Oblivion Verses

Oblivion Verses (Los versos del olvido)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Oblivion Verses (Los Versos del Olvido) 2017
Oblivion Verses 1080
Oblivion Verses 720
A Commentary by instagram_Filmkadeh
ترجمه و زیرنویس از سید مَهدی حداد

Tags

1080
720
Published on: 2020-06-06
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

فيلمکده تقديم ميکند

نویسنده و کارگردان علیرضا خاتمی

دنیا از بین رفته است، من باید تو را با خود ببرم """"""پل سلان 1970-1920"""""""

ترجمه و زیرنویس از سید مهدی حداد

این دفعه کی رو میخوان دفن کنن؟

بهم الهام شده که او پیر مرد بوده

هفتاد و شیش سالشه

اهل این اطرافم نیست

یک شب، پیراهن آبیِ ابریشمیش رو اتو کرد

چمدانش رو بست و خونه اش رو ترک کرد

در یادداشتی برای خانوادش نوشته که

میره به نزدیکترین ایستگاه اتوبوس

برای گرفتن اولین اتوبوسِ در حال حرکت، به هر مقصدی

وقتی که به مقصد برسه هرجا که باشه

شب را اونجا میمونه

صبح زود فرداش

دوباره اونجا رو ترک میکنه به نزدیکترین ایستگاه اتوبوس برای گرفتن اولین اتوبوس

دوباره به هر مقصدی که باشه

اینا چیزایی بود که تو یادداشتش بوده

و این شد که این آقا بعد از چهار ماه اینجا تموم میکنه

دارم بهت میگم

این پایان خوبی برای یه فیلمه

سلاااام؟

بله خانم چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟

صادقانه تسلیت میگم

متاسفم برای از دست دادنش

تسلیت میگم ، بانو

میشه بهم بگید که چطوری فوت کردن؟

چند سالش بود؟

خدا میدونه که چقدر زود رفت

ولی میشه بهم بگید

...شما

... چند سالتونه؟

من در خدمتتون هستم

از دیدنتون خوشحال شدم

خداحافظ خانم

آره، آره، آره

"فراموشی می سراید"

اینجا دیگه آخرشه

شناسایی شد

سلام

شما اینجا کار میکنید؟ - بله -

من گیج و گم شده ام

زیاد دور نیست؛ من شمارو میبرم - حتی با نقشه هم گم شده ام -

هفته گذشته هم گم شده بودم

قبر یه زنی رو پیدا کردم که هم اسم مادرم بود

کنار قبر نشستم

شروع به گریستن کردم

بعدش خانواده واقعیم رسید

تو با دخترعموت ازدواج کردی ، درسته؟

من شما رو میشناسم؟

برای اثبات عشقت، سه تا مرد رو با یک جفت قیچی پاره پاره کردی

و اینکار 15 سال زمان برد

من قبلا شما رو دیدم

ما باهم همبند بودیم

تو بعد از 2،679 روز آزاد شدی

چند روز؟ - 2،679 -

وقتی فهمیدی که عفو مشروط بهت خرده

و سیزده روز بعد آزادی

ازم درخواست کردی که یه نامه برا دخترعموت بنویسم

اسمت چیه؟

من هیچ اسمی یادم نمیمونه

تو همه چیزو یادت میاد ولی اسم رو نه؟؟؟

زیاد دور نیست

صبر کن

پس درسته که من ازت خواستم نامه برا دخترعموم بنویسی؟

"عشقم، امیدوارم این نامه حالتو خوب کنه"

به لطف خدا من خوبم

من سیزده روز دیگه آزاد خواهم بود

با توجه به اخلاق خوبم

حکمم کمتر شده

من روزها رو میشمارم

تا روزی که بتونم تو رو در آغوشم بگیرم

من دارم خوندن و نوشتن یاد میگیرم

و به خواست خدا می تونم به توهم یاد بدم

من خیلی بهت فکر میکنم

به زودی پیش همیم

خدا نگهدارت باشه

آمین

درسته من دیگه نامه براش ننوشتم

اون اونجاست

خودشه

صبرکن، دوستِ من

خواستم ازت تشکر کنم

خیلی سوال تو ذهنم مونده

چرا اونا حکمم رو کم کردن؟

تو به نگهبانا کمک میکردی

چه کمکی؟

گچ کاری

تو با گچ کاری بهشون کمک میکردی

ولی من هرگز با گچ کار نکردم

من هرگز تو ساخت و ساز نبودم

تو یه چیزایی میدونی؟

من کابوسای وحشتناکی دارم

.یا به من گفته شده

صبح روز بعد هیچی یادم نمیاد

همانطور که بهت گفتم حافظه خیلی بدی دارم

اما یه چیزی رو میدونم

قسم میخورم

که من هرگز با گچ کار نکردم

تو یه سطل برای گچ کاری داشتی

هر شب ، بعد از اعدامِ زندانیای سیاسی

اونا تو را به حیاطِ اعدام میبردن

کارِت این بود که خون های ریخته شده رو گچ بگیری

تو ساعت مچی های اجساد مرده را جمع میکردی

و فرداش اونا را در حیاط زندان به بقیه میفروختی

ای حرومزداه ی پیر

دروغگوی لعنتی

!حرومزاده

یه ماهیگیر و پسرش در ساحل یه کشف غافلگیرانه ای داشتند

هفت نهنگ به گِل نشستن

صدها داوطلب برای نجات اومدن

بابت ریختن سطل هایی از آب روی نهنگ ها

افسانه ای هست که این حیوانات مرموز را پیغام آور اقیانوس می خواند

کارشناسان هنوز نمی تونند توضیح بدن که چرا این موجودات

که باهوش ترین حیوانات روی زمین هستن اقدام به خودکشی می کنن

اما چندتا تئوری هست

کنار میدون بودم

باید دعوتنامه ها را جمع میکردم

به محض دیدن ماشین پلیس فهمیدم چه اتفاقی افتاده

پرتم کردن تو ماشین و درو بروم قفل کردن

یه دفعه... صدتا پلیس رسیدن

اونا گاز اشک آور پرت کردن و مردم رو میزدن

جمعیت چیزی جز سنگ نداشت که یکیش خورد به شیشه ماشینِ من

نمی تونستم دعوتنامه ها رو جمع کنم

باید یکی یکی تلفنی دعوت می کردیم

بعدِ کلیسا، ما میریم خونه

...شراب خوب و

حدود ساعت شیش بیا

اگه نیای، خانمم ناراحت میشه ها - میام اونجا -

با این شیشه احتیاط کن

میتونم خوب ببینم

اینجارو... دوباره اومد

چندبار میاد اینجا؟ - یکشنبه ی آخر هر ماه -

چند وقته که اینطوریه؟

با امروز میشه 249مین یکشنبه

چرا هیشکی بهش نمیگه؟

از وقتی که سردخونه جدید باز شده، دیگه جسدی اینجا نمیارن

فقط دوتا جنازه مونده

به زودی اینجا را میبندن

چشماتو ببند! ببندش! ببندش

چشماتو ببند کس دیگه ای هست؟

تنهایی؟

شیش، نه، دوازده

دوازده تا اتاقک سرد که ده تاش خالیه - !دوازده تا اتاقک سرد که ده تاش خالیه -

تو، اسمت چیه؟

هوووو... دارم باهات حرف میزنم

فقط خودتی؟ آقا؟

بلندش کن

همین جا

یالا.. حرکت کن

ادامه بده

وایسا

بشین رو زانوهات

اول دیگه نرو به سردخونه

دوم تو رو درب شمالی دفتر قبرستون پیاده میکنم

بهشون بگو که چشمات بسته بوده

محکم با سر زدنت زمین

با توجه به سنت و ضربه ای که خوردی، تو هیچی یادت نمیاد

هیچی ندیدی و نشنیدی خیلی مهمه

اونا زمان میخوان تا نظم پیدا کنند

با این همه تظاهرات، اونا نمیتونن ریسک کنن برن بیمارستان

بخاطر همین دنبال جایی هستن تا اجساد رو خالی کنن

بعدش

وانمود کنن که هیچ اتفاقی نیوفتاده

این آخر موقع رانندگی خورد میشه

چیزایی که بهت گفتم

وقتی یکی میمیره

دنیاهم باهاش میمیره

نه فقط یه دنیا، اما

دنیایی که باهاشون بوده

بیچاره عزیزهاشون

تنهایی بگرد به دنبال پایان داستان هاشون

هر داستانی، یه پایانی میخواد

998مین

چندتا دکتر اومد که او رو فقط دو هفته زنده نگه دارن

ولی او فقط منتظر دخترش بود که از خارج برگرده

دخترشو تبعید کرده بودن

بعدش که به اصطلاح دموکراسی اومد

او برگشت

اما دخترش پیش مادرش موند

او دوباره ازدواج کرد ولی دیگه بچه دار نشد

او هیجده ساله که دخترشو ندیده

درآخر، دخترش اومد

او دو دقیقه بعد از دیدن دخترش فوت کرد

بعدش، من زن سابقش رو توجیه کردم که بیاد سر قبر

او اینجا میاد

واقعا؟

کاملا

خیلی خب، برو

برو دفتر و بهشون بگو چی شده

بهشون بگو که سرت ضرب دیده

برو رفیق، برو

اینجا فقط قبرستون نیست

همه کسایی که اینجان منشی، کارفرما، مدیر

تاجر، وزیر، حتی رئیس جمهور هم به اینجا ختم میشن

ما مسئولیت سیاسی فرهنگی هم داریم

تو باید بدونی اینارو

چرا یکشنبه اینجا بودی؟

من هفت روز هفته رو کار میکنم - این غیر قانونه -

Oblivion Verses subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left