Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Seinfeld S03E12 The Red Dot Farsi
A Commentary by Ashk
IMDB-DL تیم ترجمه AshorroR ترجمه از اشکان

Tags

other
Published on: 2013-02-21
Downloads: 17
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 184 lines.

هر فروشگاهی یک غرفه برای محصولات ‏"‏هافریتز‏"‏ داره‏.‏ ‏(‏‏‏ هافریتز تولیدکننده تجهیزات آشپزخونه مخصوصا چاقو)‏

نمیدونم احساس شما چیه ولی از دید من اونجا برای کار کردن جای ترسناکی هستش

دوست دارید اونجا وایستید تمام روز و ببینید ملت میگند ‏‏:‏‏

‏"‏ من چاقو نیاز دارم ‏.‏ چاقوی بیشتری نیاز دارم‏.‏

چاقو از این بزرگتر هم دارید ؟

یه چاقوی بزرگتر میپسندم ‏.‏ یه چاقوی بزرگ و بلند و تیز ‏.‏

به همین خاطر اصلا اومدم فروشگاه ‏.‏ هر چی تیز تر باشه بیشتر خوشم میاد ‏.‏

یک دونه داری که چنگک و اسکنه و تیغه هم داشته باشه ؟

که دندونه دار هم باشه ‏.‏

یک چاقوئی تو این سبک نیاز دارم‏.‏

چیزی میخوام که بتونم پرتابش کنم‏.‏ چاقوئی که راحت بشه باهاش خط انداخت‏.‏

چیزی تو این مایه ها داری ؟

AshorroR مترجم اشکان IMDB-DL ارائه ای از

جملات داخل پرانتز توضیحات مترجمند

حالا انگاری که تو میدونی داری چی میگی ‏.‏

اوه ‏،‏ نه تو میدونی ‏.‏

خب ‏،‏ خودت چی فکر میکنی ‏،‏ اونها مجسمه رو توی یک قایق بزرگ گذاشتند و ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ یک یدک کش همه راه از فرانسه تا اینجا کشیدتش ؟

خودت چی فکر میکنی ؟ تیکه تیکه آوردنش ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و اینجا مثل یک میز چایخوری به هم پیچش کردن؟

اینجا چه خبره ؟ برای جشن کریسمس هنوز یکمی زوده ‏.‏

‏-‏ اصلا چرا فرانسه دادش به ما ؟ ‏-‏ یک هدیه بود ‏.‏

کشورها اینطوری هدیه رد و بدل میکننند ؟

اگر از هم خوششون بیاد ‏.‏

‏-‏ اون هم از ‏"‏الین‏"‏ ‏.‏ ‏-‏ اون بابائی که داره باهاش حرف میزنه رو میبینی؟

‏-‏ دوست پسر جدیدشه‏.‏ ‏-‏ واقعا ؟

اینجا تو شرکت کار میکنه ؟

رابطشون جدی نیست ‏،‏ پس به کسی چیزی نگو ‏.‏

به کی قراره بگم ‏،‏ مادرم ؟ انگاری هیچ حرف بهتری برای زدن ندارم ‏.‏

خب ‏،‏ نداری ‏.‏

طرف دائم الخمری رو گذاشته کنار‏.‏

‏-‏ واقعا ؟ ‏- دو سال هستش که از ارابه پائین اومده ‏.‏

اومده پائین ؟ - .فکر کنم درستش اومده پائین باشه -

من که فکر میکنم سوار ارابه شده درست باشه.‏

‏"‏ جری ‏"‏ ‏،‏ ‏"‏ جرج ‏"‏ ‏،‏ شما اینجا چی کار میکنید ؟

من اینجا چکار میکنم ؟

خدای من ‏!‏ ساعتم ‏!‏ ساعتم رو پیدا کردی ‏.‏

اگر به فکر خودتی حواست باشه دست هات دارند کجا کار میکنند‏.‏

‏-‏ کجا پیداش کردی ؟ ‏-‏ زیر بالشت مبل ‏.‏

‏-‏ اومدی اینجا فقط که همین رو بهم بدی ؟ ‏-‏ هدیه ی کریسمسته ‏.‏

‏-‏ فکر کردم دیگه هیچ وقت نمیبینمش‏.‏ ‏-‏ روز شانسته ‏.‏

نه ‏،‏ امروز روز شانس توئه ‏.‏

‏-‏ احتمالا میشه اولین روز شانسم‏.‏ ‏-‏ میخوای اینجا کار کنی ؟

‏-‏‏ چی ؟ ‏‏-‏‏ آره ‏‏.‏‏ یکی از مصحح هامون تازگی رفته ‏‏.‏‏

یه فرصت شغلی ایجاد شده‏.‏

‏"‏ دیک ‏"‏ ‏،‏ این ‏"‏جریه‏"‏ و این هم ‏"‏جرج‏"‏ ‏.‏

‏-‏ سلام‏.‏ از ملاقاتتون خوشوقتم‏.‏ ‏-‏ این همون یاروئه ؟

یارو ؟

‏-‏ ‏"‏ دیک ‏"‏ ‏.‏ ‏-‏ چطوری میتونی من رو استخدام کنی؟

رئیسم گفته که یک نفر رو انتخاب کنم‏.‏ مسئولیتش با منه ‏.‏

همه کاری که باید بکنی اینه که ببینیش‏.‏ یالا ‏.‏

‏-‏ نه ‏،‏ یالا ‏،‏ نوشیدنی من رو نگه دار‏.‏ ‏-‏ آبمیوه ی قره قاط ؟

‏-‏ همراه با ودکا ‏.‏ بیا ‏.‏

مال من فقط آبمیوست ‏.‏

خب ‏.‏‏.‏‏.‏

‏-‏ ‏.‏‏.‏‏.‏ تو ‏"‏جری‏"‏ هستی ‏.‏ ‏-‏ خب ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ من ‏"‏جریم‏"‏ ‏.‏

خب شما تا به حال همچین کاری کردید؟

خب ‏،‏ میدونید ‏،‏ گزارش کتاب ‏،‏ کارهائی از این دست ‏.‏

‏-‏ از چه نویسنده ای کتاب میخونی ؟ ‏-‏ ‏"‏ مایک لوپیکا ‏"‏ رو میپسندم ‏.‏

‏"‏ مایک لوپیکا ‏"‏ ؟

ورزشی نویسه ‏،‏ توی روزنامه ی ‏"‏ دیلی نیوز ‏"‏ مینویسه‏.‏

‏-‏ به نظرم دید خوبی داره ‏.‏ ‏-‏ نه ‏،‏ من منظورم نویسنده هاست ‏.‏

خب ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ خوب توشون زیاده ‏.‏ خیلی توشون خوب هست ‏.‏

حتی نمیخوام از کسی اسم ببرم ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ چون میترسم کسی رو از قلم بندازم ‏.‏

‏-‏ چند تاشون رو نام ببر ‏.‏ ‏-‏ از کی خوشم میاد ؟

از ‏"‏ آرت واندلی‏"‏ خوشم میاد‏.‏

‏-‏ ‏"‏آرت وندلی‏"‏ ؟ ‏-‏ نویسنده ی گمنامیه‏.‏

مال ‏"‏بیتنیک‏"‏ هستش ‏،‏ میدونید ‏،‏ روستانشینه ‏.‏

چی نوشته ؟

کورهای ونیزی ‏.‏

یه خبری میخوام بهت بدم ‏.‏ من از تو بامزه ترم ‏.‏

نظرت چیه شب سال نو دور هم جمع شیم‏،‏ یک فوتبالی دور هم ببینیم‏.‏

‏-‏ نوشیدنیم کجاست ؟ ‏-‏ ایناها ‏.‏ خب چطور گذشت ؟

فکر کنم تحت تاثیر قرار گرفت ‏.‏

نه ‏،‏ نه ‏،‏ این که فقط آبمیوست ‏.‏

فکر کنم ‏"‏دیک‏"‏ مال تو رو برداشت‏.‏

‏"‏دیک‏"‏ ؟

اون که نمیتونه مشروب بخوره ‏.‏ الکلیه‏.‏ بهت گفتم نگهش دار‏.‏

نمیدونستم منظورت اینه که نگهش دارم ‏.‏ فکر میکردم منظورت اینه که حالا دستم باشه ‏.‏

یک دونه نوشیدنی مثل اون ‏‏،‏‏ و ‏‏"‏‏ دیک‏‏"‏‏ دوباره میتونه از ارابه بیاد پائین ‏.‏

گفتم بهت ‏.‏

هیچ وقت تو بخش زنان احساس راحتی نمیکنم‏.‏

این حس رو دارم که خیلی احتمالش زیاده که بخوام یکی از لباس ها رو بپوشم‏.‏

واقعا باید براش چیزی بخرم ؟

طرف برات کار جور کرده‏.‏ کمترین کاری که میتونی بکنی اینه که کادو براش بگیری‏.‏

نظرت درباره ای این چیه ؟

‏-‏ جنسش چیه ‏،‏ ترمست ؟ ‏-‏ آره ‏.‏ اون عاشق ترمست ‏.‏

کی هست از ترمه خوشش نیاد ؟

یک نفر پیدا کن از ترمه خوشش نیاد ‏.‏ این خیلی گرونه ‏.‏

اوه ‏‏،‏‏ این رو ببین ‏‏.‏‏ فقط 85 دلار ‏،‏ از 600 دلار رسیده به این ‏.‏

‏-‏ ببخیشید خانم ؟ ‏-‏ بله ‏.‏

چطوری این پلیور فقط 85 دلار قیمتش هست ؟

آها ‏،‏ اینجا ‏.‏ علتش اینه ‏.‏

‏-‏ چی ؟ من که چیزی نمیبینم ‏.‏ ‏-‏ این نقطه ی قرمز رو میبینی ؟

آها ‏،‏ آره ‏.‏ - ‏-‏ اوه ‏،‏ مشکل داره ‏.‏

اونقدرها هم داغون نیست ‏.‏

واه ‏،‏ 85 دلار ؟

این رو بعد از خرید تعویض نمیکنیم‏.‏

‏-‏ فکر میکنی اون نقطه براش مهم باشه ؟ ‏-‏ مشکل بشه گفت ‏.‏

من که فکر نمیکنم متوجهش بشه ‏.‏ تو میتونی ببینیش ؟

‏-‏ خب ‏،‏ من میتونم ببینمیش ‏.‏ ‏-‏ ولی تو میدونی جاش کجاست ‏.‏

‏-‏ ازم میخوای چی کار کنم ‏،‏ نگاهش نکنم ؟ ‏-‏ تظاهر کن نمیدونستی جاش کجاست ‏.‏

‏-‏ میتونی ببینیش ؟ ‏-‏ سخت میشه تظاهر کرد ‏.‏‏.‏‏.‏

‏-‏ ‏.‏‏.‏‏.‏ چون میدونم جاش کجاست ‏.‏ ‏-‏ نمیتونی کلی نگاه کنی ؟

میخوای کلی نگاه کنم ؟

من یه آدم بی کلاس میبینم که یه پلور تو دستشه ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و سعی میکنه یک جوری از زیر این قضیه دربره‏.‏ دید کلی من اینه ‏.‏

‏-‏ آره ‏،‏ خب ؟ ‏-‏ خیلی عجیب رفتار میکنه ‏.‏

فکر کنم دوباره مشروب خوری رو شروع کرده‏.‏

‏-‏ اوه ‏،‏ پسر ‏.‏ بوش رو حس میکنی ؟ ‏-‏ نه ‏،‏ بوئی نمیشنوم من ‏.‏

اگر بوئی حس نمیکنی ‏،‏ یعنی که مشروب نخورده بوده‏.‏

‏-‏ آدم که همیشه بوی مشروب رو حس نمیکنه ‏.‏ ‏-‏ چرا ‏،‏ حس میکنه ‏.‏

در مورد یک پیک چطور ؟ آدم بوی یک پیک رو هم حس میکنه ؟

بله ‏،‏ حس میکنه‏.‏

‏-‏ این رو ثابت میکنم ‏.‏ ‏-‏ چطوری ؟

‏-‏ یک لطفی بهم میکنی ؟ ‏-‏ آره ‏.‏

یک پیک مشروب میخوری ‏،‏ تا ما بوت کنیم ؟

میتونی بدون مشروب هم بو کنی ‏.‏

نه ‏،‏ نه ‏.‏

شک دارم ‏،‏ که کسی که باهاش میپرم ‏،‏ مشروب خور باشه ‏،‏ ولی بوش رو حس نمیکنم‏.‏

‏-‏ یالا ‏.‏ ‏-‏ باشه ‏.‏ خب ‏،‏ چی قرار هست بخورم ؟

یه بطری ویسکی اسکاتلندی دارم که دائیم داده ‏.‏ ‏"‏هنیگن‏"‏ ‏.‏

دو سال هست که دارمش ‏.‏ ازش به عنوان تینر برای رنگ استفاده میکردم ‏.‏

باشه ‏.‏

‏-‏ من که هیچ بوئی حس نمیکنم ‏.‏ ‏-‏ ما خیلی به بطری نزدیکیم ‏.‏

‏-‏ بله ؟ ‏-‏ ‏"‏ جرجم‏"‏ ‏.‏

‏-‏ بیا بالا ‏.‏ ‏-‏ لعنتی عجب ویسکیه این ‏.‏

میتونم برای یک همچین چیزی تبلیغ اجرا کنم‏.‏

پسر ‏،‏ این ‏"‏ هنیگن‏"‏ ‏،‏ خیلی نرم پائین میره ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و بعدش من حتی بو هم نمیدم ‏!‏

درسته دوستان ‏،‏ من همین حالا سه پیک ‏"‏هنیگن‏"‏ خوردم و بو هم نمیدم ‏.‏

تصور کنید ‏،‏ شما میتونید کل روز رو مست بچرخید ‏.‏

‏"‏ هنیگن ‏"‏ همینه ‏،‏ ویسکی بدون بو ‏،‏ بدون حرف و سخن‏.‏

‏-‏ سلام به همه ‏.‏ ‏-‏ سلام ‏"‏جرج‏"‏ بیا اینجا ‏.‏

من میخوام بهت بگم چی فکر میکنم‏.‏

میدونم برات مهم نیست چی فکر میکنم‏،‏ ولی من این حرف رو بهت میزنم ‏.‏

من فکر میکنم تو بینظیری ‏.‏

همش همین ‏.‏

ممنون‏.‏

‏-‏ هی ‏،‏ اون چیه ؟ ‏-‏ یک کادوی کریسمس زودتر از موعد ‏.‏

‏-‏ کادوی کریسمس ؟ ‏-‏ درسته ‏.‏

‏-‏ برای کی ؟ ‏-‏ برای تو ‏.‏

گمشو بینم‏.‏

شنیدم که مصاحبه ی کاری بزرگی داری و استرس داری ‏.‏

چند پیک از ‏"‏هنیگن‏"‏ بنداز بالا ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏و بعد مثل یه غاز شل و ول میشی و در کمترین زمان میتونی بری برسی به کارت‏.‏

و به این خاطر که بی بو هم هست این قضیه مثل یه راز بین خودمون میمونه ‏.‏

‏"‏کریمر‏"‏‏.‏

خوبه ‏.‏ همین قدر کافیه‏.‏

اوه ‏،‏ ‏"‏جرج‏"‏ ‏،‏ چه قشنگه ‏.‏ این ترمست ؟

‏-‏ البته که ترمست ‏.‏ ‏-‏ اوه ‏،‏ من عاشق ترمم‏.‏

‏-‏ کی نیست ؟ ‏-‏ خدای من ‏.‏

‏"‏ جرج ‏"‏ ‏،‏ این خیلی باید خرج رو دستت گذاشته باشه ‏.‏

پول ‏.‏

‏"‏جری‏"‏ ‏،‏ چطور گذاشتی این همه خرج بکنه ؟

سعی کردم منصرفش کنم‏.‏

ولی نتونستم ‏.‏ اصلا دوست داره که مردم رو خوشحال کنه‏.‏

‏"‏جرج‏"‏ ‏،‏ این یکی از قشنگترین چیزهائی هست که کسی تا حالا به من داده ‏.‏

خوشحالم ‏.‏ خوشحالم ‏.‏ گوش کن ‏،‏ درش بیار ‏.‏ به همین زودی میخوای خرابش کنی ‏.‏

همچین چیزی فقط برای موقعیت های خاصه‏.‏

اون لک قرمز روی پلیورت چیه ؟

‏-‏ چی ؟ ‏-‏ گوش کن ‏،‏ درش بیار ‏.‏

من با نگاه کردن بهش گرمم میشه ‏.‏

این دیگه چیه ؟ مثل یه لک قرمز میمونه ‏.‏

چی ؟ کدوم لک قرمز ؟ در مورد چی حرف میزنی ؟

‏"‏جری‏"‏ ‏،‏ یک لحظه بیا اینجا ‏.‏ تو چیزی میبینی اصلا ؟

نمیدونم ‏.‏

نمیدونم ‏.‏

‏-‏ چی رو نمیدونی ؟ ‏-‏ نمیدونم ‏.‏

خب ‏،‏ میبینیش یا نه ؟

یه بار دیگه بگو ‏.‏

میبینی اون لک رو یا نه ؟

میبینمش یا نه ؟ سوال اینه‏.‏

خب ‏،‏ دوباره بگو سوالت چی بود؟

تو هنوز اینجائی ؟ خیلی نیرو داری ‏.‏

‏-‏ باورم نمیشه برای همچین چیزی حقوق میگیرم‏.‏ ‏-‏ خدا ‏.‏

فردا میبینمت ‏.‏

‏-‏ حالتون چطوره ؟ ‏-‏ سلام ‏.‏

رو میز کارت با زن مستخدمتون سکس کردی؟

تو دیگه کی هستی ؟ چطور همچین کاری کردی ؟

‏‏"‏هنیگن‏"‏ ‏.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left