The first 200 lines.
کثافت
آره، نه، اون همون چیزیه که فکرش رو می کردم، اما...
حالا هر چی می بینمت همین دور و بر،باشه؟
اره. می بینمت
تو اینجایی. خوبه
دیر کردی جریان چیه؟
بهتره که من حرف بزنم
به خاطر همین به من پول میدی
اه، و ،اه، درباره ی دی ان ای تعجب زده شو
هر چند از اینکه شما رو اون طرف میز در کنار هم
می بینم خیلی برام لذت بخشه
چرا یه ملاقات ترتیب دادید؟
یه تماس تلفنی کافی بود
پرستون بوردرز خب چی؟
درخواست توقف حکمش
ما خبردار شدیم که در خواست بر اساس
یه اعتراف دم مرگ توسط یه محکوم دیگه بوده
و این شما و موکلتون رو نگران کرد
فرض می کنم کارآگاه باش موکل شماست
درسته از چه نظر نگرانتون کرد؟
ما می خوایم بدونم دادستان چه نظری داره
کارآگه باش روی پرونده ی
بوردرز کار کرده، توی دادگاه شهادت داده
ما نمی خوایم دادخواست رد بشه
چرا نه ؟ ما یه مدرک دی ان ای تازه داریم
که اعتراف اولمر رو تایید می کنه
یه دستمال که از صحنه برداشته شده
اون دفعه مورد آزمایش قرار نگرفته
خون؟ سلول های پوست، دی ان ای لمسی
بیست سال پیش وجود نداشت
این چطور اون رو تبرئه می کنه ؟
شما می خواید یه هیولای جنسیه جامعه ستیز رو آزاد کنید
یه قاتل سریالی رو بر اساس یه اعتراف داخل زندان
سلول های پوستی رو یه دستمال؟ اگر یه تخطی از
اجرای عدالت پیش اومده باشه، کارآگاه
چه انتخاب دیگه ای داریم؟ عدالت اجرا شده
به عقب بر نگردید هری
لطفا بیرون منتظر باش
الکس، بزار یه چیزی ازت بپرسم
بر اساس این مدارک جدید
خب؟
آیا شما الان اعتراض بوردرز رو باور می کنید
که پلیس آویز رو توی آپارتمان اون گذاشته ؟
از حوزه ای تحقیقات خارجه
و وقتی که این حوزه ی تحقیقات تموم بشه
موکل من در خطره؟
بیا از خودمون جلو نزنیم. ( نوبت رو رعایت کنیم ). 1
خیلی دیر شده
من همین الان هم جلو ام
ممنونم
اون محقق، هنری
خب چی؟
رفتارش با تو شخصیه یا حرفه ای ؟
اونقدر مشخصه؟ خیلی زیاد
شخصی باهاش خوابیدی؟
قرار میزاشتم. خیلی کوتاه مدت. سال ها پیش
بد تموم شد؟ خودت چه فکری می کنی؟
خب، اهداف شخصی می تونه توی این مسیر کمکمون کنه
تماس های بوردرز از داخل زندان توی 12 ماه گذشته
من هم منابع خودم رو دارم
هکتور بهشون رسیدگی می کنه
شاید شانس بیاریم
شاید بوردرز بی دقتی کرده باشه
بی دقت بودن آخرین خصوصیتیه که می تونه داشته باشه
اونا می خوان بزارن این آشغال بره بیرون
و سعی خودش رو بکنه و من رو بکشه
نمی خوام بزارم کار به اینجا بکشه
میشه مکتوب بهم بدی این حرفت رو ؟
خودشه
چقدر طولش داد
ممنونم که اومدی
امروز پاورز اومد با یه زانوی ورم کرده
می خواست دلت رو به رحم بیاره
اون یه سگ خیابونیه نه یه گربه ی خونگی
اون پشت میز دق می کنه
ما داریم گزارش یه تصادف مسخره رو می دیم وقتی که
می تونیم... باید ...روی پرونده ی قتل کار کنیم
موافقم. این کار تلف کردن وقت و استعدادِ
انگار کسی هم اهمیت میده
این پلیس های جدید...این این...قرن بیست و یکی ها
اونا چی می دونن؟ اونا نمی دونن
گور باباشون
سابقه باید به حساب بیاد احترام باید حفظ بشه
اره، یکم اعتبار وقتی اعتبار ارزش داره
اره. مثلا کریت
اون مرد یه افسانه ست
اون توی نیروهای ویژه بود وقتی ای نش رو گرفتن
توی قتل های سرزمین عجایب
و تو هم توی ماجرای خفاش شب بودی؟
اون اولین توپ طلام بود
شوخی می کنی
ما الگوی حرکتیش رو بین
یه منطقه ی بندری که قربانی ها اونجا پیدا می شدن
و یه تخت پر از گل توی صحنه ی جرم بوربانک به هم متصل کردیم
بعد فنستاین توی یه مصاحبه ی مطبوعاتی پوچ رو دور زد
مدارک رو لو داد رامیرز کفش هایی رو که از
پل گلدت گیت پیدا کرده بودیم دوباره توی محدوده بررسی کرد
دو تا قربانی دیگه هم اون جانی گرفت قبل از اینکه مادرجنده رو پیداش کنیم
واو
عجب تجربه های فوق العاده ای داری
هر دو تون دارید
می فهمم با این حرف ها نیتت چیه
چی؟ نه نه نه من فقط
می دونی، وقتی به به سن و سالی که ما توش هستیم میرسیم
و اون وقت شروع می کنی به فصل بعدیه زندگی فکر کنی
تنها چیزی که دلت نمی خواد اتفاق بیفته اینه که جایی باشی که نخوانت
ببین، می دونم داری به اینکه الکت رو آویزون کنی فکر می کنی
نمی تونی زمان ما رو بی ارزش جلوه بدی
ستوان، از اینکه بهش اعتراف کنم متنفرم
اما گاهی وقت ها فکر می کنم، اه، ممکنه حق با شما باشه
برای هممون پیش میاد
وقتی که زمانش برسه ... دیگه رسیده
آروم و بی سر و صدا نمیره
بهت تضمین میدم
اون مرد برگشته سر کار بعد از اینکه دو تا گلوله خورده توی شکمش
اگر به کمک من نیاز داشتی خبرم کن، می دونی
خبر رو بهش برسونم
امیدوارم، به خاطر خدا
کار به جلسه ی استماع نرسه
چطور مگه ؟
تا حالا توجه کردی که چطور غالبا بارل جوابی نمیده
وقتی باهاش حرف می زنی؟ اوهوم
کسانی که قبلا باهاشون رابطه داشته، مدام از اینکه اون هیچ وقت گوش نمیده شکایت می کردن
معلوم شد یه دلیلی داره
اه، واقعا؟ چی بود ؟
خب، اون میدون تیربارونی که توش بوده
شنواییش رو جدا داغون کرده
منظورم اینه که اون ، اندام شنوایی رو داره ، اما اینکه واقعا ازشون استفاده می کنه یا نه ؟
گاهی وقت ها فکر می کنم داره سرم داد می کشه
آشغال ها اسلحه دارن
لورا کاننر؟ خودمم
کارآگاه ادگار. پلیس لس آنجلس
خب، بالاخره یه نفر به حرفام گوش کرد
درباره ی این ماشین مسابقه های بی در و پیکر
متاسفم دارم یه جنایت رو بررسی می کنم
اه
اره مجرم های محلی
اما هیچ جنازه ای در کار نیست
چه کمکی می تونم بهتون بکنم؟
هواپیمایی که دیدم دیروز عصر از اینجا پرواز کرد
اوهوم حدود ساعت 4
هواپیمای سفید ساده
باید تویین اتار باشه
چتربازی می کنن؟ خدایا امیدوارم این کار رو نکنن
اونا به زور می تونن سوار هواپیما بشن یا ازش پیادهشن
چه برسه به پریدن بیرون ازش
برنامه ای دارن؟ نا منظم
چند بار در هفته، شاید، توی شش ، هشت ماه اخیر
تمام ساعت ها بدون نظم یا دلیل
همه ی سفرها همون مسافرها رو داره؟
اه، گفتنش خیلی سخته اونم از برج
اما برای سفرهای روزانه استفاده میشه از کجا می دونید؟
هیچ وقت هیچ کس چمدون نداره
برنامه ی پروازی رو دارید؟
تا وقتی با تایید وی اف آر باشه
اما بدون رادار و بدون کمک گرفتن از برج
اونا می تونن هرچقدر که دلشون می خواد بیان و برن
سازمان امنیت ملی اینها رو می دونه ؟
هنوزم یه کشور آزادیم ما ، کارآگاه
مالک اتار کیه ؟
براتون پرونده اش رو می فرستم، باشه؟
جری
هری کجایی؟
همین الان از دفتر دادستان اومدم بیرون
انگار دارن میرن جلو
افتضاحه همینه که هست
از مد بورد خبری داری؟
داره کار می کنه آدرس رو برات می فرستم
تو چی کار کردی؟
ون های سفید کلینیک گارسیا ساعت 8 پیداش شد
اون و راننده ی ون رفتن توو دیگه کسی نبود
همین و بس
تا وقتی که من اونجا بودم
هواپیمامون چی شد ؟
هیچ برنامه ی پروازی و نقشه ای وجود نداره
میرن و میان
مالکش کیه ؟
سندبلاست غربی
فاکتورها رو می فرستن به یه ایمیل
پیرس رو می زارم روش کار کنه
اکی، توی جلسه می بینمت
سلام
ستوان
کاپیتان کوپر یه حرفی داشتم
دو تا موضوع در واقع
کریت و بارل
اون دو تا افسر دیگه هم به همون اندازه مقصر بودن
این بهترین فرصته برای اینکه پیرپاتال ها رو مرخص کنیم
اونا پیر پاتال نیستن اونا خیلی وقته که
از زمانشون گذشته
شما می دونید و من هم می دونم
کامپست هفته ی دیگه برگزار میشه
آمارهای فصلی ما خیلی خوبن
نباید اجازه بدیم این موضوع کوچیک لکه دارشون کنه
نمی تونیم وادارشون کنیم که بازنشسته بشن نه
ما می تونیم جابه جاشون کنیم
به کجا؟
من یه گشت شهری فکر می کنم گشت شهری؟ خدایا
یا کانون اصلاح و تربیت
انتخابش با تو
No comments yet. Be the first to leave one.