The first 200 lines.
می ری
اونو بده به من
نه این مال مامانمه
وقتی بهت می گم بهم بده باید بدی اون نباید دست تو باشه
!مامان بزرگ !مامان بزرگ مامان کجاست؟
یکی اون بچه رو بگیره
هی چیکار می کنی؟
اون بچه
حلقه ازدواجمو برداشت
!می ری
همونجا وایسا
اونجا چه خبره؟
!می ری
!می ری
!می ری چی شده می ری؟
می ری به هوش بیا
می ری تو چت شده؟ می ری چت شده؟
حالا چیکار کنم؟
سریع یه آمبولانس خبر کنین
= قسمت 19 =-
!می ری تو حالت خوبه مگه نه؟
صدای مامانو می شنوی؟
لطفا جوابمو بده !می ری ! لطفا به هوش بیا
!می ری صدامو می شنوی؟
منم مامان صدامو می شنوی؟
چی گفتی؟
می خوام ماسک اکسیژن براش بذارم
چی گفتی؟
!می ری !می ری
فقط همراهش حق داره بمونه
کسی ندیده اون بچه چطوری افتاد؟
تا صدای شما رو یهو شنیدیم
همه داشتیم تو رو نگاه می کردیم
فکر کنم لیز خورد افتاد
برای اینکه همه داشتن دنبالش می دویدن
واقعا اون حلقه تو برداشته بود؟
بله برای همین دنبالش بودم
حلقه رو کجا گذاشته بودی؟
گذاشته بودم روی میز توالتم وقتی رفتم اونجا نبود
برای چی اون بچه رفته بود اتاق تو؟
یه بچه نمی تونه عمدا به اونجا رفته باشه
تقصیر من بوده
من با بچه توی اتاق بازی می کردم چند لحظه تنهاش گذاشتم
بچه نترسی
چطوری ممکنه یه بچه کوچیک چیز بدزده
برای همین من از بچه ها متنفرم برای اینکه اونظرف فرشته مانندشون کاملا تیره است
مواظب حرف زدنت باش
ما نمی دونیم چه اتفاقی ممکنه برای اون بچه بیفته
چطوری می تونی اینطوری حرف بزنی
ای بابا این دیگه چی بود؟
بیچاره ها قرار بود فردا برن
....بجه باید تحت درمان باشه
با توجه به شرایط قابلیت های بالایی داری
چطور یهو فکر حلقه به ذهنت رسید
چیکار می کنی؟
کی اینو درش آوردی؟
هیچ کس ندید کی درش آوردی؟
اینطوری می خواستی از اون اسناد مهم نگهداری کنی؟
تو گفتی ازش خوب مراقبت می کنی
آروم باش
اینطوری زشت می شی
ببینم نکنه ...تو عمدا بچه رو هول دادی
نگران بودی نکنه در مورد سند به مادرش چیزی بگه
چی داری می گی؟ فکر کردی من توام؟
مطمئنی خودت نبودی که اونو هول دادی؟
تو چت شده؟
من بچه ها رو دوست دارم
این چیزی نیست که بخوایم در موردش بحث کنیم
ما بید اون اسناد پیدا کنیم
اگه اون دست مادرش یا هیونگ وو بیفته
همه چی برات پیچیده می شه
خدایا پروردگارا
لطفا کمکمون کن اتفاقی برای می ری نیفته
فقط یه شکستگی ساده باشه و بعدش خوب بشه
اون بچه هیچ گناهی نداره
منو مجازات کن
لطفا می ری مارو نجات بده
اتاق عمل
چی شد؟
متاسفم
...ما تمام تلاشمونو انجام دادیم اما
!مادر
بسیار خب
هر وقت به اون 20 میلیارد فکر می کنم مخم سوت می کشه
بازم یه مادر چه حسی داره وقتی همچین اتفاقی برای بچه اش می افته
هی حتی جلوی منم داری تظاهر به خوب بودن می کنی خیلی غیر طبیعی نیست؟
همیشه وقتی دمت رو قایم می کنی مشکوک تر به نظر میای
تو بچه رو هول دادی؟ - چی گفتی؟ -
راستش وقتی داشتی با اون زن حرف میزدی خاز از چشمات در میومد
باشه اگه دلت خنک می شه من بودم که بچه رو هول دادم خوب شد؟
درسته؟
به نظرت این خوبه برای گرد هم آیی زنان شاعر؟
این به نظر کلاسیک میاد
لباسای کلاسیک معمولا جذاب به نظر میان
هی
با اینکه چهار ساله فارغ التحصیل شدی هنوزم به درد نمی خوری
منظورم اینه که نامرسومه
بهم یه کیف زرد بده
چطور به نظر میام؟
کیفتون خیلی عالی به نظر میاد
چی جرات داره پر زرق و برق تر از من به نظر بیاد؟
من اصلا با این کیف احساس خوبی ندارم بیا بریم خرید
مادر بخاطر اختلاس میره زندان و بچه اش بخاطر دزدیدن یه حلقه میفته بیمارستان
آه واقعا دیروز خیلی مسخره بود
نمی شه خونو در نظر نگرفت دختر به مادر رفته دیگه
شما ها خیلی دارین زیاده روی می کنین حتی نمی دونین چه اتفاقی برای بچه افتاده
تو نمی دونی منشی شین چطوری اومداینجا؟
بخاطر اون زن خیلی به ماسخت گذشت
نمی خوان دهناتونو ببندین؟
می خواین زندگیتونو سر این دهنای گشاد بذارین
هیچ کس در مورد دیشب چیزی نباید بدونه
اگه یه بار دیگه از دهنتون در بیاد باید سریع لباسای کار اینجا رو در بیارین
عجله کنین
اون در حالت نمیه کماست
با اینکه عملش کردیم ولی خونریزی مغزیش زیاد بود
تا یه مدتی به هوش نمیاد
چی دارین می گین؟
نیمه کما ، یعنی چی از خواب بیدار نمی شه؟
معنیش اینه که اون نیمه کماست
اگر چه اون نمیه اگاهه ولی نمی تونه حرف بزنه یا حرکت کنه
هیچ شانسی برای بیدار شدنش نیست؟
لایه های محافظ مغز به این آسونی ها آسیب نمی بینه
باید صبر کنیم و منتظر بمونیم
اگه حالش بدتر بشه امکان داره بره تو کماو دیگه بیرون نیاد
اگه بهتر بشه می تونه بیدار بشه ولی نمی تونه به حالت اول برگرده
چی داری واسه خودت می گی؟
اون فقط از چندتا پله افتاد
اکثر بچه ها موقع بازی از پله می افتن مطمئنی مزخرف نمی گی
مگه اون با ماشین تصادف کرده یا از ساختمون پرت شده
نه ساعت داشتی عملش می کردی که این مزخرفاتو بگی؟
مادر آروم باشین
می خوام برم پیش می ری
یون سو ساعت ملاقات گذشته
می ری
شما نمی تونی این کارو بکنی
من مادرشم باید برم صورتشو ببینم
شما اجازه نداری - می روی تو خوبی مگه نه صدای مامانو می شنوی؟ -
تو باید زود بلند شی - شما نباید این کارو بکنید -
گفتم اون بچمه اون حالش خوبه
گاهی وقتا از پله پرت شده و هیچیش نشده
یون سو چرا اینطوری می کنی؟
سیستیم ایمنی بدن اون الان پایینه ممکنه آلوده بشه زود باش بیا بیرون
یون سو می دونم تو نگرانی
من حقمه که بمیرم
...اگه مشروب نخورده بودم
اگه فقط به اون چسبیده بودم
الان این اتقاق برای اون نیفتاده بود
می خواست با اون حلقه چیکار کنه که برداشته و فرار کرده؟
اونها گفتن می ری حلقه رو برداشته برای همین شلوغ پلوغ شد
از اونجا یی که همه دنبالش دویدن اون فرار کرد
الانم اینطوری شد
اما اون حلقه رو کجا گم کرد؟
من لباساشو نگاه کردم ولی حلقه ای توش نبود
کار درستی نکردم بچه رو تنها ول کردم
این همون غذاهای هتل که برای پارتی گرفته بودیم
مزه اش وحشتناک
خب این سطحش با عروسی ایل جو فرق داشت
هی مام داریم می خوریما
دنده آب پز اینقدر خشک می شه چرا اینقدر این خشک
ایل جو امروز کار داری؟ می خوای موقع رفتن برسونمت
مشکلی نیست من خودم میرم
یو گیونگ امروز وقت داری؟
عمه امروز می خواد بره جلسه زنان نویسنده می خوای با من بیای؟
به عنوان یه دانشجوی رشته ادبیات کره ای بد نیست با یه سری نویسنده آشنا بشی
هنوز برنامه ای برای ثبت نام ندارم
اون بچه ...رفته توی نیمه کما
نیمه کما؟ این دیگه چیه؟
یه مرحله پایین تر از زندگی نباتی
چطوری می تونین غذا بخورین؟
معنیش اینه که نمی تونه از خواب بیدار بشه؟
چطور؟
می ترسی اون بچه از خواب بیدار بشه؟
....اون اسناد تو توی کیف منشی شین گذاشته بودی
تو دنبال اون بچه دویدی برای اینکه اون بچه اون اسناد دیده بوده
پدر شما چطوری
تو هولش دادی برای اینکه ترسیدی اون بچه دهنشو باز کنه
!نه کار من نبوده ، من نبودم
من باید سریع اونو پیدا کنم نباید بذارم دست یکی دیگه بیفته
زیر چشمات گود افتاده میری
چرا مامان نفهمیده بود؟
تو برای این بار خیلی کوچولو بودی
کی قراره این دستا بزرگ بشه؟
من مامان بدی بودم درسته؟
من اینقدر کار داشتم که نفهمیدم کی تو بزرگ شدی
تو ناراحت بودی که نمی تونی بخاطر من یه مدل بشی
حالا دیگه می تونی یه مدل بشی درسته؟
می تونی شلوار کوتاه بپوشی و شیک کنی ، درسته؟
اینقدر کار داشتم که همیشه فقط تو رو توی خواب می دیدم
...با این حال هنوزم مامان
شادترین آدم روی زمین بود وقتی به چشمای براق تو نگاه می کرد
می ری
مامان دلم می خواد هر چی زودتر دوباره اون چشمای قشنگت رو ببینم
دیونه شدی به خودت بیا
می خوای بمیری؟ داری چه غلطی می کنی؟
چرا اینطوری می کنی؟
کی داره می میره؟
می ری به زودی به هوش میاد واسه چی من باید بمیرم؟
ببخشید
چیکار می کنی؟
خیلی سرم شلوغ بوده یادم رفته بود
No comments yet. Be the first to leave one.