The first 184 lines.
هر فروشگاهی یک غرفه برای محصولات "هافریتز" داره. ( هافریتز تولیدکننده تجهیزات آشپزخونه مخصوصا چاقو)
نمیدونم احساس شما چیه ولی از دید من اونجا برای کار کردن جای ترسناکی هستش
دوست دارید اونجا وایستید تمام روز و ببینید ملت میگند :
" من چاقو نیاز دارم . چاقوی بیشتری نیاز دارم.
چاقو از این بزرگتر هم دارید ؟
یه چاقوی بزرگتر میپسندم . یه چاقوی بزرگ و بلند و تیز .
به همین خاطر اصلا اومدم فروشگاه . هر چی تیز تر باشه بیشتر خوشم میاد .
یک دونه داری که چنگک و اسکنه و تیغه هم داشته باشه ؟
که دندونه دار هم باشه .
یک چاقوئی تو این سبک نیاز دارم.
چیزی میخوام که بتونم پرتابش کنم. چاقوئی که راحت بشه باهاش خط انداخت.
چیزی تو این مایه ها داری ؟
AshorroR مترجم اشکان IMDB-DL ارائه ای از
جملات داخل پرانتز توضیحات مترجمند
حالا انگاری که تو میدونی داری چی میگی .
اوه ، نه تو میدونی .
خب ، خودت چی فکر میکنی ، اونها مجسمه رو توی یک قایق بزرگ گذاشتند و ...
... یک یدک کش همه راه از فرانسه تا اینجا کشیدتش ؟
خودت چی فکر میکنی ؟ تیکه تیکه آوردنش ...
... و اینجا مثل یک میز چایخوری به هم پیچش کردن؟
اینجا چه خبره ؟ برای جشن کریسمس هنوز یکمی زوده .
- اصلا چرا فرانسه دادش به ما ؟ - یک هدیه بود .
کشورها اینطوری هدیه رد و بدل میکننند ؟
اگر از هم خوششون بیاد .
- اون هم از "الین" . - اون بابائی که داره باهاش حرف میزنه رو میبینی؟
- دوست پسر جدیدشه. - واقعا ؟
اینجا تو شرکت کار میکنه ؟
رابطشون جدی نیست ، پس به کسی چیزی نگو .
به کی قراره بگم ، مادرم ؟ انگاری هیچ حرف بهتری برای زدن ندارم .
خب ، نداری .
طرف دائم الخمری رو گذاشته کنار.
- واقعا ؟ - دو سال هستش که از ارابه پائین اومده .
اومده پائین ؟ - .فکر کنم درستش اومده پائین باشه -
من که فکر میکنم سوار ارابه شده درست باشه.
" جری " ، " جرج " ، شما اینجا چی کار میکنید ؟
من اینجا چکار میکنم ؟
خدای من ! ساعتم ! ساعتم رو پیدا کردی .
اگر به فکر خودتی حواست باشه دست هات دارند کجا کار میکنند.
- کجا پیداش کردی ؟ - زیر بالشت مبل .
- اومدی اینجا فقط که همین رو بهم بدی ؟ - هدیه ی کریسمسته .
- فکر کردم دیگه هیچ وقت نمیبینمش. - روز شانسته .
نه ، امروز روز شانس توئه .
- احتمالا میشه اولین روز شانسم. - میخوای اینجا کار کنی ؟
- چی ؟ - آره . یکی از مصحح هامون تازگی رفته .
یه فرصت شغلی ایجاد شده.
" دیک " ، این "جریه" و این هم "جرج" .
- سلام. از ملاقاتتون خوشوقتم. - این همون یاروئه ؟
یارو ؟
- " دیک " . - چطوری میتونی من رو استخدام کنی؟
رئیسم گفته که یک نفر رو انتخاب کنم. مسئولیتش با منه .
همه کاری که باید بکنی اینه که ببینیش. یالا .
- نه ، یالا ، نوشیدنی من رو نگه دار. - آبمیوه ی قره قاط ؟
- همراه با ودکا . بیا .
مال من فقط آبمیوست .
خب ...
- ... تو "جری" هستی . - خب ...
... من "جریم" .
خب شما تا به حال همچین کاری کردید؟
خب ، میدونید ، گزارش کتاب ، کارهائی از این دست .
- از چه نویسنده ای کتاب میخونی ؟ - " مایک لوپیکا " رو میپسندم .
" مایک لوپیکا " ؟
ورزشی نویسه ، توی روزنامه ی " دیلی نیوز " مینویسه.
- به نظرم دید خوبی داره . - نه ، من منظورم نویسنده هاست .
خب ...
... خوب توشون زیاده . خیلی توشون خوب هست .
حتی نمیخوام از کسی اسم ببرم ...
... چون میترسم کسی رو از قلم بندازم .
- چند تاشون رو نام ببر . - از کی خوشم میاد ؟
از " آرت واندلی" خوشم میاد.
- "آرت وندلی" ؟ - نویسنده ی گمنامیه.
مال "بیتنیک" هستش ، میدونید ، روستانشینه .
چی نوشته ؟
کورهای ونیزی .
یه خبری میخوام بهت بدم . من از تو بامزه ترم .
نظرت چیه شب سال نو دور هم جمع شیم، یک فوتبالی دور هم ببینیم.
- نوشیدنیم کجاست ؟ - ایناها . خب چطور گذشت ؟
فکر کنم تحت تاثیر قرار گرفت .
نه ، نه ، این که فقط آبمیوست .
فکر کنم "دیک" مال تو رو برداشت.
"دیک" ؟
اون که نمیتونه مشروب بخوره . الکلیه. بهت گفتم نگهش دار.
نمیدونستم منظورت اینه که نگهش دارم . فکر میکردم منظورت اینه که حالا دستم باشه .
یک دونه نوشیدنی مثل اون ، و " دیک" دوباره میتونه از ارابه بیاد پائین .
گفتم بهت .
هیچ وقت تو بخش زنان احساس راحتی نمیکنم.
این حس رو دارم که خیلی احتمالش زیاده که بخوام یکی از لباس ها رو بپوشم.
واقعا باید براش چیزی بخرم ؟
طرف برات کار جور کرده. کمترین کاری که میتونی بکنی اینه که کادو براش بگیری.
نظرت درباره ای این چیه ؟
- جنسش چیه ، ترمست ؟ - آره . اون عاشق ترمست .
کی هست از ترمه خوشش نیاد ؟
یک نفر پیدا کن از ترمه خوشش نیاد . این خیلی گرونه .
اوه ، این رو ببین . فقط 85 دلار ، از 600 دلار رسیده به این .
- ببخیشید خانم ؟ - بله .
چطوری این پلیور فقط 85 دلار قیمتش هست ؟
آها ، اینجا . علتش اینه .
- چی ؟ من که چیزی نمیبینم . - این نقطه ی قرمز رو میبینی ؟
آها ، آره . - - اوه ، مشکل داره .
اونقدرها هم داغون نیست .
واه ، 85 دلار ؟
این رو بعد از خرید تعویض نمیکنیم.
- فکر میکنی اون نقطه براش مهم باشه ؟ - مشکل بشه گفت .
من که فکر نمیکنم متوجهش بشه . تو میتونی ببینیش ؟
- خب ، من میتونم ببینمیش . - ولی تو میدونی جاش کجاست .
- ازم میخوای چی کار کنم ، نگاهش نکنم ؟ - تظاهر کن نمیدونستی جاش کجاست .
- میتونی ببینیش ؟ - سخت میشه تظاهر کرد ...
- ... چون میدونم جاش کجاست . - نمیتونی کلی نگاه کنی ؟
میخوای کلی نگاه کنم ؟
من یه آدم بی کلاس میبینم که یه پلور تو دستشه ...
... و سعی میکنه یک جوری از زیر این قضیه دربره. دید کلی من اینه .
- آره ، خب ؟ - خیلی عجیب رفتار میکنه .
فکر کنم دوباره مشروب خوری رو شروع کرده.
- اوه ، پسر . بوش رو حس میکنی ؟ - نه ، بوئی نمیشنوم من .
اگر بوئی حس نمیکنی ، یعنی که مشروب نخورده بوده.
- آدم که همیشه بوی مشروب رو حس نمیکنه . - چرا ، حس میکنه .
در مورد یک پیک چطور ؟ آدم بوی یک پیک رو هم حس میکنه ؟
بله ، حس میکنه.
- این رو ثابت میکنم . - چطوری ؟
- یک لطفی بهم میکنی ؟ - آره .
یک پیک مشروب میخوری ، تا ما بوت کنیم ؟
میتونی بدون مشروب هم بو کنی .
نه ، نه .
شک دارم ، که کسی که باهاش میپرم ، مشروب خور باشه ، ولی بوش رو حس نمیکنم.
- یالا . - باشه . خب ، چی قرار هست بخورم ؟
یه بطری ویسکی اسکاتلندی دارم که دائیم داده . "هنیگن" .
دو سال هست که دارمش . ازش به عنوان تینر برای رنگ استفاده میکردم .
باشه .
- من که هیچ بوئی حس نمیکنم . - ما خیلی به بطری نزدیکیم .
- بله ؟ - " جرجم" .
- بیا بالا . - لعنتی عجب ویسکیه این .
میتونم برای یک همچین چیزی تبلیغ اجرا کنم.
پسر ، این " هنیگن" ، خیلی نرم پائین میره ...
... و بعدش من حتی بو هم نمیدم !
درسته دوستان ، من همین حالا سه پیک "هنیگن" خوردم و بو هم نمیدم .
تصور کنید ، شما میتونید کل روز رو مست بچرخید .
" هنیگن " همینه ، ویسکی بدون بو ، بدون حرف و سخن.
- سلام به همه . - سلام "جرج" بیا اینجا .
من میخوام بهت بگم چی فکر میکنم.
میدونم برات مهم نیست چی فکر میکنم، ولی من این حرف رو بهت میزنم .
من فکر میکنم تو بینظیری .
همش همین .
ممنون.
- هی ، اون چیه ؟ - یک کادوی کریسمس زودتر از موعد .
- کادوی کریسمس ؟ - درسته .
- برای کی ؟ - برای تو .
گمشو بینم.
شنیدم که مصاحبه ی کاری بزرگی داری و استرس داری .
چند پیک از "هنیگن" بنداز بالا ...
...و بعد مثل یه غاز شل و ول میشی و در کمترین زمان میتونی بری برسی به کارت.
و به این خاطر که بی بو هم هست این قضیه مثل یه راز بین خودمون میمونه .
"کریمر".
خوبه . همین قدر کافیه.
اوه ، "جرج" ، چه قشنگه . این ترمست ؟
- البته که ترمست . - اوه ، من عاشق ترمم.
- کی نیست ؟ - خدای من .
" جرج " ، این خیلی باید خرج رو دستت گذاشته باشه .
پول .
"جری" ، چطور گذاشتی این همه خرج بکنه ؟
سعی کردم منصرفش کنم.
ولی نتونستم . اصلا دوست داره که مردم رو خوشحال کنه.
"جرج" ، این یکی از قشنگترین چیزهائی هست که کسی تا حالا به من داده .
خوشحالم . خوشحالم . گوش کن ، درش بیار . به همین زودی میخوای خرابش کنی .
همچین چیزی فقط برای موقعیت های خاصه.
اون لک قرمز روی پلیورت چیه ؟
- چی ؟ - گوش کن ، درش بیار .
من با نگاه کردن بهش گرمم میشه .
این دیگه چیه ؟ مثل یه لک قرمز میمونه .
چی ؟ کدوم لک قرمز ؟ در مورد چی حرف میزنی ؟
"جری" ، یک لحظه بیا اینجا . تو چیزی میبینی اصلا ؟
نمیدونم .
نمیدونم .
- چی رو نمیدونی ؟ - نمیدونم .
خب ، میبینیش یا نه ؟
یه بار دیگه بگو .
میبینی اون لک رو یا نه ؟
میبینمش یا نه ؟ سوال اینه.
خب ، دوباره بگو سوالت چی بود؟
تو هنوز اینجائی ؟ خیلی نیرو داری .
- باورم نمیشه برای همچین چیزی حقوق میگیرم. - خدا .
فردا میبینمت .
- حالتون چطوره ؟ - سلام .
رو میز کارت با زن مستخدمتون سکس کردی؟
تو دیگه کی هستی ؟ چطور همچین کاری کردی ؟
"هنیگن" .
No comments yet. Be the first to leave one.