I Fought the Law

I Fought the Law

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

I Fought the Law S01E04 720p ITVX WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 I Fought the Law 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-26
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گَری، شروع شد!

وایسا. وایسا!

هی، سر راهمونی.

خب، اِم...

پچ‌پچ بچه‌ها

صدای در زدن

صدای زنگ در

اوه، من باز می‌کنم، باشه؟

برو کنار! تو برو کنار.

مؤدب باش.

پچ‌پچ بچه‌ها

اوه، سلام. عصر بخیر.

اسمم ماریونه. من اون‌ور خیابون زندگی می‌کنم.

اوه! خوشبختم. من اَن هستم.

مسئله اینه که بیلینگهام محله خوبیه.

مطمئنم خودت خیلی متمدنی، اما...

آها. ایناهاش.

همون‌طور که می‌بینی، کلی از همسایه‌ها قبلاً امضا کردن.

داری سعی می‌کنی ما رو بیرون کنی؟ مشکل شما نیستی.

مشکل شوهرته.

همه این خارجی‌ها مثل موش دارن از قایق‌ها می‌ریزن بیرون.

مطمئناً می‌تونستی انتخاب بهتری داشته باشی.

فکر کنم جای دیگه خوشحال‌تر باشی، نه؟

پچ‌پچ بچه‌ها

«اوه، باورت میشه؟» «این رو میگن شخصیت، آلف.»

«شخصیت؟! این یه خطر بهداشتی لعنتیه، این چیزیه که هست.»

صدای بهم خوردن وسایل

صدای پارس سگ

نه.

نه، من اینو قبول نمی‌کنم. واقعاً...

نه. عزیزم، ارزشش رو نداره.

هی! میتونی طومارت رو بکنی تو کونت!

و اگه یه بار دیگه از این غلطا بکنی، پشیمون میشی!

ساکت باشین، باشه؟!

بس کنین، میشه؟!

هی.

متاسفم. نه.

فکر کنم از این روی تو خوشم میاد.

واقعاً؟ خب، بهتره بهش عادت کنی.

آهنگ «تصاویر تو» از گروه The Cure

# انقدر طولانی به این عکس‌های تو نگاه کردم

# که تقریباً باورم شده که واقعی هستن

# انقدر طولانی با عکس‌های تو زندگی کردم

# که تقریباً باورم شده

# که این عکس‌ها تمام چیزی هستن که می‌تونم حس کنم. #

لازم نیست نگران باشی. اون آدم خیلی خوبیه.

میتونه بچه شیطان باشه، واسه من فرقی نداره.

تا وقتی که به حرف من گوش بده.

لازم نیست چیزی بگی. برای همین من اینجا هستم.

سلام. دنبالم بیاین، لطفاً. ممنون.

همین دور و بره.

بذار من حرف بزنم. (صدای در زدن)

صدای باز شدن در

جمعه برمی‌گردم به حوزه انتخابیه. باشه.

خانم مینگ. آقای مینگ. بفرمایید تو.

ممنون، ایزابل.

فرانک. جک.

ممنون که امروز ما رو دیدین. می‌دونم چقدر سرتون شلوغه.

خواهش می‌کنم. همیشه باعث خوشحالیه.

خب، همون‌طور که تلفنی هم گفتم، من...

این دختر ماست، آقای استراو.

و این؟ این مردیه که اون رو به قتل رسوند.

این یک نظر نیست. اون توی دادگاه بهش اعتراف کرد.

بله، پرونده رو با دقت دنبال کردم، خانم مینگ.

خب، من از حکم مجازات شهادت دروغ راضی نیستم،

و می‌خوام بدونم شما قراره چیکار کنید.

خب، متأسفانه کار زیادی از دستم برنمیاد.

پس باید کاری انجام بشه

در مورد تغییر قانون ممنوعیت محاکمه مجدد، نه؟

قانون ممنوعیت محاکمه مجدد یک منطقه خیلی مبهمه، خانم مینگ.

برام مهم نیست چه رنگیه، می‌خوام بدونم شما قراره چیکار کنید.

بیخیال این شو.

هیچ پرونده‌ای مثل مال ما توی اون کتاب نیست،

یا توی هیچ کتاب دیگه، اصلاً.

درست میگم؟

خب، در واقع، بله.

وضعیت در حال حاضر اینطوریه که -

کمیته منتخب امور داخلی دارن توصیه می‌کنن

که قانون ممنوعیت محاکمه مجدد تغییر کنه،

و من از کمیسیون قانون خواستم بررسی خودشون رو انجام بدن،

اما متأسفانه این ممکنه سال‌ها طول بکشه.

خب، ما... ما سال‌ها وقت نداریم.

اون خیلی زود آزاد میشه.

و وقتی آزاد بشه، خیلی خیلی سخت‌تره که دوباره بندازیش تو زندان.

این یک اصل کلی در قانون‌گذاری این کشوره

که هر تغییری فقط باید به آینده اعمال بشه، نه گذشته.

پس حتی اگه توصیه‌های اونا تصویب بشه،

احتمال اینکه به صورت عطف به ماسبق اعمال بشه

به پرونده‌های قدیمی مثل مال شما...

متأسفانه خیلی ناچیزه.

متاسفم، فقط دارم باهاتون صادق هستم.

باشه، خب، اینو بهم بگین.

اگه شما جای ما بودین چیکار می‌کردین؟

اگه قراره شانسی برای موفقیت داشته باشید،

باید کمیسیون قانون رو با خودتون همراه کنید.

باشه، خب، اسم کسی رو بهم بدید

که باید اونجا باهاش صحبت کنم، لطفاً.

پشتکار دارید، اینو قبول دارم.

به ما ظلم شده، جک. چطور میتونم ساکت بمونم؟

نصیحت من؟ ساکت نمون.

اتفاقاً هرچی صداتون بلندتر باشه، بهتره.

لعنتی!

همین الان وزیر کشور رو جوری رام کردی که انگار از کف دستت غذا می‌خوره.

خب، من نمی‌دونم این همه سروصدا واسه چیه.

اون فقط یه مرده که کت و شلوارش یکم از مال تو بهتره.

چارلی: خوب گفتی عزیزم.

چیزی جا مونده؟

حتماً شوخی می‌کنی.

من دانشنامه‌هایی رو دیدم که جزئیاتشون از این کمتر بود.

فقط امیدوارم زود باهامون تماس بگیرن.

من می‌رم بخوابم.

داری چیکار می‌کنی؟

اوه، فقط یه سری کارهای اداریه عزیزم. راحت بخواب.

شب بخیر، کوین. شب بخیر.

چیه؟ کوینه؟

فکر نمی‌کنم چیزی دیده باشه.

نه، اِم...

دارم به بازنشستگی از ان‌اچ‌اس فکر می‌کنم.

چی؟

حس می‌کنم وقتشه.

ولی تو که عاشق کارت هستی.

می‌دونم.

ولی این موضوع الان تمام تمرکز و انرژی من رو می‌خواد.

چی؟

حرف جک استراو رو شنیدی.

ممکنه سال‌ها طول بکشه.

برام مهم نیست چقدر طول بکشه.

اگه پنج سال طول بکشه چی؟

حتی ده سال؟

و اگه بعد از این همه سال جنگیدن،

بازم به نتیجه‌ای که می‌خوای نرسی چی؟

ما نمی‌تونیم اینجوری فکر کنیم.

ببین، من می‌دونم در مورد همه اینا چه حسی داری، و مشکلی نیست.

من به کمک تو نیازی ندارم، ولی به حمایتت نیاز دارم.

اوه، سلام عزیزم. هفته‌ات چطور بود؟

بیا تو.

اجازه می‌دی بشینم؟

همه چی خوبه عزیزم؟

اگه خوب نبود، بهم می‌گفتی، مگه نه؟

کوین، ببین، هرچی هست، می‌تونی باهام صادق باشی.

اوه خدای من.

اوه، اینا رو کجا پیدا کردی؟ کتابخونه.

یه سری بچه‌ها تو مدرسه یه چیزایی می‌گفتن.

اوه. اوه، کوین.

بعد از اون دیگه هیچی رو نخوندم.

نه، البته که نمی‌تونستی.

ببین، خواهش می‌کنم بذار توضیح بدم... چرا باید بهم دروغ می‌گفتی؟

نمی‌دونم. چرا؟

نمی‌دونم عزیزم. من... قصد نداشتم بهت آسیب بزنم.

ما فقط می‌خواستیم ازت محافظت کنیم، همین.

نه فقط پدربزرگت و من، بلکه پدرت هم همینطور.

تو خیلی کوچیک بودی.

ولی من متاسفم. متاسفم.

این عادلانه نیست.

ببین، می‌تونی هرچیزی رو که دوست داری در موردش ازم بپرسی،

هرچیزی، باشه؟

و من...

حالا حقیقت رو بهت می‌گم، قول می‌دم. قول می‌دم.

اون به قتل رسیده بود، مگه نه؟

بله.

توسط کی؟

مردی که می‌شناخت.

اون تو زندانه؟

آره. به خاطر کشتن مامانم؟

نه.

ولی من دارم می‌جنگم که اینو درست کنم.

منظورت چیه؟

خب، دارم سعی می‌کنم قانون رو عوض کنم

تا مامانت به عدالتی که لایقشه برسه.

و بتونم به بقیه آدم‌هایی که تو موقعیت ما هستن کمک کنم.

چرا کشتش؟

نمی‌دونم عزیزم.

فکر نمی‌کنم هیچ وقت بفهمم.

ولی نمی‌ذارم که بی‌نتیجه بمونه.

بیا اینجا.

به خاطر دروغ گفتن متاسفم.

چرا هنوز جواب ندادن؟ کمیسیون حقوقی؟

بله، البته کمیسیون حقوقی.

ببخشید. فقط چند هفته گذشته، چارلی.

شاید فقط خیلی سرشون شلوغه.

نه.

بازم سرمون رو شیره مالیدن.

تو نمی‌دونی.

شاید باید بریم لندن.

حضوری ملاقات کنیم.

خب، این شاید گفتنش آسون‌تر از انجامش باشه، عزیزم.

خب، تو چی پیشنهاد می‌دی؟ خودت می‌دونی من نمی‌تونم همینجوری دست بکشم.

دیگه انرژی ندارم، عزیزم.

متاسفم.

بهت گفتم باید با یکی جوون‌تر ازدواج می‌کردی.

چارلی. چی؟

دستت رو بده به من. نه، خوبم...

بده به من.

اوه، عزیزم.

داره بدتر می‌شه.

آزمایش قطعی براش وجود نداره،

اما بر اساس معاینه فیزیکی و علائم‌تون،

یعنی خستگی مزمن و لرزش‌هاتون،

پس متأسفانه به احتمال زیاد همینه.

ممنون، خانم دکتر.

I Fought the Law subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for I Fought the Law

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left