The 100

The 100

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

The 100 S05E08 How We Get to Peace 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-CasStudio
The 100 S05E08 How We Get to Peace 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-CasStudio
The 100 S05E08 How We Get to Peace 1080p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
The 100 S05E08 How We Get to Peace 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
The 100 S05E08 How We Get to Peace 480p WEB-DL x264-RMTeam
The 100 S05E08 How We Get to Peace 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The 100 S05E08 How We Get to Peace 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The 100 S05E08 How We Get to Peace WEBRip x264-ION10
A Commentary by modern_gesprach
(€rik) زیرنویس از عرفان ¦¦ LiLMeDiA.TV

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
480p
480
1080
Published on: 2018-06-28
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

درّه متعلق به ماست

،تا زمانی که اینجا بمونین با هم به مشکل نمی‌خوریم

کشتزار آبکشتی به زور غذامون رو تأمین می‌کنه

اگه اون درّه تنها ،مکان قابل بقا باشه

پس باید مالِ ما باشه

دیوزا هم همین فکر رو می‌کنه

و برای همین می‌جنگیم

وای خدای من، دارن اونا رو پرورش می‌دن

امروز قراره افتضاح عمل کنی

هیچکس نباید فکر کنه که تو فرمانده‌ی خوبی می‌شی

مدی، واقعاً یه دستِ راست به دردم می‌خوره

نظرت چیه؟

یه سؤال برای سرهنگ دیوزا دارم

چی باعث می‌شه قبول کنی دره رو سهیم بشیم؟

،غیر از تسلیم بی‌قید و شرط

هیچی - اوکتیویا هرگز تسلیم نمی‌شه -

برای همین می‌کشیم‌ـش

برام مهم نیست چطور انجامش می‌دی، کلارک

اگه مجبور شدی اوکتیویا رو بکش

،زنجیر شده بیارش پیش من خودم برات انجامش می‌دم

،یا می‌تونه خودش تسلیم بشه

ولی بنظر نمیاد ملکه‌ی سرخ‌تون از این جور آدم‌ها باشه

بذار ما نگران این موضوع باشیم

پس به توافق رسیدیم

درسته - خوبه -

وقتی تموم شد باهام تماس بگیر

بعد می‌تونیم روی جزئیات محل عبورتون کار کنیم

تمام و پایان

امکان نداره - ...بلامی -

خواهرم رو نمی‌کشیم، کلارک

برام مهم نیست چقدر دیوونه‌ست

.توالی تکرار رو اجرا کن سیار شارژ شده

دوست‌هامون رو نجات می‌دیم

اون‌کار بی‌ملاحظگی بود

یه نقشه داشتیم. موافقت کردین

اون مال قبل این بود که اوکتیویا مدی رو دستِ راست خودش کنه

همین که بفهمن سیستم نظارتی از کار افتاده

اون ارتش راهی جنگ می‌شه

نمی‌تونم اجازه بدم این اتفاق بی‌افته - پس به هیچکس نمی‌گیم؟ -

به محض اینکه راه بی‌افتیم می‌فهمن

کی اهمیت می‌ده؟ مدی رو برمی‌داریم و می‌ریم

بلامی، مدی کنارش‌ـه

اون خواهرمه، کلارک - می‌دونم -

بهم بگو چه کار دیگه‌ای بکنیم

جلوی جنگ رو می‌گیریم - چطور؟ -

جلبک - ...مانتی -

...کوپر قبلاً بهم اجازه‌ داده

تا نشون بدم چه کاری ازش بر میاد

قراره قبل از غذای عصر ملاقات‌ـش کنم

...تا بتونم ببرمش به - بسه دیگه -

هی، پسش بده - مانتی، بلامی درست می‌گه -

کوپر از اوکتیویا بدتره

توهین نباشه

...تازه، مقادیر اول تولید

حدود یه هفته مورفی رو به کُما برد

...تا زمانی که آماده‌ی خوردن بشه - ،فقط کِشتِ اول -

و این دفعه قرار نیست بخوریمش

باهاش گیاه‌ها رو تغذیه می‌کنیم

اگه بتونم دوباره کشتزار رو قابل رویش کنم

اون موقع هنوز یه شانس داریم

جاسوس به وظیفه‌ـش عمل کرد؟

آه، الان می‌خواستیم بفرستیم دنبال‌ـت

بهت گفتم اِکو کار رو به انجام می‌رسونه

دشمن هنوز می‌تونه ما رو ببینه؟

...فعلاً، آره. قضیه فنی‌ـه، ولی

باید یه توالی تکرار اجرا کنه تا تحرکات نیروهامون رو پنهان کنه

،وقتی موعدش فرا برسه باید سطح رو خالی کنیم

تا این خطر رو کاهش بده ...که کسی متوجه بشه

...که همون افراد دارن

بارها و بارها وارد همون مسیر می‌شن

آفرین، مانتی

کرم‌ها رو بارِ سیار کنین

و ارتش رو آماده كنين

وقتِ جنگ‌ـه

زیرنویس از عرفان

در اختیار شما، سرهنگ

ممنون، رابرت

داری جایی می‌ری، کین؟

برای این‌کار به اجازه نیاز دارم؟

بله - خیلی‌خب -

داشتم به چارک جنو‌ب‌غربی می‌رفتم

تا یه محل استقرار رو طرح‌ریزی کنم

فقط نفس بکش، رابرت

چیزی نیست

.میاد و می‌ره اتفاقی برام نمی‌افته

معلومه که نمی‌افته

دکترِ جدید داره روی یه درمان کار می‌کنه

چطوره یه چیزی برای درد بهش بدیم؟

در همین حین، چطوره استراحت کنی؟

قیافه‌ـت داغون‌ـه

ممنون، سرهنگ

لیستِ آدم‌‌هایی‌ـه که کُشتی‌؟

برای اون، به یه دفتر یادداشت بزرگ‌تر احتیاج دارم

چرا اینجام، سرهنگ؟

یه تماس جالب روی ...بی‌سیم دریافت کردم

دخترِ اَبی

کلارک بی‌سیم زده؟

چرا؟

فکر می‌کنم ممکنه تلاش کنه ملکه‌ی سرخ‌تون رو بکشه

کُشته می‌شه

شاید، ولی بهش گفتم وقتی انجام شد

...و مردم متحد تسلیم شدن

صدام رو دارین؟

این دره رو سهیم می‌شیم

امتحان می‌کنم، برای 200اُمین بار امتحان می‌کنم

جان مورفی صحبت می‌کنه

اون جان مورفی‌ـه

بذار من باهاش حرف بزنم - فقط صبر کن -

امتحان می‌کنم، امتحان می‌کنم

جان مورفی هستم دنبال سرهنگ دیوزا می‌گردم

صدام رو دارین؟

...خب، می‌شه گفت تو در

ترکوندن چیزا از درست‌ کردن‌شون بهتری

.سرهنگ دیوزا صحبت می‌کنه چی می‌خوای؟

قوی، صریح و بی‌رحم باش

مکریری پیش ماست

،اگه می‌خواین دوباره زنده ببینیدش

ریون ریز رو بهمون بدین

اون رو می‌شناسی

به حرف‌ـش عمل می‌کنه؟

احتمالاً

،سرهنگ، اگه مبادله رو انجام ندی

...افراد مکریری - می‌شن افراد من -

باید آخرین بار که ...افراد من رو

...گروگان گرفتین می‌فهمیدین

که من با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنم

تو یه همچین حرفی بزنی دیگه خنده‌داره

آخرین فرصت، گروگان ما در عوض گروگان شما

امیدوارم خدا روح‌ـش رو قرین رحمت کنه

،دو تا تماس رادیویی دو تا مشکل حل شد

احتمال‌ـش چقدره؟

می‌تونست بهتر پیش‌ بره

.وقتی به هوش اومد خبرم کن باید هوا بخورم

بی‌خیال، کین

،بدون گریویارد مکریری

مشکل داخلیِ من حل می‌شه

بدون ملکه‌ی سرخ، مشکل خارجی‌مون حل می‌شه

اینطوری به صلح دست پیدا می‌کنیم

،واقعاً؟ چون از نظر من

بنظر می‌رسه داریم یه دیکتاتور رو ...با یه دیکتاتورِ دیگه عوض می‌کنیم

،ترورهای سیاسی، شکنجه

حبس غیرقانونی

جریان مربوط به منه که به اَبی قرص می‌دم

منظورت اینه که، داری ...به اعتیاد یه معتاد

دامن می‌زنی تا زندگیِ افرادت رو نجات بدی

بدون اینکه به زندگی‌ای که داری نابود می‌کنی فکر کنی؟

درسته. همینطوره

...من وحشت‌هایی که به همدیگه

به نام بقا تحمیل می‌کنیم رو دیدم، سرهنگ

خدا می‌دونه که به ،اندازه‌ی بقیه گناهکارم

،ولی اینجا در آستانه‌ای‌ قرار داریم

...در شرف تبدیل به هیولایی که

،در گذشته بدل شدم، و می‌تونم بگم

...اقلیت رو برای نجات اکثریت

بیشتر از اونی که بخوام ،اعتراف کنم فدا کردم

در نهایت، اقلیت تبدیل به اکثریت می‌شن

،همیشه وسیله هدف رو توجیه نمی‌کنه

و اگه تا الان این رو متوجه نشدی

...بعد از تمام سختی‌هایی که کشیدی

پس به اندازه‌ی اوکتیویا ...انسان شری هستی

و الانشم شکست خوردیم

،چقدر آبسه‌ها زیاده مگه نه، دکتر؟

صبر کن

اون رو حس کردی؟ - چی رو حس کردم؟ -

یکی از آبسه‌ها متلاشی شد

بخاطر امواج صدا بود

مطمئنم

می‌تونم متلاشی‌شون کنم

و بعد با مکش باقی‌مونده رو خارج کنم

فقط به نیروی بیشتری نیاز دارم

وینسون، داری کجا می‌ری؟

الهام‌بخشی عاشق همراهه

اگه ایرادی نداره این رو می‌برم - هی، رفیق -

یه مته‌ی صوتی

از امواج صدا برای خرد کردن سنگ‌ استفاده می‌کنه

فکر خوبی‌ـه، وینسون

ولی مگه اینکه زندانی‌ای ...توی اردوگاه باشه

...که یه مهندس‌ـه

...آخ! خواهش می‌کنم

یه خرده بیشترش کن

ریون، نه. مبارزه‌ی تو نیست

تقصیر ماست که اون اینجاست

،می‌دونم عصبانی هستی ...ولی خودت گفتی

نمی‌تونن اون رو بکشن

...اون تنها کسی‌ـه که

باید اون رو بکشیم

امکان نداره

ریون اون سفینه مهم‌ترین برتری استراتژیک‌ اوناست

...بدون یه خلبان برای پرواز

گفتم نه

گوش کن - چیزی وجود نداره بگی -

...که ممکن باشه من - دوستم اِکو قصد کُشتن‌ تو رو داره -

تا دیگه کسی رو نداشته باشن سفینه رو به پرواز دربیاره

اگه به دیوزا بگی، انکار می‌کنم

داریم آماده‌ی جنگ می‌شیم

می‌دونین با ملاقات‌تون چه خطری رو دارم به جون می‌خرم؟

بله. ممنون که اومدی - چی می‌خواین؟ -

با سرهنگ دیوزا صحبت کردم

...اون به کل مردم متحد

More Farsi Persian subtitles for The 100

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left