The first 24 lines.
"ارتباط؟ اینها فقط نظره"
برای امروز... نودل رو انتخاب می کنم!
وای نه، انرژی...
"پس، با ریختن آب رویِ صورت شروع میشه؟"
بانوی من! بانوی من! منو میشناسید؟
"من این همه راه رو تویِ زمان سفر کردم که فقط گرسنگی بکشم؟"
لطفا یه کم دیگه صبر کنید! مونگ ریونگ تو راهه! (داستانِ چونیانگ...سولبین الان چونیانگه)
مونگ ریونگ؟
بله، ارباب جوان، مونگ ریونگ
بانوی من!
بانوی من!
دقت کن، تو دختر یه فاحشه ای
میدونی گناهِت چیه؟
"درسته، این داستان چونیانگه"
تو به عنوان یه خدمتکار متولد شدی، و باید وظایفت رو به عنوان یه خدمتکار تمام و کمال انجام بدی!
اما مُدام در مورد پدرت حرف میزنی، و حاضر نیستی به من خدمت کنی؟!
من خوشتیپم، خوش هیکلم
چرا؟ آخه من چه ایرادی دارم؟
قبول
قبول؟
بذار اول غذا بخورم
چرا همینطور اینجا وایسادید؟ فورا آزادِش کنید!
No comments yet. Be the first to leave one.