The first 174 lines.
!آلیس روندو سان
!حاضر
!کولوئه اوبرت سان
!حاضر
.خیلی خب، همگی حاضرن
...همونطور که قبلاً گفته بودم
من آخر این دورۀ تحصیلی .آکادمی رو ترک میکنم
...سنسه
...با این چهرۀ غمگین بهم نگاه نکنید
.هر وقت بتونم یه سری بهتون میزنم
!هوم... نمیخواد به خودت زحمت بدی
،راست میگه !تازه خیلی هم خوبه که داری میری
.لازم نیست اینقدر سخت بگیرید
.واقعاً که، هیچوقت با احساسـشون صادق نیستن
ریمورو سنسه، واقعاً بهمون سر میزنی؟
!البته که سر میزنم
،ولی با این حال .هنوز یک ماه فرصت داریم
درضمن شما هم فعلاً ...امتحانات نهایی ـتون رو پیش رو دارید
!پس حسابی باید تلاشتون رو بکنید
آه... امتحانات نهایی؟
!ریمورو سنسه، من اومدم
اوه! نوبت کلاس تیس سنسه شده، ها؟
!بفرمایید
بچهها، نبینم برای تیس سنسه !دردسری درست کنید، ها
.ما هیچوقت دردسر درست نمیکنیم
...تیس سنسه با ما به شهر گوراتول سفر کرد
.و الانم رابطۀ خیلی خوبی با هم داره
.درسته، همگی بچههای خیلی خوبی هستن
بچههای خوب، ها؟
،پس تیس سنسه .کلاس رو میسپارم به شما
.البته
ریمورو سنسه، میخوای چیکار کنی؟
.حتماً میخواد بره یه گوشه چرت بزنه
!نچ! نچ! نچ
آلیس کون، شاید به قیافه ـم نیاد !ولی من سرم خیلی شلوغه
!پس تا دیداری دوباره
!ریمورو سنسه، به سلامت
.خیلی خب، بیاید کلاسمون رو شروع کنیم
!چـــــشم
.به نظر میاد، خوب با بچهها کنار اومده
.درسته
با این حساب میتونم اونا رو .به تیس سنسه بسپارم
...خیلی خب
.درسته، من سرم خیلی شلوغه
نه تنها باید حواسم ...به بچههای آکادمی آزاد باشه
بلکه برای کشور هیولاها .یعنی تمپستِ خودمون، کلی کارا انجام بدم
...ولی با این حال
با مهارتِ حرکت فضایی که با تجزیه و تحلیل .روح هوا بدست آورده بودم، سفر کردنم راحت شده
خوبه خوبه، خوشحالم که امروزم .تمپست در آرامشه
.اسم من "ریمورو تمپست" ـه و یه اسلایمـم
،وقتی یه آدم بودم ...توی یه حادثه، چاقو خوردم
...و مردم
ولی توی این دنیا .به صورت یه اسلام تناسخ پیدا کردم
...با ولدورا، اژدهای توفان دوست شدم
...کشور هیولاها رو ساختم
...برای محافظت از اونا جنگیدم
...حسرتی که شیزو سان داشت
...یعنی بچهها رو
.تونستم به سلامتی نجات بدم
.حالا دیگه خیالم از اونا راحته
.زمان معلمی منم دیگه داره تموم میشه
خدایی که تا اینجاش ...پر از پستی و بلندی بوده
...البته لحظات سختی هم داشتیم
مگه نه، رانگا؟ .امیدوارم که این آرامش تا ابد ادامه داشته باشه
قسمت 25
زندگی پر مشغلۀ ریمورو
من و ارباب شیاطین کاریون ...اتفاقات زیادی رو پشت سر گذاشتیم
ولی با امضای پیمان عدم تجاوز .به تمام این خصومتها پایان دادیم
...بعد پیشنهاد کاریون رو پذیرفتم
و تصمیم گرفتیم که اتحادیۀ جورا تمپست ...و پادشاهی حیوانات، یورازانیا
اتحادیۀ جورا تمپست
پادشاهی حیوانات یورازانیا
.به کشورهای همدیگه سفیر اعزام کنن
من بنیمارو رو ...به عنوان رهبر این هیئت منصوب کردم
.و ریگورو، به عنوان دستیارش
!ریگورو، واسه خودت دیگه مردی شدی
امروزم روز مهمیه .که قراره این هیئت عازم بشه
و منم به خاطر این رویداد .به تمپست برگشتم
.خوبه... بدک نبود
...اوه... این شکلش یه مقداری سخته
.ریمورو ساما، ببخشید منتظرت گذاشتیم
.ما چند تا لباس تشریفاتی براتون آماده کردیم
!مـ... ممنون
چطوره همین الان .اونا رو یه امتحانی کنم
،این با چیزی که فکر میکردم ...کمی متفاوته
پس نظرتون درمورد این چیه؟
...ها!؟ خب این یکی هم، چطور بگم
!من اینا رو بهتون پیشنهاد میکنم
!ریمورو ساما، فوقالعاده شدی
!خیلی بهت میاد
...ببینید، شونا، شیون
به نظرتون برای امروز یه چیز سنگین و رسمی، مناسبـتر نیست؟
یه چیز سنگین و رسمی؟
.این رویداد برای آیندۀ تمپست خیلی مهمه
برای همین میخوام اونا رو .با احترام روانه کنم
!که اینطور
!از این لباسای سنگین و رسمی که میخوای، داریم
!آهای، داره شروع میشه
!زنده باد ریمورو ساما
!ای ول به ریمورو ساما مگه نه، گوبوزو؟
!خیلی خفن شدی
!گابیرو ساما، تو هم خفنی
!دقیقاً
.بدک نیست
!ارباب، خیلی بهت میاد
!همگی ساکت باشید
افراد، در این سفر !بهترینها رو برای شما آرزومندم
فقط همین؟
پس واقعاً خیلی کوتاه بود، نه؟
.باشه، پس کمی بیشتر میگم
تمپست، نسبت به قبلش ...خیلی پیشرفت کرده
ولی هنوز به عنوان یه کشور .کم و کسر زیاد داره
اگه بتونیم با یورازانیا ...رابطۀ خوبی برقرار کنیم
میتونیم چیزای مفیدی که اون کشور داره رو ...به اینجا سرازیر کنیم
و اینجوری تمپست رو .از الانشم پیشرفتهتر کنیم
...هرچند
دشتهای شرقی
...ارباب شیاطین کاریون، حاکم یوزازانیا
استانهای غربی
تمپست
ملت بالداران فولبروسیا
پادشاهی حیوانات یورازانیا
کوهستان کوشا
رود آملد
"معروفه به "ارباب حیوانات ...که یه عشق مبارزه است
و احتمالاً عقیده داره که ."!همه چیز به قدرت بستگی داره"
،اگه حس کردید قراره درگیری بشه !سریع برگردید
!هدف ما جنگ نیست
اینه که بفهمیم ملتهای ما میتونن .همدیگه رو درک کنن و باهم کنار بیان یا نه
...درسته که این به نفع تمپسته
ولی نیازی نیست .به خودمون بیش از حد فشار بیاریم
!پس روتون حساب میکنم
!اطاعت
!ریمورو ساما، واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم
...نازی... نازی
درواقع این من بودم .که باید به این سفر میرفتم
...نه! تا وقتی امن بودن سفر تأیید نشده
به نظرم بهتره وارد قلمروی .یه ارباب شیاطین نشید
شخصاً بررسی میکنم که آیا .ارباب شیاطین کاریون قابل اعتماده یا نه
!روت حساب میکنم
!حواست باشه، ها به هیچ عنوان دعوا نکنی، باشه؟
.لازم نیست نگران باشی
!چقدر قابل اتکاست !بنیمارو هم دیگه بزرگ شده، ها
!ریگورو، شما هم موفق باشید
ممنون، تا اونجا که بتونیم .تجربه کسب میکنیم
!پس ما دیگه میریم
!حسابی خوش بگذرونید
!سفر بخیــــر
!موفق باشیــــــد
!اونی ساما، مراقب خودت باش
!بچه ها، به سلامت
اولین گام برای یه آیندۀ امیدبخش، ها؟
امیدوارم به زودی ...روابط دیپلماتیک برقرار بشه
و هر دو ملت .بیش از پیش پیشرفت کنن
به این ترتیب اولین هیئت از کشور ما .عازم سفر شدن
و ما هم در اینجا، باید برای هیئت اعزامی یورازانیا .خودمون رو آماده کنیم
خوبه خوبه، به نظر میاد .سالن پذیرایی به موقع حاضر میشه
آشپزها در چه حالن؟
...بله
شونا ساما .داره روی کارشون نظارت میکنه
همگی زود یاد میگیرن .و خوب دارن پیش میرن
...بذار ببینم .چطوره کمی نمکش رو بیشتر کنی
...درمورد کارکنای سالن پذیرایی
.وستا دونو داره اونا رو راهنمایی میکنه
فکر کنم رعایت آداب و رسوم .از نقاط قوت اونه
.واقعاً که نجیب زادگی تو خونشه
...خب... بعدش
تاریخ بازدید شما .از کشور نظامی کوتولهها مشخص شده
...آره، باید با شاه گازل شخصاً دیدار کنم
تا بازم به خاطر برقراری .روابط دیپلماتیک با تمپست، ازش تشکر کنم
تازه از دخالت میلیم ...توی قضیۀ کاریبودیس هم خیلی دلخوره
.پس باید شخصاً براش توضیح بدم
!ترینی سان
!روز بخیر، ریمیرو ساما
No comments yet. Be the first to leave one.