Release info

The Long Goodbye WEB-DL(By Maryam Hyuna)
The Long Goodbye NEXT(By Maryam Hyuna)
درام ویژه خداحافظی طولانی
The Long Goodbye 540p(By Maryam Hyuna)
The Long Goodbye 720p(By Maryam Hyuna)
A Commentary by Maryam_Hyuna
Translator : Maryam ➙➙ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

720p
720
Published on: 2019-03-20
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ عزیزم، صورتت چی شده؟

‫ ششمین سالگرد قرارمون

‫ هفتم آوریل، جلوی یه کافه درایستگاه هونگده

‫ تولد 30 سالگیه سانگ هی

‫ تابستان برای پرنده هاست

‫اوپا

‫بیدار شو

‫اووم...

‫برو تو اتاق بخواب

‫باشه...

‫میری سر کار؟

‫امروز قراره بری دیدن چانگ یون، نه؟

‫بعدا می بینمت

‫ خداحافظی طولانی

‫ راهنمای کار ویراستارها

‫سلام، اینجا بیتله، بفرمایین

‫ویرایش چطور پیش میره؟

‫بله

‫بله، میفهمم

‫بله، ممنونم

‫ انتشاراتی بیتل

‫کیونگ سو ‫بله؟

‫فرم اصلی کلمه شکستن،

‫شکسته شده نیس، میشکنه ـس

‫یه شیء میشکنه

‫این در مورد زمان حاله

‫پس، باید بشه میشکنه، درسته؟

‫آه، بله ‫اصلاحش میکنم

‫لطفا به مثال ها و اصطلاحات ‫بیشتر توجه کن

‫هر چی بیشتر کار کنی ‫اشتباهات کمتر میشه

‫مواردی که علامت زده شدن رو اصلاح کن

‫و کپی اصلاح شده رو به نویسنده نشون بده

‫چشم، خانم جونگ

‫این بخش هم خیلی مهمه

‫باید خیلی دقت کنی ‫چشم

‫اینو علامت بزن... ‫باشه

‫باید دقت کنی...

‫خانم جونگ، دنبالم بیا

‫دوباره در مورد آقای به هست؟

‫ خوشبختیِ واحد 101

‫"هیولا ظاهر شده"

‫ داستان یک روز بهاری

‫"هیولای تازه کار"

‫چطور این همه هیولا تو کره ـس؟

‫پارک ژوراسیکی چیزیه؟

‫ببخشید

‫"تابستان برای پرنده هاست" کجاس؟

‫این آخریشه

‫این یه گوشه افتاده بود

‫تا دو سال پیش خیلی طرفدار داشت

‫اما این روزا، مردم خیلی دنبالش نیستن

‫وقتی که برای اولین بار بیرون اومد دیوونه کننده بود

‫تلویزیون نویسندشُ نشون داد

‫آه، بله

‫ممنون

‫ تابستان برای پرنده هاست - اثری از به سانگ هی

‫نویسنده به

‫عوضی

‫اینجا چیکار میکنی؟

‫قرار نبود جلوی کتاب فروشی همدیگه رو ببینیم؟

‫اوه، اومدی

‫بریم چای بخریم

‫افسانه...

‫برای کسی که اولین رُمانش 500 هزار نسخه...

‫فروش رفت

‫تقدیم به نویسنده "به سانگ هی"

‫بیا

‫تو یه مینیمالیستی که هر سال ‫یه رُمان منتشر میکنی؟

‫این واسه خرج زندگی و زنده موندنه

‫حتی اگه همه کتابایی که فروختم حساب کنم

‫کمتر از پنجاه هزار تا فروش رفته

‫اما تو 500 هزار نسخه فروختی

‫و پولشُ نقد گرفتی...

‫آه، خیلی سخته

‫تا 50 سال دیگه به این کارِ خوبت ادامه بده

‫عوضی

‫آه، خیلی خوبه

‫خب،

‫وقتش نیست رُمان بعدیتُ چاپ کنی؟

‫مگه چقدر فوق العاده ـس که اینقدر طولش میدی؟

‫اوهوم

‫فقط یه چی نوشتم

‫چی؟

‫3 ماه؟

‫دیگه نمیتونم صبر کنم

‫3 ماه خیلی کمه

‫شنیدم ویراستارا ‫خیلی بدشون میاد که نویسنده ها...

‫کارشونُ دیر تحویل بدن

‫میدونی مهلت تحویل تا کی بوده؟

‫اگه مدت قرارداد رو هم حساب کنی،

‫5 سال میشه

‫5 ساله منتظرم

‫فکر نمیکنی به اندازه کافی منتظر موندم؟

‫درسته اما...

‫اگه بهش یه ذره وقت بیشتری بدین...

‫صد هزار دلار از ما گرفته

‫باید اندازه پولش کار کنه

‫با این همه پول،

‫میتونم با 200 نویسنده تو کشور قرارداد ببندم ‫مگه نمیدونی؟

‫میدونم

‫به هر حال، بهش بگو که تا 3 ماه دیگه ‫یه دست نوشته بیاره

‫یا پولی که گرفته رو برگردونه

‫هر جور خودش صلاح میدونه

‫چی؟

‫یهویی صد هزار دلار رو از کجا بیاره؟

‫رئیس...

‫واسه چی از من می پرسی؟

‫برو بیرون

‫وقتی داری باهاش زندگی میکنی ‫انقدر برات سخته از عهده ـش بر بیای؟

‫عجبا!

‫چطور میتونم یه رمان رو تو 3 ماه بنویسم؟

‫بیا بگیم رمان حدود 250 صفحه اس

‫اگه 90 روز داری...

‫39 برابر...

‫میتونی 3 صفحه در روز بنویسی

‫اگه اینجوری بنویسم چیزِ خوبی از آب در نمیاد

‫میدونم از قبل یه چیزایی نوشتی

‫درباره تیم تئاتر سیار

‫میرم بندازمش بیرون

‫چرا انقدر دوست داری چیزا رو بریزی بیرون؟

‫همیشه هر چی که مینویسی رو دور میریزی

‫میخوام از نو بنویسم

‫در مورد چیه؟

‫یه ایده ای دارم

‫5 ساله

‫5 ساله از اولین رُمانت میگذره

‫نمیتونم به رئیس بگم منتظرت بمونه

‫برای منم خیلی سخته

‫اوپا

‫گوشِت با منه؟

‫همیشه همینجوری هستی

‫وقتی مشکلی پیش میاد حرف نمیزنی

‫و گوشتُ میگیری

‫فکر میکنی فرار کردن بهت کمک میکنه ‫که یه رُمان بنویسی؟

‫اگه این فرصتُ از دست بدی، ‫مجبور میشی دوباره بری سراغ کارِ ادبی

‫اوپا

‫باید بیشتر مراقب باشی

‫بذار ببینم

‫خیلی بُریده

‫در مورد تعداد نسخه ها و پول فکر نکن

‫از سرت بیرون کن

‫حتی برای نویسنده های داخلی ‫فروش پنج هزار نسخه سخته

‫حتی نویسنده های معروف،

‫نمیتونن صد هزار نسخه بفروشن

‫با 5 سال پیش فرق میکنه

‫باید به اندازه ارزشِ پول کار کنم

‫در مورد این چیزا فکر نکن

‫ارزشِ پول، ارزشِ اسمت...

‫و در مورد ارزشِ چهره ـت

‫حتی در موردش فکر نکن

‫موقعش که برسه ‫ناشر ترتیب چاپ و فروش رو میده

‫نویسنده فقط باید بنویسه

‫اوپا، تو استعدادشو داری

‫اینو میدونم

‫پس هر چی که نوشتی رو دور نریز

‫تا آخرش تمومش کن بره

‫باشه؟

‫باشه

‫پس، ما این کارُ با مشکل حق چاپ انجام میدیم

‫آقای ایم، باهاشون تماس بگیر ‫چشم

‫برای جایزه نویسنده جدید...

‫برای این...

‫تو مسئولیتشو به عهده بگیر، خانم جونگ

‫بله؟

‫آه، من تو این ماه مسئول دو تا کتابم

‫اگه نویسنده به رو حساب کنین، میشه 3 تا

‫چرا نویسنده به حساب میشه؟

‫حتی نسخه دست نویس نداره

‫خانم جونگ، باید در مورد موقعیتت آگاه باشی

‫مگه سرپرستِ نویسنده به هستی؟

‫یا ویراستارشی؟ ها؟

‫و... به غیر از تو ‫کی میتونه این کارُ انجام بده؟

‫اوه، نویسنده کیم، بیا اینجا

‫سلام

‫سلام ‫سلام

‫دفعه قبل واسه یه مدت کوتاه دیدینش، نه؟

‫برنده جایزه نویسنده جدید بیتل

‫کیم مین جه، نویسنده ی " کوفته قلقلیِ تمام عیار"

‫از دیدنتون خوشبختم، کیم مین جه ام

‫سلام ‫سلام

‫خوشتیپ نیست؟ بازیگره

‫توگروه تئاتر دهاک رو ئه

‫و اینم مدیر گروه

‫خانم جونگ ایناس

‫از دیدنتون خوشبختم، کیم مین جه ام

‫برنده شدنتون رو تبریک میگم ‫تبریک میگم

‫منم تبریک میگم

‫واوو، فوق العاده ـس

‫تو 4 ماه نوشتی؟

‫خیلی در موردش فکر کردم

‫واقعا برام خیلی طول کشید تا شروع کنم

‫اما وقتی که شروع کردم نوشتم

‫نمی تونستم وسطش ولش کنم

‫نابغه ای، نابغه

‫نه، نیستم

‫اگه این خوب پیش بره،

‫یه مقاله منتشر میکنیم

‫این روزا مقاله ها فروش خوبی دارن

‫تلاشمُ میکنم ‫بله

‫خب خب، لیوانا رو پر کنیم

KBS Drama Special 2018 (Deurama Seupesyeol 2018 / 드라마 스페셜 2018) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for KBS Drama Special 2018 (Deurama Seupesyeol 2018 / 드라마 스페셜 2018)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left