخترا
به من نامه دادن؟
همشون یا مریضن یا توانایی ندارن
چرا ؟
نکنه یه ویروس تو هنجینگ پخش شده؟
چه ویروسی؟
اونا فقط از دوک سو میترسن
خب ...
عالیجناب
من خیلی
درست متوجه نمیشم
عالیجناب
خیلی مسخرست که بگیم جین برای اون دخترا بد شانسی اورده
وقتی جین بچه بود
منجم امپراطوری گفت
که اون افت زندگی بقیه ست
دقیقا وقتی بود که ملکه ی سابق از دنیا رفت
من ...
به این اراجیف باور ندارم
اما انقدر ناراحت بودم
که فقط تونستم بفرستمش لب مرز
تمام این سال ها
شما دوتا خیلی عذاب کشیدین
من جین رو برگردوندم پایتخت و مقام خوبی هم بهش دادم
میخواستم برای جبران اون سال ها
یه همسر خیلی خوب براش بگیرم
متاسفانه
شایعه شده که اون برای همسرش بد شگونی میاره
الان
کدوم وزیری ازین حرف نمیترسه؟
دوک سو برای همسرش بدشگونی نمیاره
اینا همش تصادفی بوده
اگر باقی دخترا نمیخوان
وان حاضره با دوک سو عروسی کنه
بانو ، عالیجناب لطفا قبول کنین
تو نمیترسی؟
نه البته که نمیترسم
جدا شاهزاده؟
حتی حالا که
اون دوتا خانم به حد مرگ مریض شدن ..
من نمیترسم
این خلوص نیت وان
واقعا تکون دهندست
واقعا همینطوره
پدر ، مادر
من خودم یکی رو در نظر دارم
فردا بهتون معرفیش میکنم
چرا کنترل شایعات داره از دست خارج میشه؟
باورم نمیشد فرار عاشقا تو قصه ها
یه روزی اتفاق بیفته
بانو یائو هم خیلی مریضن
بانو
بانو؟
بانو
شنیدین چی گفتم؟
چی گفتی؟
گفتم بانو یائو هم خیلی بیماره
به حر مرگ
تو کل پایتخت پر شده که
عالیجناب بد شگونن
میگن ایشون هم خیلی پرخاشگرن
هم خیلی برای همسراشون
بدشگونی میارن
شایعات دارن بیخ پیدا میکنن
همه دارن میگن شما هم مریضین
این حرفا همشون هدف دارن
حالا شما فکر کنین من مریضم
اینطوری ازادانه تو عمارت داستان میخونم
بانو ینی
میگین کسی میخواد عالیجناب رو تو دردسر بندازه؟
بذار در اینباره
خود عالیجناب حرف بزنه
سرورم
درباره ی انتخاب بانوی اول
باید فردا با عالیجناب و بانو حرف بزنیم
تصمیمی گرفتین؟
فراموشش کن
هرکسی رو انتخاب کنم دردسر ساز میشه
فردا
بذارین شاهزاده ی شی هه بیاد
به هر حال هرچی نباشه
اون شاهزاده ی شی هه ست
چرا باید از بین اینهمه
سویی وان زنش بشه؟
چرا هیچی عوض نشد؟
از روزی که اون خوابو دیدم تا الان
هرچی تلاش کردم
دود شد رفت هوا
تبریک شاهزاده
بگو ببینم
خبر خوبی داری؟
شما حدس بزنین
امروز وقتی داشتم چای میبردم
شنیدم که دوک سو درباره ازدواج با شما حرف میزدن
میخوان فردا به بانو و عالیجناب خبر بدن
عالیه
میدونستم
بالاخره
بالاخره شد
دوک سو
سرورم
چویی نان
به عنوان یه خدمتکار درباری
همش اطلاعات محرمانه رو به این و اون میرسونی
اینکارت مجازات داره
طبق قانون مجازاتش کنین
تا درس عبرتی برای بقیه بشه
من اشتباه کردم سرورم
من اشتباه کردم
شو جیا ببرش
بله
بریم
دوک سو
من اینکارو از قصد نکردم
من نمیخواستم به کسی اسیبی برسه
فقط میخواستم اخبار شمارو بشنوم
فکر میکردم که
اگر همسر اول شما بشم
هنوز همسره من نشدی
خدمتکار من رو خریدی
نه دوک سو
اینطور نیست ، من ...
دوک سو
دارین از قصد اینکارو میکنین؟
سویی وان
مشکل تو نیستی
مشکل منم
من هیچوقت ازت خوشم نمیومده
عیبی نداره دوک سو
از من خوشتون نمیاد ولی
کم کم علاقه بوجود میاد
مهم اینه که من ازتون خوشم میاد
دوک سو ...
من ازت متنفر نیستم
اما به رانگ ار قول دادم
که فقط با اون ازدواج کنم
بانوی من ، ارباب جوان ...
چرا بانو سوار درشکه ی عمارت جو شویی شد؟
سرورم
سرورم
خیلی دیروقته منتظر کی هستی؟
بانو کجاست؟
اب دریاچه پینگ خیلی خوشگله
یه شعری میگه
کل دریاچه ی پینگ
تو یه قاشق جا میشه
اینهمه اب داره
دنبال کننده کوچولو
تو خیلی تو ادبیات استعداد داری
میتونی ازش پول دربیاری
به من نگاه نکن
به تور ماهیگیریت نگاه کن
ماهی های این دریاچه
از باقی ماهی ها خیلی خوشمزه ترن
دنبال کننده کوچولو
طوری نیست
بریم زخمت رو ببندیم
یه زخم کوچیکه
میخوام ماهی ای که گفتی رو بخورم
الان درست میشه
خیلی زود کباب میشه
بیا بخورش
خوشمزس؟
خیلی خوشمزست
توام بخور
باشه
دنبال کننده
ون شینگ اومد دنبالم
فکر کردم طوریت شده
من خوبم
دوک سو میذاره تا دیروقت بیرون باشی؟
میدونی که من همش دزدکی میرم بیرون
چرا داری ماهی کباب میکنی؟
از کجا اوردیش؟
از دریاچه پینگ
میترسیدم تو راه برگشت بمیره
No comments yet. Be the first to leave one.