The first 200 lines.
...یعنی بدتر از این نمیشد
حالا سومین لـول 5 شهر آکادمی پیداش شده!؟
قضیه چیه؟
تو که از اون سازمانهای خلافکار نیستی، نه؟
آروم باش، از سازمان زیرزمینیای .که دنبال تحقیقات داپلگانگر باشه، چیزی نشنیدم
چون نمیدونم سر چی با سِیکه جنگیده ...نمیدونم چی باید بهش بگم، ولی
صبر کن، ما تیم بازیابی داپلگانگر هستیم .که از طرف مؤسسۀ تحقیقاتی به صورت رسمی استخدام شدیم
درسته کسی که باهاش جنگیدی ...یکی از اعضای تیم ماست
ولی امیدوارم درک کنی که ...بخاطر ماهیت ماموریتمون
دستور داریم که از ورود افراد خارجی .به این موضوع جلوگیری کنیم
اگه حضورتون اینجا، با دستوراتی که ...به ما دادن تداخلی نداشته باشه
نظرتون چیه باهم همکاری کنیم؟
!ها؟
،شرمنده سِیکه .گرفتن انتقامت از دست ما خارجه
برای کامل کردن مأموریتـمون .باید از اون استفاده کنیم
.درک میکنم که نمیتونی به ما اعتماد کنی
برای همین، مشکلی ندارم که .اطلاعتی رو که دارم رو بهت بگم
منظورت چیه؟ میخوای بگی اونقدر قوی بود که نتونستید از پسش بربیاید؟
،متأسفانه همینطوره که میگی .اون یه قابلیت عجیبی داره
،وقتی آسیب میبینه ...میتونه با اون قسمت از بدنش مواد رو کنترل کنه
...و یه جورایی با خودش ترکیبش میکنه
گفتی آسیب؟ شما به داپلگانگر آسیب زدید؟
ها؟
...میخواد بگه که یه تیم امداد قانونی
نباید به هدفشون آسیبی برسونن، ها؟
...بد شد! چطور باید توضیح بدم
.ما هم شوکه شدیم
وقتی ما با اون روبهرو شدیم .به دلایلی، خودش از قبل آسیب دیده بود
اومدی درستش کنی؟
معلومه، باید جوری وانمود کنیم که .مثل آدم بدها دیده نشیم
ها؟ شما دوتا چی دارید میگید؟
!حملههای ما بود که داغونش کرد
...یادمون رفت یه احمقم باهامونه
اِوا! نارو، من هنوز دهنت رو پانسمان نکردم؟
،حتماً سرت بدجوری به دیوار خورد .احتمالاً حافظه ـت قاتی کرده
چیزی که اون دختر ...درمورد گسترش و تصرف روح گفته بود
این یعنی اون میتونه چیزایی که اطرافشن رو کنترل کنه؟
،هنوز یه مقدار برام غیر قابل باوره .باید خودم برم ببینمش
ما یه بار توسط ...رتبۀ اول لـول 5 ها داغون شدیم
و اعتبارمون رو .توی سازمانهای زیرزمینی از دست دادیم
...ولی این بار از رتبه سوم استفاده میکنیم
!تا به صحنه برگردیم
!هــوی، سِیکــه
...باید همین اطراف باشه
!اونجاست
.باورم نمیشه سِیکه باخته
پس واقعآً اون دختر همون میساکا میکوتوی لول 5 بود، ها؟
،من اینجا میمونم، شما دوتا برید دنبال سِیکه .و بعدم منتظر دستوراتم بمونید
،رئیسم خودش بد زخمی شده چطور میتونه تنهایی با اون سر کنه؟
...خیلی نگرانـشم
حتماً فکر میکنه وقتی تو پیشش باشی .قطعاً سرش رو به باد میدی
.بیا این درخواست رسمی به ماست
حالا خیالت راحت شد؟
.خیلی خب، بیا بریم
!وایسا
.باور میکنم که تو رو استخدام کردن
،ولی اگه میخوای باهم همکاری کنیم .باید یکم بیشتر درموردت بدونم
...بعد از مبارزه با شتابدهنده
.درمورد بقیۀ لول 5ها یه تحقیقی کردم
میساکا میکوتو قبلاً ...با سازمانهای زیرزمینی برخورد داشته
.ولی هیچوقت سرخود با یکی درگیر نشده
.فقط کافیه خیالش رو راحت کنم
فقط باید حواسم باشه لو نرم .که عضوی از سازمانهای زیرزمینی هستم
آها، منظورت اینه که از کدوم سازمان اومدم؟
...سادهترین و قابل اعتمادترین سازمان
.من عضو دادرسی هستم
دادرسی؟ شما؟ .ولی بازو بندتون رو ندیدم
.البته که داریم
ولی این بار چون ...با موجودی غیر انسانی سر و کار داریم
،روی بازومون نبستیمش .آخه قرار نیست دستگیرش کنیم
.البته که داستانم ساختگیه
ضد حاله ادای دانشآموزای خوب رو در بیارم ...که معلمها دوستشون دارن، ولی خب
ولی اونی که لباس ملوانی پوشیده بود ...خودش مبارزه رو شروع کرد
این با روشی که دادرسی سراغ دارم !خیـلی فرق میکنه، ها
ها!؟
سِیکه بوده که اول مبارزه رو شروع کرده!؟
اونم بعد از اینکه بهشون گفته بودم با هیچ لول5 دیگهای سر شاخ نشید؟
!بدجوری انداختیمون تو هچل
!ا... اون بچه یه شهروند عادیه ...اینکه افرادی با توانایی بالا رو
برای بعضی از مأموریتها به ما بندازن .خیلی هم غیرمعمول نیست
،ولی خب، اون دختر یه عادت بدی داره .وقتی یه آدم قوی میبینه، کرم جنگیدنش میلوله
.بـ... بعید میدونم با این توضیح قانع بشه
.اِه... که اینطور
...هر بار که تو کارای دادرسی سرک میکشم
!اونه ساما، تو یه شهروندی
،همیشه این حرف رو بهم میزنی .ولی انگار اونقدرا هم غیرمعمول نیست
،ولی با این حال .از نحوۀ برخوردش اصلاً خوشم نیومد
وقتی دستور بازداشت ندارید یعنی نباید اونا رو درگیر کنید، مگه نه؟
.آ... آره، حواسمو بیشتر جمع میکنم
نفهمیدم چی شد .ولی انگار ختم به خیر شد
...پـ... پس
.یه لحظه میبخشی
تونستی کوریبا سان رو پیدا کنی؟
شوکوهو!؟
از کجا شمارۀ منو داری؟ آها، موقع جشنوارۀ دایهاسی، ها؟
!شوکوهو میساکی؟ !یه لول 5 دیگه؟
!بی احتیاطی کردم !رتبه سوم و رتبه پنجم، به یه مدرسه میرن
معلومه که این دوتا لول 5 !همدیگه رو میشناسن
...تونستم کوریبا ریکو رو ببینم
،ولی قبل از اینکه بهش برسم .با داپلگانگر برخورد کرد
.الانم میخوام برم دنبال داپلگانگر
کمک منو واسه پیدا کردنش میخوای؟
!افرادی که تو ماجرا نیستن رو درگیر نکن
،باشه، هرچی تو بگی پس چطوره خودم بیام کمکت؟
کجایی؟
منطقه درحال توسعۀ .پشت ترمینالِ اتوبوسِ فرودگاه
!نگو که اونم قراره بیاد اینجا !این بده! اینجوری خیلی بد میشه
!رتبۀ پنجم یه اسپره که میتونه ذهن رو بخونه
،بدون اینکه یه کلمه بگم !میفهمه که دارم دروغ میگم
!نـ... نیازی به این کار نیست
.توانایی من، جستوجوئه
.واسه پیدا کردن افراد، از کافی هم کافیترم
...در واقع اگه یه اسپر ذهنی این اطراف باشه
ممکنه باعث بشه .توی حسم تداخل ایجاد بشه
!وای، میخواستم تواناییمو مخفی نگهدارم
کسی دیگهای هم اونجاست؟
.ها؟ یکی از دادرسی که داره کمک میکنه
.دادرسی؟ خب مهم نیست
پس بذار یه سرنخ دیگه بهت بدم .که یادم رفته بود بگم
این راز درمورد افرادیه که .داپلگانگر از ساختمون بلندشون فرار کرد
چی میخوای بگی؟
همچین مؤسساتی که ...از اینجور تحقیقات مشکوک انجام میدن
،از دادههایی که بدست آوردن .یه جایی نسخۀ پشتیبانش رو نگه میدارن
.ولی جای اینا یه مقدار متفاوته
.ظاهراً وسایل فوق سریشون تو آسمونه
آسمون؟
.دقیقتر بگم، تو یه کشتی هوایی
هر ماه یه بار، فقط از طریق لیزر .باهاش ارتباط برقرار میکنن
...تو این مدت مکانش مشخصه
،ولی به غیر از اون .مسیر حرکتش کاملاً تصادفیه
حتی خود مؤسسه هم نمیدونه .کجا درحال پروازه
ظاهراً خود کشتی هم ...با فنآوریهایی مثل تداخل راداری
.و یا رادار گریزی خودش رو مخفی نگه میداره
اِه...؟
خب دیگه، فقط این موضوع هم .مد نظر داشته باش
.مثل اینکه رتبه پنجم قرار نیست بیاد
،اینی که الان داشتی باهاش حرف میزدی شوکوهو میساکی سان بود، درسته؟
.ها؟ آره
...تو مراسم افتتاحیۀ جشنوارۀ دایهاسی دیدمش
開会式 مترجم: مراسم افتتاحیه
ولی وقتی فهمیدم با این زیبایی ـش .هنوز یه دانشآموز راهنمایی ـه، حسابی جا خوردم
اونم مثل شما یکی از .جواهرات توکیوادای محسوب میشه
روشی که با اون .هیئت مدیره رو رسوا کرد هنوزم تو ذهنمه
...وقتی شنیدم که از تواناییش
برای نامه نوشتن ...به دانش آموزای معلول استفاده میکنه
.واقعاً از ته دل براش احترام قائل شدم
چطور بود؟ ...با تعریف از همکارش، من الان بهتر
جان!؟ آخه چرا!؟ .این واکنشی نبود که انتظارشو داشتم
میبینم که بیشتر از انتظارم .داره کارای خیرخواهانه انجام میده
یعنی واقعاً آدم خوبیه؟
...نه، نمیتونه همچین آدمی باشه
...آه! راستی
به وسیلهای نیاز داریم که تو شرایط اضطراری .بتونیم با هم در تماس باشیم
.از این استفاده کن
،درسته که یه اسباببازیه .ولی تو یه محدودۀ مشخص جواب میده
...فقط صدای کاربرش رو انتقال میده
پس حتی توی سروصدای زیاد هم .طرف مقابلت حرفات رو میشنوه
و چون اسباب بازی بچههاست .خیلی سخت خراب میشه و میشکنه
این شخصیت... چرا؟
گند زدم! نکنه تو اون سنه که وقتی مثل بچهها باهاش رفتار بشه، بدش میاد؟
چیکار کنم؟
میتونم ادای شوخی کردن در بیارم و از زیرش قِسر در برم؟
...خب میدونی، راستش
!نه، وایسا
،با شنیدن اسم شوکوهو میساکی ...خیلی هول کردم
و به خاطر نوری که ...از پشت سرش میتابه، نتونستم خوب ببینم
ولی گوشی میساکا میکوتو هم !درست مثل همین شخصیته! احتمالاً
کدومه؟
غریزهم به عنوان ...عضوی از یه سازمان زیرزمینی
،بهم میگه کلمه بعدی که بگم !برام حکم مرگ و زندگی داره
کدوم یکی؟
...آ... آه، خیلی راجع به این شخصیت نمیدونم
.ولی خیلی نازه و با اولین نگاه عاشقش شدم
.خیلی دوستش دارم
...خب میدونی
!خوب سلیقهای داری
!به خیر گذشت
...یه کم خودمو خیس کردم
...خیلی خب، چطوره دیگه بریم
دنبال این داپلگانگر؟
.اونجاست
لـ... لهش کردی؟
.فقط تو یه قفس بِتونی گیرش انداختم
...این لول 5ها
!واقعاً که قدرت باور نکردنیای دارن
!عقب وایسا
...مگه قرار نبود
فقط وقتی که آسیب میبینه روی مواد اطرافش تأثیر بذاره؟
...از اون بدتر
انتظار نداشتم با قدرت بیشتری .اون رو بهم برگردونه
این تسلط روحه؟
...البته اینجورم به نظر میاد که با اراده ـش
.میتونه رو چیزای اطرافش تاثیر بذاره
ها!؟
!ای وای
...وقتی که از مؤسسه فرار کردم
احتمال میدادم که به زودی ...باید با هم مبارزه کنیم
،پس حالا که چند مرحلهای پیش رفتم ...از این موقعیت استقبال میکنم
.ریلگان
.ببخشید، نجاتم دادی
No comments yet. Be the first to leave one.