The first 200 lines.
بر اساس يک داستان کاملا واقعي
# آه خدايا من هم به تو نيازمندم #
# مي خوام صورتت رو ببينم #
# اين عشقي که در وجودمه #
# باعث مي شه دنبالت بگردم #
# احتياج دارم بهم گوش بدي #
# احتياج دارم بهم پاسخ بدي #
# احتياج دارم بهم گوش بدي #
# احتياج دارم بهم پاسخ بدي #
از من رو بر نگردون # # اجازه نده باعث خشمت بشم
# من رو به حال خودم رها نکن #
# اوه، خدايا نذار سقوط کنم #
# احتياج دارم بهم گوش بدي #
# احتياج دارم بهم پاسخ بدي #
# احتياج دارم بهم گوش بدي #
# احتياج دارم بهم پاسخ بدي #
Baraaan :ترجمه از EraZer Head :ويرايش از
بسيارخب شما دو تا، کافيه
.من ازش خوشم مي ياد
.فکر کنم اونم ازت خوشش مي ياد
رو چه حسابي مي گي اينو مامان؟
.بفرماييد مامان
.امروز چه روز خوبيه
کي مي دونه اين کدوم آيه است؟
باشد که آنان که تو را دوست دارند
مانند خورشيد باشند که با درخشندگي طلوع مي کند
قرنتيان"؟"
.داوران"، سوره ي پنجم آيه ي سي و يکم"
خوب مامان بزرگ، باز بگو چند سالت شده؟
.وِلش کن
...ميدوني که نبايد در مورد سن بپرسي از يه
!خيلي خوبه
يکمم واسه من بذار، مي توني؟
!خيلي قشنگه
از طرف کيه؟
!"از طرف تو و "مري
!آره درسته
.داشتم امتحانت مي کردم
مامان يادته؟
توي پاساژ بوديم
.و تو گفتي از اين خوشت مي ياد
واسه همين برگشتم اونجا .و اينو واست گرفتم
.نَنسي" عزيزم، کيف پولم رو بيار"
چرا هميشه من بايد برم .کيف پول رو بيارم
"کوچکترين دختر خانواده "گريفيت .بايد حمال کيف پول باشه
اوه مامان بزرگ
.واسه من رو باز کن
چرا من بايد حمال کيف پول باشم؟
.باشه، بسيار خب
.آره، فکر کنم به من مي ياد
نظرتون چيه؟
.مامان بزرگ، رژ لبت خيلي نازه
.خوشگله
.اوه "اِد" بس کن
.چرا؟ چيه مگه مامان
.چندش آوره
،اگه از من بپرسي
همه اين همجنس بازا رو بايد به صف کنن و به گلوله ببندن
همين رو پارسال در مورد چاق ها نگفته بودي؟
چي گفتي؟
.بي خيال
اين چيه؟
.اين يه جور دفتره
مثل يه دفترچه خاطرات
.من از اين چيزا ديگه به دردم نمي خوره
!!مامان
چيه؟- من ميرم دنبالش-
خوب شد برات قلم نگرفتيم پس
.نبايد به خودت بگيري
.مامان بزرگه ديگه
قوانين رو که مي دوني. اون گاهي بدجنس ميشه، بعد ما اجازه داريم با خيال راحت مسخره اش کنيم
بابي"، اون به من گير ميده"
.هيچ کس به تو گير نمي ده .تو عزيز دردونه اي
خوب چه حسي داره که آدم بي نقص باشه؟
من بي نقصم؟
تو فکر مي کني من بي نقصم؟
تازگي ها به آينه نگاه کردي؟ تو عين بازيگرهاي "فرشتگان چارلي" هستي
مي تونم اينو داشته باشم؟
.به دردت نمي خوره
.به هرحال، ورش مي دارم
.ظرف يه هفته پرش مي کنم
زود باش بيا بريم تولد 3939 سالگي مامان بزرگ رو جشن بگيريم
.من آماده ام
چي؟
.مي خوام انجامش بديم
مشکلي هست؟ ...من فکر مي کردم تو مي خواي
اينجا؟ منظورم اينه که اين دقيقاً چيزي که من تو ذهنم بود نيست
.لازم نيست حتماً همين جا باشه
.من بايد برم .فردا صبح زود بايد بيدار بشم
مشکلي پيش اومده؟
.فکر نمي کنم بتونيم ادامه بديم
.فکر کنم بايد بهم بزنيم
.من فکر مي کردم تو ازم خوشت مي ياد .من اومدم که خانواده ات رو ببينم
من فقط نمي خوام يه رابطه ي .جدي داشته باشم
خب، اصلاً لازم نيست جدي باشه، خب؟
.مشکل از تو نيست. از منه
.متاسفم
.سلام
مي خواي با من تماشا کني؟
.خسته ام
.اوه يالا بيا
ديگه کي رو مي تونم پيدا کنم که باهاش فيلم قديمي سياه سفيد تماشا کنم؟
مي دوني که اگه توش "جان وِين" نباشه بابات خوشش نمياد
.خيلي ترسناکه
مي دوني اين صحنه چقدر معروفه؟
جدي؟
مي دوني کاري کردن که اون ليوان شير بدرخشه؟
چه جوري؟
هيچکاک" يه لامپ تو ليوان شير مي ذاره" .تا بيننده ها بفهمن شير سمي يه
.شوخي مي کني
.کار زيرکانه ايه
اينو از کجا مي دوني؟
.چون نابغه ام
.واقعاً هم نابغه هستي
.از جلو من کنار ببرش، خيلي مي خورم
.من فکر مي کنم يه مشکلي دارم
!حتماً همين طوره
فکر مي کني مامان چي کار مي کنه اگه بفهمه يکي از ما يه روانيه؟
!منظورت چيه "اگه"؟
...مي دوني که هميشه مي گه
همه ي خانواده تو اون دنيا .باهم خواهيم بود
....خب
اگه يکي مون گناهکار باشه چي؟
با "ميشل" گناه کردي؟
.قول مي دم به کسي نگم
.اين نيست
...من فقط
...درباره ي يه چيزايي فکر مي کنم، ميدوني
.تو زيادي فکر مي کني
.خطرناکه
براي همينه که من تحت هر شرايطي .از فکر کردن دوري مي کنم
آره؟
.خوشحالم که حرف زديم
بي شوخي. مشکلي پيش اومده؟
.نه
.باشه. من داداش بزرگتم .فقط مي خوام مواظبت باشم
چه خبرا "بابي"؟
آماده اي بريم؟
."سلام "بابي
."شِريل"
.بهت نمي خوره
.خيلي سايه چشم داره
ميشل" چي شد؟"
.بهم زديم
.بعداً باهاتون حرف مي زنم
...نگفتنِ حقيقت
،گاهي احساس مي کنم لبه ي يه پرتگاه وايسادم
موج هايي که به صخره مي خورن رو .از بالا تماشا مي کنم
.راهي نيست جز پايين پريدن
وقتي ذهنم آزاد بود اين روياهاي بامزه رو داشتم
ولي الان اگه بخوام پرواز کنم
.مي ترسم
.همه جا سيم تلفن و برق کشيده ان
چقدر درد داره اگه آدم بخوره بهشون
نمي دونم ديگه هيچ وقت مي تونم آزاد باشم يا نه؟
سلام؟
بابي"؟ "بابي"؟"
هِي "بابي"؟ چي کار کردي؟
از اينا خوردي؟
!جواب بده
!نه
راستش رو مي گي؟
نتونستم باشه؟ .ولم کن حالا
.مي خواستم. ولي نتونستم
تو چته؟
چرا نتونستم؟
.چون که گناهه
بابي"، داري در مورد چي حرف مي زني؟"
...نمي خواستم برم جهنم، ولي
.ميرم
.چون اين بدتره
.بابي"، داري منو مي ترسوني" قضيه چيه؟
.همه شما از من متنفر ميشين
مي دونم اينو. مي دونم همتون اگه حقيقت رو بفهميد ازم متنفر مي شين
.نه
...هر چي که باشه
...به مامان مي گيم
!نه
نه. مامان نمي تونه درک کنه. باشه؟ .اون نبايد بفهمه
.پس همين الان بايد به من بگي
."من مثل تو نيستم "اِد
که چي؟
...من هي سعي مي کنم
همش به خودم ميگم بلاخره يه روز صبح از خواب پا مي شم و همه چيز .فرق مي کنه. ولي نميشه
من مثل تو
در مورد دخترا رويا نمي بينم
در مورد پسرا رويا مي بينم
!تو همجنس گرايي؟
مي بيني؟
حتي داري يه جوري مي گي که ...انگار ازم متنفري
.باب"، به من مهلت بده"
!نمي دونم بايد چي کار کنم
به مامان و بابا مي گيم- !نه-
.نه
"اونا مي تونن کمک کنن "بابي .اونا هميشه ازمون خواستن که پيششون بريم
.مي تونن کمک کنن
نمي تونم! باشه؟
و تو هم چيزي نمي گي. باشه؟
.بهم قول بده
.قول بده چيزي نمي گي
No comments yet. Be the first to leave one.