Specials

Release info

Twenty Again E07
A Commentary by maya20

Tags

other
Published on: 2015-09-20
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سرطان لوزالمعده

میدونم. از قبل میدونستم

بگو ببینم چیکار میخوای بکنی

چرا کسی که داره میمیره اینکارا رو میکنه؟ چرا چیزی نمیگی؟

نمیمیرم

اشتباه شده بود

نِمیمیری؟

مردنی نیستی؟

هی ها نورا ! تو دختره عوضی

پس تو میخوای بمیری؟

- متاسفم - ...من خیلی خیلی متاسفم

...من فقط

فکر کردم می میری

راحت شدم

راحت شدم . خیلی راحت شدم

....هی چا هیون سوک .چا هیون سوک

میدونی من چه حالی داشتم؟

من نگران , ناراحت و متاسفم بودم

مسخره بود

باید زودتر بهم میگفتی که نمیحوای بمیری

تو نپرسیدی

ولش کن . اشکالی نداره

اگه نمیری همه چیز روبراهه همه اش خوبه

اما تو چطور فهمیدی؟

- ...دفتر خاطراتت - ببخشید

مدیر اینجاست

اه , باشه

باید برگردم بعداً حرف میزنیم , باشه؟

بله

سونبه , کجایی؟

ساعت 8 قراره بیاد یادتونه؟ TVR تهیه کننده

چطور میتونی اولین روز کاری اینکارو بکنی؟

متاسفم . یه دوست...یه دوست خیلی ... نزدیک اومده بود دیدنم , بعد

من قرار بود روی صندوق کار کنم ؟

ما شما رو دنبال میکنیم و با یه دوربین فیلم میگیرم

لازم نیست خودتونو اذیت کنید

راحت نیست وقتی کار میکنم منو نگاه کنید

این یه تستِ بازیِ شرکت کننده هاست خیلی از مردم میتونن بیان بازی رو ببینن

چیز بدی برای تبلیغات و بازاریابی نیست

اما داری میگی از همه چیز فیلمبرداری میکنی

خوب , درباره اش فکر میکنم

خداحافظ

14.050 وون

روز خوبی داشته باشین

خیلی خسته شدم

تو فقط شش ماه وقت داری

میدونی چقدر زجرآورِ فاز آخر سرطان لورالمعده؟

از کجا فهمیده بود؟

اگه وقتی تلفنت زنگ میخوره بگیرت , جریمه میشی

اگه نمیخوای جواب بدی میتونی بری بیرون

الان

- ...هی - هی

- چیکار میکنی؟ - شوهرت اومد . قایم شو

میتونی از این استفاده کنی

چرا میذاری از این استفاده کنم؟

گفتی میخوای برای سه ماه بدون اینکه شوهرت بدونه بیای

گفتی ماه ژوئن بهش میگی

اگه توی دانشگاه به شوهرت برخوردی بهش بگو برای ماموریتی که بهت دادم اومدی

...فکر میکرد دارم می میرم برای این با من خوب بود؟

چا هیون سوک , تو باید خیلی جا خورده باشی

خدافظ

چی شده؟

کیک برنجی های تند دست نخورده ان

ها نورا کیک برنجی تند نبرده شما برای چی اینقدر خوشحالین؟

ها؟

...این چیز

بیا یکمی حرف بزنیم

من تمامِ شبُ اینجا موندم

یا شایدم چون من میخواستم فشار خودمُ خالی کنم

خسنگی یدفعه مثل سیل به من فشار آورد

من فقط برای 30 دقیقه چشمامو میبندم بعد میام پایین

باشه همینکارُ بکن

فشارشُ خالی کنه

اون اشتباه بود

من نمی میرم

میدونی چیه یوگ یونگ؟

این دقیقاً همونیه که میترسیدم

اگه نمیمیره

پس چرا چیزی به شوهرش نگفته؟

چرا داره کار پاره وقت میکنه؟

- من دارم میرم - باشه , خسته نباشی

- ممنون - ممنون

آخ , پاهام

خوب ادویه دار شده

مین سو پیک نیک نمیره چیکار میکنی؟

این برای هیون سوک

چا هیون سوک؟

من برایِ بعضی چیزا خیلی ازش ممنونم

یه قرض دارم که باید پرداختش کنم

آره , مطمئنم که تو ممنونی

اون کمکت کرد مخفیانه بیای دانشگاه و مثل بچه دبیرستانیای بی تجربه بازی کردین

مراقب کارات باش

یبار دیگه اینو میگم این همون دانشگاهیه که مین سو میره

ببین چی میگی , مثل همون هم برای اون

اطمینان پیدا کن کسی از رابطه ما چیزی نفهمه

برای یه مرد , اون خیلی حرف میزنه

باشه

این اواخر بنظر میاد از من دوری میکنی

درباره پیشنهاد من فکر کردی؟

- بله - احیاناً این مال منه؟

نه , نیست تو حتی غذایِ خونگی هم نمیخوری؟

فقط سوال کردم چون فکر کردم ممکنه وقتتُ هدر داده باشی

این کارو نمیکنم

به هرحال ,کِی این برنامه انتخاب داستان تمام میشه؟

آماده نمیشی؟

کلاست دیر میشه

اه

بهتره برم

خوشمزه است

چرا یونیفرم مدرسه پوشیدی؟

اگه پدرت میگرفتت تو بد دردسری می افتادی

ساعت 12 جلوی کتابخونه ام

گفتم میام اونجا

من میام

باشه , عجله کن

اوه , چا هیون سوک

سون نام دوست داره گروهِ پروژه پروفسور چا رو ملاقات کنه

اون این کارها رو میکنه

احمق , احمق بزرگ

....هی تو

چه صبح خوبی

وانمود میکنم نمیشناسمت

تو ومن میتونیم همدیگه رو نادیده بگیریم پس دیگه مشکل چیه؟

[انجمن ناشناس: کدوم گروه قشنگ تره؟]

چطور میتونی همچین پُستی بذاری

یه عکس با تلفنت میگیری بعد آپلودش میکنی

نیومدم اینجا اینا رو نگاه کنم

اومدم بهت کیمباپ بدم

چرا اینو به من میدی؟

وقتی کلاسُ میخواستن عوض کنن تو به من خبر دادی

داشتم برای یکی از دوستام درست میکردم یادِ تو افتادم یکی بیشتر درست کردم

ممنون

دوتا ست . بایکی تقسیم کن

اه , نباید اینکارُ میکردم

کتابی که خواسته بودین رسید زیر درخت ویستریا

جالبه , جالبه

چطوری اینقدر تو آشپزی ماهر شدی؟

از مادرم خواستم توی ادویه زدن کمکم کنه

اوم . مامانت آشپز خوبیه

فکر نکنم تو مهارتای آشپزی مامانتُ به ارث برده باشی

مامانا آشپزیشون خوبه چون همیشه آشپزی میکنن

بهت گفته بودم ناهار اینجوری نیاری

میدونم دوست داری بخوابی

.به هرحال , اینجا قشنگه چطوری پیداش کردی؟

اطرافُ یکمی گشتم

یکمی از کلاسام دوره اما ساکت ترین جای دانشگاهست

دانشجویی هم این دور و بر نیست

پس بیا اینجا رو قرارگاه ناهارمون بکنیم

متاسفم که روز یونیفرم گرفته شدی

اشکالی نداره از اونجا که قراره هر روز برای ناهار بیایم اینجا

امروز کجا بریم؟

بعد از غذا باید بهش فکر کنیم

حتماً

شده مثل وقتی بچه تر بود چشماش وقتی میخنده زیگ زاگ میشن

دیگه نباید نگاه کنم

خوشمزه است

هی می ,هی می

بیا کمکم کن زود باش

چی شده

مین سو

بابا

اینجا چیکار میکنی؟

داشتم بعد از ناهار استراحت میکردم

شما اینجا چیکار میکنید , بابا؟

....من؟ اه

داشتم بیرون قدم میزدم که فکر کنم

بله

آره , تو هم باید هوای تازه بخوری وقتی درس میخونی

دیگه میرم

باید مدیتیشن خودمُ ادامه بدم

اونی , چی شده ؟

...اه , این چیزه

غافلگیر شدی

خیلی بامزه است

چی گفت؟

دو تا از دکمه های لباس من افتاده بودن

اون نگران بود من جلوی دوست پسرم خجالت زده بشم

همه اش همینُ گفت؟

آره

برای من درستشون کرد و رفت

اون باید اعضای گروه تحقیقشُ ببینه

نگفته بودی اون دانشجوی مسنُ خوب نمیشناسی؟

رابطه ات باهاش خوبه؟

صورتشُ میشناسم با هم سلام علیک داریم

! چه خجالت آور

قلبم خیلی تند میزد فکر کردم دارم می میرم

ببخشید یه مهمون دارم دیگه نمیتونستم کاریش کنم

یه دانشجو یدفعه ای اومد دیدنم من هم نتونستم کاری کنم

یه نمایش دیدنیه و بازسازی یه صحنه بازی

از این دو تا کدومشونو اول انجام بدیم , سونبه؟

من لیست نمایشا رو میارم

بعدش بیا صحنه بازی رو بازسازی کنیم

بعدش تو میتونی بازی رو انتخاب کنی , سونگ هیون

از اونجا که تو کتاب خوندن دوست داری

شما ها انگار اولین باره کیمباپ میخورین

این اولین بار یه همچین کیمباپی با چاشنی های خوشمزه میخورم

یعنی میتونن به این خوشمزه گی باشن؟

من خیلی وقته دارم غذای خونگی درست میکنم

اهل سئول نیستی؟

کجایی مامان؟

More Farsi Persian subtitles for Twenty Again

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left