INVINCIBLE

INVINCIBLE

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Invincible S03E01 YOURE NOT LAUGHING NOW 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
Invincible S03E01 YOURE NOT LAUGHING NOW 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-Kitsune
Invincible S03E01 YOURE NOT LAUGHING NOW 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-APEX
Invincible S03E01 YOURE NOT LAUGHING NOW 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Invincible S03E01 YOURE NOT LAUGHING NOW 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Invincible S03E01 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-SuccessfulCrab
Invincible S03E01 YOURE NOT LAUGHING NOW 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 265-YELLO
Invincible S03E01 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Invincible S03E01 YOURE NOT LAUGHING NOW 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-Kitsune
Invincible S03E01 YOURE NOT LAUGHING NOW 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-APEX
A Commentary by Stephell
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | مهدی ابوئی و عرف ◄◄🟨

Tags

webdl
Published on: 2025-02-27
Downloads: 162
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«آنچه در فصل قبل گذشت»

‫بینهایت بُعد وجود داره.

‫و قدرت منم اینه که به همشون ‫دسترسی دارم.

‫جهان ایده‌آلمو

‫با خون نمی‌سازم.

‫باید مجبورش کنم ‫تاوان بده!

‫دارک‌وینگ توی تولد 12سالگیم بود،

‫پس تقریباً مطمئنم که کسی رو نمی‌کشه.

‫مارک مثل باقی ویلترومی‌ها نیست.

‫اون فقط می‌خواد که ‫از دنیاش محافظت کنه.

‫اینوینسیبل رو بیار اینجا.

‫اون کلید پیروزیه.

‫این بچه، برادرِ مارکه.

‫که برای من هم خانواده به حساب میاد.

‫ویلتروم فهمیده ‫که پست خودمو ترک کردم.

‫برادرت رو به عنوان یه گونۀ پست‌تر ‫می‌بینند و اونو می‌کشند.

‫پدرت اعدام میشه.

‫تو مأموریتش رو به عهده می‌گیری ‫و سیاره رو برای حکمرانی ما آماده می‌کنی.

‫متاسفم که با جونت قمار کردم.

‫پناه بر خدا. تو ویلترومی‌ای؟

‫فکر کنم همه‌چیز ‫توی این کتاب‌ها واقعی‌ان.

‫چیز‌هایی که می‌تونه ‫به ویلترومی‌ها صدمه بزنه.

‫تو به کلۀ لعنتیم شلیک کردی!

‫من 39 دفعه مرده‌ام.

‫با وجود اینکه هر دفعه، ‫مقدار کمتری ازم باقی می‌موند.

‫الان همراه من بیا، ‫وگرنه این زن می‌میره.

‫چندتا از بازجاندارهای جدیدم ‫همین حالا آمادۀ مبارزه هستند؟

‫جواب سوالم رو بده.

‫وظیفه‌ام کشتن تو نیست.

‫به‌زودی، یکی دیگه میاد.

‫چی‌کار کنیم، مارک؟

‫- نمی‌دونم. ‫- شاید جواب همینه.

‫فکر کردی خودت ‫توی این داستان بی‌گناهی؟

‫دیگه هرگز اجازه نمیدم...

‫کسی به خانواده‌ام آسیب بزنه!

‫باید یاد بگیرم که خودمو کنترل کنم.

‫- منو یادته؟ ‫- برای چی اینجایی؟

‫به‌خاطر تو اومدم.

‫ایو، این خودتی؟

‫به من نگو.

‫بهش بگو که دوستش داری.

‫یا بهش بگو که دوستش نداری. ‫فقط یک چیزی بهش بگو.

‫فکر کنم... ‫دلم برای زنم تنگ شده.

‫بهتر از این‌ها می‌تونی بزنی.

‫حسابی قراره اذیتت کنم.

‫اوه!

‫من موفق شدم.

‫من موفق شدم!

‫من برنده! من برنده! من...

‫این دومین دفعه‌ای هست که ‫زود جشن گرفتی.

‫حالت خوبه؟

‫نه! تو بدجنسی!

‫باشه.

‫خیلی‌خب، بذارید بچه استراحت کنه.

‫موی دماغمون شده، ‫اما والدینش نگران هستند.

‫ناسلامتی هشت سالشه.

‫پدافند جهانی از شما و پسرتون ‫بابت کمک قدردانی می‌کنه.

‫و مطمئن باشید که همچنان ‫به‌دنبال درمانی برای وضعیتش هستیم.

‫بعدش نوبت چیه؟

‫هو! اه، خدایا!

‫آه.

‫هفت دقیقه و 42 ثانیه.

‫رکورد جدید.

‫دمت گرم.

‫هی، میشه یکی به آرت خبر بده؟

‫اگه قراره این‌کارو ادامه بدیم، ‫به 20تا لباس جدید نیاز دارم.

«امپایر بست تی‌وی در شبکه‌های اجتماعی» @EmpireBestTV

‫مـــتـــرجـــمیـــــن: ‫ .:: مهدی ابوئی و عرف ::.

‫می‌تونستم...

‫می‌تونستم سریع‌تر انجامش بدم، ‫ولی دوباره توی راه برگشت گم شدم.

‫خب، بازم خیلی سریع بود، مارک.

‫نگهش دار.

‫و...

‫خوبه.

‫اون سنگین‌ترین چیزی بود که ‫تونستیم برای مارک پیدا کنیم

‫و اونم تونست بلندش کنه.

‫بیخیال، دونالد. از کی تا حالا ‫گذاشتیم همچین مسئله کوچولویی

‫اجازه نده دنیا رو نجات بدیم؟

‫وقتی کارمون باهاش تموم بشه،

‫بالاخره مثل اسمش...

‫شکست‌ناپذیر میشه!

‫«اینوینسیبل» ‫«فصل سوم - قسمت اول»

‫در طول 90 روز گذشته، ‫سرعت مارک 65درصد افزایش یافته،

‫استقامتش 70درصد،

‫و قدرتش...

‫بررسی کردیم که اشتباه نباشه،

‫138درصد.

‫تیم تحقیقات الان داره روی ‫یک نسخه سنگین‌تر کار می‌کنه.

‫پس سوال اصلی الان اینه که:

‫می‌تونه اون زن ویلترومی‌ای که

‫سه ماه پیش باعث شد شلوارمون رو ‫خیس کنیم، شکست بده؟

‫امیدواریم.

‫اما گفت یکی خیلی بدتر قراره بیاد.

‫برای همینه که ما هم ‫به اینجا بسنده نمی‌کنیم.

‫مارک و هر نقشه دیگه‌ای که داریم.

‫پناه بر خدا!

‫چه خوب به یک ابرقهرمان، ‫حسِ ناکافی بودن می‌دید.

‫خوبه که روز تمرینات پا نیست.

‫سلام، رکس.

‫آره، سیسل برام برنامه‌ی ورزشی ‫ترتیب داده.

‫آره.

‫مشخصه.

‫خب آم، پول همه‌ی این‌ها ‫چقدر شده، سیسل؟

‫برای همینه که قهوه‌ساز توی ‫مقر محافظین هنوز خرابه؟

‫یه دست جدید برات خریدیم، رکس.

‫- اونم ارزون نبود. ‫- آره.

‫و این سومین دفعه‌ست که برگشتم ‫تا دوباره تنظیمش کنید.

‫ببین، الان می‌خوام بهت انگشت وسطی رو ‫نشون بدم ولی نمی‌تونم.

‫اوه، رفیق، اون انگشت موردعلاقه‌اته.

‫انگشت موردعلاقه‌امه.

‫انگشت موردعلاقه‌اشه، سیسل.

‫نمیشه یه کاریش بکنیم؟

‫آها.

‫خدمات مشتریانِ اینجا افتضاحه.

‫قربان، شاید باور نکنید،

‫اما به‌نظر میاد که یکی داره ‫اعلامیۀ استقلال رو

‫از ساختمان بایگانی ملی می‌دزده.

‫با یک حدس میشه فهمید کار کیه.

‫نه، کار دکتر سایزمیک نیست.

‫اون هنوز توی زندانه.

‫نظرت چیه عضله‌های جدید رو ‫امتحان کنی؟

‫- حتماً. ‫- واو.

‫من درست همینجا وایسادم.

‫حداقل می‌تونید تظاهر کنید ‫که کمک منو هم می‌خواهید.

‫شاید بهتره رکس رو هم ببرم.

‫معلوم نیست یارو چقدر قویه.

‫و شاید چیزهایی باشه که ‫بخواهیم منفجرشون کنیم.

‫باشه، رکس رو ببر.

‫لعنت به جفتتون.

‫ساختمان بایگانی ملی. ‫واشنگتن.

‫گفتی مشکلی پیش نمیاد.

‫گفتی می‌تونی لیزرها رو غیرفعال کنی.

‫حالا داریم گذشته رو خراب می‌کنیم.

‫تکنولوژی به این قدیمی، راحت نیست.

‫عملاً از چوب ساخته شده.

‫- هی! ‫- اما از چوب ساخته نشده.

‫از مدار و برق

‫و چیزهایی که ناسلامتی باید بلد باشی، ‫ساخته شده.

‫آروم باش! حداقل سه دقیقه وقت داریم

‫- تا پلیس از راه برسه. ‫- آهای، کسخل‌ها!

‫روز اشتباهی رو برای دزدیدن یکی از ‫آثار باارزش تاریخ آمریکا انتخاب کردید.

‫خب، البته که روز درستی هم براش نداریم.

‫اما می‌دونی منظورم چیه.

‫حالا قراره دهنتون رو سرویس کنیم.

‫چی؟

‫اون‌ها که پلیس نیستند.

‫خب پس...

‫ایو میگه چند ماهه که تو رو ندیده

‫و اینکه داری ازش دوری می‌کنی؟

‫ازش دوری نمی‌کنم، فقط درگیر ‫الیور و تمرینات جدیدم هستم.

‫- سرم شلوغه. ‫- آها.

‫- واو، این یکی سریعه. ‫- بیخیال.

‫تو مجردی. ‫اون مجرده.

‫مشخصه که مدتهاااااست ‫از همدیگه

‫خوشتون میاد.

‫دست از لجبازی بردار.

‫بهش پیشنهاد بده.

‫پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

‫اوه، واقعاً نیست.

‫فقط شش کلمه هست.

‫هی، دوست داری بریم بیرون،

‫لطفاً؟

‫راستش، نه، نه، نه.

‫لطفاً رو نگو. ناامید نشونت میده.

‫برای چی این‌قدر برات مهمه؟

‫خودت قبلاً با ایو بودی.

‫خب آم، جفتتون دوست‌های من هستید.

‫می‌خوام خوشحال باشید.

‫و اگه جواب بده، تا ابد ‫بهم مدیون میشی.

‫باشه، محض اطلاع اگه متوجه نشدی،

‫من مال خودمو زمین زدم.

‫هی، من دارم جلوی خودمو می‌گیرم.

‫نمی‌خوام زیاد بهش آسیب بزنم. ‫فکر کنم یه آدم عادیه.

‫عادی و زهر مار!

‫آره، کاملاً عادی.

‫من بودم، تسلیم می‌شدم رفیق.

‫خودم دیدم که داشت ‫با کره‌ی ماه وزنه می‌زد.

‫مولتی‌پاول؟

‫تو! تو خواهر منو کشتی!

‫هی، هی، هی!

‫من کیت رو نکشتم، داداش.

‫کار لیزارد لیگ بود!

‫تو اجازه دادی بمیره.

‫می‌کشمت!

‫آماده شو.

‫بیخیال!

‫رکس!

‫شرمنده.

‫دارم میام!

‫فایت‌مَستِر، حالت خوبه؟

‫اون یارو واقعاً قویه.

‫بیا بریم.

‫من...

‫کیت رو نکشتم.

‫سعی کردم نجاتش بدم.

‫دروغگو!

‫برید کنار!

‫نه تا وقتی که نکشتیمش.

‫اخطار آخره. ‫نمی‌خوام بهتون آسیب بزنم.

‫مهم نیست چقدر قوی هستی.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left