The first 200 lines.
خواهر شیاو که,صبح بخیر
خواهر شیاو که, صبح بخیر
صبح بخیر
یاو یاو, صبح بخیر
خواهر شیاو که, صبح بخیر
لی تیان ژن
بیدارش نکن
بیدار نمیشه
داره میاد
قاتل شما اومد
چند وقته که دارین راجب من حرف میزنین؟
الان موقع حرف زدن راجب یوانه
یا
میتونید بیاین تو دفتر من تا راجبش حرف بزنیم
مدیر منگ, ما راجب شما حرف نمیزدیم
بی گناهیم
صبح بخیر
تا چهار صبح بیدار بودم
لطفا تا قبل از ساعت نه بیدارم نکنید
لی تیان ژن
مردی که تو رو عذاب میده اینجاست
مدیر منگ, صبح بخیر
بیا تو دفترم
برو
خوشحال باش
تازه اول روزه
ببین چی میگم, ها شیاو
از یه چیزی خیلی مطمئنم
اون بده
اصلا
منصفانه نیست
مدیر منگ
این طرح رو ببر دم خونه ی آقای دینگ
تمام شب سرش شلوغ بوده
حتما گرفته خوابیده
توش هم آدرس
و هم کد ورود به خونه هست
برو تو خونه
اینو بذار اونجا و برگرد
متوجه شدی؟
مفهومه
تکرار کن
با این کد درو باز میکنم
و میرم تو
طرح رو میزارم اونجا و میام
همینه دیگه
همینه
مدیر منگ
شما و مدیر دینگ
رابطه ی خوبی باهم دارین
خیلی خوبه که خانواده شم میشناسین
حتی کد ورود به خونه شونم بلدی
رئیس گوا بهم گفت
یه جمله رو به ذهنت بسپار
هر چی بیشتر بدونی, بیشتر تو دردسر میوفتی
دنبال دردسر بیشتری میگردی؟
همین الان میرم
برگرد
میدونم عین پری های تو قصه نیستی
و آدم ها رو هم اینجوری تهدید نمیکنی
ولی میخوام قبل از اینکه منو بشناسی
یه نگاه تو آینه بندازی
صورت مو نشستم
مسواک نزدم
...همچنین مو هامو
مدیر منگ
کار زیاد باعث شده که موهام ژولیده پولیده بشه
داری جلوی من پز میدی
ساده و بی آلایش بودن
خیلی خوب جواب میده
ولی فراموش نکن
که تو یه معماری
حد اقل به سر و وضعت برس
تا یکم بر و رو بگیری
لطفا, قبل از رفتن
برو به خودت برس
باشه؟
باشه
هی
خیلی تند تند راه میری
اینو برات خریدم
عاشقتم
تو شرکتیم
مسخره ات کرد؟
میگه سر و وضعم خوب نیست
ژولیده و پولیده ام
اگه به خودتم نرسی
بازم خوشگلی
میرم خونه تا به خودم برسم
کوکوا ی مهربونم
سرم شلوغه
خب
شیش, چهار
هفت
...شما
سلام
من کارمند شرکتم
اومدم طرح رو بدم به آقای دینگ
رمز رو
رئیسم بهم گفت
...میشه بپرسم شما
من همسر دینگ یان مینگم
ببخشید
من خبر نداشتم که مدیر دینگ
مزدوجن
این طرح
مال مدیر دینگه
حالا که شما اینجایین
بدین بهش
مرسی
من دیگه میرم
ببخشید
صبر کن
نوش جان تون
بسه, خیلی شد
رئیس گوا, مدیر دینگ
بیا بشین
غذا های این رستوران
خیلی خوشمزه ست
باید حسابی بخوری
پس اصلا خوش نیومدم
خیلی وقته ندیده بودمت
مرسی
کارآموز جدید چطوره؟
راجب لی تیان ژن حرف میزنی
با استعداده
ستیزه جو و عاقله
و اغلب تا دیر وقت بیدار میمونه
و زنده یاری میکنه
خیلی خوبه
اصلا نترس
تا حالا نشنیده بودم که
یکی رو تحسین کنه
گفتنش خیلی مشکله
من دارم کار میکنم
اصلا براش متاسف نیستم
همه چی بستگی به اون داره
اگه چیزی رو خراب نکنه خوبه
خیلی بی رحمی
بهش میگن مدیر سر سخت
مدیر دینگ
غذای محبوبته
مرسی
غذاتونو بخورید
تا باهم بحث کنیم
قراره راجب یه موضوعی حرف بزنیم
روستای یان شیا
شنیدم اونجا برای خودش یه شهری شده
ما چند تا نیرو به اونجا فرستادیم
و کارمند های کهنه کار مون مشغول
تحلیل و تجزیه اون مکان شدن
ما هم باید دست به کار شیم
همون جور که فکر میکردم
ولی
یکی قبل از ما دست به کار شده
یه گروه بزرگ
اون آدما و سازمان شون
تقریبا
به روستای یان شو رسیدن
واقعا گروه بزرگین
خیلی هم سریع کار میکنن
سریع کار کردن فایده ای نداره
باید سخت تلاش کنی
لی تیان ژن از قبل
شروع به جمع کردن اطلاعات شده
تو این چند روز نخوابیده
تو از قبل دست به کار شدی
به چی نیاز داریم
واضح بگو
من کمتر از شیش ماهه که اینجام
افراد بیشتری از تو میشناسم
از خودم خجالت میکشم
منو سرزنش کن
منو به خاطر اینکه صبور نیستم سرزنش کن
به خاطر بی مهریم
شما خیلی وقته که تو شین می هستی
خیلی بیشتر از من همه جا رو میشناسین
همه دوست دارن به شما نزدیک بشن
مسخره نکن
تو هم جوونی و هم خوش قول
همه تحسینت میکنن
یالا یالا
بیا, مدیر منگ
میبینم که شما خیلی باهم خوبین
منم خیلی خوشحالم
ولی پروژه قدیمی
آخراشه
یه طراح خوب داره
امیدوارم
شما ها, بیخیالش نشین
و رقابت سالم رو فراموش کنید
تو این مورد باید مهارت تونو نشون بدین
و طراحی بی نظیر کنید
نگران نباش
بیا
به سلامتی
به سلامتی
عصر بخیر
مدیر منگ
مدیر منگ, مدیر منگ
No comments yet. Be the first to leave one.