Release info

Transit Love E07 5BDingoSub 5D srt
A Commentary by DingoSub
T.meDingoSub 🧡 برای زیرنویس های بیشتر به تلگراممون سر بزنین

Tags

other
Published on: 2022-02-05
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 192 lines.

داره بارون میاد

ما باید لامپ هارو خاموش کنیم و بارون رو نگاه کنیم

خوشمزه به نظر میرسه

چه گوشتی میخوای؟- من بیکن می‌خوام-

این جواب نمیده

ترسوندیم- صبح بخیر-

خوبی کوکو؟

حالم از دیروز بهتره

گرسنه ات نیست، نه؟

حس میکنم نباید گرسنه باشم- چرا؟‌چون مریضی؟-

به نظر میرسه نمیتونی همچین چیزی بخوری

ولی بوش خیلی خوبه- یکم میخوای؟-

میخوای یکم بهت بدم؟

نظرت در مورد یه کوچولوش چیه؟- اوکی-

اگه میخوای یکم بیشتر بخور

این مال منه؟- آره-

مرسی

جونگ کوان گفت خوبه- خیلی خوشمزه اس-

دوسش نداشتی؟

پرسیدم خوشمزه اس یا نه

خوشمزه اس- جدی؟-

آره

مرسی واسه صبحانه، مین جه

بیا اینجا- چرا؟ خوب نبود؟-

نه فقط بیا اینجا

یکم مهربون تر باهام حرف بزن

تو داری خیلی ضایعش میکنی

من؟- آره-

وقتی داشتیم باز میکردیم بهم گفتی چرا انقدر توی بازی ضعیفی؟

اوه، واقعا؟- !بخور-

چیکار کنم؟

اون خیلی عصبیه

خیلی محکم میزنی - خب من باید چیکار کنم؟-

چرا هی عقب جلو میشی؟ یه جا رو انتخاب کن

...یه لحظه صبرکن. صبر کن. تو... تو

فقط الکل رو بخور

خیلی داری نشونش میدی؟- اوکی. اوکی. اوکی-

امروز هم همین بودی، گفتی نمیخوای بخوری، نه؟

چی داری درست میکنی؟- بوریتو واسه صبحانه

گرسنه نیستی، نه؟

من؟- آره-

گفتم صبح بخیر

انقدر با من انگلیسی حرف نزن

مشکلی نیست، چون من باهمه انگلیسی صحبت میکنم- واقعا؟-

ولی متوجه شدی، من گاهی جواب هام هم انگلیسیه

کی؟

کدوم مصاحبه رو دیدی؟

اونی که با بندیکت کامبربچ بود- !اوه-

اونی که با جیمز فاکس بود رو دیدی؟- نه ندیدم-

توی کدوم فیلم بود؟ مردعنکبوتی؟

نه، توی رابین هود بود

رابین هود؟- آره-

...برای فیلم تبدیل شوندگان

میتونی همونطوری که همیشه میگی بگی- اوکی-

اون واقعا اونجا خوشگل بوده

حالت چطوره؟

من خوبم، تو چی؟

من هم حالم خوب بوده

خیلی یه جوریه

بیشتر از ده سال شده- خیلی وقت شده-

به خاطر همین سعی کردم خاطراتمونو یادم بیاد

احتمالا خیلی از عکسامونو نداری

من اسم مستعارمونو یادم نمیاد- درسته-

ما الان همدیگرو با اسم هامون صدا نزدیم؟

نه- نه-

همدیگرو چی صدا زدیم؟

مشکلی نداری اسمتو بلند بگم؟

خب، همش مال گذشته اس

تو منو پرنسس صدا میزدی- آها-

پرنسس بود؟- تو منو اینطوری صدا می‌زدی -

نه من مطمئنم که همچین چیزی نگفتم

مطمئنم اینو نگفتم

خدای من این زوج خیلی دوست داشتنی ان

من پرنسس صدات میکردم؟- آره صدام میکردی-

تو چی؟- من چی صدات میکردم؟-

آره- نمی‌خوام بگمش-

اوکی

اون منو پرنسس صدا میکرد و من بهش میگفتم پرنس

مین جه دوست، دوستم بود

اون عکسمو توی فیس بوک دوستم دید

مین جه از دوستم خواست که مارو با هم اوکی کنه ولی دوستم بهش گفت که اون نمیتونه منو جذب خودش کنه

این حرف دوستم تحریکش کرد و باعث شد توی فیس بوک بهم پیام بده

اون وقتی بود که ما شروع کردیم به حرف زدن

کوکو تقریبا توی لس آنجلس معروف بود

من دبیرستانی بودم ولی بچه باحالای دانشگاه میگفتن که از اون خوششون میاد

اونا میگفتن که اون با کسی مثل من قرار نمیذاره

مین جه خیلی محبوب بود

اون خوشتیپ و قدبلند بود

و توی بسکتبال هم خوب بود من فکر میکنم اون خیلی جذاب بود

اون خیلی با اعتماد به نفس به نظر می رسید

ما به جشن پرام و هوم کامینگ همدیگه رفتیم

مین جه قبلا واقعا علاقه شدیدی به رنگ صورتی داشت

اون فکر میکرد تنها کسیه که لباس صورتی بهش میاد

به خاطر همین اون یه کروات صورتی و من هم یه لباس صورتی جیغ پوشیدم

و‌ ما باهم رفتیم پرام

بالا رو ببین

اون چی بود؟- لبخند کشنده ام-

شبیه دراماهای دبیرستانیه- آره-

این شبیه یه دراماس- -دقیقا

فکر کنم کنارهم اومدنشون بعد از 10 سال باعث یادآوری خاطرات قدیمیشون شده

اونا همشون یاد قدیم کردن

وایب عشق اول میده- اره-

شبیه اینکه دوتا بچه معروف آمریکایی توی دبیرستان قرار میذاشتن

ملکه و پادشاه مدرسه؟

و الان سی سالشون شده- آره -

فکر میکنم اون وقتا خیلی بچه بودم- چرا؟-

...به جای نابالغ چطوری بگم؟ ... من یکم

تو رمانتیک بودی

از اینجور چیزا خجالت نمی کشیدم

من جوون بودم و چیزی نمیدونستم

فکر کنم ولنتاین بود

گاراژ دوستم بود

من در گاراژ رو باز کردم و دیدم

یه مسیر و قلب بزرگ با شمع درست کرده

من بهش گفتم وسط قلب وایسه

و بهش گل و شکلات دادم

کی از کی خواست قرار بذارید؟- من ازش خواستم-

ما رفتیم ساحل و قلعه شنی ساختیم

من واسش سوال نوشتم باهام قرار میذاری یا نه و واسش گزینه های آره و نه گذاشتم

من بهش انتخاب دادم و اون بله رو انتخاب کرد

من بله رو انتخاب کردم

با شاخه- با شاخه-

و اینطوری ما باهم قرار گذاشتیم

یادته اولین غذایی که با هم خوردیم چی بود؟

غذا؟ - من یادمه-

اولین غذایی که باهم خوردیم؟- آره، من یادمه-

ما رفتیم رستوران توفو بی. سی دی- اوه، رستوران توفو بی سی دی-

تا جایی که یادمه روزی که ازش خواستم قرار بذاریم پاستا و پیتزا خوردیم

این درست نیست

اون اشتباه میکنه. ما رفتیم رستوران توفو

لباس هایی که وقتی ازم خواست بریم بیرون پوشیده بود

همون لباسی بود که توی رستوران توفو پوشیده بود

رستوران توفو وسط شهره

من دارم در مورد پیتزا و‌پاستایی که کنار ساحل خوردیم حرف می‌زنم

!من عکس به عنوان مدرک دارم

من میخوام بهش ثابت کنم

من مطمئنم که پیتزا و پاستا خوردیم

مرسی

ما هیچوقت با هم مست نکردیم- -درسته

ما خیلی جوون بودیم

من 18 19 سالم بود

من اولین عشقت بودم

این اولین رابطه صادقانه ام بود

من هم به دبیرستان تو میرفتم- دبیرستان من؟-

من واست جعبه ناهار درست کردم

اون کار منو مرکز توجه هم کرد، همه دیوونه شده بودن

کار بابات رو یادته؟- فروشگاهشون؟-

آره- تو چند بار اومدی اونجا-

ما مدت کمی کار کردیم، فقط پول تو جیبی میگرفتیم و می رفتیم بخور بخور

پدر و مادرت چطورن؟ خوبن؟

اونا خوبن

پدر مادرت دوستم داشتن چون تو با من درس می خوندی

پدرم به خصوص دوستت داشت- آره-

زمانی بود که واقعا درس زیاد نمی خوندم

بعد از ملاقات با کوکو، شروع به تلاش کردم برای درس خوندن

یه جورایی منو تغییر داد

من یه مقطع تحصیلی ازش بالاتر بودم

و اون زمان واقعا اهل مطالعه بودم

مین جه هم با من درس می خوند

و فکر می کردم منم می خوام برم دانشگاه

هر دو با همدیگه بزرگ شدیم

قبلا فکر میکردم در بسکتبال حرفه ای میشم

ولی وقتی بزرگتر شدم

خارجی ها واقعا ساختار بدنی خوبی دارن

و شروع به دیدن یه دیوار کردم

"نمی تونم به عنوان بسکتبالیست در آمریکا بازی کنم"

اون موقع بود که با تو آشنا شدم، و تصمیم گرفتم که تو درس خوندن موفق بشم

ولی اون زمان خیلی زیاد درس می خوندم

تو زمان مناسبی باهات آشنا شدم

وقتی به گذشته نگاه کنی، فکر نمیکنی سر چیزای مسخره دعوا میکردیم؟

دقیقا

اصلا یادم نمیاد سر چی دعوا میکردیم- من یادمه-

چرا فقط من همچین چیزایی رو یادم هست؟

فکر کنم همیشه دوستات در الویت قرار میدی

مین جه دوستای زیادی داره، و اون موقع هم روابط اجتماعیش خیلی خوب بود

اون خیلی دوست داشت با دوستاش وقت بگذرونه، ولی به خاطر من نمی تونست

سر این چیزا خیلی دعوا میکردیم

حدس میزنم دوستاش بهش گفتن که فکر میکنن که من یه افسار تو گردنش انداختم

پس پیش من اومد و درمورد اون قضیه اظهار نارضایتی کرد

بعد ازاینکه دعوا کردیم، با گریه بیرون دویدم و پدرش دنبالم اومد

"گفت،" اگر الان بری، تصادف میکنی

چرا دارم اشک میریزم؟

خیلی قدردانش بودم

چم شده؟ چه خبره؟

قدردان کوکو هستم، ولی یکمی احساس شرمندگی نسبت بهش میکنم

،وقتی به دوست دختر سابقم فکر میکنم

واقعا ازش ممنونم، ولی احساس خیلی بدی هم دارم

نمیدونم چطوری تفسیرش میکنین

ولی چیزای زیادی رو ازش یاد گرفتم

با این حال، متاسفم که باهاش بهتر رفتار نکردم

واقعا؟

واوو

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left