The first 200 lines.
مي خوام با مگو زندگي کنم
خانم مگومي،مادرتون نظرشون چيه؟
حتي اگر اون اين مسئله رو قبول نداشته باشه من متقاعدش مي کنم
تا کي مي خواين با هم زندگي کنيد؟
براي هميشه
مي فهمم
خيلي متشکرم
متشکرم ؛مامان
خانم مگومي،ازت متشکرم بخاطر اينکه هواي تاکودو رو داري
براي اينکه ما رو حمايت مي کنيد متشکرم
من ميرم
هيچ وقت ديگه به اين خونه برنگرد
...اگه مي خواي بري پيش اون پس برو
متاسفم
خوب خوابيدي؟
آره.توچطور؟
منم خوب خوابيدم
خوبه
هدف من اينه که وارد دانشگاه پزشکي بشم
اينو مي پوشي؟
هنوز نمي دونم
نمي دوني؟ پس نمي پوشيش
چي؟ مي پوشمش
چطوره؟ فکر نمي کنم که اينو بپوشيش
فکر مي کنم به اندازه کافي اينو پوشيدي بازم مي پوشمش
چي؟
هنوزم مي شه پوشيدش جاي کافي براي لباس هاي من نيست
براي اينکه زيادي لباس با خودت آوردي چي؟
من دارم ميرم
روز خوبي داشته باشي
ناهارامروز،توفو برگر داريم بفرمائيد
چطوره؟
خوشمزه اس
خوشمزه اس؟خدارو شکر
1 - 3x...
ريکوتو،مي تونم ازت يه چيزي بپرسم؟
...اين مسئله
اين مشتق يک تابع مثلثاتي است يعني حتي تمي توني يه همچين مسئله ساده اي رو حل کني؟
بوو
آه،متاسفم
مي توني بهم ياد بدي؟
حتما
y = 1 - 3x...
مي ترسم ببازم
خيالم راحت شد
کجا رو انتخاب کنم؟
نمي تونم ديگه ادامه بدم
خيلي جالبه
بيا دوباره بازي کنيم
تو بيشتر از لذت مي بري چي؟
اين يکي از فعاليت هاي نوتواني شما است
با مگو خيلي خنديديم
وقتي دبستاني بودم،عادت داشتم بيشتر وقتها برم اونجا
شکلاتهاي مغز دارش خيلي خوشمزه بود هميشه ازونها مي خريدم
خوراکي مورد علاقه من کراکر ماهي مرکب بود
آهان اونها رو يادمه
يه باربه تاريخ توليدش که نگاه کردم ديدم تاريخ گذشته اس
صاحب مغازه شکلات فروشي يه پيرزن بود که بالاي 80 سال سن داشت زن با نمکي بود
براي همينم نمي تونستم بهش بگم که شکلاتاش تاريخ گذشته اند
از طرفي هم نمي خواستم با خوردن اونها مريض بشم
دلم نمي اومد که دور بريزمشون،آخه 10ين براشون هزينه کرده بودم نمي دونستم که چکار کنم
چه مشکلي بوده براي خودش
اون موقع مسئله بسيار جدي براي من بود بالاخره چکار کردي؟
به مامانم گفتم اونم گفت که ...به جاي من اونهارو مي خوره
بعد هم خوردشون
چه بويي رو دوست داري؟
اين خيلي خوبه
اين يکي...چطوره؟
اينو دوست دارم اين؟
تموم شد واقعا
چطوره؟ خوبه
اينها 5 تا رايحه اند
خيلي باحالي ،مگو
بفرمائيد متشکرم
خوشگله
خوشگل نيستند؟
قشنگند
با مگو حباب ساختم
سرعتمون زياده؟
خيلي
مي ترسم
با مگو... دويدم
مگو ،مي ترسم
باد رو حس کردم
زير نويس از =SAMYAD=
عروسيتون مبارک از طرف تاکودو،مگومي
خيلي خوشگله.متشکرم
با هم درستش کرديم
درسته
متشکريم
آماده شدي؟
به خاطر مراسم عروسيم ، پاکسازي پوست ميرم
بهش مي گم ، نيازي به اين کارها نيست همينجوري هم خيلي خوشگله
ولي مي خوام خودمو براي تو خوشگلتر کنم
خوب،باشه
خيلي همديگه رو تحويل مي گيريد ها
معلومه
ماه عسلتون کجا ميريد؟ شهر يوفيون
چشمه آب گرم؟
درسته
چشمه آب گرم خيلي خوبه بله
شما دوتا هم قبلا رفتيد،درست مي گم؟ آره،به کوساتسو
سلام
خوش اومديد
ما ديگه بايد بريم کارهاي زيادي داريم که بايد انجامشون بديم
باشه
زحمت کشيديد که بهمون سر زديد
سوميره چان اومده که درس بخونه
سلام سلام
بهش درس مي دي؟ نه
ما با هم درس مي خونيم،مگه نه؟
بله
من مي خوام توي کنکور دانشگاه پزشکي شرکت کنم
کنکور؟
آره کنکور رشته پزشکي
دانشگاه پزشکي؟
درسته
نمي دونم چقدر زمان مي بره تا بتونم قبول بشم،ولي تلاشمو مي کنم
خيلي جا خورديد؟
نه موفق باشي
متشکرم
خداحافظ
براي مراسم عروسي مي بينمتون
باشه حتما
چي شده؟
آيا تا حالا من يه هدف مشخص داشتم؟
مطمئنم که پيدا مي کني
واقعا؟
آره
ماشين لباس شويي قاطي کرده ،لباس هارو نمي شوره دفترچه راهنماشو داري،مي خوام ببينم ايرادش چيه
فکر کنم اون جاها باشه
من اومدم درس بخونم
خوبه
داداش فکر مي کنم بايد دنبال يه کار نيمه وقت باشم
يه کار نيمه وقت؟ اين اولين باريه که مي خواي بري سرکار،درسته؟
به خاطر اينکه مي خوام پول مامانينا رو بهشون پس بدم
تو فکر اينم که برم توي فروشگاه مرکزي لوازم خونگي توي قسمت سازماندهي محصولاتش مشغول به کار بشم
ولي خيلي مي ترسم که نتونم با مردم خوب تا کنم
فکر مي کنم فکر خوبيه اينطور فکر مي کني؟
اما کارت چون به سازماندهي مربوط مي شه،به هر حال نياز داري که با افراد ديگه هم سروکار داشته باشي
هميشه نمي توني که از مردم دوري کني
من از همين حالا وحشت کردم
اگر چيزي بگم که به نظر ديگران ناخواشايند به نظر بياد،چکار بايد بکنم؟
يادم مياد زماني که توي شرکت کار مي کردم ،من هم مثل الان تو ازينکه ديگران در مورد بيماريم بفهمند ،وحشت کرده بودم
واقعا عصبي بودم وقتي که بروشوري که راجع به بيماريم درست کرده بودم رو بين همکارام پخش مي کردم
فهميدم
اينه،درسته؟
استاد شيگه زنهاي زيادي هستند که مي خوان با تو باشند
به نظر من بايد هرچه زودتر ازدواج کني و از زندگيت لذت ببري
اگر من به جاي تو بودم همينکارو مي کردم هي
بله
تو اومدي که حاال منو بهتر کني؟
...خوب،راستش
احساس مي کنم من باعث شدم که تاکودو و مگومي چان دوباره ميونه شون با هم خوب بشه
حتي اگر تو هم کاري نمي کردي باز هم اين اتفاق مي افتاد
امم،استاد شيگه
چرا با مگومي دوست شدي؟
من براي اينکه اون دوست دختر تاکودو بود بهش علاقه مند شدم
هاه؟
هيچ وقت دلم نمي خواست بهش ببازم
مردم زيادي مثل من هستند
...مردمي که با ضربه زدن به کسي احساس امنيت مي کنند
براي اينکه اونها عزت نفس پاييني دارند
...وقتي که فهميدم مريض شده
مي دوني چه فکري به سرم زد؟
"فکر کردم"الان زمانيه که بالاخره مي تونم ازش ببرم
خيلي وحشتناکه،مگه نه؟
از اولش هم معلوم بود
که اونها با هم مي مونند
اما اتفاق غير منتظره اي براي من افتاد
من واقعا...عاشق مگومي شدم
خيلي برام گرون تموم شد
تره فرنگي در فروشگاه هاي سبزي فروشي ارزان تره ما ازونجا بايد بخريمشون
خانم،چرا يکي از اينها رو امتحان نمي کني؟ اونها واقعا خيلي خوشمزه ان
فقط يکي شونو امتحان کن
مي شه شوهرتون هم يکيشو امتحان کنه؟
ام،نه،متشکرم
خانم،دوست داري يکي از اينا رو مزه کني؟ اينا واقعا خيلي عالين
ما مثل تازه عروس دامادا به نظر مياييم؟
شايدم به نظر مياييم
خيلي خوش تيپ شدي
واقعا؟ آره
آروم باش
اما مي دوني امروز ، اولين روز کاريمه
ريکوتو
تو از پسش بر ميايي
دارم ميرم
خدانگه دار خدانگه دار
ترسونديم
من ريکوتو ساوادا هستم از امروز اينجا کار مي کنم
امم...من توي تعامل با مردم خوب نيستم
براي مثال،من متوجه نمي شم که بعضي از چيزايي که مي گم ممکنه مردمو ناراحت کنه
وقتي يه همچين اتفاقي افتاد ،خيلي ممنونتون مي شم که به من تذکر بديد
مشکلات ديگه اي هم هست
من اونها رو براتون ليست کردم اميدوارم که خوندنش اذيتتون نکنه
خواهش مي کنم
قول مي دي که براي تمام زندگيت عاشقش بموني
در سلامتي و بيماري،در حوادث و در ناراحتي ها؟
بله،قول مي دم
...قول مي دي که براي تمام عمرت عاشقش بموني
No comments yet. Be the first to leave one.