The first 200 lines.
کار من نبود
"انتقامجویی یک پلیس، محاکمه عادلانه را غیرممکن میسازد"
"شکایت از پلیس پروندهی قاتل مردهسوز را مختل میکند"
رُز؟ خواستم بدونی که من اون نامه رو نوشتم
من گزارشت رو دادم
ولی گزارش رو به مطبوعات ندادم
خودت رو خجالت زده نکن، چمبرز
همگی بلند شین!
با توجه به این اتهامات
نه تنها چندتا از اظهارات شاهدین فاقد اعتبار فرض شده بودن
بلکه پیامهای الکترونیکیای که دولت
بر اساس آن محاکمهاش را انجام داده
بدون مجوز به دست اومده بودن. فقط میتونم از قربانیها و
خونوادهشون عذر خواهی کنم
پلیس شما رو مأیوس کرد
آقای هوپر، شما آزادین
میتونین به دادگاه درخواست بدین تا هزینههاتون پوشش داده بشه
«رگـدال»
رُز هستم...
هوم...
بذار یه خودکار بردارم
راستی، چندتا؟
چقدر جزئی؟
آها
153، هلکراس
خونه...
سلام!
ترافیک چطور بود؟
خوش اومدی به این محله و از این حرفا
اینکه دوچرخه تو نیست
نمیخوام بترسونمت، خانوم
ولی فکر کنم دزدیده شده
اوه، ازت بعید نبود
گوش کن. بهتر از دیوونه خونهست
تیمارستان - به نظرم "دیوونه خونه" تجربهی -
زندگیم تو اون سگدونی رو بهتر نشون میده
صحبت سگدونی شد...
هفتهی بعد پایهای بریم "لگو لند"؟
میذاری سیگار بکشم؟
اه، بوش رو لباست میمونه
خب، به برادرزادههات بگو نزدیک من نیان
ازت خوششون میاد - نمیتونم با ترس از بغل شدن -
به زندگیم ادامه بدم
ترست اینه؟
نه از کسی که بهخاطر کشتن سه تا پسر با چکش دو شاخ دستگیرش کردی
چکش آجر، پنجهی آدم فرهیخته
اصلا تو زمین گیر و خلع سلاح کردنش درنگ نکردی
عاشق این کار بودم
و میدونی... حالت خوبه؟
تو از من میپرسی حالم خوبه یا نه؟
الان دیگه ذهنم بازه
سه تا برنامهی مدیتیشن و
تو آپارتمان هم دمنوش آیاهواسکا دارم
خوبه. دفعه بعد که "امسی همر" گوش بدم
تحریک نمیشم
قربان؟ سر بازرس بکستر هستین؟
اون بکستره، ای احمق
ببخشید، خانوم
مرسی - خواهش میکنم -
آسانسور بده و پلهها بدتر
معمولا برعکسه
چیز مهمی نیست فقط قراره بررسی کنیم
شیر جو دو سره
"مجتمع هلکراس"
مرسی - وضعیت چقدر بده؟ -
میخوان از این یکی پادکست درست کنن
بعد از شما، خانوم
اوه، پای سمت راست به یه مرد سیاهپوست،
پای سمت چپ به یه خانوم سفید پوست،
دست سمت راست به یه خانوم آسیای شرقی
دست سمت چپ هم به یه مرد سفید پوست تعلق داره
بالاتنه به یه مرد سفید پوست و سر هم به یه خانوم سفید پوست
خب، عجیبترین چیزی نیست که تا حالا دیدم
تو 10 تای برتر هست؟ - شاید هفتمی -
اون مرد مُردهای که تو پناهگاه تنها بود رو یادته؟
اوه، آره. عالی بود
برای شجاعت زیادش تو سه تای برترمه
برشهای دقیق و تمیزی داره. کالبدشکافی شده؟
داره آب میشه
تمام اعضای بدن یخ زده بودن. بالا تنه و سر تازهان
خب، قراره چی صداش بزنیم؟ لوکو شانل؟
ایزی میاکی - تامی کیلفینگرز -
مایکل کورپس - پرادا مردرا چطوره؟ -
باید روی مهارت حرف زدنت کار کنی
اون چیه؟
نعناع، از کافی شاپ گرفتم
تو مراکش وقتی میرن چرم فروشی ازش استفاده میکنن
...چرم گاو بو میده برای همین - باشه -
یه داروخونهای رو چک کردم
تمام محصولات نعناع دار روغن نخل داشتن
و میخوام یه سال سمت این محصولات نرم
با خودم فکر کردم بزرگترین مشکلم باید شامپو باشه
امیلی؟
اون شبیه کیه؟
هوپر - مارک هوپر -
قاتل مُردهسوز
این مثال یه اسم مستعاره ضعیفه
چون معمولا وقتی آدم میمیره سوزونده میشه
پس خوب نشون نمیده که هوپر چه آدم عوضیای بود
مگه هوپر تو زندون نیست؟
بیاین سر در بیاریم
آب لیموئه. 5 دقیقه دیگه بوش میره
مرسی
ببخشید. دارم تلاش میکنم به زندگی تو اینجا عادت کنم
تو تصورات من، نیو جرسی پُر از گانگستراییه که در حال انجام کارای وحشتناکن
خب، من تو زادگاه خودم پلیس بودم. مثل یه شهر دانشگاهی بود
یه شهردار خانوم داشتیم، کلی آبجوی محلی طعمدار شده
خشونت بیشتر اقتصادی بود
پس شهر آرومی بود. چرا نقل مکان کردی؟
با یه دانشجوی تحصیلات تکمیلی بریتانیایی آشنا شدم
آخر ترم میخواست بره
و من با خودم گفتم: " اگه الان نه، پس کی؟"
و بعد 3 سال اینجا زندگی کردم و
به استادای دانشگام گوش دادم که دربارهی سیاست حرف میزدن
و متوجه شدم این کاریه که قراره
تا آخر عمرشون انجام بدن. فقط حرف بزنن
آره
خانومها از مراکز غیر انتفاعی هنوز در تلاشن تا حرفاشون شنیده بشه
مگه اینکه تجاربی داشتن باشن که
بیانگر تصورات محافظهکارانه از این باشه که
چه چیزی یه رهبر خوب رو میسازه
و راه حلت اینه که یه قاتل سریالی رو دستگیر کنی؟
خب، عموماً اونا محبوب نیستن
حتی بقیهی سفید پوستها میگن: "نه، اون با ما نیست"
خیلی از خودت مطمئنی
راستش من خیلی خود انتقادگرم
چون بیشتر از هر کسی از توانایی خودم خبر دارم
خب، تو و رُز همیشه با هم رابطهی خوبی داشتین؟
خب، اول از همه، اون سر بازرس من بود
ولی آیا همیشه پیش بقیه افراد واحد هواتو داشت؟
آره، میدونم همشون مردن ولی "ارباب مگسها" که نیست
مشکلی نداری
به هر حال، همکار رُز شدن تغییر شغل فاجعهآمیزی بود
ولی هیچوقت به جرم ضرب و شتم مارک هوپر متهم نشد
اون موقع رُز "اختلال اضطراب پس از سانحه" داشت
دیگه کاملا حالش خوب شد
خب، از تیمارستان آزادش کردن. این دوتا باهم فرق زیادی دارن
سیمونز داره زنگ میزنه. باید جواب بدم
بدون من شروع کن
دلیل مرگش بهخاطر غذاییه که خورده؟
مثلا یه صدف خوراکی فاسد؟
فکر میکردم غذاهای زندان 80 تا 95 درصد کربوهیدراته
پنجشنبه تو غذاخوری زندان مُرد
فقط همین رو میدونم
لعنتی
قبل از اینکه شوخطبعیت گل کنه، باید بگم
اینا برای بکستر و اون آقاییه که چکش دو شاخ داشت
چکش آجر بود. خیلی فرق دارن
هوم
طرف دستتنها یه قاتل رو به به حبس ابد و یک روز محکوم کرده
اونوقت مثل "ماریا کری" باهاش رفتار میشه
از لحاظ فنی، اون قاتل سریالیه
خب، برای قاتل سریالی حدنصاب باید بیشتر باشه
سه نفر که اصلا قتلعام هم حساب نمیشه
چیزی از صاحب خونه دستگیرت نشد؟
آپارتمان رو به یه آقایی به صورت آنلاین اجاره فرعی داده
اون مرده هم به صورت نقدی حساب کرده
گذاشته تو پاکت و انداخته تو صندوق پستی
خب، من سرنخهای بهدردبخوری پیدا کردم
زخم روی دست چپ از یه عمل جراحی حاصل شده
با اشعه ایکس داره ازش عکسبرداری میشه
و دست راست تتوی خیلی خوشگلی از
سگ "پامرانین" داره
و اینم از این که باید تایید بشه
هوپر با "تترودوتوکسین" کشته شده
یه نوروتوکسینی که تو طبیعت پیدا میشه
ظاهرا، تو ماهی بادکنکی پیدا میشه
به رابط واحدت اطلاع دادم
بازرس چمبرز، رفته مرخصی
خب، پس برای همینه
باید با تمام کارکنان و زندونیهایی که تو روز مرگ هوپر
تو غذاخوری بودن، صحبت کنیم
صبر کن ببینم. چی میگی؟
خب، من فرضم اینه که شما مرگ و میر زیادی تو زندون نداشتین
که یعنی یه نفر اینجا مخصوصاً هوپر رو مورد هدف قرار داده
نه. مارک هوپر اخیرا تنها گیاهخوار
زندانِ فوقِ امنیتی شده بود
اوه، بخشی از برنامهی بازپروری بود؟
اون جامعه ستیز بود. میخواست حس کنه که خاصه
فکر کنم غذاش باید خارج از زندون آماده میشد
هزینهی زیادی هم داشت
آدم دلش میخواد اعدام رو برگردونه به مجازات
برای همین آشنا به نظر میاد
یه قسمت از انیمیشن "سیمپسونها"
هومر که قبلا هیچوقت سوشی نخورده بود، توسط ماهی بادکنکی مسموم میشه
تا حالا این برنامه برنامه رو ندیدم
ولی میمهاشو دیدم
ای خدا. باید با صاحب مرکز تهیه غذا صحبت کنی
غذای هوپر یا اونجا مسموم شده بود
یا تو راه حملونقل به زندون
به نظرم گیاهخوارا اصلا امنیت ندارن
منم گیاهخوارم
اوه، منظورم اینه، اصلا شکی توش وجود نداشت
هوپر؟ - مسموم شده بود -
با درد و رنج مُرد؟
باید بدون درد مُرده باشه
ولی بیش از حد طول کشید تا بمیره؟
تقریبا فوری بود
متنفرم از این که حق با من بود - نه، نیستی -
No comments yet. Be the first to leave one.