The first 158 lines.
،شنیدم وقتی مسافرت بودن .اتوبوس تصادف کرده
...فکرش رو بکن، باهم پدر و مادرت رو ازدست بدی
فقط یه پسر دارن، آره؟
.بله
...امیدوارم سوبارو کون حالش خوب باشه
...سوبارو
ستگربه یک قیماتاهم
رویارویی با ناشناخته
.این دنیا پر از آزردگی و رنجشه
.بفرمایید .منابعی که می خواستی
.ممنونم
ترفند های داد و ست دادکاه .برای بردن هرنوع محاکمه ای، از این ترفند ها استفاده کنید
.میکازوکی کون، واقعاً خیلی کتاب می خونی
خب، به نظرت موضوع کتاب بعدیت رو می تونی پیدا کنی؟
.نه، فعلاً
...خب خوندن عالیه
اما شاید اگر بری بیرون .بتونی چندتا سوژه پیدا کنی
.می دونستی الان اینجا خیلی معروفه
یه کم پیش تصمیم گرفتم که ...ملاقات بعدیمون اینجا باشـ
...کاواسه سان
ویراستارم شدی تا بتونی مزاحمم بشی؟
ها؟
!این خوشمزه ست
واقعاً؟ بعدش چی شد؟
من رو آوردی تو جایی که ...پر از آدمه
!ببخشید
!من توی این همه سر وصدا نمی تونم فکر کنم
.پس من می رم. با اجازه
...بـ باشه
.به خاطر کتاب ها ممنون
...اصلا اهل چونه زدن نیست
.میکازوکی سوبارو، نویسنده ی ناشناس
.غیراجتماعی و بی علاقه نسبت به مردم
ویراستار قبلیش به خاطر التهاب معده .جابه جا شد
گل فروشی اهبایاشی
.با احتیاط باید باهاش رفتار بشه
ای کاش توی یه جزیره ی متروک .بودم و توی کتاب ها غلت می زدم
آرامگاه خانوادگی میکازوکی
راستی، مادر پدرم همیشه .می خواستن که من رو هم ببرن اینور اونور باخوشون
.اما بیرون رفتن یعنی دیدن مردم
!هی، من اون کتاب رو خوندم
واقعاً؟ قصه ش چیه؟
خب، تهش معلوم شد که ...دوست نقش اول
!بسه
!واقعاً؟
!خفه شو! خفه شو! خفه شو
آره! من حتی نفهمیده بودم !که اون اونجا بوده
شیرینی خیال کردن ادامه ی داستان !رو برام خراب نکن
نمی خوام دیگه کسی .مزاحمم بشه
...مامان، بابا
خوشبختانه، می تونم غذا بخورم .و رو پای تصوراتم وایسم
.پس نگران من نباشین
این دلیل دیگه ایه که باید .یه داستان جدید پیدا کنم
...قبل اینکه کاواسه سان کار دیگه ای بکنه
!گازم گرفتن
.عه، گربه ست
...فکر کردم از توی قبر پرید بیرون
....دهنش من رو یه کم یاده مامان
.آه، بیخیال. مسخره ست
!موضوع کتاب جدیدم رو پیدا کردم
...از سایه ها
...از کوچک ترین سوراخ ها
...از پشت تاریکی
لحظه ای که اون چشم های تیز !و خیره رو دیدم، گرفتار شدم
...و حالا
.یک گربه دنبال زندگی منه
.سلام. کاواسه هستم از انتشارات کوگوما
.ایمیل ـت رو دیدم
یه گربه ی مرموز، هان؟ !جالب می زنه
!گربهه حتی دنبا زندگیه یه نفره
.که اینطور. ممنون
پس این کتاب جدیدی میشه که .همه منتظرش هستن
من فصل اولش رو تا آخر این ماه می خوام. مشکلی نداری؟
.نه
.طرح کلی داستان رو می دونم
.پس خدانگهدار
!موج های کشنده می ده بیرون
.تو قطعاً یه قاتلی
داره به رفیقش پیام می ده؟
.نکن تارو. آروم باشه
آه، سوبارو کون ـه؟ می خواد چیکار کنه؟
!مسیر پناهگاه مخفیش
،با جرقه ای از الهام !بال های خیال گشوده می شن
هیچوقت فکرش رو نمی کردم که .چیزی جز کتاب بتونه بهم الهام بده
کی فکرش رو می کرد؟
!هی، سوبارو
...هیروتو
همه ی سوسیس ماهی هات اینجان؟
...رواعصاب
!هیروتو
دزدکی نرو خونه ی مردم !بدون اجازه گرفتن ازشون
!یخچالمم بدون اجازه خالی نکن
!خونه ی مامان بابات، سه تا خونه اونورتره همش
....آره، اون .گوش کن سوبارو
توی خارج کیف پولم رو زدن ...بعد که یه جوری تونستم برگردم خونه
.طبقه ی بالاییم آتیش گرفته بود، دود داشت
.بعد کل خونه م خیس خالی شده بود
...هیچی پول نداشتم، گشنه م بود
،بعد وقتی که رفتم خونه ی مامانم اینا .خونه نبودن
.خیلی بدبختی کشیدم
...آه، راستی
!سوغاتی برات آورم
.لازمش ندارم
راستی سوبارو... اون چیه؟
.ها؟ گربه ست
.آره می دونم اینو خودمم
.تازگی ها آوردمش
!ازش نگه داری می کنی؟
تو؟ کسی که به هیچی جز کتاب اهمیت نمی ده؟
!گربه نگه می داری؟
.خفه شو
واقعاً؟ تو؟
!چرا گریه می کنی؟؟
.یه جورایی انگار... خوشحالم
هی پیشی. دفعه ی بعد .برات یه چیزی میارم
با سوبارو مهربون باش، باشه؟
!گمشو خونتون
زندگی پیشی
زندگی پیشی
!برای پیشی از طرف هیروتو
تماس ورودی
کاواسه آتسوشیسان
انتشارات کوگوما
.آه. سلام. کاواسه هستم
کتاب گربه ای که فرستادم رسید به دستت؟
محل های مورد علاقه ی گربه ی من
.آره، همین الان
.جداً که منابع زیادی درباره ی گربه ها هستش
.چندتا دیگه هم بعداً می فرستم
عه راستی، می دونستی که گربه هاـــ
.اطلاعات بی فایده به دردم نمی خورن
گربه ها فوق العاده هستن
ها؟
از اینکه مردم می پرن وسط تخیلاتم .بدم میاد
!آه، صحیح
.ببخشید
.لطفاً در آینده بیشتر حواستون رو جمع کنین
میکازوکی سان بود؟
بچه ی خوبی می زنه اما .بعضی موقع ها پاچه می گیره
.یه کم نامهربونه
سر و کله زدن باهاش یه کم سخته .اما یه نویسنده ی محبوبه
سعی کن عصبانیش نکنی .تا نره دنبال یه انتشارات دیگه
...آه، راستی
می خوای تا وقتی که آخرین مهلتش تموم بشه .حواست بهش باشه
.یه نفس راحت نمی تونم از دستش بکشم
.می خوام خودم فکر کنم درباره ش
.برای همین چیزا از مردم بدم میاد
!جاسوس
!آخ
غذای گربه؟
!چیه؟
دقیقاً دنبال چی ای؟
!شاید تله باشه
یه تله برای پایین انداختن گارد طرف !و فرستادنش به اون دنیا
!این برای کتابم خوبه
.تو خیلی باحالی
...مثل ملت خودتو قاطی کارام نمی کنی
.محرک تخیلاتم هم هستی .این عالیه
No comments yet. Be the first to leave one.