The first 200 lines.
عزیزم، صورتت چی شده؟
ششمین سالگرد قرارمون
هفتم آوریل، جلوی یه کافه درایستگاه هونگده
تولد 30 سالگیه سانگ هی
تابستان برای پرنده هاست
اوپا
بیدار شو
اووم...
برو تو اتاق بخواب
باشه...
میری سر کار؟
امروز قراره بری دیدن چانگ یون، نه؟
بعدا می بینمت
خداحافظی طولانی
راهنمای کار ویراستارها
سلام، اینجا بیتله، بفرمایین
ویرایش چطور پیش میره؟
بله
بله، میفهمم
بله، ممنونم
انتشاراتی بیتل
کیونگ سو بله؟
فرم اصلی کلمه شکستن،
شکسته شده نیس، میشکنه ـس
یه شیء میشکنه
این در مورد زمان حاله
پس، باید بشه میشکنه، درسته؟
آه، بله اصلاحش میکنم
لطفا به مثال ها و اصطلاحات بیشتر توجه کن
هر چی بیشتر کار کنی اشتباهات کمتر میشه
مواردی که علامت زده شدن رو اصلاح کن
و کپی اصلاح شده رو به نویسنده نشون بده
چشم، خانم جونگ
این بخش هم خیلی مهمه
باید خیلی دقت کنی چشم
اینو علامت بزن... باشه
باید دقت کنی...
خانم جونگ، دنبالم بیا
دوباره در مورد آقای به هست؟
خوشبختیِ واحد 101
"هیولا ظاهر شده"
داستان یک روز بهاری
"هیولای تازه کار"
چطور این همه هیولا تو کره ـس؟
پارک ژوراسیکی چیزیه؟
ببخشید
"تابستان برای پرنده هاست" کجاس؟
این آخریشه
این یه گوشه افتاده بود
تا دو سال پیش خیلی طرفدار داشت
اما این روزا، مردم خیلی دنبالش نیستن
وقتی که برای اولین بار بیرون اومد دیوونه کننده بود
تلویزیون نویسندشُ نشون داد
آه، بله
ممنون
تابستان برای پرنده هاست - اثری از به سانگ هی
نویسنده به
عوضی
اینجا چیکار میکنی؟
قرار نبود جلوی کتاب فروشی همدیگه رو ببینیم؟
اوه، اومدی
بریم چای بخریم
افسانه...
برای کسی که اولین رُمانش 500 هزار نسخه...
فروش رفت
تقدیم به نویسنده "به سانگ هی"
بیا
تو یه مینیمالیستی که هر سال یه رُمان منتشر میکنی؟
این واسه خرج زندگی و زنده موندنه
حتی اگه همه کتابایی که فروختم حساب کنم
کمتر از پنجاه هزار تا فروش رفته
اما تو 500 هزار نسخه فروختی
و پولشُ نقد گرفتی...
آه، خیلی سخته
تا 50 سال دیگه به این کارِ خوبت ادامه بده
عوضی
آه، خیلی خوبه
خب،
وقتش نیست رُمان بعدیتُ چاپ کنی؟
مگه چقدر فوق العاده ـس که اینقدر طولش میدی؟
اوهوم
فقط یه چی نوشتم
چی؟
3 ماه؟
دیگه نمیتونم صبر کنم
3 ماه خیلی کمه
شنیدم ویراستارا خیلی بدشون میاد که نویسنده ها...
کارشونُ دیر تحویل بدن
میدونی مهلت تحویل تا کی بوده؟
اگه مدت قرارداد رو هم حساب کنی،
5 سال میشه
5 ساله منتظرم
فکر نمیکنی به اندازه کافی منتظر موندم؟
درسته اما...
اگه بهش یه ذره وقت بیشتری بدین...
صد هزار دلار از ما گرفته
باید اندازه پولش کار کنه
با این همه پول،
میتونم با 200 نویسنده تو کشور قرارداد ببندم مگه نمیدونی؟
میدونم
به هر حال، بهش بگو که تا 3 ماه دیگه یه دست نوشته بیاره
یا پولی که گرفته رو برگردونه
هر جور خودش صلاح میدونه
چی؟
یهویی صد هزار دلار رو از کجا بیاره؟
رئیس...
واسه چی از من می پرسی؟
برو بیرون
وقتی داری باهاش زندگی میکنی انقدر برات سخته از عهده ـش بر بیای؟
عجبا!
چطور میتونم یه رمان رو تو 3 ماه بنویسم؟
بیا بگیم رمان حدود 250 صفحه اس
اگه 90 روز داری...
39 برابر...
میتونی 3 صفحه در روز بنویسی
اگه اینجوری بنویسم چیزِ خوبی از آب در نمیاد
میدونم از قبل یه چیزایی نوشتی
درباره تیم تئاتر سیار
میرم بندازمش بیرون
چرا انقدر دوست داری چیزا رو بریزی بیرون؟
همیشه هر چی که مینویسی رو دور میریزی
میخوام از نو بنویسم
در مورد چیه؟
یه ایده ای دارم
5 ساله
5 ساله از اولین رُمانت میگذره
نمیتونم به رئیس بگم منتظرت بمونه
برای منم خیلی سخته
اوپا
گوشِت با منه؟
همیشه همینجوری هستی
وقتی مشکلی پیش میاد حرف نمیزنی
و گوشتُ میگیری
فکر میکنی فرار کردن بهت کمک میکنه که یه رُمان بنویسی؟
اگه این فرصتُ از دست بدی، مجبور میشی دوباره بری سراغ کارِ ادبی
اوپا
باید بیشتر مراقب باشی
بذار ببینم
خیلی بُریده
در مورد تعداد نسخه ها و پول فکر نکن
از سرت بیرون کن
حتی برای نویسنده های داخلی فروش پنج هزار نسخه سخته
حتی نویسنده های معروف،
نمیتونن صد هزار نسخه بفروشن
با 5 سال پیش فرق میکنه
باید به اندازه ارزشِ پول کار کنم
در مورد این چیزا فکر نکن
ارزشِ پول، ارزشِ اسمت...
و در مورد ارزشِ چهره ـت
حتی در موردش فکر نکن
موقعش که برسه ناشر ترتیب چاپ و فروش رو میده
نویسنده فقط باید بنویسه
اوپا، تو استعدادشو داری
اینو میدونم
پس هر چی که نوشتی رو دور نریز
تا آخرش تمومش کن بره
باشه؟
باشه
پس، ما این کارُ با مشکل حق چاپ انجام میدیم
آقای ایم، باهاشون تماس بگیر چشم
برای جایزه نویسنده جدید...
برای این...
تو مسئولیتشو به عهده بگیر، خانم جونگ
بله؟
آه، من تو این ماه مسئول دو تا کتابم
اگه نویسنده به رو حساب کنین، میشه 3 تا
چرا نویسنده به حساب میشه؟
حتی نسخه دست نویس نداره
خانم جونگ، باید در مورد موقعیتت آگاه باشی
مگه سرپرستِ نویسنده به هستی؟
یا ویراستارشی؟ ها؟
و... به غیر از تو کی میتونه این کارُ انجام بده؟
اوه، نویسنده کیم، بیا اینجا
سلام
سلام سلام
دفعه قبل واسه یه مدت کوتاه دیدینش، نه؟
برنده جایزه نویسنده جدید بیتل
کیم مین جه، نویسنده ی " کوفته قلقلیِ تمام عیار"
از دیدنتون خوشبختم، کیم مین جه ام
سلام سلام
خوشتیپ نیست؟ بازیگره
توگروه تئاتر دهاک رو ئه
و اینم مدیر گروه
خانم جونگ ایناس
از دیدنتون خوشبختم، کیم مین جه ام
برنده شدنتون رو تبریک میگم تبریک میگم
منم تبریک میگم
واوو، فوق العاده ـس
تو 4 ماه نوشتی؟
خیلی در موردش فکر کردم
واقعا برام خیلی طول کشید تا شروع کنم
اما وقتی که شروع کردم نوشتم
نمی تونستم وسطش ولش کنم
نابغه ای، نابغه
نه، نیستم
اگه این خوب پیش بره،
یه مقاله منتشر میکنیم
این روزا مقاله ها فروش خوبی دارن
تلاشمُ میکنم بله
خب خب، لیوانا رو پر کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.