The first 200 lines.
عشق عجیب و غریبه
عینکم، نمیتونم عینکمو پیدا کنم
امروز نه، خواهش میکنم، خدایا، امروز نه
کسی عینکمو دیده؟
"اینجاست، آقای "بن
لیست رو داری؟
نه، تو آشپزخونست
فکر میکنم 40 میپوشوندش
شاید بتونی "یوجنیا" رو بفرستی بازار
باشه
لازانیا چطوره؟ اُه، فقط میزارمش داخل
به نظر خوشمزه میاد
بزار ببینم عزیزم، پول نقد داری؟
خیلی زود نیست بزاریش داخل میدونم دارم چیکار میکنم
درو ببند و برو چطور به نظر میرسم؟
فوق العاده به نظر میرسید
جفتتون تقریبا یازدست، جورج باید بریم
منتظرتم برای یوجنیا پول میخوام
همینطور بوی خوبی میدی ممنونم
"بریم، ممنونم "زلاتا تقریبا ساعت یک و نیم برمیگردیم
برگه ها رو گرفتی؟ آره گرفتمشون، بریم
همشون پُرن، جورج
نگران نباشم، هنوز خوبیم نگران نباش
ممکنه شانس بهتری تو ششمی داشته باشیم زودباش
وایسا، جورج؟
خوبی؟ نمیخوام همش عرق کنم
به نظر خوب میای، به نظر خوب میای
اما نمیتونیم سرگردون باشیم نمیتونیم سرگردون باشیم
باید یه ماشین کرایه کنیم
آره، به گفتنش ادامه بده
ما امروز اینجا جمع شدیم
در حضور این شاهدان
با هدف اتحاد در ازدواج
جورج استبان گارآ
بنجامین آرتور هال
هرکی که اینجاست میخوام ازتون بخوام
سعی کنید به شغلتون فکر نکنید به ازدواجتون، کارای مدرستون
فردا باید چیکار کنید چیو امروز فراموش کردید
و بزارید رو انرژی هامون تمرکز منیم
و همه عشقمون
...رو این دو مرد که اینجان جورج و بن
حالا ازتون میخوام
اگه میشه احترام و پشتیبانیتون رو
برای این دو نفر
و عشقشون و زندگیشون و ازدواجشون باهم رو نشون بدید
آره، آره، آره آره
آره
یه سوالیه که باید بپرسم و به نظر جوابتون بدیهی میاد
ولی هنوز این یه سوال مهمه
آیا شما این تصمیم رو با اراده ی خودتون گرفتین؟
بله
اون هنوز روم سنگینی میکنه من فقط میدونم
چی فکر میکنی؟ نه، نه زودباش، زودباش
دور شو
یه کلوچه میخوای؟
ببخشید حرفتو قطع کردم من درستشون کردم
واقعا درستشون کردی؟ آره
...ببخشید روبرتو، میخوای
نه، مرسی
جورجی
راجبه من داره صحبت میکنه
سهمت، تد این قسمت جذابه
اُه، آره
باشه، بیا ببریمش خونه الان
نه، فقط داخل آشپرخونه
جورجی، دوست دارم
بچه ها، بچه ها، بچه ها، ساکت، ساکت
فقط میخوام یه چیزی بگم
وقتی همسرمو ملاقات کردم همسرم
الیوت، داشت با یه دوربین چرخ میزد
ویدئو های شگفت انگیز میساخت با مردمی که تو خیابون میدیدشون
...خلق صحنه هایی خارج از موقعیت های متداول
من فقط داشتم اولین رُمانم را تموم میکردم
و فورا فکر کردم که ما یه زوج عالی میشیم
دو روح مستقل، متعهد به هنرمون
بعدش شروع کردیم به بیرون رفتن
و گفتش که میخواد عموش بن رو ملاقات کنم
گفتم، خوب چرا عموت؟ الیوت گفت چون زمانی که مادرش درگذشت
عموش شخص مورد علاقش تو خانواده بود
ممنون، الیوت
شامل خواهر و برادر نمیشد، میندی
پس یه شب اومدیم اینجا
شماها به این آپارتمان نقل مکان کرده بودید
و جورج برامون اسپاگتی بلونز آماده کرده بود
نوشیدیم و خوندیم
و بیشتر نوشیدیم
و شگفت انگیز بود
و وقتی رفتیم
الیوت بهم گفت میخواستم جفتشون رو ملاقات کنی
چون اونا بیشتر از 20 ساله که با همدیگن
بنابراین متوجه شدم
خدای من، میخوام گریه کنم
فهمیدم که
اون به خاطر شماها بهم پیشنهاد داد
عشقتون، فداکاریتون اتحادتون با همدیگه
الگوهایی هستن که باید پیروی بشن
شاید این عشق، شاید این ازدواج
آخرین برای همیشه و بعدش باشه
به سلامتی بن و جورج ممنون، کیت
و به سلامتی پترا پترا
پترا ون کنت پترا، پترا، پترا، پترا
همه کسانی که در محدوده قلمرو کلیسا خدمت میکنن باید به خدا اعتقاد داشته باشن
اعتقاد به پشتیبانی عیسی مسیح
شرکت در دعا
احترام به اقتدار کلیسا
نه بردن یه موقعیت عمومی به کلیسای کاتولیک
میخوای برای من کل بیانیه ی شهود رو بخونی؟
بیانیه ی شهود مسیح جورج
امضاش کردی وقتی این شغل رو قبول کردی
چند وقته همدیگرو میشناسیم؟
دورازده ساله
باید بفهمیش چیو بفهمم؟
اون روز وقتیکه اعلام کردین که ازدواج کردید
تو جلسه ترم بهار
همتون میدونستید که بن و من باهم زندگی میکردیم
کلمه ای که تو قلمرو کلیسا گفته شد
بعدش یه نفر یه عکس به اسقف نشون داد
از تو و بن در پترا
تو فیسبوک، از همه جا
من نمیخواستم هیچ چیز رو متفاوت انجام بدم
نمگیم باید انجام میدادی، بن
اما اسقف شاد نبود
دانش آموزا چی؟
اونا رو از زمانی که بچه بودن میشناسم و والدینشون رو
خونم بودن و پیانو نواختن
با من و بن خوندند
تصمیم فورا تاثیرگذاره
جورج، بیا دعا کنیم
این مهمه که ایمانت رو زیر سوال نبری
خیلی ممنون پدر
من هنوز به مسیح به عنوان منجی باور دارم و این عوض نخواهد شد
اما تو این لحظه فکر کنم دوست دارم برای خودم دعا کنم
خب، بیا فراموش نکنیم که عامل املاک و مستغلات
اولین کمیسیون رو میگیره
تعاونی یک ماه رو میگیره
به اضافه پرداخت 5 درصد هزینه دولتی
یک ماه؟ این مضحکه چرا اونا هزینه دولت رو پرداخت میکنن؟
برای کم کردن اجاره ی ساختمان از تعاونی ها بیزارم
پیدا کردن یه مجتمع مسکونی تو منهتن سخته همیشه هم درست نیست
به هرحال، ما سعی میکنیم توضیح بدیم چرا اجاره کمکمون نمیکنه، چون
شما خونه من بودید، درسته؟
میدونی مالیات املاک من چقدره؟
سه هزار، برای کل سال
این پاکیپسیه، میندی پاکیپسی: شهرک صنعتی در جنوب شرقی نیویورک) روی رودخانه هادسون با جمعیت 29،654 نفر (و تاسیس شده در سال 2008 میلادی
اجاره ای که ما میتونیم در ماه بپردازیم هزارتاست
اگه یه استودیو پیدا کنیم، میشه 1500تا
و این خیلی سخته
منظورم اینه که ما هر ماه رو با 3000تا شروع میکنیم
و نمیتونید پیشنهادش کنید؟
خب، با تدریس خصوصیهای من و مستمریه بن
چرا شما به یه ماه عسل فانتزی نمیرید؟
میندی، این جزء کسب و کارت نیست
البته که هست در غیر اینصورت، من اینجا نبودم
من فقط میگم، پراوینستان هیچ مشکلی نداره
بشینید همه چیز مرتبه؟
آره، فقط میخوام باهاتون حرف بزنم
ما همه شما رو امروز اینجا دعوت کردیم، چون خب، شما خانواده هستید
داری بهمون میگی که طلاق گرفتید؟
این چیزیه که منم بهش فکر میکردم نه
...ما
ما باید آپارتمان رو بفروشیم
و ما درحال حاضر یه خریدار پیدا کردیم
پس خیلی زود باید نقل مکان کنیم
حالا، خیلی طول نمیکشه قبل از اینکه یه شغل دیگه گیر بیارم
و نبایدم طول بکشه قبل از اینکه ما یه آپارتمان دیگه پیدا کنیم
ضمنا
این فقط یک مرحله گذاره احتمالا فقط یک یا دو هفته
یه جایی برای موندن نیاز داریم
یه دقیقه صبر کن چیزیو اینجا از دست دادم؟
این هفته های آخر برای ما سخت شده بود، الیوت
از دست دادن شغل دنبال بیمه سلامت گشتن
به استراحت نیاز داریم آره
نقل مکان کردن از اینجا آخرین چیزیه که میخوایم
این فقط موقتیه
خیلی زود یه جای جدید پیدا میکنیم
عمو، نتاسفم اونجا یه ذره خشن بودم
بریم، الیوت مثبت فکر کن، بن
ممنون بابت آبجو
دوستون داریم بچه ها در طول هفته باهاتون تماس میگیرم
اینجائیم
شب بخیر، خداحافظ خداحافظ، مامان
احساس بدی دارم که نتونستم کمک کنم اما آپارتمانمو که دیدی
اشکالی نداره، میتونن با من بمونن
یه احساسی داشتم که اونا امیدوارن با یکی از ما تو شهر زندگی کنن
نگاه توی صورتشون رو ندیدی؟ راجبه چی حرف میزنی؟
دارم میگم، اونا نمیخوان شمال ایالت زندگی کنن
نمیتونم ببینمش
موقتیه درسته
شاید چیزی هست که بتونیم انجام بدیم
فکر کردم، قبلا همه اینارو حل کردیم میندی
من تنها کسی ام که اتاق اضافی دارم
نه، درباره اون نیست، میندی پاکیپسیه
آخرین بار کی اونجا بودی؟ مهم نیست
جورج، دانش آموز خصوصیاشو اینجا داره بن گالری هاشو داره
اونا لازمه دنبال یه آپارتمان بگردن
معنی نداره دو ساعت و نیم دورتر زندگی کنن
یک ساعت و نیمه نه با اتوبوس
با ماشین اونا رانندگی نمیکنن
میتونن خیلی خوب یاد بگیرن
جدی میگی؟ میندی خفه بمیر، عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.