Dear Prince (亲爱的王子大人)

Dear Prince (亲爱的王子大人)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dear Prince E15
A Commentary by hanchuhan20

Tags

other
Published on: 2022-03-13
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

کی میدونه تا کی باید اینجا بمونم؟

اما وقتی کنارت نیستم، احساس خستگی نمیکنی؟

انقدر پشت سر هم اومدم که برات آزار دهنده شدم؟

یادت رفته که من صاحبتم؟ هنوزم میخوای غذا بخوری؟

تو به محض اینکه اسم غذا میاد انرژی میگیری

اما من الان اینجام، چجوری قراره بهت غذا بدم؟

این عشقه؟ این احساس خیلی عالیه

اما بوسه چجوریه؟

اون ... شیرینه؟

لطیف؟

تو میدونی؟

من اینو میدونم که تو نمیدونی

اون موقع باید دوباره ببوسمش

اما...

واقعاً می خوام با شخصی باشم که نمی تونم لمسش کنم؟

جیانگ هائو

من واقعا دلم برات تنگ شده

قسمت ۱۵ -

ببخشید، میتونی یبار دیگه بگی؟

من کلماتی که به کار میبری رو میفهمم اما معنی جملت رو متوجه نمیشم

در واقع ، من جیانگ هائو هستم. من می توانم در صورت تمایل درون یک تاماگوتی زندگی کنم.

امروز برای یافتن علت مرگم ، وارد اینجا شدم.

میفهمم

- چیکار میکنی؟ - با پلیس تماس میگیرم، دیگه چی؟

خواهش میکنم. حتی اگه دروغ میگی باید یه خلوص نیتی داشته باشی

من فقط اونو میدونستم

پس ، من حقیقت را برای شما بازگو خواهم کرد. در حقیقت...

من معشوقه مخفی جیانگ‌ هائو هستم

جیانگ هائو! من هوادار جیانگ هائو هستم و دیوانه وار عاشقشم.

برخورد غیرمعمول به دختر معمولی مثل من اجازه داد ،

براش جلب توجه کنم

اینطوری شد که کنار هم قرار گرفتیم

ما روزهای شادی رو کنار همدیگه داشتیم

ما لحظات شیرین و حتی گاهی مشاجره داشتیم

اما میدونم عشقی که داشتیم واقعی بود. - پس میدونستی که جیانگ‌هائو و سو یوان چینگ از هم جدا نشدند اما همچنان با اون بودی

شما به من می گویید که این عشق واقعی است؟

این همون چیزی بود که باعث شد ما با عشق از هم‌جدا بشیم

نمیفهمید؟

تحمل نداشتم که ببینم عشقم با زن دیگری هر روز در رسانه ها ظاهر می شود.

من میخواستم ازش جدا بشم اما اون گفت که میخواد با من ازدواج کنه

اون... نمیاد

پس همه تلاشتو کردی تا توجه منو جلب کنی

حتی وارد صنعت سرگرمی شدی تا درباره من تحقیق کنی

اون مدتها پیش از دنیا رفت و باز هم تو این کار رو انجام میدی؟

کی باور میکنه که این عشق واقعیه؟

بله، این عشقه. من عاشق بدنم هستم

درسته. چیزی که گفتی درسته. این بخاطر عشق نیست.

قرار بود جیانگ هائو با من ازدواج کنه ، 15٪ از سهامش در شرکت سرگرمی آبی ، نصفش قرار بود مال من باشه. من اعتقاد ندارم که اون همینجوری مرده.

باور نمیکنم که هیچ حرفی برای من بجا نذاشته

من حقیقتی که پشت مرگشه رو پیدا میکنم بدون توجه به چیزی

فقط اینجوری باورش میکنم. حالا که اوضاع اینجوریه، بگذارید با هم صادق باشیم

چیزهایی که در ادامه میگم اشاره ای به شرکت آبی نداره

اینها توضیحاتی هستند که من بهتون میدم شخصا.

روزی که‌ جیانگ هائو مرد، احساساتش بدلیل رسوایی در کمترین حالت بود. ما مدت طولانی با هم صحبت کردیم

جیانگ‌هائو، این اولین روزت در شرکت سرگرمیه؟

میخوام همین الان بدونم اون کیه! اگه قراردادم رو تمدید نکنم، بیزینستون از بین میره

- اینو برام‌حل نمیکنی؟ - ما یه جر و بحث کاری داشتیم

اون خیلی زود رفت شاید, فقط شاید, بنظر بین اون و جویی رن اختلاف نظر وجود داشته

و این باعث شد که موقع رفتن متزلزل باشه

سلام.- بیا همو ببینیم.

نیازی نیست

من فقط خواستم بهت بگم

فردا بعد از ظهر یه کنفرانس مطبوعاتی دارم

حدس بزن چی میگم. اگه تو بیای،

یه انتخاب برد-برد داری. منتظرت هستم. من از تهدید بیشتر نفرت دارم. هرجور راحتی

باشه. برای امروز شروع کنیم،

اگه این موضوع تا حدی تشدید بشه که از دست خارج بشه

منو سرزنش نکن. من قبلا بهت هشدار داده بودم

فکر کردی کی هستی؟

نه ، سان شیائو تائو از صنعت سرگرمی نیست.

شاید این اونو بترسونه. من باید در این مورد باهاش صحبت کنم

برو بمیر

من اهمیتی نمی دم تو قبلاً کی بودی و انگیزت چیه. اما حالا، تو سلبریتی من هستی ،

بنابراین باید کارهایی را که به شت اختصاص دادم بر اساس مقررات من انجام بدی.

و همچنین، دیگه فکر بیخود نکن

این آخرین شانسیه که بهت میدم

من اینو باور نمیکنم

در حین تشییع جنازه ، تابوت را چک کردم. من در آنجا نبودم

جسد جیانگ هائو

تو فقط اون ترفندای غیر قانونی رو انجام دادی تا حق السهم بگیری؟

تو شرایط حق السهم منو زیادی تحقیر میکنی

من از ابتدای کارم به موفقیت رسیدم. فکر میکنی همچین کمپانی کوچیکی میتونه منو ناراحت کنه؟

در مورد جسد جیانگ هائو ، بازسازی آن پس از تصادف سخت بود بنابراین ...

تو می دونی که جیانگ هائو وقتی که هنوز زنده بود ، به زیبایی کامل اهمیت زیادی می داد. در حال حاضر گزارشگرای مزخرف زیادی وجود داره.

چگونه می توانم به دیگران اجازه دهم او را در آن حالت ببینند؟

واقعاً چه دلیلی دارد که من برای گذراندن این همه مدت سخت تلاش کردم؟

چه مسخره! داشتم با امید درخشانی برنامه ریزی میکردم

که من می توانم بدن خودم را پیدا کنم. این می تواند به این دلیل باشد که نمی توانم قبول کنم که مرده ام؟

من صحبتهام رو کردم. چیزی برای گفتن به اون داری؟

کی میخوای بزرگ بشی؟

به اندازه کافی از این زن رنج نمیبری؟

چیزی که گفتی... راسته؟

تو عاشق برادر جیانگ هائو هستی؟ تو این همه کار را به خاطر او انجام دادی؟

هرکاری که قبلا برای من کردی، تشویق کردنت،

فن من بودن، ازم حمایت کردن،

گفتی میخوای با من قرار بذاری، اینا همش بخاطر برادر جیانگ هائو است؟

کدوم حرفت راسته کدوم حرفت دروغ؟

درسته. چیزی که شنیدی تمام حقیقت است.

من واقعاً عاشق مخفی جیانگ هائو هستم.

فکر میکنی کی هستی؟ چرا باید دوستت داشته باشم؟

هی! میتونی درست راه بری یا نه؟

این آدم حتی نمیدونه کجا پاشو میذاره

جیانگ هائو

تو این حالت چیکار میکنی؟

ازین به بعد، قصد داری تبدیل به سان شیائو تائو بشی؟

جیانگ هائو! مشکل چیه؟

به من اهمیتی نده!

چطور میتونم بهت اهمیت ندم؟

چی میدونی؟ من مرده ام! من قبلاً مرده ام! من هیچ جسمی ندارم که به آن برگردم. می فهمی؟

اینجوری نباش. بیا بریم خونه

بریم خونه؟

من مردم

من جسمی ندارم. خونه ای ندارم. نمیتونم برگردم

تو منو داری. یه خونه داری

این جاده راه برگشت به خانه است. در مقابل ، یک نانوایی است.

و بعد از اینکه بپیچی ، آن فروشگاه گل کوچک خواهد بود. بعد با عبور از یک پارک ، به خونه میرسیم. جیانگ هائو ، تو یه خونه داری.

بیا بریم خونه

بریم خونه؟

بعدش چی میشه؟ چیکار میتونم بکنم؟

من حتی نمیتونم تورو ببوسم

چرا بهشت منو اینجا رها میکنه؟

فقط برای اینکه من را به خاطر جهل خود مجازات کنه؟ برای اینکه خودم را معصوم میدونم؟

میدونی،

این احساس عدم توانایی در انجام هر کاری باعث می شود فرد احساس بی کفایتی کند.

ببین، حتی نمیتونم بغلت کنم

موجودیت برای من چه معنی ای میده؟

دستتو حس میکنم که دست منو گرفته

من میتونم صداتو بشنوم. میتونم ببینمت

تو مهمی. در این لحظه،

تو تمام دلیل زنده بودن منی. تو زندگیمو تغییر دادی

این زندگی است که من حتی جرات نمیکردم بهش فکر کنم

تو همه زندگی منو تغییر دادی

تو منو همراهی می کنی و بهم اجازه می دی از نگاه مردم نترسم.

اجازه میدی بفهمم که من هم می تونم توسط کسی مثل تو دوست داشته بشم.

جیانگ هائو

تو بهم گفتی

خود واقعیت رو دوست نداری. اما...

من اون حالت تورو دوست دارم

تو قبلا نبض منو گرفته بودی؟

حس میکنم که دستت دست منو گرفته

دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم

عشقم

دوست دارم. دوست دارم عشقم

حالت خوبه؟

انقدر دپرس نباش. باید راه دیگه ای وجود داشته باشه. چطوره دوباره به بیمارستان بریم یا شاید

من خوبم. نگران نباش

منو ببخش، نتونستم هیچ راه حلی برای مشکلت پیدا کنم

من خیلی خوب بهش غذا دادم. چجوری هنوز گرسنشه

دستت چی شده؟

- چیزی نیست - حتما تاماگوچی خراب شده و این روی بدنت اثر میذاره

فردا تعمیرش میکنم. نگران نباش. درست میشه

این باید با تاماگوچی مشکل ایجاد کنه

رئیس! رئیس! تاماگوچی من دوباره شکسته

دوباره چی شد؟ مشکل چیه؟

نمیتونه کار کنه.

هرچیزی یه تاریخ انقضایی داره. درسته؟

بعد از اینکه تعمیرش کردم. من نمیتونم تضمین کنم که مثل اولش بشه

چی میشه اگه واقعا به ته خط رسیده باشه؟

فقط بیا اونو به سرنوشت واگذار کنیم

نه، من اونو تعمیر نمیکنم

انقدر بی خیال نباش

این در واقع شبیه به بستری شدن در بیمارستان برای انجام عمل است.

این کار سخت تر از انجام عمل جراحی است.

اون صداتو میشنوه؟

جراحی باعث نجات جون افراد میشه. حد اقل باید یه تجربه ای وجود داشته باشه

یا اونها جرات تضمین کردن نمیکنند. به علاوه، این نوع از تاماگوچی که تو داری در حال حاضر منقضی شده

شما قبلاً بسیار خوش شانس بودید که توانستید مرا پیدا کنید تا آن را برای شما ترمیم کند.

حالا چی؟ اگه بخواید اونو تعمیر کنید میتونید. دو روزه تعمیرش کنم یا نه؟ - دو روزه؟ - آره

بای بای

خانم کوچولو ، با کی خداحافظی می کنی؟

رئیس ، من اینو تعمیر می کنم.

اما مراقب باشید حتی خیلی هم مراقب باشید. این برای من واقعاً مهم است.

خیلی خب. بعد دو روز بیا تحویل بگیرش

ممنون بابت سخت کوشیتون

من برگشتم

شیائو تائو! به چیزی که گرفتم یه نگاهی بنداز

این چیه؟ این یه دعوت نامست که همه فارغ التحصیلان برتر دبیرستان رو دور هم جمع میکنه

اجازه دهید به شما بگویم. فقط فارغ التحصیلان دانشگاه های برتر هستند

میتونی در این شرکت کنی

شیائو تائو ، قبل از محبوبیتت ، آنها اصلا ما را دعوت نمی کردند.

محبوب بودن متفاوت است. بیا بریم.

اما امروز کار دارم و باید تا دیر وقت کار کنم

شیائو تائو، اونا در اصل تو رو دعوت کردند، من فقط پشت بند تو دعوت شدم

اگه تو نری، منم خجالت میکشم که برم

خیلی خب. پس تو برو و از طرف من از اونها معذرت خواهی کن. بعد بهشون بگو که دفعه بعد حتما خواهم رفت. باشه؟

خیلی خوب! عالیه! پس ، می توانی لباسهات رو به من قرض بدی؟

چون من می خوام با لباس های باشکوه ظاهر بشم و همه رو با زیبایی خودم متحیر کنم.

جانگ جی جی.

قصد داری خبرهای خیلی قشنگی از خودت منتشر کنی؟

میخوای با دومین مرد پولدار جهان بری سر قرار؟ نمیترسی که جائو جی حسودی کنه؟

اگه باعث میشه جائو جی حسادت کنه پس عالی میشه

میرم لباسمو انتخاب کنم . بای بای

در واقع ، برخی از آنها بسیار خوب گرفته شده اند.

- بنظرم سمت راست صورتت بهتر از سمت چپشه - اینطوره؟

درسته. پس در آینده هر وقت خواستی عکس بگیری از سمت راست بیشتر بگیر

شکل صورتت در واقع بد نیست. نسبت گونه و فک پایینت درسته.

موقع گرفتن عکس سعی کنید این قسمت رو پوشش بدین. بعد حالت بدنت رو یکم ریلکس کن تا نتایج یکم بهتر بشه.

و همچنین موهات ... رنگ موهات... به نظر می رسه که باید آن را کمی رنگ کنی.

یکم زیادی تاریک و عمیقه

جی جی کوچولوی من ، امروز چطور شدی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left