The first 200 lines.
...آنچه گذشت
میریم یا میمونیم؟
باید بمونیم جواب میخوایم
به سایلس گفتم اگه خبری ازمون نشه صبر نکنه
مشکلی نیست دکتر بنت خودم جمعشون میکنم
همین الان خبرش بهم رسید نمونه آزمایشی جدید رسیده؟
متوجه شدم که این آخرین شانس منه که همه چیز رو درست کنم
اومدم پیشت که جواب بگیرم نه چیز دیگه ای
دوست داشته باشی یا نه تو الان داخل ماجرایی
!جنیفر استوار استوکس
من تحت بازجویی ام؟
مادرت خواست که حواسم بهت باشه
از هر چیزی که استفاده کردن ،اوماها رو نابود کنن
کلی ازش هست
با فرض اینکه مشکلی خونی نداشته باشه
میتونه برای هدفمون مناسب باشه
اوه
قرار شام با بنت ها دارم
بعدا چکش میکنم
موقع سحر شروع میکنیم
شما میرید به جهنم
خودتون میدونین نه؟
منم میرم به جهنم
شاید همین الانش هم اونجاییم
اون نقشه افتضاحه
کاری که الان میکنیم مهمه
-چون اگه فردا
-اگه با خون و دروغ ساخته بشه
از این به بعدش هم دروغ و خون میمونه
از این به بعدش هم دروغ و خون میمونه
-نه لطفا
A481 نمونه آزمایش
24سال سن
بدون اختلال در کارکرد خون
کارکرد ریه ها معمولی
ضربات قلب افزایش پیدا کرده ولی معمولیه
در انتظار قرار گرفتن در معرض آزمایش6.0
فقط چند ثانیه طول میکشه
...وایسا.این یعنی
کلر
همه رو با گاز مسموم کردن
اینطوری انجامش دادن
اینطوری اون همه آدم رو کشتن
با یکم تلاش میتونن کلی ازش درست کنن
با یکمی منابع گرون
-گار
بصورت شیمیایی با رطوبت داخل ترکیب میشه
که باعث تشنج شدید میشه
ریه ها مایع ترشح میکنن و باعث خفگی میشن
تا وقتی که از درون خودت غرق بشی
نمیتونن اینطوری قسر در برن
همین الانش هم قسر در رفتن
مگر اینکه یه کاری کنیم
کلر مایع قاعدتا بی رنگه
این چرا نیست؟
برای منم سواله
یه چیزی باید بهش اضافه شده باشه
باید اینو یه جای امن نگه داریم تا بفهمیم داستان چیه
زمان مرگ 8:22صبح
اینطوریه که فردا رو داریم
اینطوریه که فردا رو داریم
ارائه ای از پرشین گیک پدیا Tel:@persiangeekpedia Youtube:Persian Geek Pedia
دکتر بلشاو متاسفانه یه مشکلی داریم
پاهای قوی داری
از اینجا میتونم تشخیص بدم
خوش به حالت
بهت گفتن چرا چکمه هات رو ازت گرفتن؟
گفتن آم بخاطر اینکه فرار نکنم
شرط میبندم که میتونستی فرار کنی
اون پاهای کت و کلفت رو ببین
میتونی باهاشون از روی یه کپه سنگ هم رد بشی
من استوار جیدیس استوکس هستم
تو هم سایلس پلسکت هستی
جایی که باید نیستی
آره من--من فقط گم شده بودم
دوسش داری؟
بخش جمع آوری تسهیلات شماره یک رو میگم
آره بدک نیست
منظورم اینه که یجورایی عین زندگی توی زباله دونیه
یجوری میگی که انگار بده
بد نیست فقط آه یکم متفاوته
تو هم متفاوتی مگه نه سایلس؟
منم هستم
وقتی مثل بقیه نباشی
میتونی راه های متفاوت انجام یه سری کار ها رو نشونشون بدی
بعضی وقتا حتی قبل اینه که بفهمن از کجا خوردن
بدون پاکسازی،بیرون ترمینال خرابه چکار میکردی؟
بهت که گفتم فقط گم شده بودم
و میترسیدم که راه خونه رو بپرسم
چون نمیدونستم تو دردسر میوفتم یا نه
شاید اگه میپرسیدم الان --حداقل چکمه هام رو داشتم و
نه، باز همچنان اینجا میبودی
آره بفرستینش داخل
مسخره ام کردی؟
کاملا جدی ام
خیلی وقته ندیدمت جیدیس
تو اینجا داری بازرسی میکنی؟
آره یه سری مشکلات بود که دارم بهشون رسیدگی میکنم
وقتی زنت رو دیدم
منو با اسم کوچیک صدا نمیکرد
خب، اون یه سربازه
و شنیدم که الان تو سرباز میسازی
فکر میکنی میتونی تو کارت خوب باشی؟
شنیدم که دیرزو پیداش شده
یعنی همون دیروز باید متوجهش میشدم
یه دلیلی داره که بازداشت شده
داشتن دنبالش میگشتن که ازش بازجویی کنن
و بعدش مامورهای امنیتی دور برد مجبود به اقدام شدن که
که منجبر به تلفات شد
بخاطر همین توی اولویت قرار گرفت
گفت که گم شده بود
گفت نمیتونست تصمیم بگیره که آدرس رو بپرسه یا نه
باور میکنی؟
بعید نیست
خیلی تردید میکنه
خب نمیتونی اینکار بکنی سایلس
بجنب.کارمون اینجا تمومه
جواب سوال منو ندادی
فکر میکنی میتونه سرباز خوبی ازش ساخته بشه؟
شاید میتونه باشه
موافقم
...من فقط
یه حسی دارم
و اگه به هر روشی، باعث بشی پشیمون بشم
تو بیشتر پشیمون میشی
اونم همینطور
فرصت دوباره بهت داده نمیشه
دوباره گم نشو
من چکمه هات رو میارم
هوپ هی
هی میسن
م-م-من داش--من داشتم دنبالت میگشتم
جدی؟ --چطو--چطور
میدونی منم میخواستم ببینم حالت چطوره
و شنیدم که خواهرت داره میاد
-اوه، و اون
اون تئوری مخمرت احتمالا یه جرقه ای بوده براشون
خیلی چیز بزرگیه
آره آره ممنون فقط یکم زیاد بود
کلیتش البته آره
نه مطمئنم
...خب
...خب
دنبال من میگشتی؟
درسته آره
نه میخواستم ببینم که بعدا میتونیم با هم بریم بیرون
اما اصلا اصراری نیست
آره نه نه آره آره
من آم-- من امشب میام اینجا
میکروبیولوژی بخونم
پس آره هر وقت خواستی میتونی بیای اینجا
عالیه عالیه
خب، آمم من دیگه داشتم میرفتم
عالیه منظورم اینه که باشه
آره --آم
امشب میبینمت
لایلا- لطفا-
--چی- زمان زیادی نداریم-
هر لحظه ممکنه بیان ببرنت ازت بازجویی کنن
چی؟
من میدونم تو یا فیلیکس یا دخترا
اون شیشه آزمایشی رو از آزمایشگاه من برداشتید
نمیدونم چطور اینکارو کردی- چی؟-
...اما- چه شیشه ای؟درباره چی حرف میزنی؟-
لئو خواهش میکنم
اونا دارن میان
امروز صبح اومده بودن پیشم
تمام شیشه های آزمایشی حاوی یک نمونه مهمن
که مرتبط با عملیات سی آر ام هستن و توی
یه یخچال با سنسور امنیتی ذخیره شدن
میدونن که توی اون خاموشی یه شیشه گم شده
یه نمونه مرتبط با عملیات سی آر ام؟
فقط بس کن
نیازی نیست تظاهر کنی
فقط گوش بده، چون دارن میان
بهشون گفتم که یه جای دیگه گذاشتمش
اگه فقط بهم برش گردونی
دیگه تو خطر نیستم
تو و دخترات هم دیگه خطر نیستید
-میتونی
باشه باشه
من یه ساعت برای شام دیر رسیدم
به من نگاه کن.لطفا
فقط بذار من قایم شم بعد در رو باز کن و اونی که گفتم رو بهشون بگو
--اگه بهت بدی کردم- برو-
دارم میام
دکتر بنت
ازتون میخوایم که همراه ما بیاین
چند تا سوال باید ازتون بپرسیم
پدرم همیشه خوبی مردم رو دیده
همیشه سعی کرده تا دنیا رو از دید بقیه ی مردم ببینه
و این چیزیه در ازاش میگیره
میدونی، عموم هم همینطور بود
میدونی،انگار برای کارش ساخته شده بود معمولا
سر ملت کلاه میذاشت و همه چیشون رو میگرفت
اما باز
خوبی؟
آره هنوزم درد میکنه
من خوبم
وقتی اینجایی بهترم
No comments yet. Be the first to leave one.