The first 140 lines.
**سريال شاه سجونگ کبير**
در هجدهم مِي 1419 , بدين وسيله فرمان جنگ با تسوشيما را اعلام مي کنم
سرنوشت چوسان بر روي دوش هاي شماست
پس بدون عقب نشيني بجنگيد و دشمن را تسخير کنيد
و عظمت و شکوه چوسان را به دنيا اعلام کنيد
*کيوشو چيکوين نوکيوني , ژاپن *
چوسان , سريعاً اقدام به جنگ کرده
ولي از اقيانوس هم عبور نخواهند کرد
تسوشيما و
ارتش متحد , چوسان را تسخير خواهند کرد
...تسوشيما
تو داري توي اين دنيا رشد مي کني و بزرگ ميشي
من از شما تقاضاي حمايت دارم , فرمانده
پس اول , تو اين جنگ رو شروع کن
اطاعت
حمايت از تسوشيما براي ما کار عاقلانه ايه ؟
اگر در چوسان , نفوذمون را توسعه بديم
اونوقت مي تونيم قدرتمون را در شوگونات افزايش بديم
سئي يو
ما اول بايد اتحاد بين اونها را بشکنيم
ماٌمورين سري را فرستاديد ؟
همه ي اونها بايد تا قبل از تمام شدن روز , به ژاپن برسند
ماٌموريني که شما اعزام کرديد دارند نامه ها را به
کيوشو و سايکا و شوکونات در کيوتو ميبرند
ما , سئي يو , نماينده ي کيوشو را به چوسان , فراخوانديم
کيوشو , قدرتمند ترين حامي تسوشيماست
قوانين و مقاله هاي مرز ها را رونويسي و آماده کنيد
قوانين و مقاله ها ؟
سئي يو , يک کشيشه...چه چيزي ممکنه براي به دست آوردنش , بهتر از احکام بودايي باشه ؟
براي به دست آوردنش ؟
هدف از اين جلسه , دادن اخطاره
اول قلبشون را به دست بياريد و بعدش متقاعدشون کنيد
نماينده ها هم انسان هستند
* روز 18 ماه مِي سال 1419 , اوساکي , تسوشيما *
حرکت کن
تکون بخور
قبل از اينکه جنگ مون با چوسان شروع بشه
خودم شما آدماي تنبل رو مي کشم
ما امشب از اينجا ميريم , آقاي خائن
اگه جراٌت داري دوباره به ما خيانت کن تا اونوقت خودم شخصاً بکشمت
تکون بخور
متاٌسفم لطفاً منو نکشيد
به هر حال وقتي که اين جنگ شروع بشه , ما ميميريم
فقط الان منو نکشيد ...خانواده م بايد به خونه برگردند
گفتي ...خونه ؟
در 18 ماه مِي اولين سال حکومت پادشاه سجونگ , ناوگان هاي چوسان , اقدام به حمله کردند
ارتش مقدماتي , از پايتخت خارج شدند
...اگر پادشاه سابق و پادشاه جديد , با هم بميرند
اونوقت چوسان , باز هم ميخواد به اين جنگ ادامه بده ؟
* روز 26 ماه مِي سال 1419 , هانيانگ *
بنده سفارش مي کنم که مراسم دعا براي پيروزي را لغو کنيد
بله پدر
اکثريت ارتش هاي مرکزي در جنوب , در حالت آماده باش قرار گرفته اند
و من نگرانم که ممکنه براي محافظت از همراهان سلطنتي , بي کفايتي بشه
اين يک نگراني به جا و صحيحه , پدر
شايد بتونيم مراسم دعا را داخل قصر برگزار کنيم
تو چه نظر و احساسي داري , پادشاه ؟
من فکر مي کنم مناسبه که يک مراسم دعاي مردمي برگزار کنيم تا
سربازانمون پيروزمندانه برگردند
هدف از اجراي مراسم , دعا براي پيروزيه ولي مهم تر از همه
هدف از اين کار , اينه که مردم بفهمند سربازان , جنگجوهاي ارتش کشور ما هستند
...اين وظيفه ي خانه ي سلطنتيه که اجازه بده مردم اينو بفهمند
اونوقت نياز نيست که از حملات ناگهاني نيروهاي دشمن بترسند
و پادشاه و خانه ي سلطنتي , هميشه اونها را مخفي کنه
قلب مردم و اعضاي خاندان سلطنتي با آنها خواهد بود
بنابراين , همه ي ما سربازان تقويتي و مدد اونها هستيم
مردمي که با قلب و جانشون , سربازان را حمايت مي کنند
مشتاقانه , براي اخبار پيروزي , منتظر خواهند موند
و زماني که پيروزي به گوش برسه , اونها شادي و خوشحالي خواهند کرد
به ياد داشته باش , پادشاه
زماني که دشمن , شکست بخوره و مردم , شادي و هياهو کنند پادشاه به طور واقعي , پيروز نشده ,
بلکه زماني به طور واقعي پيروز ميشه که
بتونه قلب مردم رو به دست بياره
گوش کنيد
در 26 مِي , در بندرگاه گانگريونگ
خاندان سلطنتي , مراسم دعا براي پيروزي در جنگ را برگزار خواهند کرد
* روز 26 مِي , بائکريونگ *
در 26 مِي , بخش پيشتاز تسوشيما
از طريق بائکريونگ , به چوسان , نفوذ خواهند کرد
* بندرگاه گانگريونگ , 26 مِي *
فوراً به سمت بندرگاه گانگريونگ , حرکت کنيد
ماٌموريت شما , ترور پادشاهه
يه نگهبان هم نيست ؟
موکو , تو يک راهنماي توانا و با استعدادي
وقتي که به گانگريونگ رسيدي
اول , پيونگ دوجون رو بکش
کسي رو سراغ داري که بتوني بهش اعتماد کني ؟
فکر کنم تو کسي رو سراغ داري که بتوني بهش اعتماد کني
....و پدرم خيلي بدشانسه
تو اينو ميدونستي ؟
من نتونستم از پدرم محافظت کنم
ولي ميخوام تموم تلاشم را بکنم تا از کشوري که
پدرم انتخاب کرده , محافظت کنم
برگرد به چوسان و
پدرم رو پيدا کن
حمله کنيد
ما بايد فوراً به اونجا بريم و سريع برگرديم به پايتخت , فرمانده
تو 9 تا جون داري , پيرمرد
از پسران چوسان , محافظت کنيد
...اي خدايان آسمان ها و زمين , به سربازان ما , فتح و پيروزي دهيد
و بخشش و رحمت خدايي تون را بر سر اين مرد حقير اعطا کنيد
بنابراين , جان هاي با ارزش آنها از دست نخواهد رفت
زندگي شما در خطره عاليجناب
همونقدر که زندگي پسرت برات مهمه , براي منم مهمه
و اون , هم پسر چوسانه
عاليجناب
آقاي پيونگ دوجون , همونقدر که تو خدمتگزار وفادار هستي , پسرت هم هست
پس برو و پسرمون رو صحيح و سالم , برگردون
حالتون خوبه ؟
تو با خودت چي کار کردي ؟
متاٌسفم
من هيچ کاري تو عمرم براي شما انجام ندادم
تاهيرا
آخرش هم به چوسان و تسوشيما خيانت کردم
ولي هنوز هم پسر شما هستم
من فکر مي کنم که شما خونه ي من بوديد
شما کشور من بوديد
به خاطر همه ي غم و اندوه هايي که براي شما ايجاد کردم , متاٌسفم
...متاٌسفم
...پدر
آقاي پيونگ دوجون
پسرت به عنوان پسر مفتخر و سربلند چوسان , زندگي خواهد کرد
همه احترام بذارند
تعظيم کنيد
* در 26 مِي از اولين سال حکومت پادشاه سجونگ *
* دو کشتي جنگي دشمن در بائکريونگ , نابود شد *
* دهم ژوئن , روستاي ژاپني , استان گيونگسانگ *
شايد يه سوگواري عمومي داشته باشيم
سوگواري عمومي ؟
ژاپني ها ضربه ي تقريباً سختي به خانه ي سلطنتي وارد کردند
پس زندگي پادشاه در خطره ؟
همه چيز تموم شد
وقتي پادشاه بميره , اونها چطوري مي تونند بجنگند ؟
اين اخبار , براي ما خوب نيست ؟
نه براي تسوشيما و نه براي چوسان...اين به هيچ کسي کمک نمي کنه که توي جنگ باشه
اونها به خاطر اوضاع و شرايط پادشاه
تا اين حد , جنگ را به عقب انداختند ؟
فکر کنم فداکاري توي سرزمين بائکريونگ , با ارزش بود
حالا نوبت ماست که به دونگلائه حمله کنيم
هنوز وقتش نيست
No comments yet. Be the first to leave one.